TGViewer
آموزش زبان عربی با متون داستانی آموزش زبان عربی با متون داستانی @taaribedastani · 3.13K subscribers
Post #753 660
#من_او
#فصل_پنجم
#قسمت_بیست‌وسوم
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

علی خندید. در دل نگران بود. امروز هم دیر به مدرسه می‌رسیدند. لباسِ پیش‌آهنگی هم نپوشیده بود. به کریم تشر زد که تندتر قدم بردارد. هفت کور را دید که از دیروز کلی جلو آمده بودند. هر چه شاهی در جیب داشت به آن‌ها داد و گفت:

- من نمی‌توانم صبر کنم تا شماها دانه‌دانه جا عوض کنید. خودتان نفری یکی بردارید و جا عوض کنید…

هفت‌تایی با هم گفتند:

- حق عوضت بده.

شروع کردند جا عوض کردن. صفِ هفت‌کور با حرکتی کند جلو می‌رفت. تخته‌های مغازه‌ها، یکی‌یکی، برداشته می‌شد و روزیِ نو آغاز می‌شد. در راه مغازه‌دارها به علی سلام می‌کردند و هر کدام چیزی می‌گفتند:

- آقاجون را سلام بده.

- آقا کِی از مسافرت برمی‌گردند؟ دیر کرده‌اند. هر سال این موقع چشم‌مان به جمال‌شان روشن شده بود…

- از ابوی چه خبر؟ فقط قند می‌آورند، یا چیزِ دیگری هم می‌آورند؟

- سلامِ ما را به حاج فتاح برسانی‌ها!

ضَحِكَ عَلِيٌّ، غَيْرَ أَنَّ الْقَلَقَ كَانَ يَعْتَصِرُ قَلْبَهُ؛ فَسَيَتَأَخَّرَانِ عَنِ الْمَدْرَسَةِ الْيَوْمَ أَيْضًا، فَضْلًا عَنْ أَنَّهُ لَمْ يَرْتَدِ بَدْلَةَ الْكَشَّافَةِ. زَجَرَ كَرِيمًا أَنْ يُسْرِعَ الْخُطَى. رَأَى السَّبْعَةَ الْعُمْيَانَ وَقَدْ تَقَدَّمُوا كَثِيرًا عَمَّا كَانُوا عَلَيْهِ بِالْأَمْسِ، فَأَعْطَاهُمْ مَا كَانَ فِي جَيْبِهِ مِنْ قُرُوشٍ، وَقَالَ:

ـ لَا أَسْتَطِيعُ الِانْتِظَارَ حَتَّى تَتَبَادَلُوا أَمَاكِنَكُمْ وَاحِدًا وَاحِدًا. خُذُوا كُلٌّ مِنْكُمْ نَصِيبَهُ وَغَيِّرُوا أَمَاكِنَكُمْ بِأَنْفُسِكُمْ.

فَأَجَابُوا بِصَوْتٍ وَاحِدٍ:

ـ جَزَاكَ اللهُ خَيْرًا.

ثُمَّ بَدَأُوا يَتَبَادَلُونَ أَمَاكِنَهُمْ. كَانَ صَفُّ الْعُمْيَانِ يَتَقَدَّمُ بِبُطْءٍ، وَكَانَتْ أَلْوَاحُ الدَّكَاكِينِ تُرْفَعُ وَاحِدًا وَاحِدًا، وَيَبْدَأُ يَوْمٌ جَدِيدٌ. وَفِي الطَّرِيقِ كَانَ أَصْحَابُ الْمَحَلَّاتِ يُلْقُونَ التَّحِيَّةَ عَلَى عَلِيٍّ وَيَقُولُ كُلٌّ مِنْهُمْ شَيْئًا:

ـ سَلِّمْ عَلَى جَدِّكَ.

ـ مَتَى يَعُودُ الْحَاجُّ مِنْ سَفَرِهِ؟ لَقَدْ تَأَخَّرَ. كُنَّا نَرَاهُ فِي هَذَا الْوَقْتِ مِنْ كُلِّ عَامٍ.

ـ مَا أَخْبَارُ جَدِّكَ؟ هَلْ يَأْتِي بِالسُّكَّرِ فَحَسْبُ، أَمْ بِأَشْيَاءَ أُخْرَى أَيْضًا؟

ـ لَا تَنْسَ أَنْ تُبَلِّغَ سَلَامَنَا إِلَى الْحَاجِّ فَتَّاحٍ!


🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳🌳
ادامه دارد...
#الأناه
#الفصل_الخامس
#آموزش_عربی

https://t.me/taaribedastani
  • ❤ 2
  • 👍 1
More from @taaribedastani
  1. Sep 27, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_سوم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 تا وقتی که بچه‌ها از مدرسه برگشتند، م…
  2. Sep 25, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_دوم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 درویش خواست برود، اما کریم با دل‌خوری…
  3. Sep 23, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی_و_یکم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 مجتبا، کریم را آرام کرد و گفت: - خب،…
  4. Sep 13, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_سی‌ام 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 عاقبت زنگ تعطیلی خورد. همه از مدرسه بیرو…
  5. Sep 8, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌ونهم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 علی در ساعت‌های بعدی حواسش به درس نب…
  6. Sep 1, 2026#من_او #فصل_پنجم #قسمت_بیست‌وهشتم 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺 علی با این که بیش‌تر از خنده‌ی بچه‌ها…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →