ابر موج وار بر صفحه آسمان
و پرستو بال میزد در آن گستردگیِ آبینه
صدایِ آشنایی در کوچه
صدایِ خندههای حینِ بازی
بویِ گلِ محمدیِ لم داده در پشتِبام
و خشخشِ رادیویِ پدربزرگ
عطر پیچیدهی مربایِ زردآلو در حیاط
دستانِ حنا زده من و مادربزرگ
و اما کولی دادنهای پدر...
مگر پیِ چه میگشتیم
که همهیِ اینها گم شد...
پیِ بزرگشدن یعنی؟!
🖊ورده
Post #1402
1.17K