#من_او
#فصل_پنجم
#قسمت_شانزدهم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
پیرزن کمی خل وضع بود؛ تپل و بامزه.
- بخور چایی را میوهی بهشته، نه هسته داره، نه پوسته، چایی از هزار جوشیدهی عطارها بیشتر افاقه میکنه، چون میوهی بهشته، خودِ خدا ،نوشته هر کی هُلُف بخوردش، جاش وسط بهشته... هنوز هم ننه پیش شماست؟ زنِ خانمی است، سالمه. پیشترها میآمد پهلوی این بیبی. وقتی من جوان بودم؛ همه میآمدند... اسکندر هم میآمد، اون موقعها که هنوز ننه را نگرفته بود... اما به کسی نگوییها. از مدرسه بیرونم میکنند. خانم مدیر گفته، اگر اینها را برای کسی تعریف کنم یک راست از مدرسه کتبسته میفرستدم، نظمیه. بعد عدلیه، بعد هم زیرِ دستِ بلدیه. وسط دارالتاديب. دارالتاديبِ اکابر. مال ما که نیست مالِ زنهای خرابه... اما خانم مدیر شرط گذاشته که این حرفها را نزنم... هههه، اگر من این حرفها را بزنم که نصف صاحب منصبهای نظام هم باید بروند دارالتادیب! به درجه و نشان که نیست همهشان یک جوراند. مرد، مرده. همهی کل عنتریها و آسپیرانها و آژانها .....
خانم مدیر از در دفتر بیرون آمد و فریاد کشید:
-آهای بیبی! چیچی نطق میکنی؟
-هیچی خانم !مدیر خدا به سر شاهده، داشتم از خاصیت چایی میگفتم، (ریز خندید) مریمه! نوهی فتاحها. حالش خراب شده. چیزیاش نیست. بلغم - صفرا شده، سردی - گرمی خورده، سنگین شده چاییده! شاید هم عرقچا شده باشه!
خانم مدیر به مریم گفت:
- دختر! تو الان باید سر کلاس باشی، اینجا چه میکنی؟
كَانَتِ العَجوزُ غَرِيبَةً قَلِيلًا، وَكَانَتْ سَمِينَةً وَلَطِيفَةً.
- اِشْرَبِي الشَّايَ، هُوَ فَاكِهَةُ الْجَنَّةِ. لَا فِيهِ بِذْرَةٌ وَلَا قِشْرٌ. الشَّايُ أَحْسَنُ مِنْ كُلِّ خَلَطَاتِ الْعَطَّارِ، لِأَنَّهُ فَاكِهَةُ الْجَنَّةِ. وَاللهُ نَفْسُهُ قَالَ إِنَّ مَنْ يَشْرَبُهُ، مَكَانُهُ فِي الْجَنَّةِ... هَلْ جَدَّتُكِ مَا زَالَتْ عِنْدَكُمْ؟ إِنَّهَا امْرَأَةٌ طَيِّبَةٌ وَبِصِحَّةٍ جَيِّدَةٍ. قَبْلًا كَانَتْ تَأْتِي لِزِيَارَتِي. لَمَّا كُنْتُ شَابَّةً، الْكُلُّ كَانَ يَأْتِي... وَإِسْكَنْدَرُ أَيْضًا، قَبْلَ أَنْ يَتَزَوَّجَ جَدَّتَكِ... لَكِنْ لَا تَقُولِي هَذَا لِأَحَدٍ، حَسَنًا؟ سَوْفَ يَطْرُدُونَنِي مِنَ الْمَدْرَسَةِ. الْمُدِيرَةُ قَالَتْ لِي لَوْ تَكَلَّمْتُ عَنْ هَذِهِ الْأُمُورِ، سَتُرْسِلُنِي فَوْرًا إِلَى الشُّرْطَةِ، ثُمَّ إِلَى الْمَحْكَمَةِ، ثُمَّ إِلَى دَارِ التَّأْدِيبِ. دَارُ تَأْدِيبِ الْكِبَارِ. وَهَذَا الْمَكَانُ لَيْسَ لَنَا، بَلْ لِلنِّسَاءِ السَّيِّئَاتِ... لَكِنَّ الْمُدِيرَةَ شَرَطَتْ عَلَيَّ أَلَّا أَقُولَ هَذَا الْكَلَامَ... هههه، لَوْ قُلْتُ هَذَا الْكَلَامَ، لَذَهَبَ نِصْفُ الْمَسْؤُولِينَ الْكِبَارِ إِلَى دَارِ التَّأْدِيبِ أَيْضًا! لَا فَرْقَ بَيْنَ رُتْبَتِهِمْ وَأَوْسِمَتِهِمْ، كُلُّهُمْ مِثْلُ بَعْضِهِمْ. مَاتَتِ الرُّجُولَةُ.كُلُّهُمْ، سَوَاءٌ كَانُوا ضُبَّاطًا أَمْ شُرْطَةً أَمْ عَساكِرَ.....
خَرَجَتِ الْمُدِيرَةُ مِنْ مَكْتَبِهَا وَصَاحَتْ:
- يَا بي بي! عَنْ مَاذَا تَتَكَلَّمِينَ؟
- لَا شَيْءَ يَا سَيِّدَتِي! وَاللهِ، كُنْتُ فَقَطْ أَتَكَلَّمُ عَنْ فَوَائِدِ الشَّايِ. (وَضَحِكَتْ بِصَوْتٍ مُنْخَفِضٍ) هَذِهِ مَرْيَم! حَفِيدَةُ عَائِلَةِ فَتَّاح. حَالُهَا لَيْسَ جَيِّدًا. لَا بَأْسَ بِهَا، أَظُنُّ أَنَّ طَبْعَهَا فِيهِ حَرٌّ وَبَرْدٌ، وَلِهَذَا تَشْعُرُ بِالثِّقَلِ وَالتَّعَبِ. أَوْ رُبَّمَا هُوَ مُجَرَّدُ إِرْهَاقٍ!
قَالَتِ الْمُدِيرَةُ لِمَرْيَمَ:
- يَا بِنْتُ! يَجِبُ أَنْ تَكُونِي فِي صَفِّكِ الْآنَ، مَاذَا تَفْعَلِينَ هُنَا؟
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
ادامه دارد....
#آموزش_عربی
#الأناه
#الفصل_الخامس
https://t.me/taaribedastani
Post #687
2.77K
- 👏 3
- ❤ 2