ماهِ پاییز !
سمت چشمت آشنایی رد نشد ؟
یک دو چای ما،
به سان بادهی بهمان نشد ؟
خندهات،
معشوقهی شیرین زبانیمان نشد ؟
راه هموار دلم،
بیراههی آنان نشد ؟
دست هایم،
تیغ امن سرد آغوشت نشد ؟
با تمام زخم هایم،
مرهمت بودم تورا درمان نشد ؟
عقل را بعد تو کشتم،
قلبمان شیدا نشد ؟…
هر چه طعم ماندنت
فعلش مرا دائم نشد،
آن طناب گیسوانت…
جوخهی اعدام شد.
- پایا موسوی
Post #19
1.2K