TGViewer
Channel Public Channel
Science Updates Persian

Science Updates Persian

@sci_updates

✍️ هدف کانال:
آگاهی و ترویج تفکر علمی و دستاوردهای جدید علمی

پیج اینستاگرام:
http://instagram.com/science__updates

ارتباط با من:
@Sci_Thinking
Subscribers
527
Photos
5.9K
Videos
1.9K
Links
14.4K

Showing posts older than #23364 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #23363 69
فرهنگ باهوش، فرد کم‌هوش

چندین سال پیش، زمانی که دانشجوی دکترا بودم برای تعطیلات تابستان به ایران آمدم. از آنجا که استاد راهنمایم عاشق خوراکی‌های جورواجور بود، تصمیم گرفتم در بازگشت به انگلستان برایش «هستۀ شورشدۀ زردآلو» ببرم که یکی از سوغات‌های محلی ما بود. وقتی سوغات را به استادم دادم و توضیح دادم چیست، خیلی خوشحال شد و گفت حتماً آن را به خانه می‌برد تا با اعضای خانواده‌اش بخورند. اما چند روز بعد ایمیلی از او گرفتم با این مضمون: «هر وقت فرصت داشتی سری به اتاق من بزن. قضیه مربوط به هستۀ زردآلوست». ذهنم هزارجا رفت. با خودم گفتم شاید خودش یا یکی از اعضای خانواده‌اش به هستۀ زردآلو حساسیت داشتند یا شاید هسته‌ای در گلویشان پریده یا شاید همۀ هسته‌ها تلخ از کار درآمدند یا شاید... برای همین درس و مشق را رها کردم و با عجله خودم را به اتاق استاد رساندم.

استادم از اینکه اینقدر سریع خودم را رسانده بودم تعجب کرد و بعد، در حالی که به هسته‌های زردآلو روی میزش اشاره می‌کرد، گفت: «موضوع این است که ما نمی‌دانیم اینها را چطور باید بخوریم! چند روز است با خانواده سعی می‌کنیم پوسته‌شان را بشکنیم، اما هر بار خرد می‌شود و با مغز آن قاطی می‌شود. بعد باید کلی وقت بگذاریم تا تکه‌های پوسته را از مغز جدا کنیم. با خودم گفتم غیرممکن است شما در ایران اینطوری بخورید! برای همین خواستم ازت بپرسم شما چطور اینها را می‌خورید». من هم نصف پوستۀ زردآلو را برداشتم، آن را داخل شیار پوستۀ هستۀ دیگری گذاشتم و کمی پیچاندم. صدای «تِق» آرامی آمد، پوسته به راحتی به دو تکه تقسیم شد و مغز آن، صحیح و سالم در وسط، رخ نمود. گفتم: «اینطوری!» با حیرت به من نگاه کرد و بعد هر دو زدیم زیر خنده.

اینکه استاد من نتوانست با کمک اعضای خانواده، موضوع به این سادگی را حل کند، شاید خنده‌دار به نظر برسد. اما به هیچ وجه دور از انتظار نبود. ناتوانی استاد من در حل این مسئله، به هیچ عنوان به ضریب هوشی او مربوط نبود. نه او کم‌هوش بود و نه من نابغه. دلیل اصلی، دسترسی من به فوت‌وفنِ فرهنگی بود که به من اجازه می‌داد به راحتی این مشکل را حل کنم. اگر مغز را مثل یک دستگاه رایانه در نظر بگیریم، در این ماجرا من و استادم هر دو رایانه‌هایی (نسبتاً) مشابه در اختیار داشتیم. تفاوت در این بود که بر روی رایانۀ من، نرم‌افزاری (فوت‌وفن فرهنگی) نصب بود که به من اجازه می‌داد کارهایی انجام دهم که رایانۀ استادم بدون در اختیار داشتن آن نرم‌افزار، قادر به انجامش نبود.

برخلاف تصور رایج که انسان را موجودی باهوش در نظر می‌گیرد، هیچ‌کدام از ما انسان‌ها به تنهایی آن‌قدر باهوش نیستیم که بتوانیم چالش‌های پیچیده‌ی محیط اطرافمان را فقط با اتکا به عقل و هوش فردی خود حل کنیم. آنچه در شیوۀ زندگی و یادگیری ما اهمیت دارد، نه حجم مغز یا ضریب هوشی تک‌تک افراد، بلکه توانایی بی‌نظیر ما برای یادگیری از دیگران و انتقال نسل‌به‌نسل تجربیات است.

وقتی از این زاویه به انسان نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که هوش واقعی ما در یک جمجمۀ واحد محبوس نشده است. آنچه ما به عنوان قدرت تفکر یا توانایی حل مسئله می‌شناسیم، حاصل پیوستگی ذهن‌های ما در یک شبکه عظیم فرهنگی است؛ شبکه‌ای که دانشمندان تکاملی آن را «مغز جمعی» (collective brain) می‌نامند. ذهن هر یک از ما، وقتی در این شبکۀ فرهنگی قرار می‌گیرد، به منابع، دانش‌ها و فوت‌وفن‌هایی دسترسی پیدا می‌کند که درک و ساخت مکانیزم آن‌ها از عهدۀ هیچ کس به تنهایی ساخته نیست. کارکرد این مغز جمعی باعث می‌شود که فوت‌وفن‌های کاربردی - از روش سادۀ شکستن هستۀ زردآلو گرفته تا پیچیده‌ترین فناوری‌ها - در میان افراد پخش شود و نیاز نباشد هر فرد همه چیز را از اول اختراع کند.

آنچه این فرایند را پیش می‌راند، پدیده‌ای است به نام «تکامل فرهنگی انباشتی». در فرهنگ انسانی، اصلاحات و نوآوری‌های کوچک افراد نسل به نسل منتقل شده، روی هم انباشته می‌شوند و به مرور بهبود می‌یابند. هرچند می‌دانیم که یادگیری اجتماعی منحصر به انسان نیست اما به نظر می‌رسد تکامل فرهنگی انباشتی تنها در گونۀ ما به اوج خود می‌رسد. برای نمونه، برخی میمون‌های ماکاک یاد گرفته‌اند که سیب‌زمینی‌های شیرین را قبل از خوردن در آب بشویند. یا شامپانزه‌ها با استفاده از سنگ‌های چکش‌مانند، مغز دانه‌ها را می‌شکنند و با شاخه‌های باریک، موریانه‌ها را از درون لانه بیرون می‌کشند. اما تفاوت بنیادی اینجاست که فرهنگ در جانوران دیگر، خاصیتی انباشتی ندارد. شواهد باستان‌شناسی ابزارهای سنگی شامپانزه‌ها نشان می‌دهد آن‌ها حداقل چهار هزار سال است از چکش‌های سنگی استفاده می‌کنند و تحلیل‌های تکاملی نشان می‌دهد شکار موریانه با شاخه نیز سنتی هزاران ساله است. با این حال، این رفتارها در طول این مدت تغییر چشمگیری نکرده‌اند.
⬇️
Post #23362 66
🫀 دریچه قلبی که با رشد کودک بزرگ‌تر می‌شود!

کودکانی که به دلیل نقص مادرزادی قلب به دریچه مصنوعی نیاز دارند، با رشد قلب و بدن ممکن است با کوچک شدن نسبی دریچه کاشته‌شده مواجه شوند و در برخی موارد به مداخلات یا جراحی مجدد نیاز پیدا کنند.

یک فناوری جدید حالا امکان تغییر اندازه دریچه پس از کاشت را فراهم کرده است. این دریچه از یک ماده پلیمری مصنوعی ساخته شده و هنگام کاشت حدود ۱۳ میلی‌متر قطر دارد. با رشد کودک، پزشکان می‌توانند با هدایت یک بالون از طریق رگ، قطر دریچه را تا حدود ۲۲ میلی‌متر افزایش دهند؛ بدون اینکه نیاز به تعویض جراحی دریچه باشد.

سازمان FDA این دریچه را برای استفاده در کودکان مبتلا به بیماری مادرزادی دریچه ریوی تایید کرده است. این تایید بر اساس یک مطالعه بالینی روی ۶۲ کودک در ۱۲ مرکز انجام شد. نتایج اولیه، ایمنی و عملکرد قابل قبول دریچه را نشان داد؛ با این حال، بررسی عملکرد آن در بلندمدت و قابلیت گسترش با رشد کودک همچنان ادامه دارد.
کانال اتحاد زیست‌شناسان ایران
✍️:نفیسه زاغیان
https://medicalxpress.com/news/2026-10-heart-valve-patient-fda.html

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Medical Xpress A heart valve that grows up with the patient wins FDA approval Children born with certain heart defects may face fewer open-heart surgeries, thanks to a new replacement valve that grows with them.
Post #23361 76
تفاوت خواستن و دوست داشتن
wanting/liking
#دکتر_آذرخش_مکری

#روان‌شناسی #روان‌پزشکی #پادکست

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23358 83
ادامه...

اما پژوهشی جدید در مجلهٔ Nature شواهدی ارائه کرده است که نشان می‌دهد بخشی از مواد مرتبط با هستهٔ زمین ممکن است به گوشته نشت کرده و در نهایت به نواحی نزدیک‌تر به سطح برسند.

دانشمندان با بررسی دقیق ایزوتوپ‌های روتنیوم و تنگستن در سنگ‌های آتشفشانی هاوایی، نشانه‌هایی پیدا کردند که با وجود یک مؤلفهٔ منشأگرفته از هسته در منبع گوشته‌ای این سنگ‌ها سازگار است.

روتنیوم، مانند طلا و برخی فلزات گران‌بهای دیگر، هنگام شکل‌گیری زمین تمایل زیادی به ورود به هستهٔ فلزی داشته است. بنابراین وجود یک امضای ایزوتوپی متفاوت از روتنیوم در برخی سنگ‌های آتشفشانی می‌تواند سرنخی از انتقال مواد مرتبط با هسته به گوشته باشد.

البته این به معنای آن نیست که «طلا از هسته به سطح زمین نشت می‌کند» یا قرار است ذخایر عظیمی از طلا در سطح زمین ظاهر شوند. آنچه این پژوهش نشان می‌دهد، شواهدی از انتقال مواد هسته‌ای به گوشته است؛ فرایندی که در مقیاس‌های بسیار طولانی زمین‌شناختی رخ می‌دهد.

شاید سنگ‌های آتشفشانی روی سطح زمین، بخشی از داستانی را با خود آورده باشند که از عمیق‌ترین بخش‌های سیاره آغاز شده است. 🌋🌍🔬

📄 منبع پژوهشی:
Nature
DOI: 10.1038/s41586-025-09003-0

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Nature Ru and W isotope systematics in ocean island basalts reveals core leakage Nature - Ru isotopes are proposed as tracers for core–mantle interaction on Earth, and anomalies for ocean island basalts from Hawaii are reported that have higher ε100Ru than the...
Post #23357 74
⚱در اعماق زمین، هستهٔ این سیاره مقدار بسیار زیادی از فلزات گران‌بها را در خود جای داده است؛ فلزاتی که بیشترشان هنگام شکل‌گیری زمین به درون هسته فرو رفتند.
⬇️
Post #23356 77
ادامه...

وقتی یک جمعیت زنده از نسلی به نسل دیگر تغییر می‌کند و این تغییرات ارثی باعث می‌شوند بعضی افراد بهتر زنده بمانند و بیشتر تولیدمثل کنند، ترکیب ژنتیکی آن جمعیت به‌تدریج تغییر می‌کند. این همان چیزی است که به آن تکامل می‌گوییم.

یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها، باکتری‌ها و مقاومت آنها در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها است. در یک جمعیت بزرگ باکتریایی، بعضی باکتری‌ها به‌طور تصادفی تغییرات ژنتیکی پیدا می‌کنند که مقاومت بیشتری ایجاد می‌کند. وقتی آنتی‌بیوتیک استفاده می‌شود، باکتری‌های حساس از بین می‌روند، اما مقاوم‌ها بیشتر زنده می‌مانند و تکثیر می‌شوند. چند نسل بعد، تعداد باکتری‌های مقاوم بیشتر می‌شود. ما در واقع بخشی از این فرایند تکاملی را در زمان خودمان مشاهده می‌کنیم.

این موضوع فقط در طبیعت نیست. دانشمندان حتی در آزمایشگاه نیز تکامل را در مدت نسبتاً کوتاه مطالعه کرده‌اند. یکی از مشهورترین نمونه‌ها آزمایش طولانی‌مدت تکامل E. coli است که از سال ۱۹۸۸ آغاز شده و به دلیل سرعت بالای تولیدمثل این باکتری، پژوهشگران توانسته‌اند تغییرات جمعیت را در هزاران نسل دنبال کنند.

اما داستان به باکتری‌ها محدود نمی‌شود. انسان نیز هنوز در حال تکامل است. برای نمونه، توانایی هضم شیر در بزرگسالی در برخی جمعیت‌های انسانی طی هزاران سال گسترش یافته است. این ویژگی با تغییرات ژنتیکی و فشارهای انتخاب طبیعی در جمعیت‌های انسانی ارتباط دارد.

فسیل‌ها هم تصویر بسیار بزرگ‌تری به ما می‌دهند: موجودات زنده در طول تاریخ زمین ثابت نمانده‌اند؛ جمعیت‌ها تغییر کرده‌اند، گونه‌ها از هم جدا شده‌اند و بعضی شاخه‌ها منقرض شده‌اند. ژنتیک نیز این داستان را از زاویه‌ای دیگر تأیید می‌کند و ارتباط خویشاوندی میان موجودات زنده را در DNA آنها نشان می‌دهد.

یک نکته مهم هم درباره واژهٔ «نظریه» وجود دارد. در زبان روزمره، نظریه گاهی به معنای حدس و گمان استفاده می‌شود؛ اما در علم، «نظریه» می‌تواند یک چارچوب توضیحی بسیار قدرتمند باشد که با شواهد فراوان پشتیبانی می‌شود. بنابراین «نظریه تکامل» به این معنا نیست که دانشمندان هنوز نمی‌دانند آیا تکامل واقعاً اتفاق افتاده است یا نه؛ بلکه نظریه تکامل توضیح علمیِ چگونگی و سازوکارهای این تغییرات است.

شاید جذاب‌ترین بخش ماجرا همین باشد: تکامل یک اتفاق متعلق به گذشته نیست؛ فرایندی است که همین حالا، در موجودات زنده اطراف ما، در حال رخ دادن است. ما فقط با فسیل‌ها تاریخ گذشتهٔ آن را می‌بینیم؛ اما باکتری‌های مقاوم، تغییرات جمعیتی و آزمایش‌های طولانی‌مدت به ما اجازه می‌دهند بخشی از خودِ فرایند را در زمان حال مشاهده کنیم.

https://webpreneurships.com/scientists-say-evolution-is-no-longer-just-a-theory-its-a-fact-and-its-still-happening-today/?utm_source=chatgpt.com

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Webpreneurships Scientists Say Evolution Is No Longer "Just a Theory" — It’s a Fact, and It’s Still Happening Today Evolution is the concept of living things changing over a long period of time to adapt and survive in their environments. It involves changes in traits that
Post #23355 65
⭕️ تکامل چیزی نیست که فقط در فسیل‌های میلیون‌ها ساله دنبالش بگردیم؛ امروز هم می‌توانیم آن را در برابر چشم خود ببینیم.
⬇️
Post #23354 91
آیا شکستن قولنج ضرر دارد؟

شکستن معمول قولنج انگشتان دست باعث آرتروز نمی‌شود. مطالعاتی که تاکنون انجام شده‌اند، ارتباط مشخصی بین عادت شکستن قولنج انگشتان و افزایش خطر آرتروز دست پیدا نکرده‌اند. همچنین شواهد موجود نشان نمی‌دهند که این عادت به‌طور قطعی باعث کاهش قدرت دست یا تخریب مفصل شود.

البته این نتیجه را نباید به هر نوع دستکاری مفصل تعمیم داد. شکستن قولنج انگشتان با فشار معمول با دستکاری شدید و سریع گردن یکسان نیست و درباره حرکات پرقدرت گردن باید احتیاط بیشتری داشت.

جزئیات کامل

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
علم ورزش علم ورزش | آیا شکستن قولنج ضرر دارد؟ آیا باعث آرتروز می‌شود؟ شکستن قولنج ضرر دارد؟ آیا قولنج انگشتان باعث آرتروز می‌شود؟ در این مطلب شواهد علمی درباره عوارض شکستن قولنج دست، گردن و کمر را بررسی می‌کنیم.
Post #23353 78
🧠 کشف ۶۴۱ ژن جدیدِ مرتبط با اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی یکی از پیچیده‌ترین الگوهای ژنتیکی را در میان اختلالات روان‌پزشکی دارد. این اختلال می‌تواند با علائمی مانند توهم و باورهای هذیانی همراه باشد.

اکنون پژوهشگران با استفاده از داده‌های ژنتیکی بیش از ۱۰۲ هزار نفر و اطلاعات مربوط به فعالیت ژن‌ها در شش ناحیه از مغز، توانسته‌اند ارتباط‌های ژنتیکی جدیدی را شناسایی کنند.

در روش‌های معمول، پژوهشگران بیشتر به ارتباط میان تغییرات ژنتیکی و ژن‌های نزدیک به آنها توجه می‌کنند؛ اما برخی تغییرات ژنتیکی می‌توانند از طریق سازوکارهای تنظیمی، بر ژن‌هایی در فاصله‌های بسیار دورتر نیز اثر بگذارند.

پژوهشگران با استفاده از مدل‌های محاسباتی مبتنی بر هم‌بیانی ژن‌ها، در مجموع ۷۶۶ ژن مرتبط با اسکیزوفرنی را شناسایی کردند که ۶۴۱ مورد آنها پیش‌تر در مطالعات گستردهٔ فعالیت ژن‌ها شناسایی نشده بودند.

بسیاری از این ژن‌ها با فرایندهایی مانند انتقال پیام گلوتامات، ارتباط میان سلول‌های عصبی، فعالیت سیستم ایمنی و رشد اولیهٔ مغز ارتباط داشتند.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که اسکیزوفرنی را نمی‌توان به یک ژن یا یک مسیر زیستی منفرد نسبت داد. در عوض، مجموعه‌ای بزرگ از تغییرات ژنتیکی در شبکه‌های به‌هم‌پیوسته می‌توانند بر رشد و عملکرد مغز و خطر ابتلا به این اختلال تأثیر بگذارند.

شناخت این شبکه‌ها می‌تواند به پژوهشگران کمک کند تا سازوکارهای زیستی مرتبط با اسکیزوفرنی را بهتر درک کنند.

✍:علی روستایی

Nature Genetics، 2026
DOI: 10.1038/s41588-026-02646-3

مقالهٔ پژوهشی:
https://www.nature.com/articles/s41588-026-02646-3?utm_source=chatgpt.com

https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC13364706/?utm_source=chatgpt.com

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Nature Co-expression-based models improve eQTL predictions for transcriptome-wide association studies and highlight new schizophrenia… Nature Genetics - INGENE and MODULE enhance gene expression prediction by capturing the effects of trans-eQTLs acting within coexpression networks. Integrating cis and trans predictions improves...
Post #23352 66
🧠 دانشمندان دریافته‌اند که مغز انسان دو نوع متفاوت خنده تولید می‌کند که هر کدام هدف جداگانه‌ای دارند.

یکی خندهٔ خودجوش است؛ خنده‌ای که وقتی چیزی واقعاً خنده‌دار، جالب یا غیرمنتظره باشد، به‌صورت خودکار اتفاق می‌افتد. نوع دیگر خندهٔ ارادی است که انسان آن را آگاهانه‌تر کنترل می‌کند و بیشتر در موقعیت‌های اجتماعی، مثلاً هنگام گفت‌وگو یا برای نشان دادن ادب و همراهی، استفاده می‌شود.

بررسی تازه‌ای از پژوهش‌های مغزی نشان می‌دهد که این دو نوع خنده توسط دو سیستم عصبی متفاوت در مغز ایجاد می‌شوند و مغز معمولاً می‌تواند آنها را از یکدیگر تشخیص دهد.

دلیل این تفاوت به نحوهٔ کنترل احساسات و گفتار در مغز مربوط می‌شود. خندهٔ خودجوش بیشتر از بخش‌های عمیق مغز که با احساسات و لذت ارتباط دارند، سرچشمه می‌گیرد و باعث واکنش‌های غیرارادی در صدا و ماهیچه‌های صورت می‌شود.

اما خندهٔ ارادی بیشتر بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که در برنامه‌ریزی گفتار و کنترل حرکات نقش دارند؛ یعنی فرد عملاً تصمیم می‌گیرد صدای خنده تولید کند.

چون این دو نوع خنده از مسیرهای عصبی متفاوتی استفاده می‌کنند، در زمان‌بندی، حرکت ماهیچه‌های صورت و حتی کیفیت صدای خنده نیز تفاوت‌هایی دارند.

این موضوع مهم است، زیرا نشان می‌دهد رفتارهای اجتماعی انسان تا حدی بر پایهٔ دو سیستم مغزی جدا اما مرتبط ساخته شده‌اند. توانایی تشخیص خندهٔ واقعی از خندهٔ ساختگی به ما کمک می‌کند نیت اجتماعی دیگران را بهتر درک کنیم؛ مثلاً بفهمیم کسی از روی ادب می‌خندد، واقعاً خوشحال است، موافق است یا احساس ناراحتی دارد.

به همین دلیل است که ما اغلب حتی بدون این‌که آگاهانه صدا و رفتار طرف مقابل را تحلیل کنیم، می‌توانیم احساس کنیم که یک خنده واقعی است یا ساختگی و اجباری. این موضوع نشان می‌دهد که مغز انسان در تعاملات روزمره تا چه اندازه به نشانه‌های ظریف احساسی توجه می‌کند.

مقالهٔ پژوهشی:
DOI: 10.1016/j.tins.2026.05.002
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/42336722/

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23351 83
💥 ایلان ماسک اعلام کرده است که کمتر از یک سال دیگر، ایمپلنت‌های نورالینک در سر افراد جایگذاری خواهند شد و کسانی که از بدو تولد مشکل بینایی داشته‌اند نیز قادر خواهند بود «فراتر از انسان عادی» ببینند و حتی طول موج‌هایی را مشاهده کنند که انسان معمولی توانایی دیدن آن‌ها را ندارد.

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23350 77
🧠 گفت‌وگوی درونی واقعاً در مغز اتفاق می‌افتد

کلماتی که بدون صدا در ذهن خود با خودمان می‌گوییم، صرفاً یک تجربهٔ ذهنیِ بی‌ارتباط با فعالیت مغز نیستند. پژوهش‌های علوم اعصاب نشان داده‌اند که گفت‌وگوی درونی با فعالیت در بخش‌هایی از مغز مرتبط با تولید و پردازش گفتار همراه است.

پژوهش‌های fMRI پیشین نشان داده‌اند که هنگام گفت‌وگوی درونی، نواحی‌ای مانند شکنج پیشانی تحتانی (Inferior Frontal Gyrus)، بخش‌هایی از قشر گیجگاهی و نواحی حرکتی مرتبط با گفتار فعال می‌شوند.

یک پژوهش fMRI که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد نیز نشان داد که وقتی افراد یک هجا را با «شدت ذهنی» بیشتری در ذهن خود تکرار می‌کردند، فعالیت نواحی حرکتی مرتبط با گفتار بیشتر بود. این مطالعه تنها ۸ شرکت‌کننده داشت، بنابراین نتایج آن باید با احتیاط تفسیر شود.

پژوهش دیگری در سال ۲۰۲۴ روی ۲۱ نفر بررسی کرد که مغز چگونه جملات مربوط به خودتأییدی را وقتی با صدای خود فرد یا صدای فرد دیگری ارائه می‌شوند، پردازش می‌کند. پژوهشگران تفاوت‌هایی در فعالیت نواحی مرتبط با پردازش صدا، حافظه و پردازش خودارجاعی، از جمله پیش‌کونئوس، مشاهده کردند.

در مجموع، شواهد نشان می‌دهند که گفت‌وگوی درونی یک فرایند واقعی عصبی است و با شبکه‌هایی از مغز که در زبان، تولید گفتار، پردازش خود و برخی فرایندهای شناختی و هیجانی نقش دارند، ارتباط دارد.

البته این یافته‌ها به این معنا نیستند که هر فکر یا جملهٔ درونی الزاماً اثر مثبت یا منفی مشخص و مستقیمی بر مغز یا رفتار دارد؛ برای چنین ادعاهایی به شواهد جداگانه نیاز است.


https://www.frontiersin.org/journals/human-neuroscience/articles/10.3389/fnhum.2026.1812507/full?utm_source=chatgpt.com

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/42148316/

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Frontiers Frontiers | Cortical activity increases in speech motor areas as a function of the subjective loudness of inner speech IntroductionInner speech, sometimes referred to as an inner monologue or silent verbal thinking, is a common mental phenomenon, often experienced as a faint ...
Post #23349 96
🎨 آیا بعضی زنان می‌توانند رنگ‌هایی را ببینند که بیشتر ما نمی‌بینیم؟

حدود ۱۲ درصد زنان ناقل انواع خفیفِ اختلال دید رنگی قرمز-سبز هستند. در این زنان، به‌دلیل داشتن دو کروموزوم X و غیرفعال‌شدن تصادفی یکی از آن‌ها در سلول‌های مختلف شبکیه، ممکن است چهار نوع مخروط با حساسیت‌های طیفی متفاوت وجود داشته باشد؛ درحالی‌که بیشتر انسان‌ها سه نوع مخروط دارند.

اما داشتن چهار نوع مخروط، لزوماً به معنی تتراکروماسی (Tetrachromacy) نیست.

تتراکروماسیِ عملکردی یعنی فرد بتواند از اطلاعات نوع چهارم مخروط برای ایجاد یک بُعد اضافی در دید رنگی استفاده کند و تفاوت‌هایی را تشخیص دهد که برای یک فرد معمولیِ سه‌رنگ‌بین قابل تشخیص نیستند.

در یک پژوهش در سال ۲۰۱۰، پژوهشگران دانشگاه‌های نیوکاسل و کمبریج گروهی از زنان ناقل اختلال دید رنگی را بررسی کردند. از میان ۲۴ ناقل دوتِرانومالی، تنها یک نفر در تمام آزمون‌های رفتاری، الگوی سازگار با دید چهاررنگی نشان داد.

بنابراین، اگرچه داشتن زمینهٔ ژنتیکی برای وجود چهار نوع مخروط نسبتاً رایج است، تتراکروماسیِ عملکردی بسیار کمتر مشاهده شده است.

این موضوع نشان می‌دهد که داشتن یک نوع مخروط اضافی به‌تنهایی کافی نیست؛ سیستم بینایی باید بتواند اطلاعات آن را به شکلی متفاوت و قابل استفاده در ادراک رنگ پردازش کند. اینکه چرا بیشتر ناقلانِ دارای چهار نوع مخروط، دید رنگی چهار‌بُعدی نشان نمی‌دهند، هنوز به‌طور کامل روشن نیست.

پس «۱۲ درصد زنان تتراکروما‌ت هستند» ادعای دقیقی نیست؛
۱۲ درصد زنان ممکن است زمینهٔ زیستیِ لازم برای داشتن چهار نوع مخروط را داشته باشند، اما تعداد افرادی که تتراکروماسیِ عملکردی نشان می‌دهند بسیار کمتر است.

منبع:
Jordan, G., Deeb, S. S., Bosten, J. M., & Mollon, J. D. (2010), Journal of Vision.
https://eprints.ncl.ac.uk/157474?utm_source=chatgpt.com

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/20884587/

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23348 79
ادامه...

اما این داستان یک خط مستقیم نیست. گونه‌های مختلف انسانی در زمان‌ها و مکان‌های متفاوت زندگی می‌کردند و بعضی از آن‌ها حتی برای مدت طولانی با یکدیگر هم‌زیست بودند. برای مثال، Homo habilis و Homo erectus در شرق آفریقا هم‌زمان زندگی می‌کردند.
Human Origins
Homo erectus
بیش از یک‌ونیم میلیون سال در بخش‌هایی از آفریقا و آسیا حضور داشت و یکی از موفق‌ترین گونه‌های انسانی باستانی از نظر طول مدت بقا و گسترهٔ جغرافیایی بود.
Natural History Museum
نئاندرتال‌ها نیز شاخه‌ای نزدیک به ما در خانوادهٔ انسانی بودند. آن‌ها ابزار می‌ساختند، از آتش استفاده می‌کردند، پناهگاه داشتند و شواهدی از رفتارهای نمادین در میانشان دیده شده است. همچنین شواهد ژنتیکی نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها و انسان‌های امروزی در گذشته با یکدیگر آمیزش داشته‌اند.
Human Origins
بنابراین، فرگشت انسان را بهتر است نه به شکل یک نردبان، بلکه به شکل درختی با شاخه‌های متعدد تصور کنیم؛ شاخه‌هایی که برخی به بن‌بست رسیدند، برخی با هم تعامل داشتند و یکی از آن‌ها به انسان امروزی رسید.
هر فسیل و هر یافتهٔ باستان‌شناختی، بخشی از این داستان پیچیده را برای ما روشن‌تر می‌کند.
داستان انسان، داستان یک مسیر مستقیم نیست؛ داستان شاخه‌شدن، سازگاری و تغییر در طول میلیون‌ها سال است.

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23347 72
سفری چند میلیون‌ساله در داستان فرگشت انسان
از استرالوپیتکوس‌های نخستین در آفریقا تا گونه‌های مختلف جنس Homo و در نهایت Homo sapiens، تاریخ انسان داستانی پیچیده از تغییر، سازگاری، مهاجرت و انشعاب‌های تکاملی است.
⬇️
Post #23346 60
🧠 آیا مغز ما از دو سیستم عصبی بسیار قدیمی شکل گرفته است؟

پژوهشی تازه در Nature Neuroscience نشان می‌دهد که مغز از همان مراحل بسیار ابتدایی رشد جنینی، از دو جمعیت متفاوت از سلول‌های پیش‌ساز عصبی شکل می‌گیرد.

پژوهشگران دریافتند که یک جمعیت سلولی مسیر رشد مغز پیشین و مغز میانی را دنبال می‌کند، درحالی‌که جمعیتی دیگر به شکل‌گیری مغز پسین منجر می‌شود. این دو مسیر از مراحل بسیار اولیهٔ رشد جنینی از یکدیگر متمایز می‌شوند و حتی الگوهای متفاوتی در سازمان‌دهی کروماتین دارند.

جالب‌تر اینکه پژوهشگران شواهدی از وجود این الگوی دوگانه در جانورانی مانند مرغ، گورخرماهی و کرم بلوطی نیز پیدا کردند؛ الگویی که ممکن است بیش از ۵۵۰ میلیون سال قدمت داشته باشد.

بر اساس این یافته‌ها، پژوهشگران این فرضیه را مطرح می‌کنند که شاید در گذشتهٔ بسیار دور، دو سیستم عصبی با منشأهای متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفته و در نهایت سازمانی را شکل داده‌اند که به مغز امروزی مهره‌داران انجامیده است.

البته این بخش هنوز یک فرضیهٔ تکاملی است، نه واقعیتی که مستقیماً اثبات شده باشد.

این پژوهش یک نتیجهٔ عملی مهم هم داشت: پژوهشگران توانستند سلول‌های بنیادی انسانی را به نورون‌های حرکتی مغز پسین تبدیل کنند؛ سلول‌هایی که تولیدشان در آزمایشگاه تاکنون دشوار بوده است. این دستاورد می‌تواند مدل‌های آزمایشگاهی بهتری برای مطالعهٔ بیماری‌هایی مانند ALS و آتروفی عضلانی نخاعی (SMA) فراهم کند.

پس شاید بهتر باشد به‌جای اینکه بگوییم «مغز از دو مغز جداگانه ساخته شده»، بگوییم:

مغز یک اندام واحد است که ممکن است از دو مسیر تکوینیِ بسیار قدیمی و متمایز شکل گرفته باشد.

و همین موضوع، پرسش جالبی دربارهٔ تاریخ تکاملی مغز ایجاد می‌کند:
آیا مغزی که امروز یکپارچه به نظر می‌رسد، در اعماق تاریخ تکامل، حاصل کنار هم قرار گرفتن دو سامانهٔ عصبی متفاوت بوده است؟
✍:علی روستایی

ScienceDaily، سپتامبر ۲۰۲۶
https://sciencedaily.com/releases/2026/09/260920222352.htm?utm_source=chatgpt.com

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
ScienceDaily Stanford scientists discover the human brain may actually be two separate organs Scientists have found that the human brain develops from two distinct cellular systems, suggesting that evolution fused together two ancient nervous systems with very different jobs. The discovery also allowed researchers to grow human hindbrain neurons in…
Post #23345 78
ادامه...

برای نسل‌های زیادی، این پرسش که «پیش از بیگ‌بنگ چه چیزی وجود داشت؟» بیشتر یک پرسش فلسفی دانسته می‌شد تا یک پرسش علمی.

بر اساس مدل استاندارد کیهان‌شناسی، جهانِ قابل مشاهدهٔ ما حدود ۱۳.۸ میلیارد سال پیش از حالتی بسیار داغ و چگال وارد مرحلهٔ انبساط شد. اما اینکه آیا خودِ زمان در آن شرایط آغاز شده یا پیش از آن مرحله چیزی وجود داشته، هنوز پرسشی حل‌نشده است.

کیهان‌شناسان امروزی تلاش می‌کنند با استفاده از مشاهدات دقیق کیهانی، برخی از مدل‌های نظری دربارهٔ نخستین لحظات تاریخ جهان را آزمایش کنند. بررسی تغییرات بسیار ظریف در تابش زمینهٔ کیهانی (Cosmic Microwave Background) و جست‌وجوی امواج گرانشی نخستین، می‌تواند به دانشمندان کمک کند میان برخی از این مدل‌ها تمایز بگذارند.

یکی از ایده‌های مهم، «پیشنهاد بدون مرز» (No-Boundary Proposal) است. بر اساس این مدل، جهان ممکن است در نخستین مراحل خود مرز یا نقطهٔ آغاز معمولی نداشته باشد و در شرایط بسیار ابتدایی، رفتار زمان با آنچه ما از زمان می‌شناسیم متفاوت باشد. در چنین چارچوبی، پرسیدن اینکه «قبل از جهان چه بود؟» ممکن است از نظر فیزیکی معنای مشخصی نداشته باشد.

در مقابل، برخی مدل‌های گرانش کوانتومی و کیهان‌شناسی چرخه‌ای، امکان یک «جهش بزرگ» (Big Bounce) را مطرح می‌کنند. در این سناریو، جهان کنونی ممکن است پس از یک مرحلهٔ انقباض کیهانی به مرحلهٔ انبساط وارد شده باشد؛ یعنی بیگ‌بنگ لزوماً آغاز مطلق تاریخ کیهان نباشد.

فرضیهٔ دیگری که مورد بررسی قرار گرفته، ایدهٔ یک «جهان آینه‌ای» با تقارن CPT است. در این مدل، ممکن است در سوی دیگر رویداد آغازین کیهان، جهانی وجود داشته باشد که ویژگی‌های آن، از جمله جهت زمان، رابطه‌ای آینه‌وار با جهان ما داشته باشد.

اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:

هیچ‌کدام از این ایده‌ها تاکنون به‌عنوان واقعیت اثبات نشده‌اند.

آنچه در اختیار داریم، مدل‌ها و فرضیه‌های نظری‌ای است که برخی از آنها پیش‌بینی‌های قابل آزمون دارند. دانشمندان می‌توانند این پیش‌بینی‌ها را با داده‌های حاصل از رصدهای کیهانی، تابش زمینهٔ کیهانی و جست‌وجوی امواج گرانشی نخستین مقایسه کنند.

ممکن است هرگز نتوانیم مستقیماً به دورترین مراحل تاریخ کیهان نگاه کنیم؛ اما هرچه اندازه‌گیری‌های ما دقیق‌تر شوند، می‌توانیم محدودیت‌های بیشتری بر مدل‌های مربوط به جهان بسیار اولیه اعمال کنیم.

شاید در آینده، ردپاهایی که از نخستین مراحل کیهان در ساختار جهان باقی مانده‌اند، به ما کمک کنند میان سناریوهای مختلف تمایز بگذاریم؛ اینکه جهان ما از یک جهش کیهانی پدید آمده، با جهانی آینه‌ای ارتباط داشته، یا در چارچوبی توصیف شود که در آن مفهوم «قبل از جهان» اساساً معنای فیزیکی مشخصی ندارد.
✍:علی روستایی

https://www.scientificamerican.com/article/what-came-before-the-big-bang-cosmology/?utm_source=chatgpt.com

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Scientific American What came before the big bang? Physicists cannot access anything that existed before the start of time and space, but they have theories
Post #23344 59
دانشمندان راه‌های تازه‌ای برای بررسی خاستگاه جهان پیدا کرده‌اند
⬇️
Post #23343 79
ادامه....

این مقایسهٔ جالب نشان می‌دهد که دست‌ها و بازوهای نیاکان ما در مسیر طولانی تکامل انسان چگونه تغییر کرده‌اند. نخستی‌های اولیه ویژگی‌هایی داشتند که برای بالا رفتن از درختان و زندگی در محیط‌های جنگلی مناسب بود؛ اما در نیاکان بعدی انسان، دست‌ها به‌تدریج توانایی بیشتری برای گرفتن دقیق، کنترل حرکات و استفاده از ابزار پیدا کردند.

تکامل دست انسان فقط تغییر در شکل ظاهری آن نبود؛ بلکه توانایی‌های جدیدی به نیاکان ما داد تا چیزهایی بسازند که پیش از آن ممکن نبود. با بهتر شدن قدرت گرفتن و مهارت حرکات ظریف انگشتان، انسان‌های اولیه توانستند ابزارهای سنگی بسازند، پناهگاه درست کنند، در شکار مؤثرتر شوند، آثار هنری خلق کنند و به‌تدریج فناوری‌های جدیدی به وجود آورند.

هر حرکت انگشتان، هر ابزار ساخته‌شده با دقت و هر اختراع جدید، بخشی از همین مسیر شگفت‌انگیز تکامل است.

دست انسان امروزی نتیجهٔ میلیون‌ها سال سازگاری، بقا و تغییرات تدریجی در فرگشت است که یک تغییر کوچک در ساختار بدن، در طول میلیون‌ها سال، توانست مسیر آیندهٔ یک گونهٔ کامل را تغییر دهد.

#فرگشت_انسان #انسان_های_باستان #دانستنی_های_فرگشت #زندگی_پیش_از_تاریخ #باستان_شناسی

┄•••⌬👇JOIN👇⌬•••┄
@sci_updates
Post #23342 65
💪از گرفتن شاخه‌های درخت تا ساختن ابزارهایی که تمدن بشری را شکل دادند، دست انسان داستانی شگفت‌انگیز دارد که میلیون‌ها سال در جریان بوده است.
⬇️
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →