TGViewer
آموزش زبان عربی با متون داستانی آموزش زبان عربی با متون داستانی @taaribedastani · 3.12K subscribers
Post #786 89
#من_او
#فصل_پنجم
#قسمت_سی_و_سوم
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
تا وقتی که بچه‌ها از مدرسه برگشتند، مامانی دو ـ سه بار مجبور شد در را باز کند. هر بار صدای کلونِ زنانه بلند می‌شد و ننه می‌رفت پشتِ در. بعد می‌دوید و می‌گفت:

ـ خانم! خیالم با شما هستند. خانم فخرالتجار یا دخترِ آمیز ابراهیم یا والده‌ی آقا پرویزِ مونث (به مهندس می‌گفت!)

بعد، مامانی می‌رفت و در را باز می‌کرد، اما مهمان تو نمی‌آمد. همان‌جا پشتِ در توی دالان می‌ایستاد و می‌گفت:

ـ غرض از مزاحمت، دوست داشتیم مقرر بفرمایید یک وقتی را که مصدع‌تان شویم.

ـ این نقل‌ها چیست؟ قدم‌تان سرِ چشم! درِ این کلبه‌ی درویشی همیشه بازه، اجاقش هم پردود.

ـ برقرار باشید، اما می‌خواستیم یک وقتی مزاحم بشویم که مریم خانم هم باشند…

ـ مریم؟!! (مامانی کمی صبر می‌کرد که غیظ و هیجانش فروکش کند. بعد آب دهانش را قورت می‌داد و می‌گفت) شما مریم را کجا دیده‌اید؟

إِلَى أَنْ عَادَ الْأَوْلَادُ مِنَ الْمَدْرَسَةِ، كَانَتْ أُمِّي قَدِ اضْطُرَّتْ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثًا إِلَى فَتْحِ الْبَابِ. فِي كُلِّ مَرَّةٍ كَانَ صَوْتُ حَلَقَةِ النِّسَاءِ يُسْمَعُ، فَتَذْهَبُ الْمَرْبِيَةُ إِلَى الْبَابِ، ثُمَّ تَعُودُ رَاكِضَةً وَتَقُولُ:

ـ يَا سَيِّدَتِي! أَظُنُّ أَنَّ الزِّيَارَةَ لَكِ. السَّيِّدَةُ فَخْرُ التُّجَّارِ، أَوِ ابْنَةُ الْمِيرْزَا إِبْرَاهِيمَ، أَوْ وَالِدَةُ آغا بَرْوِيزَ الْمُونَّثِ! (وَكَانَتْ تُسَمِّيهِ الْمُهَنْدِسَ!)

تَذْهَبُ أُمِّي وَتَفْتَحُ الْبَابَ، غَيْرَ أَنَّ الضَّيْفَ لَا يَدْخُلُ. يَبْقَى وَاقِفًا هُنَاكَ خَلْفَ الْبَابِ فِي الدِّهْلِيزِ وَيَقُولُ:

ـ الْغَرَضُ مِنَ الْمُضَايَقَةِ أَنْ تَتَكَرَّمُوا بِتَحْدِيدِ وَقْتٍ نَزُورُكُمْ فِيهِ.

ـ مَا هَذَا الْكَلَامُ؟! أَقْدَامُكُمْ عَلَى أَعْيُنِنَا! بَابُ هَذِهِ الْكُوخِ الدَّرْوِيشِيَّةِ مَفْتُوحٌ دَائِمًا، وَمَوْقِدُهَا لَا يَخْبُو.

ـ أَبْقَاكُمُ اللهُ، غَيْرَ أَنَّنَا نَوَدُّ أَنْ نَزُورَكُمْ فِي وَقْتٍ تَكُونُ فِيهِ السَّيِّدَةُ مَرْيَمُ حَاضِرَةً أَيْضًا…

ـ مَرْيَمُ؟!! (تَنْتَظِرُ أُمِّي قَلِيلًا حَتَّى يَخْفُتَ غَضَبُهَا وَهَيَجَانُهَا، ثُمَّ تَبْلَعُ رِيقَهَا وَتَقُولُ:) أَيْنَ رَأَيْتُمْ مَرْيَمَ؟!

🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
ادامه دارد...
#الأناه
#الفصل_الخامس
#آموزش_عربی
https://t.me/taaribedastani
  • 🙏 2
More from @taaribedastani
  1. Sep 25, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_دوم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 درویش خواست برود، اما کریم با دل‌خوری…
  2. Sep 23, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_یکم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 مجتبا، کریم را آرام کرد و گفت: - خب،…
  3. Sep 13, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی‌ام 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 عاقبت زنگ تعطیلی خورد. همه از مدرسه بیرو…
  4. Sep 8, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌ونهم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 علی در ساعت‌های بعدی حواسش به درس نب…
  5. Sep 1, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌وهشتم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 علی با این که بیش‌تر از خنده‌ی بچه‌ها…
  6. Aug 26, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌وهفتم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 با قیافه‌ای مظلوم از قاجار پرسید: - و…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →