#هرروزباسعدی
#غزل شمارهی 534 #سعدی
#سهیل_قاسمی
@Setiq
دیدی که وفا به جا نیاوردی
رفتی و خلاف ِ دوستی کردی
بیچارگیام به چیز نگرفتی
درماندگیام به هیچ نشمردی
من با همه جوری از تو خشنود ام
تو بی گنهی زِ من بیازردی
خود کردن و جُرم ِ دوستان دیدن
رسمی ست که در جهان تو آوردی
ناز ت ببَرم که نازکاندامی
بار ت بکَشم که نازپروردی
ما را که جراحت است خون آید
درد ِ تو چِنم! که فارغ از دردی
گفتم که نریزم آب ِ رخ ز این بیش
بر خاک ِ در ت؛ که خون ِ من خوردی
و این عشق ِ تو در من آفریدهستند
هرگز نروَد زِ زعفران زردی
ای ذرّه! تو در مقابل ِ خورشید
بیچاره چه میکُنی بدین خردی
در حلقهیِ کارزار جان دادن
بهتر که گریختن بهنامردی
سعدی سپر از جفا نیندازد
گُل با گیَه است و صاف با دُردی
0534
@Setiq
Post #4133
905
دیدی که وفا به جا نیاوردیسعدی
- ❤ 4
- 👍 2
- 😁 1