TGViewer
PAYA mousavi PAYA mousavi @payaorg3 · 46 subscribers
Post #41 13
گمان می‌بردم شبی نتوانم بی تو صبح کنم
درست همان لحظه،
که در گمان دیگران
به تصاحب حضورت اجازه گذر دادی…
خواستی که در آسمان صاف چشمانت
رهگذری، غریبه ای،
یا شاید هم درنده ای اهلی پوش…
سوسوی ستارگان بدزدد
حال، شبم بی تو…
نوای سپیده دمش به گوشم میرساند
سیاهرگت را به تکه ذغالی فروختی…
سرخرگت را هدیه به خونِ دل کردی
جانش را فدایت میکرد،
همان رهگذرِ سکوت…
که جز ضربان روحت،
هیچ به گوشش آشنا نبود…
درست همان لحظه،
به پایان دهندگان عمرش
اجازه ستاندن جانش دادی…
آواز صبح میشنوم
با همگان تنها ماندی…
شبم بی تو،
صبح شد…

- پایا موسوی
More from @payaorg3
  1. Oct 9, 2026قاصدکِ خوش خبر اکنون زمزمه ام تو تنها میشنوی… صدای نشنیده هایم را به خاطر بسپار، هیچ جز تو…
  2. Sep 10, 2026باز باران با غم و اندوه بارید راه دل پیدا نکرد و لاجرم انبوه بارید این غمی کز جان من سودای…
  3. Sep 10, 2026طاقتم از سر برید و جانم از تیغت گذشت یار بی پیمان ، هیچی غیر من دورت نگشت من که جانم سوخت…
  4. Sep 8, 2026خوش آمدی پاییز جان است خاک نم خورده ات… زود تر از انتظار صدایم شنیدی، حضورت در سیاهی شب رو…
  5. Sep 8, 2026video post
  6. Sep 7, 2026صدای خش خش برگ هاست، بوی خاک نم خورده میدهد… گویی مسافری بازگشته، صباحی چند تا حضورش نماند…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →