TGViewer
Channel Public Channel
Subscribers
2.78K
Photos
262
Videos
704
Links
813

Showing posts older than #4145 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #4143 1.14K
سومین همایش بزرگداشت فرمانروای ملک سخن سعدی شیرازی

جایگاه سعدی در آینه ادبیات ایران وجهان


سخنرانان:

حبیب صابریان
کارشناس ادبیات
دلیل محبوبیت سعدی در ایران و جهان

دکتر نعمت ییلدریم
مدير گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه آتاتورک
پند و اندرز در سعدی

دکتر مهرداد پارسه
پژوهشگر، مدرس
گریزی به اندیشه های پیمبران سپهر سخن «سعدی» و «فردوسی»

دکتر محمد فقیری
زبانشناس، استادیار دانشگاه فرهنگیان
نقش و جایگاه گلستان در نویسندگی خلاق

دکتر حجت اله غ منیری
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه بروجرد
تحلیل شناختی - رفتاری برخی روایت‌های سعدی

اجرای غزل‌هایی از سعدی
- خانم مرضیه کارخانه
- خانم کبرا جوزا

سهیل قاسمی
پژوهشگر ادبی
مدیر اجرایی همایش

دکتر فرشته جوادی
دبیر علمی همایش
راز زیبایی زبان سعدی در غزلیات

زمان:
۰۳/۰۲/۰۱

شنبه، یک اردیبهشت، ساعت ۱۸ تا ۲۰
انجمن ادبی سرو چمان
با همکاری بنیاد فردوسی توس

از آپارات ببینید و با کیفیت دلخواه دانلود کنید


https://www.aparat.com/v/GwJWX
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو بزرگداشت سعدی، انجمن سرو چمان - ۳/۲/۱ سومین همایش بزرگداشت فرمانروای ملک سخن سعدی شیرازی جایگاه سعدی در آینه ادبیات ایران وجهان سخنرانان: ۱- پروفسور نعمت ییلدریم مدير گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه آتاتورک پند و اندرز در سعدی ۲- دکتر فرشته جوادی دبیر علمی همایش راز زیبایی زبان سعدی در…
  • ❤ 2
Post #4142 1.02K
ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستسعدی
شعر: سعدی
آهنگ: کامبیز روشن روان
میکس: شاپور
اجرا: سهیل قاسمی


زِ حد گذشت جدایی میان ِ ما ای دوست
بیا! بیا که غلام ِ تو ام! بیا ای دوست

اگر جهان همه دشمن شود، زِ دامن ِ تو
به تیغ ِ مرگ شود دست ِ من رها ای دوست

سر م فدایِ قفایِ ملامت است؛ چه باک
گر م بوَد سخن ِ دشمن از قفا؛ ای دوست

به ناز اگر بخرامی، جهان خراب کُنی
به خون ِ خسته اگر تشنه ای، هَلا ای دوست

چنان به داغ ِ تو باشم که گر اجل برسد
به شرع‌ام از تو ستانند خون‌بها ای دوست

وفایِ عهد نگه دار و از جفا بگذر!
به حقّ ِ آن که نی ام یار ِ بی‌وفا ای دوست

هزار سال پس از مرگ ِ من چو بازآیی
ز خاک نعره برآرم که مرحبا ای دوست

غم ِ تو دست برآورد و خون ِ چشم‌ام ریخت
مکُن که دست برآرم به ربّنا ای دوست

اگر به خوردن ِ خون آمدی، هلا! برخیز!
و گر به بردن ِ دل آمدی، بیا ای دوست

بساز با من ِ رنجور ِ ناتوان ای یار
ببخش بر من ِ مسکین ِ بی‌نوا ای دوست

حدیث ِ سعدی اگر نشنوی، چه چاره کُنَد؟
به دشمنان نتوان گفت ماجرا ای دوست

#سعدی غزل 103
@Setiq
  • ❤ 8
  • 😐 1
Post #4141 2.85K
به نام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین

سومین همایش بزرگداشت فرمانروای ملک سخن سعدی شیرازی

جایگاه سعدی در آینه ادبیات ایران وجهان

سخنرانان:

۱- پروفسور نعمت ییلدریم
مدير گروه زبان و ادبيات فارسی دانشگاه آتاتورک
پند و اندرز در سعدی

۲- دکتر فرشته جوادی
دبیر علمی همایش
راز زیبایی زبان سعدی در غزلیات

۳- ابراهیم نجاری
مدرس دانشگاه کمال‌الملک نوشهر
نگاه متفاوت سعدی در محتوا و بلاغت

۴- دکتر حجت اله غ منیری
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی دانشگاه بروجرد
تحلیل شناختی - رفتاری برخی روایت‌های سعدی

۵- دکتر مهرداد پارسه
پژوهشگر، مدرس
گریزی به اندیشه های پیمبران سپهر سخن «سعدی» و «فردوسی»

۶- دکتر محمد فقیری
زبانشناس، استادیار دانشگاه فرهنگیان
نقش و جایگاه گلستان در نویسندگی خلاق

۷- حبیب صابریان
کارشناس ادبیات
دلیل محبوبیت سعدی در ایران و جهان

۸- سهیل قاسمی
پژوهشگر ادبی
مدیر اجرایی همایش

زمان:
۰۳/۰۲/۰۱

شنبه، یک اردیبهشت، ساعت ۱۸ تا ۲۰


نشانی پیوستن به جلسه:
https://www.skyroom.online/ch/hghofrani/saadi

انجمن ادبی سرو چمان
با همکاری بنیاد فردوسی توس

ورود برای همه آزاد است
با کاربر مهمان بیایید.
  • ❤ 6
Post #4140 800

Forwarded from فریدون فرح اندوز

سعدی

هزار جهد بکردم که سرّ ِ عشق بپوشم
نبود بر سر ِ آتش میسّرم که نجوشم

به‌هوش بودم از اوّل که دل به کس نسپارم
شمایل ِ تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش ِ جان ِ من آمد
دگر نصیحت ِ مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من ِ رمیده‌دل آن به که در سماع نیایم
که گر به پای درآیم به در بَرند به دوشم

بیا به صلح ِ من امروز در کنار ِ من امشب
که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار ِ تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود ِ تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست ِ جراحت
که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریق ِ عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند می‌ننیوشم

به راه ِ بادیه رفتن به از نشستن ِ باطل
و گر مراد نیابم به‌قدر ِ وسع بکوشم

#سعدی

آهنگ: کامبیز روشن روان
صدا: فریدون فرح اندوز
میکس: شاپور
خط: سهیل قاسمی

@FereidounFarahandouz
  • ❤ 7
  • 👍 5
  • 💯 1
Post #4139 916
هم‌اکنون در‌حال اجرا است

LIVE!

بررسی سبک سعدی در ترجیع‌بند
با تکیه بر انواع ایهام‌های او

نشست زنده اینستاگرامی
دکتر یحیا عطایی
عزیزی کوتنایی
سهیل قاسمی

آدینه، سی و یکم فروردین ۱۴۰۳
ساعت شانزده به وقت ایران

برای شرکت در این برنامه زنده، هم‌زمان با اجرا آن را در اینستاگرام من به این نشانی

Instagram.com/soheil.ghassemi

ببینید و مشارکت کنید
با احترام
سهیل قاسمی
  • 👍 2
Post #4137 845
بررسی سبک سعدی در ترجیع‌بند
با تکیه بر انواع ایهام‌های او

نشست زنده اینستاگرامی
دکتر یحیا عطایی
عزیزی کوتنایی
سهیل قاسمی

آدینه، سی و یکم فروردین ۱۴۰۳
ساعت شانزده به وقت ایران

برای شرکت در این برنامه زنده، هم‌زمان با اجرا آن را در اینستاگرام من به این نشانی

Instagram.com/soheil.ghassemi

ببینید و مشارکت کنید
با احترام
سهیل قاسمی
  • ❤ 2
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #4136 862
چه باز در دلت آمد که مهر برکندیسعدی
هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 537 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

چه باز در دل‌ات آمد که مِهر برکَندی
چه شد که یار ِ قدیم از نظر بیَفکندی

زِ حد گذشت جدایی میان ِ ما ای دوست
هنوز وقت نیامد که بازپیوندی؟

بوَد که پیش ِ تو میرم اگر مجال بوَد
و گر نه، بر سَر ِ کوی‌ات به‌آرزومندی

دَری به رویِ من ای یار ِ مهربان بگشای
که هیچ‌کس نگشاید اگر تو دربندی

مرا - و گر همه آفاق خوب‌رویان اند -
به هیچ روی نمی‌باشد از تو خرسندی

هزار بار بگفتم که چشم نگشایم
به رویِ خوب؛ ولیکن تو چشم می‌بندی

مگر در آینه بینی! و گر نه در آفاق
به هیچ خَلق نپندارم‌ات که مانندی

حدیث ِ سعدی اگر کائنات بپسندند
به هیچ کار نیاید گر ش تو نپسندی

مرا چه بندگی از دست و پای برخیزد
مگر امید به بخشایش ِ خداوندی!

0538

@Setiq
  • ❤ 3
  • 👍 3
  • 🔥 1
Post #4135 857
مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 536 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

مکُن سرگشته آن دل را که دست‌آموز ِ غم کردی
به زیر ِ پایِ هجران‌اش لگدکوب ِ ستم کردی

قلم بر بی‌دلان گفتی نخواهم راند و هم راندی
جفا بر عاشقان گفتی نخواهم کرد و هم کردی

بَد م گفتی و خرسند ام؛ عَفاکَ اللَه! نکو گفتی
سگ‌ام خواندی و خشنود ام؛ جَزاکَ اللَه! کَرَم کردی

چه لطف است این که فرمودی! مگر سَبْقُ اللِّسان بود ت
چه حرف است این که آوردی! مگر سَهْوُ الْقلم کردی

عنایت با من اولی‌ٰتر؛ که تأدیب ِ جفا دیدم
گل‌افشان بر سَر ِ من کُن! که خار م در قدم کردی

غنیمت دان اگر روزی به شادی دررسی ای دل
پس از چندین تحمّل‌ها که زیر ِ بار ِ غم کردی

شب ِ غم‌هایِ سعدی را مگر هنگام ِ روز آمد
که تاریک و ضعیف‌اش چون چراغ ِ صبح‌دم کردی

0536

@Setiq
  • 👍 5
  • ❤ 2
  • 🔥 2
Post #4134 844
مپرس از من که هیچم یاد کردیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 535 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

مپُرس از من که: «هیچ‌ام یاد کردی؟»
که خود هیچ‌ام فرامُش می‌نگردی

چه نیکو روی و بدعهدی! که شهری
غم‌ات خوردند و کس را غم نخوردی

چرا ما با تو ای معشوق ِ طنّاز
به‌صلح ایم و تو با ما در نبَردی

نصیحت می‌کنند م سردگویان
که: «برگرد از غم‌اش بی روی‌زردی»

نمی‌دانند ک‌از بیمار ِ عشق‌ات،
حرارت باز ننشیند به سردی

ولیکن با رقیبان چاره‌ئی نیست
که ایشان مِثل ِ خار اند و تو وَردی

اگر با خوب‌رویان می نشینی،
بساط ِ نیک‌نامی درنوَردی

دگر با من مگوی ای باد ِ گُل‌بوی
که: هم‌چون بلبل‌ام دیوانه کردی!

چرا دَرد ت نچیند جان ِ سعدی
که هم دردی و هم درمان ِ دَردی

0535

@Setiq
  • ❤ 8
Post #4133 905
دیدی که وفا به جا نیاوردیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 534 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

دیدی که وفا به جا نیاوردی
رفتی و خلاف ِ دوستی کردی

بی‌چارگی‌ام به چیز نگرفتی
درماندگی‌ام به هیچ نشمردی

من با همه جوری از تو خشنود ام
تو بی گنهی زِ من بیازردی

خود کردن و جُرم ِ دوستان دیدن
رسمی ست که در جهان تو آوردی

ناز ت ببَرم که نازک‌اندامی
بار ت بکَشم که نازپروردی

ما را که جراحت است خون آید
درد ِ تو چِنم! که فارغ از دردی

گفتم که نریزم آب ِ رخ ز این بیش
بر خاک ِ در ت؛ که خون ِ من خوردی

و این عشق ِ تو در من آفریده‌ستند
هرگز نروَد زِ زعفران زردی

ای ذرّه! تو در مقابل ِ خورشید
بی‌چاره چه می‌کُنی بدین خردی

در حلقه‌یِ کارزار جان دادن
بهتر که گریختن به‌نامردی

سعدی سپر از جفا نیندازد
گُل با گیَه است و صاف با دُردی

0534

@Setiq
  • ❤ 4
  • 👍 2
  • 😁 1
Post #4131 1.01K
ای باد بامدادی خوش می‌روی به شادیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 533 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

ای باد ِ بامدادی! خوش می‌روی به‌شادی
پیوند ِ روح کردی پیغام ِ دوست دادی

بر بوستان گذشتی؟ یا در بهشت بودی؟
شاد آمدی و خرّم؛ فرخنده‌بخت بادی!

تا من در این سرای ام، این در ندیده بودم
ک‌امروز پیش ِ چشم‌ام در بوستان گشادی

چون گل روَند و آیند این دل‌بران و خوبان؛
تو در برابر ِ من چون سرو بایستادی

ایدون که می‌نماید، در روزگار ِ حُسن‌ات
بس فتنه‌ها بزاید؛ تو فتنه از که زادی؟

اوّل چراغ بودی؛ آهسته شمع گشتی
آسان فراگرفتم؛ در خرمن اوفتادی

خواهم که بامدادی بیرون روی به صحرا
تا بوستان بریزد گل‌هایِ بامدادی

یاری که با قرینی الفت گرفته باشد،
هر وقت یاد ش آید؛ تو، دم‌به‌دم به‌یادی

گر در غم‌ات بمیرم، شادی به روزگار ت!
پیوسته نیکوان را غم خورده‌اند و شادی

جایی که داغ گیرد، درد ش دوا پذیرد
آن است داغ سعدی ک‌اوّل‌نظر نهادی

0533

@Setiq
  • ❤ 9
  • 🥰 2
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #4130 982
واکاوی
حافظ ِ شاعر
شرح ِ سطر به سطر ِ غزل‌های حافظ
سهیل قاسمی

@Setiq
  • ❤ 6
  • 👏 3
  • 😍 3
  • 🥰 2
  • 👍 1
Post #4126 1.18K
ستیغ حافظ – الا یا ایهاالساقی ادرکاسا و ناولها
اَلا یا اَیُّهاَ الساقی اَدِر کأساً و ناوِلها
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها

به بو یِ نافه‌ئی ک‌آخِر صبا زآن طُرّه بُگشاید
زِ تاب ِ جَعد ِ مشکین‌اش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل ِ جانان چه امن ِ عیش؟ چون هر دَم
جَرَس فریاد می‌دارد که: «بربندید مَحمِل‌ها»

به می سجّاده رنگین کُن گر ت پیر ِ مُغان گوید.
که سالِک بی‌خبر نبْوَد ز ِ راه و رسم ِ منزل‌ها

شب ِ تاریک و بیم ِ موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ِ ما سبک‌باران ِ ساحل‌ها

همه کار م زِ خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کِی مانَد آن رازی ک‌از او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی، از او غایب مشو حافظ!
مَتی ما تَلقَ مَن تَهوی، دَع الدنیا! و اَهمِلها

#غزل1
#حافظ
سهیل قاسمی
@Setiq
  • ❤ 10
  • 👍 3
  • 🥰 2
Post #4125 922

Forwarded from گاهگفت، آموزش درست‌خوانی شعر و نثر کهن (Hamid S)

«گـــاهــگــُفــت»
✔️ یادگیری و درست‌خوانی شعر کهن
(حافظ، عطّار، سعدی...)

🔅 شیواخوانی شعر و نثر
🔅 مشاوره‌ی تلفیق آواز و آهنگ با کلام

مناسب برای همه‌ی علاقه‌مندان
به ویژه:
🔸دانشجویان ادبیات
و
🔸هنرجویان آواز

https://t.me/joinchat/AAAAAEGZLH0e8Ff0xz6tCg

👇دوره‌های در حال برگزاری👇


✔️نثر آرکائیک (۱): «چنین گفت زرتشت»، #نیچه، داریوش آشوری
✔️نثر آرکائیک (۲): «تلماک»، فِنِلون، میرجلال‌الدین کزازی

✔️نثر کهن پارسی (۱): فیه ما فیه: مقالات #مولانا
✔️نثر کهن پارسی (۲): مرصاد‌العباد، شیخ #نجم‌الدین_رازی

✔️شعر کهن پارسی (۱): غزلیات #سعدی
✔️شعر کهن پارسی (۲): غزلیات #حافظ

✔️شعر کهن پارسی (۳):
کتاب «قدر مجموعه‌ی گل»، برگزیده‌ای از غزل پارسی
✔️شعر کهن پارسی (۴):
کتاب «گنج وحدت»: ترجیع‌بندها و ترکیب‌بندهای پارسی

👈 نشست‌ها، صوتی‌‌ست؛ و حد‌اکثر با حضور سه هنرجو، در Google Meet یا Skype برگزار می‌شود.

⚠️تمامی نشست‌ها، ضبط می‌گردد.
جهت بهره‌گیری اعضا، حق نشر، برای «گاهگفت» محفوظ است.

نامنویسی 👈 https://t.me/Saayeash

به امید دیدار شما.🌹

#درست_خوانی
#شیوا_خوانی
#آموزشی

@Gaahgoft
  • 👍 1
  • 🙏 1
Post #4124 891
چون خراباتی نباشد زاهدیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 532 #سعدی
#سهیل_قاسمی

@Setiq

چون خراباتی نباشد زاهدی،
ک‌اش به شب از در درآید شاهدی

محتسب گو تا ببیند رویِ دوست
هم‌چو محرابی و من چون عابدی

چون من آب ِ زندگانی یافتم،
غم نباشد گر بمیرد حاسدی

آن‌چه ما را در دل است از سوز ِ عشق،
می‌نشاید گفت با هر باردی

دوستان گیرند و دلداران؛ ولیک
مهربان نشناسد الّا واحدی

از تو روحانی‌تر م در پیش ِ دل
نگذرد شب‌هایِ خلوت، واردی

خانه‌ئی در کویِ درویشان بگیر،
تا نمانَد در محلّت زاهدی

گر دلی داری و دلبندی‌ت نیست،
پس چه فرق از ناطقي تا جامدي؟

گر به خدمت قائمی خواهی، من ام
و ر نمی‌خواهی به‌حسرت‌قاعدی

سعدیا! گر روزگار ت می‌کُشد،
گو بکُش بر دست ِ سیمین‌ساعدی

0532

@Setiq
  • ❤ 8
  • 😍 1
Post #4123 917
ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل شماره‌ی 531 #سعدی
#سهیل_قاسمی

ای از بهشت جُزوی و از رحمت آیتی
حق را به روزگار ِ تو با ما عنایتی

گفتم نهایتی بوَد این دَرد ِ عشق را
هر بامداد می‌کند از نو بدایتی

معروف شد حکایت‌ام اندر جهان و نیست
با تو مجال ِ آن که بگویم حکایتی

چندان که بی تو غایت ِ امکان صبر بود،
کردیم و عشق را نه پدید است غایتی

فرمان ِ عشق و عقل، به یک جای نشنوند
غوغا بوَد دو پادشه اندر ولایتی

ز ابنایِ روزگار به خوبی مُمیَّزی
چون در میان ِ لشکر منصور، رایتی

عیب‌ات نمی‌کنم! که خداوند ِ امر و نهی
شاید که بنده‌ئی بکشد بی جنایتی

ز آن‌گَه که عشق دست ِ تطاول دراز کرد،
معلوم شد که عقل ندارد کفایتی

من در پناه ِ لطف ِ تو خواهم گریختن
فردا که هر کسی روَد اندر حمایتی

در مانده‌ام که از تو شکایت کجا بَرَم؛
هم با تو! گر زِ دست ِ تو دارم شکایتی

سعدی! نهفته چند بمانَد حدیث ِ عشق
این ریش ِ اندرون بکُنَد هم سرایتی

0531

@Setiq
  • ❤ 6
Post #4120 824
ندیدمت که بکردی وفا بدان چه بگفتیسعدی
#هرروزباسعدی
#غزل 530 #سعدی
#سهیل_قاسمی

ندیدم‌ات که بکردی وفا بدان‌چه بگفتی
طریق ِ وصل گشادی؛ من آمدم، تو برَفتی

وفایِ عهد نمودی، دل ِ سلیم ربودی
چو خویشتن به تو دادم، تو میل باز گرفتی

نه دست ِ عهد گرفتی که پایِ وصل بدارم
به چشم ِ خویش بدیدم خلاف ِ هر چه بگفتی

هزار چاره بکردم که هم‌عنان ِ تو گردم
تو پهلوان‌تر از آنی که در کمند ِ من افتی

نه عدل بود نمودن خیال ِ وصل و ربودن
چرا زِ عاشق ِ مسکین هم‌اول‌اش ننهفتی؟

تو قدر ِ صحبت ِ یاران و دوستان نشناسی
مگر شبی که چو سعدی به داغ ِ عشق بخفتی

0530

@Setiq
  • ❤ 8
Post #4118 835
ترجیع‌بند سعدی
بندهای ملمّع

نشست زنده اینستاگرامی
دکتر یحیا عطایی
عزیزی کوتنایی
سهیل قاسمی

آدینه، هفدهم فروردین ۱۴۰۳
ساعت شانزده به وقت ایران

برای شرکت در این برنامه زنده، هم‌زمان با اجرا آن را در اینستاگرام من به این نشانی

Instagram.com/soheil.ghassemi

ببینید و مشارکت کنید
با احترام
سهیل قاسمی
  • ❤ 5
  • 👏 2
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →