#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 535 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
مپُرس از من که: «هیچام یاد کردی؟»
که خود هیچام فرامُش مینگردی
چه نیکو روی و بدعهدی! که شهری
غمات خوردند و کس را غم نخوردی
چرا ما با تو ای معشوق ِ طنّاز
بهصلح ایم و تو با ما در نبَردی
نصیحت میکنند م سردگویان
که: «برگرد از غماش بی رویزردی»
نمیدانند کاز بیمار ِ عشقات،
حرارت باز ننشیند به سردی
ولیکن با رقیبان چارهئی نیست
که ایشان مِثل ِ خار اند و تو وَردی
اگر با خوبرویان می نشینی،
بساط ِ نیکنامی درنوَردی
دگر با من مگوی ای باد ِ گُلبوی
که: همچون بلبلام دیوانه کردی!
چرا دَرد ت نچیند جان ِ سعدی
که هم دردی و هم درمان ِ دَردی
0535
@Setiq
Post #4134
844