TGViewer
Channel Public Channel
وردة حمراء🥀

وردة حمراء🥀

@vardeahmar

و گاهی دیدن چه آرام خستگی چشمانت را می‌تکاند، همانند دیدن یک‌ گل‌سرخ ...
صفحه‌ای شخصی شبیه همان دفتر خاطرات...

@vardeahmar
Subscribers
1.53K
Photos
390
Videos
27
Links
28

Showing posts older than #1390 · Back to latest

Older Posts 15 shown
Post #1389 944
در این کلبه دل ما عشق در جریان است ...
شومینه مهر هر دم گرم‌تر میشود ...
و قهقهه‌ی شمعدانی‌های روی طاقچه به گوش میرسد ...
اما غم با نگاه هیزِ خود دور کلبه‌ی ما می‌پلکد ...
چه در سر دارد؟
نمی‌دانم...

🖊ورده
Post #1386 1.01K
شب از نیمه گذشته، تاریکی با سکوت دست به یکی کرده و چون غارتگری چموش همه جا را گرفته‌اند، نترس این میدان فقط تیک‌تاک ساعت است که گویا با سکوت سر جدال دارد.
امشب حتی آن کور سوی تیر برق کوچه هم از این اتاق رو بر گرفته و تاریکی حکم فرماست.

کم‌کم اثر دارو‌های بی‌حسی کم رنگ شده و درد همچون تیغی نیمه‌تیز وجودم را سلاغی می‌کند و منی که با زمزمه کردن حمد قصد تسلیم شدن ندارم.

با آنکه تمنای عافیت باید سرلوحه دعاهایمان باشد؛ اما از اینکه گاهی جسم وجانم را در درماندگی ببینم بدم نمی‌آید.
بدم نمی‌آید نفسم مومن‌تر شود به کلام پروردگام آنجا که می‌فرماید: انسان ضعیف آفریده شده، این ضعف‌ها را باید چشید که مبادا غفلت و غره‌گی به ما رو کند.
نفس باید بفهمد اگر مصیبتی به او برسد کسی یارایش نیست و به تنهایی با ناملایماتش روبرو میشود. درست شبیه روبرو شدن با مصیبتِ مرگ.
بگذار نفسم ببیند کسی درد او را به دوش نمی‌کشد حتی اندکی از آن را، دقیقا به مانند اثر اعمالش در جهانی دیگر که همه تو را فدای نجات خود می‌کنند.  تو خود باید هر نیک و بدت را بچشی حتی اگر ذره‌ایی باشد.

این مواقع همیشه به قدرت ایمان فکر میکنم به این جهان‌بینی عمیق به حکمت نهفته در پسِ هر پیش‌آمدی، که حتما قاصد پیام خیر دارد، حتی اگر درک نشود و چه خوشبخت باشد کسی که پیام را درست فهم کند.

بی‌شک انسان لازم است قبل از آن تنهایی و بیچارگی حقیقی، نمایی از آن را اینجا لمس کند؛ تا که قلبش مطمئن‌تر شود و البته محتاط‌تر...

در این هزار توی افکار گم شده‌ام، و در دلم تمنای طلوع را دارم با وجود علاقه‌ام به تاریکی، اما کاش زودتر صبح شود و دست خورشید به تن نازک خانه برسد.
منتظرم نور لای پلک‌هایم بنشیند و این سیاهی امشب رخت برکند، هرچند پر از عبرت است...

🖊ورده
Post #1385 924
تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي
وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ
إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ


(سوره مائده، آیه ۱۱۶)

تو بر آنچه در دل و جان دارم آگاهی،
در حالی‌ که من از آنچه در ذات توست
آگاهی ندارم.
تنها تویی دانا به نهانی‌ها.
Post #1384 1.02K
الحمدلله 🤍
۰۳/۰۴/۱۰
Post #1383 1.23K
وقتهایی که دعا میکنم و عزیزترین‌هایم از ذهنم می‌گذرند، چه آنهای که هستند و چه کسانی که هستند و بی‌خبرم از حالشان و هم آنهایی که دیگر نیستند.
حسِ نافع بودن دعا آرامش عجیبی به قلبم هدیه می‌دهد که میتوانم بذری برایشان بکارم که بی‌شک رشد میکند.

در کدام مکتبی این ایدئولوژی اسلام وجود دارد که آدم‌ها چه باشند چه نباشد میتوانی حست را با دعایی روانه قلبشان کنی هم دلتنگیت فروکش کند هم برایشان سودمند باشی.
باشد آنها دلتنگیشان برای هم را با چه درمان میکنند همیشه برایم سوال است؟!!

واقعا دعا سلاح بزرگیست برای عرضه کردنِ حب و وفا به عزیزانمان.

بیشتر دعا کنیم بگذار یادکردنمان پر خیر باشد برای هم...

#دعا
Post #1382 1.02K
گیرم که می‌زنید
گیرم که می‌برید
گیرم که می‌‌کشید
با رویش ناگزیر جوانه‌ چه می‌کنید؟

 #غزه‌خونین
Post #1375 1.12K
همه جا نشان تو...
Post #1374 888
اللهم صل علی محمد و علی ال محمد 🤍
Post #1373 981
-پدر
+جانم

-من کی اینقدر بزرگ شدم؟

+روزی که خودتم یادت نمیاد
همان روز که برای آخرین بار با عروسکات بازی کردی
Post #1372 989
از نیکی‌های جدید برای گناهان قدیم یاری جویید [زیرا] شما برای از بین رفتن گناهی کهنه چیزی بهتر از نیکی نو نخواهید یافت و من در کتاب الله تأیید این سخن را می‌یابم که:

﴿إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ﴾ [هود: ۱۱۴]

(خوبی‌ها، بدی‌ها را از میان می‌برد).

ـ حسن بصری رحمه الله

📖(تفسیر ابن ابی حاتم)
Post #1369 965
هجمه غم که بر قلبت خیمه زد
نه با چشم مدارا می‌کند
نه با قلم دوستی
نه دمی را با دوست نشستن
این سایه شوم
شاید
فقط در سکوت به تماشا کردن
بگذرد...

🖊ورده
Post #1368 1.73K
تقریباً ۱۶ سال سن داشتم که برای مسافرت به خانه عمویم در تهران رفته بودم.
مدتی را آنجا ماندم و شبی برای شام پسر عمویِ پدرم دعوتمان کرد. من و زن‌عمویم آماده شده و همراه عمو رفتیم، بماند که چندین ساعت در ترافیک‌های وحشتناک تهران زیر تابش مستقیم آفتاب سوختیم.
سرِ راه عمو که دست خالی نباشیم یک جعبه شیرینی تازه و خوشمزه هم خرید.
منی که دوری راه و ترافیک خسته‌ام کرده بود و البته گرسنه، جعبه را باز کرده و شیرینیِ نارگیلی را در آوردم.
چیدمانشان را مرتب کردم که شک نکنند یکی از آن کم شده‌است.
ساعت‌ از دوازده شب گذشته بود و آماده برگشتن شدیم. در راه بازگشت خانم میزبان زنگ زد و کلی بابت فراموش کردنِ گذاشتن شیرینی از زن عموم معذرت خواهی کرد.
به محض قطع کردن گوشی منم گفتم: عجب دروغی آدم چه طور مهمان شیرینی بیاورد و فراموش کند!!!
حالا خوب شد من سهمم را ازش خوردم.
از تهران برگشتم و از آن قضاوت و غیبتِ ناپسندِ آن شبم سالها گذشت.

نور هدایت آمد و منی که تمام حواسم در تعاملاتم آن بود که کسی را قضاوت یا غیبت نکنم.
تا اینکه شبی مهمان داشتیم، بعد از شام دیسِ شیرینی را چیدم و از آنجایی که مجلس مختلط نبود وسایل پذیرایی را اتاق مردان فرستادم و به کلی فراموش کردم برای اتاق زنان شیرینی بیاورم و تا رفتن مهمان‌ها اصلا متوجه نشدم آن هم با برگشتن دیس پذیراییِ مردان.

بعد از آن شب چندی گذشت روزی که درخانه تنها بودم دو تن از دوستانم عصری زنگ زدند برای دیدنم بیایند.
جعبه شیرینی هم با خود آورده بودند، درکمال ناباوری من باز فراموش کردم شیرینی را صرف کنم و وقت رفتنشان متوجه شدم.

این خاطره را بازگو کردم که بگویم قضاوت‌هایمان حتما روزی با ما روبرو می‌شوند و چه بسا سنگین‌تر.
اگرچه سالها بگذرد و منش و مرام آدمی هم تغییر کند باز دِینی است که فقط با ابتلا شدنِ خودت پس داده میشود و گاهی حتی دو بار تا بیشتر درس بگیری و فراموشت نشود.

🖊ورده
Post #1365 855
مهار نکردن نفس در مقابل لذت و‌خوشی‌های آنی، نفس را سرکش و غافل بار می‌آورد.
نفسی که در مقابل غذایی ناسالم، خوابِ زیاد، خریدی غیرضروری دست نکشد، بی‌شک عادت به خود مراقبتی و پرهیزکاری در او شکل نمی‌گیرد.

کنترل نفس در امور مباح، گذشتن از حرام‌ها را آسان میکند، همانطور که مداومت بر سنت فرض‌ها را زینت می‌بخشد.
میخواهم بگویم شاخک‌های حسی قلب بسیار حساس است و در مقابل هیچ امری راحت نمی‌گذرد، مگر اینکه اثرش را در آدمی به جا می‌گذارد و عمل تو تعیین میکند اثری ناپسند یا نیک..‌.

از این رو باید محتاطانه با هر آنچه در حوالی‌ ما روی می‌دهد برخورد کرد و در مقابل هر امری از خود پرسید تاثیر این قول یا فعل بر نفس من چه بوده و چه اثراتی در زندگی من بر جایی خواهد گذاشت‌ که قطعاً ماندگار می‌شود.

برای مثال آنکه تنبلی را از سر وا کرده و روزش را با خواب‌های غیر ضروری شب نمیکند راحت‌تر می‌تواند از خواب نیمه شب جهت استغغار سحر و نمازی در دل تاریکی از جایِ خوابش دل بکند.

یا کسی که در روزهای عادی از پرخوری پرهیز میکند، روزه گرفتن برای او امری آسان‌تر است.

این را باید همیشه به یاد داشت عزم و اراده انسان در روزمرگی‌هایش عادات او را شکل می‌دهند و عادات سرنوشتش را...

بله دوست من با لشکر عزم می‌توان شکست سپاه خواهشات نفس را حتمی و پیمودن راه بندگی را هموار کرد.

🖊ورده
Post #1364 797
زندگی نوعی وصله کردن است و چگونه وصله کردن یک هنر.
در مسیری که عجین‌شده با تلو خوردن‌های آنی و سکندری‌های پی‌درپی، زخم برداشتن زیاد اتفاق می‌افتد، التیام این زخم‌ها صبر میخواهد و حکمتی که تسریع ببخشد درمان را.

این تن ملال آور که روحی در او اسیر است، هم سو بودن این دو، مشعل راه میشود.

گاهی کارزاری روی میدهد؛ جسم زخمیست، قلب نجوا سر میدهد و می‌سروید جاودانگی را، عقل شلاقِ منطق بدست قصد رام این مرکب را دارد و روح در تقلای صلح در این صحنه است.

میان این همه هیاهو، آراستگی دنیا، کارزار درون، غربتِ حق‌ و ضعف نفس باز باید جنگند‌ه‌تر ماند و این فرصت بی‌همتا به نام زندگی را زندگی کرد.

پینه کرد غم‌ها را با صبر، آرزوها را با همت و کاستی‌هایش را با تلاشی بیشتر.

روزی جسم می‌آرامد در خاک، قلب از تقلا‌یِ زدن دست می‌کشد و روح من را با خود می برد، به انتها می‌رسد این کارزار.

باشد که آخر این کارزار، سکوتِ باغ‌های بهشت باشد که فقط با چهچه‌ی گنجشک‌های آن بشکند‌‌.
دست نباید کشید تا تعبیر این رویا...


🖊ورده

@vardeahmar
Post #1355 836
و امشب ماه در لابه‌لایِ ابرها با من بازیش گرفته
تا صبح هم دلبری کنی خسته نمی‌شوم از زیبایی تو
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →