TGViewer
Channel Public Channel
پالیز پارسی

پالیز پارسی

@palize_parsi

ادمین
@samaaneabedini
Subscribers
67
Photos
8
Videos
0
Links
104
Recent Posts 20 shown
Post #128 54
#یاداشت۷۲

دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان

از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو
این چنین پر مهر دشمن من ندیدم در جهان

چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم
"عاشق ناشی مباش و رو مگردان، هان و هان"

راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب
سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر زبان

پیش او مردن به هردم از شکر شیرین‌تر است
مرده داند این سخن را، تو مپرس از زندگان

شاد روزی کین غزل را من بخوانم پیش عشق
سجده‌ آرم بر زمین و جان سپارم در زمان

مرغ جان را عشق گوید : " میل داری در قفص؟"
مرغ گوید : " من تو را خواهم قفص را بردران"
 


مولانا جلال الدین محمد بلخی
غزلیات شمس به تصحیح بدیع الزمان فروزانفر جزو چهارم چاپ سوم انتشارات امیر کبیر : ۱۳۶۳  ص۱۸۷

#هشت_مهر_روز_بزرگداشت_مولانا_گرامی_باد

🌺🌺🌺


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 1
Post #127 128
#یاداشت۷۱

آن آهن تفته‌ام که جوشم بردند
آن کهنه درایم۱ که خروشم بردند

چون خار ترنجبین درین عالم تلخ
نیشم بگذاشتند و نوشم بردند


حکیم رکنای کاشانی، به نقل از تذکرهٔ نصرآبادی، به تصحیح وحید دستگردی، کتابفروشی فروغی: ۱۳۵۲، ص ۲۱۶
___
۱. درای: زنگ و جرس


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 4
Post #125 221
#یاداشت۷۰

از گریه اگر چه یار همدم نشود
آن نیست کزو درد دلی کم نشود

از گریهٔ ابر خارِ خشک اندر باغ
ز آتش برهد اگر چه خرَّم نشود


میرابوالحسن فراهانی
تذکره مجمع النفایس، سراج الدین علی خان(آرزو)، دکتر زیب النساء علی خان(سلطان علی)، انتشارات مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان _ اسلام آباد: ۱۳۸۳، ص۸۶


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 7
Post #124 62
#یاداشت۶۹


می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم

می‌روم بی‌دل و بی یار و یقین می‌دانم
که من بی‌دلِ بی یار نه مرد سفرم

پای می‌پیچم و چون پای دلم می‌پیچد
بار می‌بندم و از بار فروبسته‌ترم

آتش خشم تو برد آب من خاک آلود
بعد از این باد به گوش تو رساند خبرم

هر نوردی که ز طومار غمم باز کنی
حرف‌ها بینی آلوده به خون جگرم

نی مپندار که حرفی به زبان آرم اگر
تا به سینه چون قلم بازشکافند سرم

به هوای سر زلف تو درآویخته بود
از سر شاخ زبان برگ سخن‌های ترم

گر سخن گویم من بعد شکایت باشد
ور شکایت کنم از دست تو پیش که برم؟

خار سودای تو آویخته در دامن دل
ننگم آید که به اطراف گلستان گذرم

بصر روشنم از سرمهٔ خاک در تست
قیمت خاک تو من دانم کاهل بصرم

سرو بالای تو در باغ تصور برپای
شرم دارم که به بالای صنوبر نگرم

گر به تن بازکنم جای دگر باکی نیست
که بِه دل غاشیه بر سر به رکاب تو درم

شوخ چشمی چو مگس کردم و بُرده‌سْت عدو
به مگس رانِ ملامت ز کنار شکرم

به قدم رفتم و ناچار به سر بازآیم
گر به دامن نرسد چنگ قضا و قدرم

از قفا سیر نگشتم من بدبخت هنوز
می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم


غزلهای سعدی، به تصحیح غلامحسین یوسفی، چاپ اول، انتشارات سخن:۱۳۸۵، ص۲۱۷


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 6
Post #123 57
AudioAudioLab
#پادپخش۶

#به_مناسبت_روز_شعر_و_ادب
#قائم_مقام_فراهانی
#منشآت_ساده_نویسی

رسم است که روز شعر و ادب از قله‌های مرتفع ادب پارسی سخن برانیم. اما گاهی در کنار این قلل رفیع هستند کسانی که این درّ دری را از لغزیدن و فرو افتادن به درّه‌های انحطاط نجات داده‌اند.
نمونهٔ آن #قائم_مقام_فراهانی وزیر باکفایت دوران  فتحعلی ‌شاه قاجار که علاوه بر تدابیر خردمندانه و نجات‌بخشش در امور سیاسی دستی بر آتش شعر و نثر فارسی نیز داشت. نثر او که همان منشآت یا نامه‌های اوست علاوه بر اطلاعات مفید تاریخی و سیاسی نمونهٔ اعلای نثر ساده است. او در نثر خلف صدق سعدی بود، به همین دلیل می‌توان او را یکی از بنیانگذاران نثر ساده در دوران معاصر به حساب آورد.
#قائم_مقام_فراهانی سرانجام برخلاف خدمات قابل توجه به فرمان محمدشاه قاجار در باغ نگارستان زندانی و پس از چند روز خفه و در حرم شاه عبدالعظیم دفن شد.
در میان نامه‌های قائم مقام که همگی خطاب به رجال و بزرگان است چند نامه عاشقانهٔ بی‌نام هم هست که یکی از آنها به مناسبت روز شعر و ادب خوانده شد.


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 5
  • 💔 1
Post #122 62
#یاداشت۶۸

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش
بیان کند که چه بوده‌ست ناشکیبا را

بیا که وقت بهارست تا من و تو بهم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی
چرا نظر نکنی یار سروبالا را

شمایلی که در اوصاف حسن ترکیبش
مجال نطق نماند زبان گویا را

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را

به دوستی که اگر زهر باشد از دستت
چنان به صدق و ارادت خورم که حلوا را

کسی ملامت وامق کند به نادانی
عزیز من که ندیده‌ست روی عذرا را

گرفتم آتش دل را خبر نمی‌داری
نگاه می‌نکنی آب چشم پیدا را؟

نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را


غزلیات سعدی، غلامحسین یوسفی، انتشارات سخن: ۱۳۸۵، ص ۲۸۵


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 3
Post #121 69
#یاداشت۶۷

#گفتار_اندر_عهدنامه_اردشیر_بابکان_با_شاپور

الا ای خریدار مغز سخن
دلت برگُسِل زین سرای کهن

کجا چون من و چون تو بسیار دید
نخواهد همی با کسی آرمید!

اگر شهریاری و گر پیشکار
تو اندر گذاری و او پایدار!

چه با رنج باشی چه با تاج و تخت
ببایدت بستن به فرجام رخت!

اگر ز آهنی چرخ بگذاردت
چو گشتی کهن نیز ننوازدت!

چو سرو دلارای گردد به‌خم،
خروشان شود نرگسان دژم،

همان چهره‌ی ارغوان زعفران،
سبک مردم شاد گردد گران!

اگر شهریاری و گر زیردست
جز از خاک تیره نیابی نشست!

کجا آن بزرگانِ با تاج و تخت؟
کجا آن سُواران پیروزبخت؟

کجا آن خردمندگندآوران؟
کجا آن سرافراز و جنگی سران؟

همه خاک دارند بالین و خشت
خُنُک آنکه جز تخم نیکی نکشت!


شاهنامه، فردوسی، به تصحیح خالقی مطلق و امید سالار، ج ۶، دایرةالمعارف، ص ۲۳۰


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 4
  • 👏 1
Post #120 58
AudioAudioLab
#پادپخش۵

#سعدی
#راوی_سمانه_عابدینی
معرفتِ قدیم را بعدْ حجاب کی شود؟
گرچه به شخص غایبی، در نظری مقابلم

سعدی، غزلیات، به تصحیح غلامح یوسفی، ص ۱۵۸

#موسیقی
حمید متبسم
آلبوم سپیدار

https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 4
Post #118 469
#یاداشت۶۶

صبحی ندمد ز آخر هیچ شبی
تا تازه به رویم نرساند تعبی

حاصلْ منِ بی‌دولتِ حرمان‌روزی
دارم ز تر و خشکِ جهان چشم و لبی


الامام ظهیرالدین ولی النسوی
به نقل از لباب الالباب عوفی به تصحیح ادوارد جی. براون با مقدمه محمد قزوینی و تصحیحات جدید و حواشی و تعلیقات سعید نفیسی، چاپ اول، انتشارات هرمس:۱۳۸۹، ص۲۶۴


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 3
  • 👏 1
Post #117 66
#یاداشت۶۵

چون کرد فلک دوش پُر از غالیه تشت
بر من ز شبیخونِ غمت حال بگشت

از خوابِ خوش آب دیده را پُل بستم
چندانک خیالت به سلامت بگذشت


الامام الاجل العالم زین[الدین] السجزی
به نقل از لباب الالباب عوفی به تصحیح ادوارد جی. براون با مقدمه محمد قزوینی و تصحیحات جدید و حواشی و تعلیقات سعید نفیسی، چاپ اول، انتشارات هرمس:۱۳۸۹، ص۲۷۹

https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 3
Post #116 97
#یاداشت۶۴

#گل_و_گلدان_در_ادب_فارسی
#یادداشت_دوم_ریحان_و_سفال


از دیگر مضامین، ریحان و سفال است که بسیاری از شعرا از جمله خاقانی و نظامی در ابیات خود به آن اشاره کرده‌اند. نظامی در خسرو و شیرین در بیت زیر زنان را به ریحانِ سفال تشبیه کرده است:

زنان مانند ریحان سفالند
درون سو خبث و بیرون سو جمالند
(دستگردی، خسرو و شیرین، ۱۹۷)


دستگردی این بیت را چنین معنا کرده است:
«زنان مانند دسته ریحانی هستند که بر گلدان سفالی برنهی؛ از برون جمال و در درون گندیده و خبیث هستند».


ثروتیان در شرح این بیت چنین نوشته است:
«ریحان سفال_ظ،: گل و سبزه گلدان سفالین، سبزه‌ای که بر روی کوزه و سفال می‌رویانند؛ گل مصنوعی» (ثروتیان، ص۶۶۲ ).


برات زنجانی شرح خویش چنین آورده است:
«زنان مانند کاشی‌های زیبا هستند، درونشان بدسرشت و بیرونشان زیبا»( زنجانی، ص۵۰۲).


به نظر می‌رسد جز دستگردی شارحان محترم در شرح این بیت به خطا رفته‌‌اند. در کتاب «گل و گیاه در هزار سال شعر فارسی» در تعریف ریحان چنین آمده است:

«ریحان به معنی سبزه یا روییدنی خوشبو را بر روی سفال یا کوزه سبز می‌کردند، شاید شبیه به سبزه نوزوز، با سه بیت از حزین لاهیجی، سیف فرغانی و صائب:
زاهد چه فیض می‌برد از شعر من حزین
با این سفال صحبت ریحان چه می‌کند

دل با غم تو گفت که گر چه شکسته‌ام
چون من سفال از چو تو ریحان دریغ نیست

جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم
چشم حیران را سفال خط ریحانش کنم» (گرامی، ص ۴۷۳).

اما در این ابیات نیز مستقیم به کاشت سبزه روی سفال و عید اشاره نشده است.

با توجه به ابیات زیر از خاقانی چنین به نظر می‌رسد که ریحان را به عنوان گلی خوشبو در گلدان سفالی که در آن آب می‌ریخته‌اند قرار می‌دادند درست همانند نرگسدان، نه آنکه همانند کوزه شب عید سبزه را بر روی سفال بکارند:

ریحان بسفال اندر بسیار بود دانی
آن جام سفالین کو و آن راوق ریحانی
(خاقانی: ۶۹۸)


جای تو در دل شکستهٔ ماست
که تو ریحان و ما سفال توایم
(خاقانی: ۶۴۰)


ریحان هر سفالی پیداست آن من کو
من دل سفال کردم ریحان چرا ندارم
( خاقانی: ۶۳۵)



با توجه به شواهدی که پیشتر ذکر شد می‌توان به این نتیجه رسید که گلدان در معنای امروزی در متون کهن نیامده است. نرگسدان و سفال نیز گلدانی برای نگهداری انواع گل‌های خوشبو در آب بوده است. همچنین بر خلاف نظر پژوهشگران از هیچ یک از ابیات خاصه ابیاتی که در آنها به سفال و ریحان اشاره شده است نشانی از سبزه‌ای که بر روی سفال برای نوروز پرورش می‌دهند نیست.


منابع:
📚 نظامی، الیاس بن یوسف (۱۳۹۰) خسرو و شیرین، تصحیح دکتر برات زنجانی، چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه
📚 ----------------------------- (۱۳۹۲) خسرو و شیرین، تصحیح دکتر بهروز ثروتیان، چاپ دوم، تهران: انتشارات امیرکبیر

📚 -----------------------------(۱۳۹۵)، خسرو و شیرین، تصحیح وحید دستگردی به کوشش سعید حمیدیان، نشر قطره

📚 گرامی، بهرام (۱۳۸۹) گل و گیاه در هزارسال شعر فارسی، چاپ دوم، تهران: سخن

📚خاقانی (۱۳۹۳) دیوان اشعار، به تصحیح ضیاءالدین سجادی، چاپ یازدهم، تهران: زوار


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #115 80
#یاداشت۶۳

#گل_و_گلدان_در_ادب_فارسی
#یادداشت_اول_نرگسدان

اصطلاح گل‌های زینتی یا آپارتمانی امروز برای همه آشناست. اما خاستگاه این گل‌های زیبا همانند شمعدانی، حسن یوسف و... که زینت بخش گوشه و کنار خانه و حیاط‌های ما هستند، آفریقا، استرالیا، مالزی و کشورهای دیگری است که به احتمال زیاد در دوران معاصر به ایران آمده‌اند. قصد نگارندهٔ این سطور بررسی تاریخچه ورود گل‌های زینتی به ایران نیست، اما این پرسش که آیا چیزی به عنوان گلدان امروزی ( ظرفی از هر جنس که مخصوص کاشتن و نگهداری گل در خانه باشد) در متون ذکر شده است یا خیر باعث درج این مطلب شد. 
طبق تحقیقات نگارنده در لغتنامه دهخدا ذیل واژهٔ گلدان تنها دو شاهد شعری از محسن تأثیر از شعرای قرن دوازدهم به نقل از آنندراج ذکر شده است.

«گلدان: ظرفی که گلها را دسته بسته در آن نهند، از عالم نرگسدان . (آنندراج ). ظرف سفالین یا چینی و جز آن که در آن گلهای زمینی یا معطر کارند یا گلهای زینتی و یا معطر از شاخ بریده نهند»
شواهد شعری:


خلط نسبت کند آمیزش بی نسبت را
گل پریزاد شود شیشه چو گلدان باشد


چو آن گلدان پرآبی که گلها را نگه دارد
طراوتهاست از چشم تر من گلعذاران را
(محسن تأثیر_ آنندراج )

چنانکه ملاحظه شد با توجه به شواهد شعری، تعریف آنندراج از گلدان بیشتر محتمل است تا تعریف علامه دهخدا، و این نشان می‌دهد تا قرن دوازدهم هم شاید گلدان در معنای امروزی رواج نداشته است و گلدان ظرفی پر آب و از شیشه‌ یا از هر جنس دیگری برای نگهداری گل‌های خوشبو در مدت کوتاهی بوده است، نه کاشت و نگهداری آنها در خاک. اما برای اطمینان بیشتر شواهد نرگسدان را هم بررسیده‌ایم:

«نرگسدان . [ ن َ گ ِ ] (اِ مرکب ) گلدانی که در آن پیازنرگس نهاده باشند. (ناظم الاطباء). نرجسدان . (مهذب الاسماء). معبهر. (دهار). گلدان نرگس . گلدان خاص پیاز نرگس از فلز یا بلور یا سفال . گلدانی که در آن گل نرگس از شاخ بریده نهند. (یادداشت مؤلف ) :
شواهد شعری:

هر زمان از بیم نارالله ز نرگسدان چشم
کوثری بر روی و موی چون سمن بگریستی
( خاقانی: ۴۴۱)

در تعریف نرگسدان یا نرجسدان نیز دهخدا به ظرفی برای کاشت پیاز نرگس اشاره کرده است اما از شواهد چنین بر می‌آید که منظور گلدانی برای نگهداری گل در آب بوده است.


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 1
Post #114 70
#یاداشت۶۲

دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بی‌مغزان است

اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی می‌گذرد نغز آن است


صفی‌الدین یزدی
به نقل از شاعران بی‌دیوان، به تصحیح محمود مدبری، چ اول، نشر پانوس: ۱۳۷۰ ص ۵۴۱

https://t.me/palize_parsi
  • 👍 3
Post #113 79
#یاداشت۶۱


... بر آتش دل ما آب دیده گشت دلیل
نمونه‌ای ز درون هست حال بیرون را

اگر غمام۱ نبارد درین زمان غم نیست
که آب دیدهٔ ما هست ربع مسکون را

چو نیل و دجله گشایم ز چشم‌های چو بحر
چه آب‌روی بماند فرات و جیحون را ...

عماد فقیه کرمانی
دست‌نویس شمارهٔ ۱۸۲ کتابخانه سپهسالار، مورخ ۷۶۳، برگهٔ ۱۴۰

_
غمام: ابر

https://t.me/palize_parsi
  • 👍 2
Post #112 269
#یاداشت۶۰


چه روح‌افزای و راحت‌باری ای باد
چه شادی‌بخش و غم‌برداری ای باد

کبوتروارم آری نامهٔ یار
که پیک نازنین‌رفتاری ای باد

به پیوند تو دارم چشمْ روشن
که بوی یوسف من داری ای باد

به سوسن‌بوی و توسن‌خوی تُرکم
پیام زار من بگزاری ای باد

بگوئی حال و باز آری جوابم
که خاموشِ روان‌گفتاری ای باد

به خاک پای او کز خاک پایش
سرم را سرمهٔ چشم آری ای باد

به زلف او که یک موی از دو زلفش
بدزدی و به من بسپاری ای باد

من از زلفش سخن راندن نیارم
تو بر زلفش زدن چون یاری ای باد

دلم زنهاری است آنجا، در آن کوش
که باز آری دل زنهاری ای باد

گر او نگذارد آوردن دلم را
درو آویزی و نگذاری ای باد

چنان پنهانی و پیداست سحرت
که خاقانی توئی پنداری ای باد


خاقانی، دیوان اشعار، به تصحیح ضیاءالدین سجادی، نشر زوار، ص۵۹۲


https://t.me/palize_parsi
  • 👍 1
Post #111 88
#یاداشت۵۹


بار فراق دوستان بس که نشست بر دلم
می‌روم و نمی‌رود ناقه به زیر‍ِ محملم

بار بیفگند شتر چون برسد به منزلی
بارِ دل است همچنان ور به هزار منزلم

ای که مهار می‌کشی صبر کن و سبک مرو
کز طرفی تو می‌کشی وز طرفی سلاسلم

بارکشیدهٔ جفا، پرده دریدهٔ هوا
راه ز پیش و دل ز پس، واقعه‌ای است مشکلم

معرفتِ قدیم را بُعدْ حجاب کی شود؟
گر چه به شخصْ غایبی، در نظری مقابلم

آخرِ قصدِ من تویی، غایتِ جهد و آرزو
تا نرسم ز دامنت دستِ امید نگسلم

ذکر تو از زبانِ من، فکرِ تو از جَنانِ من
چون برود که رفته‌ای در رگ و در مفاصلم؟

مشتغل توام چنان کز همه چیز غایبم
مفتکرِ توام چنان کز همه خلق غافلم

گر نظری کنی کند کِشتهٔ صبرِ من ورق
ور نکنی چه بر دهد بیخِ امیدِ باطلم؟

سنّتِ عشقْ سعدیا ترک نمی‌دهی بلی
کی ز دلم بدر رود خویِ سرشته در گلم

دارویِ دردِ شوق را با همه علمْ عاجزم
چارهٔ کارِ عشق را با همه عقلْ جاهلم


سعدی، غزلهای سعدی، به تصحیح غلامحسین یوسفی، چاپ اول، انتشارات سخن: ۱۳۸۵، ص۱۵۸


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 2
Post #110 765
AudioAudioLab
#آخر_شاهنامه
#مهدی_اخوان_ثالث
#راوی_مجید_دادفر

کارگاه «شنبه‌ها با بوستان»
دهم مردادماه ۱۴۰۵


ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوان‌تر زانکه بیرون آید
از سینه
راویان قصه‌های رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه‌هامان را
گویی از شاهی‌ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار می‌خواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غاز
چشم می‌مالیم و می‌گوییم : آنک، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس
وای ، وای ، افسوس



https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 5
Post #109 408
AudioAudioLab
#میراث
#مهدی_اخوان_ثالث
#راوی_مجید_دادفر

کارگاه «شنبه‌ها با بوستان»
دهم مردادماه ۱۴۰۵

پوستینی کهنه دارم من،
یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبارآلود.
سالخوردی جاودان مانند.
مانده میراث از نیاکانم مرا، این روزگارآلود.


https://t.me/palize_parsi
  • ❤ 4
Older posts →

About this channel

How can I read @palize_parsi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for پالیز پارسی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does پالیز پارسی have?
پالیز پارسی (@palize_parsi) has 67 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does پالیز پارسی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →