#من_او
#فصل_پنجم
#قسمت_بیستوهفتم
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
با قیافهای مظلوم از قاجار پرسید:
- واقعا چانهی شما مثل انگلیسیهاست.
قاجار سر تکان داد و دوباره با دو انگشت چانهی باریکش را گرفت. کریم انگار که فیلسوفانه مسألهای را حل کرده باشد، گفت:
- پس بگو! من گفتم از آن آغا محمد خانِ مخنث کاری بر نمیآید! پس کار، کار انگلیسه!
یکی زودتر از بقیه فهمید و پقی زد زیر خنده. کمکم بقیه هم فهمیدند و شروع کردند به خندیدن. قاجار بدجوری از جا در رفت. بلند شد و با هیکل گندهاش به سمتِ کریم هجوم آورد، اما بچهها جلو او را گرفتند:
- کریم ریقو! شوخی هم حدی داره… خیلی…
زبانش بند آمده بود. بغضش گرفت. برای این که بچهها گریهاش را نبینند، از کلاس بیرون رفت. بچهها هنوز هم میخندیدند و به کریم دستخوش میگفتند.
مجتبا کتابش را بست و از جا بلند شد. هنوز بچهها میخندیدند. او بیاعتنا بلند شد. دستش را محکم روی میز کوبید. بچهها ساکت شدند. به کریم نگاهی کرد. صدایش از خشم میلرزید:
-کریم! کارِ شما بیادبی بود. باید از قاجار معذرت بخواهی. علی! شما هم نخند. این حرفها خنده نداره. گریه داره. با آبروی مردم نباید بازی کرد…
سَأَلَ قاجارَ بِمَلَامِحَ مَظْلُومَةٍ:
«أَحَقًّا ذَقَنُكَ تُشْبِهُ ذَقَنَ الْإِنْجِلِيزِ؟»
هَزَّ قاجارُ رَأْسَهُ، وَأَمْسَكَ مِنْ جَدِيدٍ ذَقَنَهُ النَّحِيفَ بَيْنَ إِصْبَعَيْهِ. وَقَالَ كَرِيمٌ، كَأَنَّهُ حَلَّ مَسْأَلَةً فَلْسَفِيَّةً:
«إِذَنْ قُلْ هَكَذَا! أَنَا قُلْتُ إِنَّ ذَلِكَ الآغَا مُحَمَّدَ خَانَ الْمُخَنَّثَ لَا يُرْجَى مِنْهُ عَمَلٌ! إِذَنْ، فَالْأَمْرُ عَمَلُ الْإِنْجِلِيزِ!»
فَهِمَ أَحَدُهُمْ الْمَغْزَى قَبْلَ الْبَاقِينَ، فَانْفَجَرَ ضَاحِكًا. وَشَيْئًا فَشَيْئًا فَهِمَ الْبَاقُونَ أَيْضًا، فَبَدَأُوا يَضْحَكُونَ. فَقَدَ قاجارُ أَعْصَابَهُ بِشِدَّةٍ. نَهَضَ، وَهَجَمَ بِهَيْكَلِهِ الضَّخْمِ نَحْوَ كَرِيمٍ، لَكِنَّ الْأَوْلَادَ حَالُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَهُ، فَصَرَخَ:
«يَا كَرِيمُ، أَيُّهَا الضَّئِيلُ! لِلْمِزَاحِ حَدٌّ أَيْضًا… كَثِيرٌ…»
انْعَقَدَ لِسَانُهُ، وَأَخَذَتْهُ الْعَبْرَةُ. وَلِكَيْ لَا يَرَى الْأَوْلَادُ دُمُوعَهُ، خَرَجَ مِنَ الصَّفِّ. وَمَا زَالَ الْأَوْلَادُ يَضْحَكُونَ، وَيَقُولُونَ لِكَرِيمٍ بِسُخْرِيَةٍ: «أَحْسَنْتَ!»
أَغْلَقَ مُجْتَبَى كِتَابَهُ وَنَهَضَ مِنْ مَكَانِهِ. وَمَا زَالَ الْأَوْلَادُ يَضْحَكُونَ. نَهَضَ غَيْرَ مُبَالٍ بِهِمْ، وَضَرَبَ بِيَدِهِ بِشِدَّةٍ عَلَى الطَّاوِلَةِ، فَسَكَتَ الْأَوْلَادُ. نَظَرَ إِلَى كَرِيمٍ، وَكَانَ صَوْتُهُ يَرْتَعِشُ مِنَ الْغَضَبِ:
«يَا كَرِيمُ! مَا فَعَلْتَهُ كَانَ قِلَّةَ أَدَبٍ، وَيَجِبُ أَنْ تَعْتَذِرَ إِلَى قاجارَ. يَا عَلِيُّ! كُفَّ عَنِ الضَّحِكِ أَنْتَ أَيْضًا. هَذِهِ الْكَلِمَاتُ لَيْسَتْ لِلضَّحِكِ، بَلْ لِلْبُكَاءِ. لَا يَجُوزُ أَنْ نَعْبَثَ بِكَرَامَةِ النَّاسِ…»
🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
ادامه دارد...
#الأناه
#الفصل_الخامس
#آموزش_عربی
https://t.me/taaribedastani
Post #767
621
- 👏 2