TGViewer
آموزش زبان عربی با متون داستانی آموزش زبان عربی با متون داستانی @taaribedastani · 3.13K subscribers
Post #782 327
#من_او
#فصل_پنجم
#قسمت_سی_و_یکم
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

مجتبا، کریم را آرام کرد و گفت:
- خب، البته شما هم حرفِ بدی زدی. کارِ شما دور از ادب بود. حق داشت که عصبانی شود و به ناظم چغلی کند...
- غلط کرده. چه حقی داشته؟ من خشتکش...

علی میانِ صحبتش پرید و گفت:
- بچه‌ی خیلی بدی هم نیست. بالاخره آدمه!
- خره! حواست کجاست؟ اون... اون قاجارِ فیل‌مصب، آدمه؟!

- خب آره. آدم هست... البته یک کمی هم آدم نیست... ولی بدبخته. گناه داره. ببین چه‌قدر ترسوست! می‌گفت از جن می‌ترسد؛ مخصوصا امروز عصر که پدر و مادرش نیستند...
حَاوَلَ مُجْتَبَى أَنْ يُهَدِّئَ كَرِيمًا، فَقَالَ لَهُ:

— حَسَنًا، لَكِنَّكَ أَنْتَ أَيْضًا قُلْتَ كَلَامًا سَيِّئًا. كَانَ تَصَرُّفُكَ قَلِيلَ الْأَدَبِ، وَمِنْ حَقِّهِ أَنْ يَغْضَبَ وَيَشِيَ بِكَ لَدَى نَاظِرِ الْمَدْرَسَةِ…

— تَبًّا لَهُ! وَمَا حَقُّهُ فِي ذَلِكَ؟ أَنَا لَأُصَفِّيَنَّ حِسَابِي...

فَقَاطَعَهُ عَلِيٌّ قَائِلًا:

— إِنَّهُ لَيْسَ سَيِّئًا جِدًّا. فِي النِّهَايَةِ، هُوَ إِنْسَانٌ!

— يَا أَحْمَقُ! أَيْنَ ذَهَبَ عَقْلُكَ؟ هَذَا الْقَاجَارُ ابْنُ الْفِيلِ… إِنْسَانٌ؟!

— بَلَى، هُوَ إِنْسَانٌ… وَإِنْ كَانَ يَنْقُصُهُ شَيْءٌ مِنَ الْإِنْسَانِيَّةِ أَحْيَانًا. لَكِنَّهُ مِسْكِينٌ، يُشْفَقُ عَلَيْهِ. اُنْظُرْ كَمْ هُوَ خَائِفٌ! قَالَ إِنَّهُ يَخَافُ مِنَ الْجِنِّ، خَاصَّةً فِي مَسَاءِ الْيَوْمِ، حِينَ لَا يَكُونُ أَبَوَاهُ فِي الْبَيْتِ…


♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

کریم مهلت نداد و با عصبانیت گفت:

- همه می‌دانند که از جن می‌ترسد، این که چیزِ متاعی نیست... با همه‌ی این حرف و حدیث‌هاتان، من خشتکش را می‌کشم روی سرش. اگر شماها هم امروز به قاعده‌ی من فلک می‌شدید...
درویش مصطفا پشتِ آن‌ها بود و می‌خواست از کنارشان بگذرد. کریم هم‌چنان داد و فریاد می‌کرد. درویش با آن ریش و لباسِ سرتاپا سفید و کشکولِ نقره‌ای، «یا علی مددی» گفت و بچه‌ها را به خود آورد. مجتبا و علی زود کنار پریدند و سلام کردند اما کریم کنار نرفت. با دست اشاره کرد که درویش از بغلش رد شود. درویش همان‌طور که «یا علی مددی» می‌گفت از کنارشان رد شد. بعد ناگهان ایستاد، برگشت و به چشم‌های کریم خیره شد. به جای کریم، مجتبا و علی تاب نیاوردند. سرشان را پایین انداختند، اما کریم زل زد توی چشم‌هایش. درویش مصطفا دستی به شانه‌ی کریم زد و گفت:

اولاً کسی که ادب نداره حکماً بی‌ادبه. ثانیاً آن که بی‌ادب باشد، گر به پیری رسد عجب باشد… یا علی مددی…

لَمْ يُمْهِلْهُ كَرِيمٌ حَتَّى يُكْمِلَ كَلَامَهُ، وَقَالَ غَاضِبًا:

— كُلُّنَا نَعْلَمُ أَنَّهُ يَخَافُ مِنَ الْجِنِّ؛ وَلَيْسَ فِي هَذَا شَيْءٌ جَدِيدٌ… وَمَهْمَا قُلْتُمَا، فَسَأُلَقِّنُهُ دَرْسًا لَنْ يَنْسَاهُ. لَوْ ذُقْتُمَا الْيَوْمَ الضَّرْبَ بِالْفَلَكَةِ مِثْلَمَا ذُقْتُهُ، لَمَا لُمْتُمَانِي عَلَى مَا أَفْعَلُ بِهِ…

كَانَ الدَّرْوِيشُ مُصْطَفَى يَمْشِي خَلْفَهُمْ، وَيُرِيدُ أَنْ يَمُرَّ مِنْ جَانِبِهِمْ، وَكَانَ كَرِيمٌ لَا يَزَالُ يَصْرُخُ وَيَصِيحُ. فَقَالَ الدَّرْوِيشُ بِلِحْيَتِهِ وَثِيَابِهِ الْبَيْضَاءِ مِنَ الرَّأْسِ حَتَّى الْقَدَمِ وَكَشْكُولِهِ الْفِضِّيِّ: «يَا عَلِيُّ مَدَدْ»، فَانْتَبَهَ الْأَوْلَادُ.

تَنَحَّى مُجْتَبَى وَعَلِيٌّ عَنْ طَرِيقِهِ وَسَلَّمَا عَلَيْهِ، أَمَّا كَرِيمٌ فَلَمْ يَتَنَحَّ، بَلْ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى الدَّرْوِيشِ أَنْ يَمُرَّ مِنْ جَانِبِهِ. فَمَرَّ الدَّرْوِيشُ وَهُوَ يُرَدِّدُ: «يَا عَلِيُّ مَدَدْ!»
ثُمَّ وَقَفَ فَجْأَةً، وَالْتَفَتَ، وَحَدَّقَ فِي عَيْنَيْ كَرِيمٍ.

وَلَمْ يَحْتَمِلْ مُجْتَبَى وَعَلِيٌّ النَّظَرَ؛ فَأَطْرَقَا بِرَأْسَيْهِمَا، أَمَّا كَرِيمٌ فَحَدَّقَ فِي عَيْنَيِ الدَّرْوِيشِ. فَوَضَعَ الدَّرْوِيشُ مُصْطَفَى يَدَهُ عَلَى كَتِفِ كَرِيمٍ، وَقَالَ:

— أَوَّلًا، مَنْ لَا أَدَبَ لَهُ فَهُوَ قَلِيلُ الْأَدَبِ حَتْمًا. وَثَانِيًا، مَنْ كَانَ قَلِيلَ الْأَدَبِ، فَعَجَبٌ إِنْ بَلَغَ مِنَ الْعُمْرِ مَشِيبًا… يَا عَلِيُّ مَدَدْ!


🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
ادامه دارد...
#الأناه
#الفصل_الخامس
#آموزش_عربی
https://t.me/taaribedastani
  • 👏 1
More from @taaribedastani
  1. Sep 27, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_سوم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 تا وقتی که بچه‌ها از مدرسه برگشتند، م…
  2. Sep 25, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_دوم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 درویش خواست برود، اما کریم با دل‌خوری…
  3. Sep 13, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی‌ام 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 عاقبت زنگ تعطیلی خورد. همه از مدرسه بیرو…
  4. Sep 8, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌ونهم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 علی در ساعت‌های بعدی حواسش به درس نب…
  5. Sep 1, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌وهشتم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 علی با این که بیش‌تر از خنده‌ی بچه‌ها…
  6. Aug 26, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌وهفتم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 با قیافه‌ای مظلوم از قاجار پرسید: - و…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →