TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.53K
Photos
390
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #1425 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #1424 1.04K
این کتابچه کوچیک دوستان کمک زیادی میکنه، به اینکه بتونیم عادت مطالعه رو در خود تقویت کرده و با نگاه باز‌تر و هدفمند‌تر به کتاب‌خوانی رویی بیاوریم.
نیم ساعت وقتتون رو میگره حتما براش وقت بذارید که کمک زیادی بهتون میکنه ان شاءالله...
Post #1423 1.59K
دقت کرده‌ایی به نفس انسان که معمولاً سعی در حفظ شخصیتش را دارد و تحقیری نمی‌پذیرد.
همین نفس که در دلِ تاریکی نیمه شب آن لحظه‌هایی که چشمی او را نمی‌بیند و کسی او را نمی‌شنود، یکی یکی خطاهایش را با ندامت بازگو میکند.
زجه می‌زند و خودش رسوا میکند.
هیچ حسی شبیه رسوا کردن خودت نزد الله قلب آدمی را سبک نمیکند.
عجیب است تنها در این قاب است که تا خودت را کوچک‌تر میکنی، راضی‌تری.🥀
Post #1422 1.07K
چشمانت را ببند واین آیات را آنی زندگی کن.
در ناکجا آباد دنیا و این همه دزدان قلب و‌نفس
گم شدنمان عادی است
اما خوشبحال کسی که تماس اضطراری را بلد باشد
همان دو قطره اشک نیمه شب
همان سجده طولانی
بی‌شک پیدا می‌شویم و به منزلگاه امن خود برمیگردیم
آنجا که؛ ابریشم پوشیده‌ایی، تا چشم سو کند همه جا سبز زمردی
و این فضلی بزرگ از جانب پروردگار توست
منتظر باش
که همه منتظر‌یم...
میخوایی انتظارت زود‌تر بگذرد
این کلام سهل شده را باری دیگر دریاب عزیز من...🥀
Post #1421 1.02K
بهانه تو چه‌ است؟!!!
Post #1417 1.07K
وردة حمراء🥀 و زندگی اینجا در جریان است... در انباری 😍 حوصله نداشته دو تا پر و چوب اضافه بیاره
سلام ما اومدیم
Post #1416 1.06K
رفته بود شهر خونه اقوام درجه اول.
تکیه داده بود به دیوار سکو، و به بزرگترها که تو حیاط حرف می‌زدن گوش سپرده بود.
یکیشون وسط حرف نگاهی بهش انداخت گفت: لباس‌های این بچه چرا اینجوریه.
و بقیه نگاهش کردن...

چرا؟
من که به گمان خودم لباس نو‌هام تنم بود.
امشب به شکل عجیبی دلم برای اون دخترکِ دهاتی که شهر رفته بود و از لباس‌هاش ایراد گرفتن بغض کرده.

حرفشون رو شنید و چیزی نگفت، اما خیلی دلش به حال خودش سوخت و ناخن‌هاشو هی پشت سرش بهم می‌مالید.

باورکنید بچه‌ها همه‌چی رو می‌شنوند، حتی اگر واکنشی هم نشان ندن.
شاید اون لحظه سکوت کنند اما تلخی اون حرف شبی یقه‌شونو میگیره حتی اگر بزرگ بشن و کلی لباس نو هم داشته‌باشن.

نمی‌دونم چرا اینا رو اینجا می‌نویسم و شاید ازم بعید باشه اما امشب گریه‌کردم برا اون دختر تکیه به دیوار داده دلشکسته که اون لحظه آرزو کرد
کاش شهر نمی‌اومد یا حداقل لباس‌هاش نو بودن....
#خاطرات
Post #1415 1.07K
مهم‌ترین اتفاقی که در رنج دیدن آدمی است، نزدیکی به خداوند است.
به قول ابن‌قیم: «در هر مرض و ناخوشی برای مومن به حکم خداوند شفاست.»

بله گاهی برای شفای قلبت باید درد بکشی...
دردی از جنسِ بریدن از هر چیزی که تو را در مسیرِ راه مشغول کند.🤍
Post #1409 1.04K
دقت کرده‌اید، این روزها غزه هر روزش شبیه عاشوراست...
تنهایی غزه به مانند حسین
هر روز دریایِ خون کودکان، ظلم، تشنگی و گرسنگی...
و در آخر پرده از نقاب دورویان و نا‌برادران برداشته‌شدن...

دعا کنیم به مانند رهایی موسی از دست فرعون، تاریخ انبیاء در غزه تکرار شود...

امین🤍
Post #1408 1.3K
در مقابل هر اعتراضی که می‌شنوم همیشه یاد او با آن حرف مشهورش در ذهنم تداعی میشود.
شاید برای ما حرف، اما واقعاً آن جمله برای او باوری عمیق شده بود.

عزیزی بود در جمعِ دوستان ما هر بار کسی شکایت یا واکنش منفی نشان می‌داد، در مقابل هر ابتلای بزرگ گرفته تا رنجشش از گرمایِ یک ظهر تابستانی، میگفت: اینجا که بهشت نیست عزیزِ من...

قدرت‌و‌معنای عمیق این حرف غیر از سکوت چاره‌ای برای ما باقی نمی‌گذاشت.

این روزها با نبود او، باز این جمله رمزی‌ است که بین ما به یادگار مانده، که اگر در صبرانه‌هایمان شکافی ایجاد شود سریع با آن پینه‌اش کنیم که ردِ خستگی جا نماند.
این جمله سدی محکم است ‌‌و به نفس اجازه گله‌گی‌های بی‌حاصل را نمی‌دهد که نکند سیلاب ناشکری، کلبه امیدوتلاشمان را نابود کند.

چه خوب است که کسی باشد زودبه‌زود در این کم‌طاقتی‌های ما یادت آورد:
این بی‌قراری دیگر چیست
اینجا که بهشت نیست عزیزِ من..
.

🖊ورده
Post #1406 990
و زندگی اینجا در جریان است...
در انباری 😍
حوصله نداشته دو تا پر و چوب اضافه بیاره
Post #1404 1.13K
ایمان، امنیت فکریِ عجیبی به دنبال دارد.
در پسِ هر پیش آمدی خصوصاً ناگواری‌های زندگی؛ همان‌های که چنبره می‌زنند به قلب و همچون دزدی کارکشته آرامشش را می‌قاپند، برخورد‌ها متفاوت است‌.
فرقِ مومن در این مواقع خوب به چشم می‌خورد، او که با نَفَسی عمیق ایمانش را احیاء میکند و خوب می‌داند سختی‌های دنیا هر اندازه غول‌پیکر و سخت‌جان هم باشند باز عاقبتی غیر از فنا ندارند.
مومن می‌داند آنچه در دنیاست گذراست اما اثرش ماندنی و آمدنی، کافیست تشخیص دهد کجا صبر بکارد کجا شکر!

این ذهنیت و باور گذرا بودن دنیا آرامش عجیبی برای قلب‌های مضطرب به ارمغان می‌آورد و باعث میشود، همانند انسانی عادی خود را نبازد و راحت‌تر از سختی‌های زندگی گذر کند؛ چراکه مومن می‌داند سفر او مقصد دیگری دارد؛ مقصدی به سوی ابدیت...

فکر معاد یا درست‌تر بگویم بهشت اندیشی معنایِ عجیبی می‌دهد به چگونه گذر کردن‌های ما‌.
باید این گذرا بودن را باور کنی و مطمئن شوی به آمدنِ آن روز؛ چرا که هر چیز آمدنی نزدیک است هر چند نفس بذر تردیدِ دوری را در دلت بکارد.
بهشت با ارزش است و هر چیز با ارزشی با شناختش مشخص می‌شود، بشناسش و مهم‌تر از آن راه‌های منتهی به آن را.
بعد از این شناخت تا رسیدن فقط صبوری کردن است و بس.

🖊ورده
Post #1402 1.17K
ابر موج وار بر صفحه آسمان
و پرستو بال می‌زد در آن گستردگیِ آبینه
صدایِ آشنایی در کوچه
صدایِ خنده‌های حینِ بازی
بویِ گلِ محمدیِ لم داده در پشتِ‌بام
و خش‌خشِ رادیویِ پدربزرگ
عطر پیچیده‌ی مربایِ زردآلو در حیاط
دستانِ حنا زده من و مادربزرگ
و اما کولی دادن‌های پدر...

مگر پیِ چه می‌گشتیم
که همه‌یِ اینها گم شد...
پیِ بزرگ‌شدن یعنی؟!

🖊ورده
Post #1400 1.34K
میگفت: صبوری میکنم و هر لحظه در حال شِکوه بود، این صبر نیست عزیز من؛ صبر حاملِ رضایت است🍃
Post #1398 1.08K
فضیلت روزه گرفتن در ماه محرم

پیامبر ﷺ فرمودند: «أَفْضَلُ الصِّيَامِ بَعْدَ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ الْمُحَرَّمُ».
📚 [رواه مسلم ۱۱۶۳]
(با فضیلت‌ترین روزه بعد از روزهٔ ماه رمضان، روزهٔ ماهِ الله، ماه محرم است.)
Post #1397 1.17K
یک لحظاتی هست، یک لحظاتی در زندگی انسان، که گمان میکنی زمان ایستاده و تو در هوا معلقی، مغزت به جایی قد نمی‌دهد، هیچ تصمیمی قلبت را از بلاتکلیفی رها نمی‌کند.
انگار واژه‌ها عقیم‌اند و ناکارآمدتر از آن که بتوانند آنچه در تنهاییت به دوش می‌کشی را برای کسی به تصویر بکشند.
نمی‌دانم شاید قرار بر این است به تنهایی عبور کنی.

انگار ندایی هر لحظه در درونت می‌گوید:
بگذار عمیق‌ترین لایه توکلت را بشناسی تا عاجزانه به آن چنگ بزنی، اصلا شاید حکمت این تنگنا همین است از همه بریدن و رها شدن و فقط رو به قاموس او کردن‌.

انگار انسان که دستش از همه کوتاه شد بهتر وصل می‌شود و امیدوارانه‌تر منتظر می‌‌ماند؛ و ثمره این انتظار بی‌نهایت شیرین است به مانند خوشیِ طلوع اولین پرتوهایِ نور بر تاریکی آسمان، به مانند تولدِ اولین جوانه بر شاخه خشک زمستان.

باید به خودت یاد آور شوی، کافیست متوکلانه منتظر بمانی و دلتنگی‌هایت را با دعا و صبر تیمار کنی، شک‌ نکن طلوع نزدیک است و درخت ایمان به زودی جوانه می‌زند...
این حسن‌ظن را نگه‌دار؛ باورکن تک‌بندی است که این روز‌ها قلبت را نگه داشته...

🖊ورده
Post #1395 1.08K
📌 سیر عادی‌سازی همجنسگرایی

از زبان بازیگر مشهور آمریکایی در ۴۰ سال قبل 🧐😐

ببینید و بیندیشید چگونه طراحی آینده با برنامه ریزی را از چند دهه قبل انجام میدهند!
Post #1394 987
ئه‌و کاتانەی دڵت نوقمی گریانێکه
ڕەنجه‌ڕۆیه
تاریکیه
ڕێگا دوورەو ئامانج گوومه
له ناخت دا هاوار دەکی
تۆ بڵێی جارێکی‌که لێم دیار که‌وێ ئاسۆی دەمەو ئێوارێ
له ژێر سێبەری دار چنارێک
زەرده خەنه‌ی
تێکەڵ ببێت لەگەڵ زەرده‌ی خۆر هەتاوا
غەم بار بکات
ئه‌سرین بمرێ
وزەی خەنده جارێکی‌که
به دیاری بێت بێ ماڵ ئاوا

🖊وه‌رده
Post #1393 965
وردة حمراء🥀 حس میکنم هر گوشه ی این دنیا کوچک است تا ماوای من با این غم بزرگ باشد ... مگر حرمت ! که نیمه شبی، فقط مال من باشد ... ورده @vardeahmar
کعبه؛ آن سنگ و نشانی که راه گم نشود...
Post #1390 1.14K
درحال مرور آیاتی از سوره بقره بودم که در دل با خود میگفتم: «کاش نگاهی به تفاسیر این آیات می‌انداختم» باز ندایی دیگر در درونم میگفت: «حالا که الان حافظه و حوصله یاری میکند کمی بیشتر بخوانم.»

کمی گذشت و حدود یک ربع تا اذان ظهر باقی مانده بود برای دوری از ابطال وقت گفتم فایل صوتی گوش بدهم. یادم آمد یک هفته پیش فایل صوتی دانلود کرده بودم که هنوز گوش نداده‌ام؛ در کمال ناباوری آن فایل، تفسیر همان آیاتی بود که حین مرور نیتش را داشتم.
از این دسته اتفاقات برای همه پیش آمده است، چه‌بسا بوده گاهی سوالی در ذهنت می‌پیچد و باد فراموشی آن را از سرت وا میکند؛ اما بعد از مدتی جواب خود به سمتت می‌آید.
پیش آمده دعایی حدیثی در جایی می‌شنویم که میخواهی حفظش کنی و بار‌ها شده لای پیام دوستی یا پست‌ کانالی یا در بند کتابی برایت ارسال میشود.
همیشه با خودم فکر میکنم ممکن است این اتفاقی باشد؟!
به گمان مومن، بی‌شک خیر.

مومن این را همان اراده خیر پروردگار می‌داند، همان سکینه و آرامشی که به تعبیر قرآن ازدیاد ایمان بر ایمان است.
کسی که این هدیه را دریافت کرده آن هم فقط با نیتی قلبی یا با تمنایی خیر و گاهی حتی با یک بار گذراندنش از ذهن، معنی این آیه را عمیق‌تر درک میکند.

آنجا پروردگار می‌فرماید:

«...فَيُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» ابراهیم

... پس الله هر که را بخواهد، گمراه و هر که را بخواهد، هدایت می کند.و او توانای چیره و حکیم است.

اینجاست می‌دانی این خواست الله متعال برای هدایتت و هر روز تکمیل شدن این نور در راستای خواسته خود توست، همان دغدغه‌ها و نیت‌هایت و هر آنچه تو در پی‌ش هستی...

و هدایت به دور از توفیق نیست...

🖊ورده
#یومیات
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →