TGViewer
Channel Public Channel
نوزایش فکری ( فرهاد صبا )

نوزایش فکری ( فرهاد صبا )

@nowzayesh

در تلاشم چشم هام رو منظم بشورم تا جور دیگر ببینم ، سعی می‌کنم از همه‌ی ابزارهای مفید استفاده کنم تا بیشتر به عمق برم . «فهم» هام در زمینه‌ی علوم اجتماعی رو اینجا به اشتراک می‌گذارم.
شروع:
t.me/NOWzayesh/10
Subscribers
26
Photos
4
Videos
6
Links
5
Recent Posts 20 shown
Post #73 9
⚠️ دومین اشکال رایج در تبیین های روانشناسی تکاملی ، عدم توجه به این نکته ست که
هر ویژگی بصورت بالقوه دو وجهه‌ داره :
فایده برای فرد ( ارگانیسم )
فایده برای جمع ( گونه ، کولونی )

ممکنه ، هنر یا هوش متوسط ریاضیاتی ، سخت‌کوشی ، کله شقی یا ولخرجی یک مرد ، هیچگاه منافع و منابع خاصی برای بقای همسر و فرزندانش به ارمغان نیاره و بیشتر برای خونواده ، هزینه داشته باشه ،
اما اون میل و/یا استعداد بالقوه ، برای اجتماع لازم و مفیده
و لذا مکانیسم انتخاب جنسی، اون ژن رو حفظ می‌کنه.
یعنی همیشه زنانی هستند که به ویژگی‌هایی که ممکنه در شرایط فعلی جامعه‌ بی فایده باشه ، میل نشون می‌دن.

▪️مردان هم نگاهشون فقط به بدن و توان باروری زن نیست.
ویژگی‌هایی مثل توان مدیریت ، شجاعت ، استقلال ، قناعت و ... در یک زن برای بعضی مردان جذاب تر از برجستگی ها و تو رفتگی و رنگ و طراوت اندام های زن هست .

تنوع سلیقه ، باعث بالارفتن شانس بقای گونه می‌شه. چون گونه رو برای مواجهه و سازگاری با شرایط مختلف آماده نگه می داره .

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 2
Post #72 13
🔰مشروعیت رهبر اپوزیسیون

مشروعیت رهبر اپوزیسیون به میزان پذیرش او از سوی گروه‌های مختلف مخالف حکومت و آمادگی آنان برای همکاری، تبعیت یا واگذاری موقت نقش هماهنگ‌کننده به او گفته می‌شود.

مشروعیت در این معنا با محبوبیت یکسان نیست. یک رهبر ممکن‌ست محبوبیت زیادی در میان بخشی از جامعه داشته باشد، اما به دلیل ایجاد نگرانی یا دشمنی در میان سایر گروه‌های مخالف، نتواند نقش هماهنگ‌کننده‌ای در یک ائتلاف گسترده ایفا کند.

در مبارزات سیاسی، به‌ویژه مبارزات غیرخشونت‌آمیز، رهبر اپوزیسیون الزاماً نباید همهٔ جریان‌ها را به هواداران خود تبدیل کند. مسئلهٔ مهم‌تر
ایجاد شرایطی است که گروه‌های متفاوت، با وجود اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی، بتوانند بدون احساس تهدید متقابل با یکدیگر همکاری کنند یا لااقل روبروی آن رهبر نایستند.

جنبهٔ سلبی مشروعیت

جنبهٔ سلبی مشروعیت به نبود عواملی اشاره دارد که موجب طرد رهبر از سوی بخش بزرگی از اپوزیسیون می‌شوند.
رهبر مشروع الزاماً کسی نیست که بیشترین هوادار را دارد؛ بلکه یکی از ویژگی‌های مهم او می‌تواند این باشد که
کمترین میزان دشمنی و نفرت را در میان مخالفان ایجاد کند.

برای مثال ، اگر رهبر اپوزیسیون از پیش اعلام کند که پس از سقوط حکومت، مخالفان سیاسی خود را حذف خواهد کرد، یا شکل حکومت آینده را بدون مراجعه به رأی مردم تعیین‌شده بداند، بخشی از مخالفان ممکن است او را نه وسیله‌ای برای پایان دادن به حکومت موجود، بلکه تهدیدی برای آیندهٔ خود تلقی کنند. در این وضعیت، حتی افزایش محبوبیت رهبر در میان هواداران خودش الزاماً به افزایش ظرفیت ائتلافی او منجر نمی‌شود.

از این منظر ، یکی از معیارهای مهم مشروعیت سلبی این پرسش است:

آیا اختلاف با این رهبر و نگرانی از قدرت گرفتن او می‌تواند به حدی برسد که برخی مخالفان حکومت، برای جلوگیری از قدرت‌گیری او، حتی حاضر به سکوت یا همکاری با حکومت شوند؟

هرچه پاسخ به این پرسش منفی‌تر باشد، ظرفیت ائتلافی رهبر بیشترست.

بنابراین رهبر اپوزیسیون برای مشروعیت یافتن لزوماً به حداکثر محبوبیت نیاز ندارد؛ بلکه باید تا حد امکان از ایجاد حداکثر دشمنی پرهیز کند.

▪️جنبهٔ ایجابی مشروعیت

جنبهٔ ایجابی به ویژگی‌هایی مربوط‌ست که باعث می‌شوند گروه‌های مختلف، علاوه بر مخالفت نکردن با رهبر، به همکاری با او اعتماد کنند.

مهم‌ترین این ویژگی‌ها عبارت‌اند از:

▫️پذیرش رقابت سیاسی: رهبر بپذیرد که پس از گذار، جایگاه سیاسی او باید در معرض رقابت و انتخاب قرار گیرد.
▫️پذیرش محدودیت قدرت: رهبر متعهد شود که قدرت خود را به نهادهای قانونی، انتخابات، دادگاه مستقل و سایر سازوکارهای مهار قدرت محدود کند.
▫️عدم انحصار نمایندگی: ادعا نکند که تنها نمایندهٔ واقعی مردم یا تنها سخنگوی جنبش است.
▫️پذیرش تکثر سیاسی: گروه‌هایی با عقاید متفاوت بتوانند در ائتلاف باقی بمانند، بدون آنکه مجبور شوند در همهٔ مسائل با رهبر توافق کنند.

▫️ توانایی حل اختلاف: اختلاف میان اعضای اپوزیسیون از طریق مذاکره و سازوکارهای مورد توافق مدیریت شود، نه از طریق حذف یا بی‌اعتبار کردن طرف مقابل.

▫️توانایی ایجاد همکاری عملی:
حمایت از رهبر فقط در سطح افکار عمومی و شبکه‌های اجتماعی باقی نماند و بتواند به همکاری سازمان‌یافتهٔ گروه‌های سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.

اهمیت این ویژگی‌ها در مرحلهٔ گذار بیشتر می‌شود. ائتلافی که برای کنار زدن یک حکومت شکل می‌گیرد، الزاماً دربارهٔ حکومت بعدی توافق ندارد.

پژوهش‌های جدید دربارهٔ ائتلاف‌های مخالف حکومت نشان می‌دهند که اختلافات ایدئولوژیک و منافع متفاوت اعضای ائتلاف می‌تواند پس از پیروزی به اختلافات شدید سیاسی و کاهش اعتماد عمومی منجر شود. بنابراین توانایی تشکیل ائتلاف و توانایی ادارهٔ آن پس از پیروزی دو مسئلهٔ متفاوت‌اند.

▪️کمینه‌کردن دشمنی؛ یک معیار مهم

در یک اپوزیسیون متکثر ، انتظار اینکه یک رهبر همهٔ گروه‌ها را به هوادار خود تبدیل کند واقع‌بینانه نیست. یک رهبر ممکن است طرفدار سلطنت، جمهوری‌خواه، لیبرال، محافظه‌کار، چپ‌گرا یا گروه‌های قومی و مذهبی مختلف را نتواند همزمان به حامی خود تبدیل کند.

اما ممکن است بتواند شرایطی ایجاد کند که این گروه‌ها بگویند:

«با او موافق نیستیم، اما حضور او را در ائتلاف می‌پذیریم و او را تهدیدی برای موجودیت سیاسی خود نمی‌دانیم.»




#فرهاد_صبا ✍


@NOWzayesh | نوزایش فکری
Post #69 23
🔘 ارزشهای القایی که بیچاره مون می‌کنه (۲)


ازدواج ( یا هرگونه رابطه با جنس مخالف ) هدف نیست.
بلکه وسیله ست برای رسیدن به لذت و آرامش.

اگر بلوغ شخصیتی نداریم
اگر شرایط مالی نداریم
اگر با کیس مناسب برخورد نکردیم
لزومی نداره ازدواج کنیم.

« ازدواج ، درمان هیچ دردی نیست.
نه تنهایی ، نه اعتیاد ، نه مشکل خواب ، نه ولخرجی ، نه بی هدفی

ازدواج ، انسان سالم رو کاملتر می‌کنه
اما ادم مریض رو شفا نمی‌ده »

هلاکویی

🔻به حرف خاله و خانباجی ( که حتما قصدشون خیره)
خودمون و دختر/پسر مردم و خونواده ها و قوه قضاییه رو گرفتار نکنیم.

« جهان پر از آدم عقده ایه ، اگر وضعیت مالی مناسبی ندارید ، بچه نیارید »

هلاکویی

برای یک لیوان شیر ، گاو نمی‌خرند .

اگه بچه دوست داریم ، می‌تونیم بچه های فامیل رو ببریم پارک ، هم خونواده و هم همسایه ها دعا می‌کنن.
همچنین می‌تونیم
چارتا اسباب بازی و شکلات بگیریم ، بریم شیرخوارگاه های خیریه و به اون بچه ها سر بزنیم.

باین هم فکر کنیم.
هیچکس با ازدواج به عشق ، و حال جنسی با دوامی نرسیده.

برای سالی ماهی یک بار تَخَلی ، دستشویی طلا تو خونه نصب نمی‌کنن .


#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 2
Post #68 19
🎈 ارزش‌های الکی افسرده‌مون می‌کنن (۱)

#علی_بندری

باید توجه داشت که تنها ارزش اصیل فایده/لذت هست و این ، برای فرد به فرد و زمانهای مختلف ، تفاوت داره.
هرچیز دیگه ( هرچقدر محترم مثل دین یا کارآ مثل پول)تنها وسیله ایه برای اون سود و لذت

➖ کتاب خوانی

در اجتماعات مختلف ، تبلیغ زیادی میشه برای کتابخوانی
حتی برخی دچار خطا می‌شن که حتما باید کتاب چاپی مطالعه بشه .
باید دونست که کتاب وسیله ای برای شناخت
و شناخت وسیله ای برای کاهش رنج و افزایش لذته.
اگر کتابخوانی همراه مشقت باشه ، نقض غرض هست.
بگذریم که اغلب کتابها حاوی یک خط ، حرف مفید برای زندگی نیستن و چه بسا - بجز اتلاف وقت - حاوی انبوهی از القائات خطا هستند.

کتاب صوتی ، کارگاه‌های صوتی ، مقاله کوتاه و ... اغلب چیزی کم از کتاب چاپی ندارند و مزایای اقتصادی ش ( سهولت استفاده و ... ) به کتاب چاپی برتری داره.

ادامه

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
Post #67 21
🔘در باب مثلث جذابیت (۱)

تأملی در باب سگانه‌ی سیاه

▪️ اخیرا این صحبت زیاد منتشر می‌شه که
۱-خودشیفته بودن
۲-ضد اجتماعی بودن
و
۳- اپورتونیست بودن ( یعنی این‌که بگی : هدف وسیله رو توجیه می‌کنه )

عامل جذابیته.

▪️مدرسان کاریزما و جذابیت و روانشناسان هم دست به قلم شدن و کتاب نوشتن که مثلا :
بیاید من به شما یاد میدم چطور  ج--- باشید
که بعدش برا مردها جذاب باشید.

هم فاله و هم تماشا ،
هم به خودخواهی تون برسید
هم همه دنبال تون باشن

دیگه چی ازین بهتر ؟!

( کتاب « چرا مردان زنان خراب را دوست دارند؟»)

یا مثلاً یکی گفته بود :
حتی اگر سادیسم ندارید
خودتون رو اونجوری نشون بدید
تا خانم ها جذبتون شن 😕


▪️بوی کباب ...🫏

ازونجا که این موضوع ، یک موضوع چالشی بود ، برام جذاب بود و روش فکر کردم ...
حس کردم:
انگار یه حقایقی تو این ادعاها هست ، ولی
یه جای کار مشکل اساسی داره .

▪️تامل ، من رو باین نکات رسوند.

۱- برای انسان یکنواختی ، ملال آوره ، حتی اگر یکنواختی همراه خوبی کردن باشه
و
یکنواختی ، در خوبی و خوش اخلاقی باشه.

این واقعیت ، خیلی فرق داره با این که گمون کنیم
خود خوبی و محبت و توجه ، ملال آوره و بدی جذابه .


نتیجه:
خوبی هامونو با تغییر و تنوع انجام بدیم.
( چیجوری؟ ... شاید بعدا گفتم)

۲- انسانها ممکنه آدم ضعیف رو طرد نکنند و از سر ترحم بهش محبت کنند و از کمک لذت ببرند .
ولی نمی‌تونن بعنوان رهبر یا مرد زندگی بپذیرن‌ش .
بحث فایده-فایده ست.
مردم اگر حس کنند یه آدم دارای صفاتی رذیلانه ست ولی قوت و قدرتی داره که ـ بعنوان رهبر ، رفیق یا همسر - بهتر از یه آدمی که اون صفت رذیله رو نداره ، بهشون نفع/لذت می رسونه ، ترجیح‌ش می‌دن.

ولی هروقت کسی پیدا بشه که ضمن داشتن قوت و قدرت و جسارت ، صفت رذیله کمتری داشته باشه ، قطعا او رو به رهبری و همسری ترجیح می‌دن .

بعضی مردها ( و حتی گاهی زنان ) انسان ضعیف و وابسته ( در حد آویزون) رو هم دوست دارند
و بعنوان همسر بر می گزینن

علت و انگیزه شون چیه؟ بماند

بعضی خانم ها هم بدشون نمی‌آد از مرد درون گرا و آروم که گاهی ضعف هایی نشون می‌ده و بین گزینه های موجود ، مردی که توانایی‌هایی داره ولی اعتماد به نفس ش ضعیفه رو ترجیح میدن به مرد خودگوزپندار بی لیاقت
ولی
استثناهایی هم هست که زنانی به مردی که نیاز به کمک نشون می‌ده ، حس عاطفی و جنسی هم پیدا می‌کنند‌‌.
مثلا زنان هِستیایی

▪️در مجموع : قدرت و رذالت هیچکدوم به صورت مطلق مفید و جذاب نیست.
ضمن اینکه
چه بسا آدمای ضعیف ، وقتی آب می‌بینن شناگر خوبی می‌شن

( ضعف و قوت اموری نسبی اند . عجالتا این تقسیم بندی رو بپذیرید.)

▪️نکته‌ی بعدی
مهم
۳- اگر ده تا خانمِ متعهد اهل ِزندگیِ سر به راه ( با قیافه های مختلف) زندگی خوبی با مردشون داشته باشند ، کسی تعجب نمی کنه و
حرفشون سر زبون ها نمی افته.
ولی اگر یه زن خراب ، شانس بیاره و مرد خوبی به تورش بخوره و اون مرد حتی بعد از شیطنت ، ولش نکنه ، اون زن ، سر زبون ها می افته و خیلی ها می‌گن :
ببین ببین خرابا شانس دارن...


این خطای ادراک گزینشیه

در این مواقع ، کمتر کسی نگاه می‌کنه که شاید برگ برنده‌ی خانم ، سینه های بزرگشه
نه هرزه بودنش 😕
( خطای خلط علیت و همبستگی )

در مورد آقایون هم همینه.
اگه مردی بدی کرد و همسرش باهاش موند
دلیل بر این نیست که :
خانم بخاطر بداخلاقی و خودخواهی ِ مرد ، باهاش مونده .
شاید پول طرف ، برا خانم جذابه .
شاید خانمه خودشم بازیگوشی هایی داره و فکر می کنه به نفعشه با همین مرد بمونه .
و شاید بخاطر فرزندش گذشت کرده .

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • ❤ 2
Post #63 23
⭕️فرض اضافه (۵)

آیاتی در قرآن هست که صراحتا پیامبر رو
-مشابه دیگر انسانها
- عاجز از اگاهی از غیب و
- عاجز از توانایی فوق بشری و معجزه
می‌دونه.*

می‌دونیم که در همین قرآن اشاره شده که مهمترین نشانه‌ی رسالت پیامبر، قرآنه
و به پیامبر اسلام معجزه ای مانند زنده کردن مردگان و ... منسوب نشده .

دیگر شواهد هم کم و بیش ثابت می‌کنه که بسیاری از عقاید اسلامی که دین و معارف پیامبر رو به ماورا ربط داره ، در طول زمان ساخته و پرداخته شدند.

▪️برخی افراد که به نواندیش دینی معروف شده اند ، داستان‌های قرآن مثل خارج کردن شتر از کوه توسط حضرت صالح رو نمادین و استعاری تلقی می‌کنند
هدف این تلاش، مصالحه دادن قرآن با عقل و علمه که هدف بدی نیست و این تفاسیر لزوما مغالطه آمیز نیست.

اما این‌که فرض کنیم
مفاهیم و معارف این کتاب می‌تونه خلا فکری و عقب افتادگی ما رو در زمینه های دنیوی جبران کنه و حتی ما رو پیش بندازه
یک فرض اضافه است .

چرا وقتی قرآن به خود پیامبر قدرت ماورایی اعطا نکرده ما چنین مزیتی براش قائل می‌شیم ؟!

می دونیم که چنین فرضهایی - علاوه بر این که از نظر دینی هم بدعت شمرده میشه - باعث هزار گیر و گرفتاری و انحراف و خرافات و عقب موندگی برای مسلمین شده
و بخاطر این دروغها ، سرمایه هایی مادی و معنوی مسلمین اتلاف شده.


#فرهاد_صبا ✍



*آیاتی از قرآن کریم راجع به معجزه و علم غیب پیامبر


1⃣ - از قيامت از تو سؤال مي‏كنند كه وقوع آن در چه زماني است ؟ بگو علمش نزد پروردگار من است و هيچكس جز او (نمي‏تواند) وقت آنرا آشكار سازد، (اما قيام قيامت حتی ) در آسمانها و زمين سنگين (و بسيار پر اهميت) است، و جز به طور ناگهاني به سراغ شما نمي‏آيد، (باز) او تو چنان سؤال مي‏كنند كه گوئي تو از زمان وقوع آن با خبري، بگو علمش ‍ تنها نزد خدا است ولي بيشتر مردم نمي‏دانند.؛ بگو من مالك سود و زيان خويش نيستم مگر آنچه را خدا بخواهد و اگر از غيب با خبر بودم منافع فراواني براي خود فراهم مي‏ساختم و هيچ بدي (و زياني) به من نمي‏رسيد، من فقط بيم دهنده و بشارت دهنده‏ام براي جمعيتي كه ايمان مي‏آورند (بيم از مجازات پروردگار و بشارت به پاداشهاي گرانبهايش).
سوره اعراف آیات 187 تا 188


2⃣ -بگو من نميگويم خزائن خدا نزد من است و من آگاه از غيب نيستم (جز آنچه خدا به من بياموزد) و به شما نمي‏گويم من فرشته‏ام، من تنها از آنچه به من وحي مي‏شود پيروي مي‏كنم، بگو آيا نابينا و بينا مساويند؟ چرا فكر نميكنيد؟!


سوره انعام آیه 50


3⃣من هرگز به شما نمي‏گويم خزائن الهي نزد من است و نمي‏گويم غيب مي‏دانم و نمي‏گويم من فرشته‏ام و (نيز) نمي‏گويم آنها كه در نظر شما خوار مي‏آيند خداوند خيري به آنها نخواهد داد، خدا از دل آنها آگاهتر است (من اگر با اينحال آنها را برانم) در اين صورت از ستمكاران خواهم بود.
سوره هود آیه 31





4⃣-و گفتند ما هرگز به تو ايمان نمي‏آوريم مگر اينكه چشمه‏اي از اين سرزمين (خشك و سوزان) براي ما خارج سازي!؛ يا باغي از نخل و انگور در اختيار تو باشد و نهرها در لابلاي آن به جريان اندازي.؛ يا قطعات (سنگهاي) آسمان را آنچنان كه مي‏پنداري – بر سر ما فرود آري: يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياوري!!؛ يا خانه‏اي پر نقش و نگار از طلا داشته باشي، يا به آسمان بالا روي، حتي به آسمان رفتنت ايمان نمي‏آوريم مگر آنكه نامه‏اي بر ما نازل كني كه آنرا بخوانيم!! بگو منزه است پروردگارم (از اين سخنان بيارزش) مگر من جز بشري هستم فرستاده خدا؟!


90 تا 93 سوره اسراء


@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • ❤ 2
Post #62 25
نوزایش فکری ( فرهاد صبا ) ⭕️فرض اضافه (۳) تئوری توطئه اتفاقات سیاسی و اقتصادی جهان ، جنگ ها ، کودتاها ، انقلاب ها ، رکودها و پیشرفت ها همه کم و بیش با تئوری های تجربی رایج - با همه‌‌ی نقص ها و ضعف ها - تبیین می‌شن با کمی سواد و هوش می‌شه آینده یا حداقل روندها رو با همین علم ناقص…
⭕️فرض اضافه (۴)

➖درسته دموکراسی تو خیلی کشورها جواب داده ، ولی شاید برا ما بهترین سیستم نباشه ...

➖درسته فرهنگ سیاسی غرب فرهنگ پیشرفته و غالب جهانه ، ولی شاید برا ما جواب نده ...


▪️صحبت هایی ازین دست ، فرض های اضافه است .
دستاوردهای دموکراسی غربی/لیبرال ، چه به لحاظ علمی و تکنولوژیکی ، چه بلحاظ گسترش صلح و اخلاق و برابری و کنترل فساد حاکمان - حتی اگر امتحان خودشو تو کشورهای شرقی مثل ژاپن و کره جنوبی و مالزی و ترکیه پس نداده بود - چیزی نیست که بشه با « توسل به احتمالات» سبک‌ش کرد .

اگر دموکراسی در برخی کشورهای مسلمان به مشکل می‌خوره ، بخاطر وجود همین اعتقادات غرب ستیزانه و تجدد ستیزانه و ناشی از ارتجاع و خودشیفتگیه .

شواهد و تجارب نشون می‌ده ما راهی نداریم غیر ازین که الگوی غرب رو بگیریم و با فهم تفکرات و پیشفرض ها ، اون برنامه رو اجرا کنیم .
و گزاره ها و پیشفرض هایی مثل

«شاید یکی با اسب سفید بیاد و بشه که ما بدون پذیرش مسئولیت انتخاب هامون ، به ثبات و سعادت برسیم»


یک فرض اضافه است .

#فرهاد_صبا ✍


@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 1
Post #60 54
🔰 در باب معنا

▪️در روزگار ما از «معنا» زیاد صحبت شده.
معمولا اگر کسی به سمت مطالعه‌ی فلسفی می‌ره ، به احتمال قوی انگیزه‌ش اینه یا اینطور عنوان می کنه که می‌خواد معنای زندگی رو کشف کنه
یا
برای زندگی معنایی پیدا کنه .

- همچنین زیاد شنیدیم
« مشکل جهان امروز فقدان معناست »
.

▪️ حوزه‌ی فکری دیگه ای که راجع به معنا بحث می‌شه ، فضای معرفت شناسی و فلسفه زبانه
یعنی این بحث که
« یک گزاره چه وقت معنا داره ؟ » : بحث پوزیتیویستی و تجربه گرایی

یا اینکه
- « کدوم دال به کدوم مدلول اشاره می کنه » یا
- « یک دال به چند مدلول می تونه اشاره کنه یا فقط به یک مدلول؟! »
- «همه چیز ذهن و زبان و روان و جهان ، به دال و مدلول قابل تقلیل ست » : بحث پست مدرنی و لکانی

راجع به هر کدوم از این سوال‌ها بحث‌های زیادی شده و کتابهای زیادی نوشته شده.

▪️با توجه به این مباحث برای من سوال پیش اومد که

-اصلا «معنا» یعنی چی؟!
- کسی که دنبال معنای زندگیه ، یعنی دنبال چیه؟!

- پوزیتیویست ها یه دوره ای بر این عقیده اتفاق نظر داشتند که « گزاره ای که قابلیت آزمون تجربی یا لااقل استدلال عقلی نداره بی معناست »
این یعنی چی؟!
اگر منظور اینه که گزاره‌های این چنینی ارزش معرفتی نداره
که حرف درستیه .

چرا بعضیا ( از جمله بسیاری از هواداران پوزیتیویسم ) منتقد این ادعا شدند ؟!

▪️ این سوالات باعث شد که فکر کنم اساسا
«معنی» چه معنی ای می‌ده ؟!

به اولین چیزی که برخورد کردم این بود که :

معنی یعنی مقصود/هدف

این توضیح به هیچ وجه من رو راضی نکرد.

این بود که از هر کس که خیلی حرف از « معنای زندگی » می‌زد یا منتقد پوزیتیویسم بود می پرسیدم :

اصلا معنا یعنی چی که تو دنبال معنای زندگی هستی ؟

یا
می پرسیدم

اصلاً معناداری گزاره یعنی چی که تو منتقد اون ادعای پوزیتیویست‌ها راجع معناداری گزاره ها هستی؟


اما
جواب درست حسابی نمی‌گرفتم

▪️این پرسش که « معنا یعنی چی ؟!» ماهها و شاید سالها در ذهن من بدون پاسخ مونده بود
تا چند روز پیش دوباره بهش فکر کردم
و ناگهان چیزایی که از روانشناسی - خصوصا بحث های مربوط به مکانیسم های دفاعی و طرحواره ها خونده بودم - اومد تو ذهنم و
باین پاسخ رسیدم که
کسانی که حرف از معنا برای زندگی یا معنای گزاره می زنن در حقیقت مقصودشون ، تفسیر و تجویز هست
و دنبال چنین چیزی هستند .

یک چیز زمانی برای انسان معنا داره که بشه ازش تفسیری بیرون کشید که به نحوی ارزش یا جهت‌گیری عملی و اخلاقی ( اخلاق شخصی : معیار ارزش در زندگی فردی ، اخلاق اجتماعی: خوب و بد اجتماعی) رو هدایت کنه

▫️ مکانیسم‌ های دفاعی

در روانشناسی این بحث مطرح هست که :
ذهن و روان انسان همون قدر که توانایی های منحصر به فرد داره ، ضعف های خاص خودش رو هم داره .
یکی از این ضعف ها ، حساسیت و آسیب پذیری فوق العاده بالا - خصوصا در دوران کودکی - هستش

هر مصیبت ، فقدان ، احساس ناامنی و ..‌. می تونه زخمی بزرگ بر روان کودک ایجاد کنه .

ذهن برای تحمل پذیر کردن رنج ، به مکانیسم های دفاعی متوسل می‌شه .

مکانیسم های دفاعی به رنج معنی می دن.

مکانیسم های دفاعی چیزی از جنس تفسیر هستند ‌و به یک تجویز منتهی می شن.

▪️مثال:
بسیار دیده شده که کودکانی که احساس خلا یا رنج‌های خاصی در کودکی و نوجوانی داشتند ، رنج رو اینطور برای خودشون معنی /تفسیر/تحمل پذیر می‌کردند:
من انسان متفاوت/خاص/ انتخاب شده ای هستم.
این رنج‌ها - نه بصورت تصادفی بلکه - به صورت هدفمند از سوی خالق جهان/طبیعت به من تحمیل شده تا من برای کارهای بزرگ پخته و تربیت بشم.
وقتی که من به سن بزرگسالی برسم چنان انسان بزرگ و مهم و موفقی خواهم شد که این رنج‌ها جبران خواهد شد.

چنین تفسیری بصورت اتوماتیک به این تجویز ( اخلاق شخصی ) منجر می شه که:
من باید با این اراده‌ی الهی/طبیعی ، همراه بشم و ضمن ابا از شکایت و نق زدن هایی که مخصوص کودکان عادیه ، تلاش مضاعفی انجام بدم که شایستگی خودم رو ثابت کنم و به هدفی که برای من در نظر گرفته شده ، نزدیک و نزدیکتر بشم.


▪️ در بحث‌های مربوط به معرفت شناسی و فلسفه زبان هم می‌شه شبیه همون توضیح رو ارائه کرد :

«معناداری یک گزاره» یعنی گزاره‌ای که بتواند تفسیر معتبر تولید کند و صرفاً الفاظی کنار هم نباشد.

گزاره‌ای که قابلیت آزمون تجربی یا لااقل استدلال بی‌طرفانه عقلی نداره ، قابلیت تفسیر نداره ، و نمی‌شه ازش تجویز و توصیه ( اخلاق اجتماعی) بیرون کشید ...


این گزاره رو در نظر بگیرید:
هستی، عدم است.


هگل

این گزاره از نظر منطقی مغالطه آمیز و خود متناقضه و امکان تفسیر روشن نداره‌.

ازین گزاره به چه اخلاقی می توان رسید جز بی اخلاقی ؟
نظیر اونچه در حکومت های انقلابی ابتدای قرن ۲۱ ( آلمان و شوروی) ایجاد شد :
توجیه جرم و جنایت و جهل و خرافات

#فرهاد_صبا ✍


@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👍 2
Post #59 55
🔴روانشناسی تکاملی قطعاً مهم‌ترین نقطه عطف در تاریخ علوم انسانیه.
چنان که نظریه داروین اساس انسان شناسی رو متحول کرد.
اما
در تبیین‌هایی که از مسائل مختلف می‌شه و به روانشناسی تکاملی ربط داده می‌شه
معمولا نکات خیلی مهمی نادیده گرفته می‌شه و به همین جهت این تبیین ها مشکلات اساسی دارند و نمی‌تونند بسط داده بشن

یکی از اون نکات اینه که
چیز مطلقی وجود نداره
هر ویژگی برای هر موجود زنده
همزمان هم هزینه داره و هم فایده

نتیجه‌ی معادله‌ی جمع فواید منهای جمع هزینه ها مهمه
و این ، شرایط (محیط/رقابت) هست که تعیین می‌کنه که
پاسخ اون معادله مثبت باشه یا منفی
اگر مثبت بود مکانیسم انتخاب طبیعی اون ویژگی رو حفظ
اگر منفی باشه حذف می‌کنه

✅ ویژگی‌های زیر رو در نظر بگیرید:

- کم تحرکی در برابر فعالیت
- جسارت در برابر احتیاط
- تنوع طلبی جنسی در برابر پاکدامنی

هر کدوم فواید و هزینه‌هایی برای گونه انسان دارند.

اما شرایط مشخص کرده که
چه مقدار از هرکدوم ازین ویژگی های جسمی یا روانی ، باید در گونه‌ی ما وجود داشته باشه که شانس بقا در حداکثر ممکن بمونه

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh
  • 👌 4
Post #58 40
🔰 قصه های آخرالزمانی در لباس فلسفه‌ی پسامدرن


شباهت میان اندیشه‌های آخرالزمانی دینی و تاریخ‌گرایی هگلی-مارکسیستی یکی از موضوعات مهم در فلسفه تاریخ ، الهیات سیاسی و تاریخ اندیشه است.

▪️ساختار مشترک

۱. تاریخ دارای جهت است

در ایده های آخرالزمانی:

- تاریخ تصادفی نیست.
جهان به سمت یک پایان معنادار حرکت می‌کند.
این پایان از قبل در ساختار هستی نهفته است.

در هگل نیز تاریخ حرکت ضروری روح به سوی آزادی است.
در مارکس نیز تاریخ حرکت ضروری نیروهای مادی به سوی کمونیسم است.

در هر سه:
تاریخ یک مسیر دارد ، نه صرفاً مجموعه‌ای از حوادث پراکنده.

۲. رنج های بشر ، معنای نهایی دارد

در ایده های مذهبی آخرالزمانی:
ظلم ، جنگ ، فساد نشانه‌های نزدیک شدن رستگاری‌اند.
در مارکسیسم:
بحران سرمایه‌داری ، تشدید تضاد طبقاتی ، استثمار ، مقدمات ظهور جامعه بی‌طبقه‌اند.
بنابراین رنج صرفاً رنج نیست
بخشی از فرایند نجات است.

۳. وعده آینده

در هر دو سنت فکری حال حاضر ناکامل‌ست.
اما آینده نویدبخش آشتی نهایی ، عدالت نهایی ، رفع بیگانگی ، پایان تضادها ست .

در مسیحیت: ملکوت خدا
در هگل: آشتی روح با خود
در مارکس: جامعه کمونیستی

۴. سوژه نجات‌بخش

در ادیان ابراهیمی : مسیح ، مهدی ، قوم برگزیده ، مؤمنان حقیقی

در نظر هگل: ملت‌های تاریخی حامل روح جهان
همواره گروهی وجود دارد که حامل تحقق تاریخ است.

در مارکسیسم: پرولتاریا


۵. تقسیم جهان به دو اردوگاه

در همه روایت‌های آخرالزمانی ، نیروهای حق و نیروهای باطل دارند.

در مارکسیسم: دوگانه‌ی پرولتاریا ، بورژوازی وجود دارد

در برخی قرائت‌های هگلی: نیروهای مترقی و نیروهای ارتجاعی


#فرهاد_صبا ✍


@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👌 1
Post #57 39
🔰 قصه گرایی
از پای منقل تا دانشگاه
(۲)

نقد « کاربرد فله ای واژه‌ی روایت »


مفهوم «روایت» در علوم انسانی تا نیمه دوم قرن بیستم عمدتاً به معنای داستان ، نقل یا شیوه بیان یک واقعه به کار می‌رفت.
اما با گسترش اندیشه‌های پست‌مدرن ، این واژه به‌تدریج جایگاه بسیار گسترده‌تری پیدا کرد.
متفکرانی مانند نیچه، و بعدها میشل فوکو ، ژان فرانسوا لیوتار و ریچارد رورتی ، هر یک به شیوه‌ای متفاوت این ایده را مطرح کردند که آنچه ما «حقیقت» می‌نامیم ، همیشه در قالب زبان، تفسیر یا نظام‌های فکری فهمیده می‌شود.

در این فضا واژه «روایت» به‌تدریج از یک اصطلاح ادبی به یکی از مفاهیم محوری فلسفه ، علوم اجتماعی و تحلیل سیاسی تبدیل شد.

از اینجا به بعد
کاربرد واژه «روایت» به‌سرعت گسترش یافت و
به‌جای مفاهیمی
مانند تفسیر ، تبلیغات ، چارچوب‌بندی ، مشروعیت‌سازی یا عملیات روانی

به کار گرفته شد.
به‌تدریج ، در برخی نوشته‌ها مرز میان «برداشت از واقعیت» و «خود واقعیت» نیز کمرنگ شد.

به‌گونه‌ای که گاهی چنین القا می‌شود که رقابت اصلی نه بر سر کشف واقعیت ، بلکه بر سر ساختن روایت‌ها/واقعیت های رقیب است.

البته میان این دو ادعا تفاوت مهمی وجود دارد. اینکه دولت‌ها ، رسانه‌ها یا گروه‌های سیاسی برای شکل دادن به افکار عمومی روایت‌سازی می‌کنند ، گزاره‌ای تجربی و قابل مشاهده است.

اما اینکه واقعیت چیزی جز مجموعه‌ای از روایت‌های رقیب نیست ، یک موضع فلسفی ( سوفسطائی ) است ، نه یک حقیقت ، آن هم حقیقتی بدیهی

✅ روایت‌ها فقط می‌توانند نحوه درک ، تفسیر یا ارزیابی آن را تغییر دهند ، نه خود آن را

✅ در مورد یک واقعه ، ممکن‌ست تفاسیر و نحوه‌ی بیان های مختلفی وجود داشته باشد
اما ارزش آنها به لحاظ
- سنجش پذیری
- تطابق با واقعیت
- هماهنگی با اخلاق
و ...
یکسان نبوده
و گاه اساسا قابل مقایسه نیستند.

⚠️نباید ایده های خطرناکی که بصورت مستقیم یا مستقیم سعی در تضعیف مرز های منطق و اخلاق را دارند ترویج کنیم .


#فرهاد_صبا ✍


@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👌 2
Post #56 37
🔰ترامپیسم ، نقطه‌ی عطف تمدنی

برای فهم موضوع این مقایسه را در نظر بگیریم

▪️ جرج بوش

[ موضوع افغانستان رو باید کنار بذاریم چون القاعده در اونجا مامن گزیده بود و با توجه به حملات ۱۱ سپتامبر ، هر رئیس جمهور دیگه‌ای هم بود ، حتمالاً همین کار - یعنی حمله به افغانستان و ساقط کردن طالبان را انجام می‌داد.
مثل ماجرای حمله ژاپن به پرل هاربر که باعث ورود آمریکا به جنگ جهانی شد و اگرچه بسیار پرهزینه بود.]

اما بوش می‌تونست جنگ عراق رو شروع نکنه
یا با روش کم هزینه‌تری صدام رو از بین ببره.
اما احتمالاً دون شأن خودش می‌دونست که صدام را ترور کنه و شاید با محاسبات فایده و هزینه ، در نهایت احساس کرد که حمله و اشغال هزینه کمتری داره تا کاری مانند ترور صدام.
در قضیه مواجهه با جمهوری اسلامی میشه گفت آشکارا راه خطایی رفت.
در حالی که در ایران محمد خاتمی بر سر کار بود و به هر حال ظاهر نرم‌تری داشت ، او از تهدید مستقیم و واژه‌ی محور شرارت استفاده کرد و در حالی که تهدیدش رو عملی نکرد ، باعث شد نیروهای تندرو در ایران دست بالا بگیرند.

▪️ اوباما
اوباما خود رو در نقش یک پیامبر صلح می‌دید ، از مواجهه مستقیم و احتمالاً نظامی با تهدیداتی که علیه آمریکا بود ، ابا داشت و در نهایت باعث جری شدن کشورهایی شد که برای آمریکا تهدید محسوب می شدند.

▪️در سوی دیگه رهبرانی مانند شی‌جی‌پینگ رو داریم با سیاست های کلان و روشهای حکومت داری ، روشهایی ارتجاعی ، خطرناک ، ظالمانه و فساد ساز.
این رهبران - اگرچه همواره جهان متمدن را تهدید به جنگ و نابودی می‌کنند اما - عموما از وارد کردن کوچکترین آسیب به آمریکا عاجزند و می دانند که در صورت جنگ احتمالی ، شکست قطعی با انان ست
اما از تنها ابزاری که روی میز و دم دستشان دارند - یعنی کنترل و زور - حداکثر استفاده را در داخل کشور و علیه آزادی مردم انجام می‌دهند.

▪️اما ترامپ - صرفنظر از شخصیت خودشیفته و خاستگاه محافظه کارش که باعث شده تمایلات زیادی برای استفاده از ابزارهای قدیمی تر برای مواجهه با مشکلات داشت و دارد - اما در مجموع ، سیستم لیبرال آمریکا ، او را به سمتی کشانده که به یک عملگرا ، با حداکثر بلوغ تبدیل شود.

او همه ابزارها را روی میز آماده نگه می‌دارد و با محاسبه فایده ها و هزینه ها به آنها اولویت می دهد.
اولین اولویت‌ش دیپلماسی ست
اما نشان می دهد که از استفاده از ابزارهای دیگر از جمله ( قدرت نظامی و اطلاعاتی آمریکا) هیچ ابایی ندارد .

و شاید نکته مهم این باشد که او از فنون و نظریه‌های مطرح شده جدید در حوزه روانشناسی و رابطه ، مانند مجموعه ای که به روانشناسی سیاه معروف شده ( بازی‌های روانی ، دستکاری روانی ، غافلگیری ) هم به خوبی استفاده می‌کند .

▪️از نکات جالب دیگر این‌ست که
ترامپ وقتی احساس می‌کند با بی انصافی مواجه ست ، ابایی ندارد که خود ، به بیان مکرر دستاوردهایش بپردازد و در مقابل منتقدان - با این انگیزه که نکند بگویند خودشیفته است که دائم از خود تعریف می‌کند - در لاک دفاعی فرو نمی رود ‌.
و حتی گاهی بازیگوشی های کودکانه ( اما بی ضرر) هم انجام می‌دهد و درصد این نیست که انسان بودن خود را مخفی کند و برای خود هاله ای قدسی و بیش از حد محترمانه بسازد.


⚠️ نکته‌ی تاسف بار برای جامعه خبرنگاری این‌ست که روزنامه نگاران و تحلیلگران و سیاستمدارانی که هنوز در قرن بیستم زندگی می کنند ، او را به جهت استفاده ازین ابزارها تمسخر می‌کنند
بی آنکه به عمق موضوع فکر کنند و دستاوردهای - عموما کم هزینه‌ی - ترامپ را بصورت منصفانه در نظر بگیرند.


▪️ترامپ ( دوره‌‌ی دوم که که به نسبت دوره قبل بالغانه رفتار کرده است ) نماد تغییر و دگرگونی و تکامل سیاست در پیشرفته ترین کشور جهان ست .
تکرار این مدل به همین صورت در کشورهای دیگر ممکن نیست .
[ نمایش مرد دیوانه مستلزم داشتن قدرت کافی هم هست و الا همه می گویند: هرکاری دلت می خواهد بکن ]
اما تا همین جا ، خبر از این می‌دهد که :
مدل لیبرال آمریکایی ، فقط در اقتصاد و تکنولوژی و صنایع دفاعی پیشرفته‌ترین نیست .

با این توضیحات بلوغ تمدنی را می‌شود اینطور تعریف کرد :
افزایش توان یک تمدن یا نظام سیاسی برای کنترل هیجان ، حفظ همه ابزارهای ممکن، و انتخاب هر ابزار بر اساس محاسبه دقیق هزینه ، فایده و پیامدهای بلندمدت ، نه بر اساس خشم ، غرور ، ایدئولوژی یا ترس


✅ ترامپ - اگرچه خود چندان دلی در گرو برخی ارزشهای روشنگری و لیبرالیسم کلاسیک نداشت - برگ برنده‌ی لیبرالیسم ، یعنی تغییر در جهت سازگاری را ، به معرض نمایش گذاشته.

▪️فرهنگ های سیاسی دیگر می‌توانند به این تغییرات توجه کرده و با فهم ریشه ای ، با آن سازگار شوند
یا‌
- آن را تمسخر کرده
- برای مقابله هزینه بپردازند و در انتها
بصورت تحقیر آمیز و کم هزینه ای حذف شوند ...

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 🔥 3
Post #55 38
🔰 قصه‌گرایی ، از پای منقل تا دانشگاه (۱)

نقد «رواج واژهٔ روایت» و جدی گرفتن سفسطه‌های پست‌مدرن

▪️یکی از نقاط تاریخ تکامل فرهنگی انسان ، مهار آتش است
اهمیت مهار آتش فقط در پختن غذا یا امنیت بیشتر نبود ،
آتش باعث شد انسان‌ها ساعت‌های طولانی دور هم جمع شوند ، با یکدیگر گفت‌وگو کنند، خاطره تعریف کنند و کم‌کم قصه‌ها ساخته، پرداخته و نسل به نسل منتقل شوند.

پرداختن به قصه‌ یک مزیت تکاملی مهم بود. داستان‌ها باعث می‌شدند افراد بیشتری بتوانند با یکدیگر احساس نزدیکی، اعتماد و هویت مشترک پیدا کنند ،حتی اگر خویشاوند نزدیک هم نبودند.
بعدها تاریخ تکامل همین سازوکار را در مقیاسی بزرگ‌تر می‌بینیم :
جایی که امپراتوری‌ها زیر چتر ایدئولوژی و افسانه ها و اسطوره های مشترک ساخته شد.

اهمیت قصه‌ها در آن بود که عمدتاً درباره چیزهایی سخن می‌گفتند که
دیده نمی‌شدند ، قابل اندازه‌گیری نبودند و چه‌بسا کاملاً ساخته ذهن انسان بودند ،
مفاهیمی مانند خدا ، فرشتگان ، بهشت ، رسالت تاریخی ، #قوم_برگزیده و ده‌ها مفهوم مشابه.
کارکرد اصلی این باورها ایجاد همبستگی و همکاری میان گروه‌های بزرگ انسانی بود.

اما در عصر روشنگری ، تلاش بزرگی برای تفکیک این دو قلمرو آغاز شد
یعنی
۱- موضوعاتی که سنجش‌پذیر نیستند و احتمالاً ساخته ذهن ، فرهنگ یا زبان‌اند و می‌توانند مفید یا مضر باشند.
۲- فکت‌ها : اموری که مستقل از ذهن و زبان ما وجود داشته‌اند ، دارند و خواهند داشت.

در مورد قطعیت این دسته بندی تردیدهایی مطرح ست ، اما آنچه مسلم ست این پیش‌فرض ها از نظر منطقی قابل دفاع و از نظر عملی بسیار مفیدند .

▪️اما در نیمه دوم قرن بیستم ، جریان‌ سوفسطائی گرایانه به اسم پست‌مدرن ، که خود را در تقابل با خرد روشنگری تعریف می‌کرد ، دوباره ایده هایی را مبنی بر « مرکزیت قصه در تفکر بشر » ( حتی تفکرات تحلیلی و بحث ها راجع به امور واقعی) تبلیغ و ترویج کردند که به مذاق خردستیزان منقلی خوشایند بود .
اما با نام های متفاوت مانند روایت

قصه گرایی و نقل گرایی منقلی حالا با واژگان دانشگاهی دوباره به صحنه بازگشته و با تبلیغ نظام های جماعت گرا ، مانند فاشیست ها و کمونیست ها ، به پادارایم غالب میان نخبگان و دانشگاهیان بدل شد.


در این پارادایم ، مرز میان فکت و تفسیر ، میان واقعیت و داستان و میان نظریه های علمی ای که جهان را متحول کرد با سایر نظام‌های فکری ، نابود-شده یا در حال نابودی جلوه داده می شد .

و چنین القا شد که قوانین علمی سنجش پذیر مفید ، هم چیزی بیش از «یک روایت» نیستن.
روایتی در کنار روایت‌های دیگر

گویی بین داستان خلقت و تکامل ، تفاوتی به لحاظ انسجام عقلانی و/یا فایده ی عملی ( در تبیین و پیشگویی) وجود ندارد
و اگر در دوره‌هایی این دو از لحاظ ارزش عقلانی و عملی متفاوت جلوه وه می‌کردند به لحاظ تبلیغات نظام‌های ایدیولوژیک سرمایه‌داری و تعصبِ ناشی از جو غالب یعنی جو منطق تحلیلی بوده ❗️

⚠️ نظریه پردازان اصلی چنین تفکراتی هیچگاه مسئولیت توضیح تعارضات این تفکر و عواقب وخیم اخلاقی و انسانی آن را به عهده نگرفته‌اند
و گاه تا آنجا پیش رفته اند که واقع گرایی عرفی را تمسخر کرده و چنین اعلام کرده‌اند که

آن کس که به وجود واقعیت خارج از ذهن اعتقاد دارد متوهم است
نه کسی که جهان را صرفاً ساخته ذهن می‌داند و به چیزی جز محتویات ذهن اهمیت نمی‌دهد .



ادامه

#فرهاد_صبا ✍


@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • ❤ 2
Post #54 33
🔰سوگیری حقیقت توهمی
تکرار به‌مثابه جانشین حقیقت

Illusory Truth Effect

سوگیری حقیقت توهمی به گرایش نظام شناختی انسان برای افزایش ارزیابیِ صدق یک گزاره در اثر تکرار آن - مستقل از میزان شواهدی که در تأیید و رد آن وجود دارد - اشاره دارد .

این سوگیری ، به میان‌برهای ذهنی مربوط ست و نوعی صرفه جویی شناختی ست .


این سوگیری به استفادهٔ نظام شناختی از میان‌برهای ذهنی مربوط ست. ارزیابی مستقیم درستی هر گزاره مستلزم بررسی شواهد و استدلال‌هاست و هزینهٔ شناختی بالایی دارد. ازاین‌رو ، ذهن در بسیاری از موقعیت‌ها به‌جای این فرایند، از نشانه‌های ساده‌تری مانند میزان آشنایی با یک گزاره استفاده می‌کند. این میان‌برها باعث می‌شوند ذهن با صرف زمان و تلاش کمتر به یک نتیجه برسد، اما گاه این سرعت با کاهش دقت همراه است.

تکرار یک گزاره باعث می‌شود پردازش ذهنی آن آسان‌تر شود؛ یعنی فرد برای خواندن، فهمیدن یا به یاد آوردن آن تلاش کمتری صرف می‌کند. ذهن این سهولت را گاه به‌اشتباه نشانه‌ای از آشنایی و اعتبار تلقی می‌کند. به همین دلیل، گزاره‌ای که بارها دیده یا شنیده شده است ممکن ست صادق‌تر از گزاره‌ای به نظر برسد که میزان شواهد بیشتری دارد اما کمتر تکرار شده است.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که حتی اطلاع قبلی از نادرست بودن یک ادعا یا اصلاح و تکذیب آن، اثر تکرار را به‌طور کامل خنثی نمی‌کند. در نتیجه، تکرار یک ادعا همچنان می‌تواند احتمال پذیرش آن را افزایش دهد.

اهمیت این سوگیری با گسترش رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی افزایش یافته است. در این محیط‌ها، یک ادعا ممکن است از منابع متعدد اما همگی برگرفته از یک منشأ واحد بارها بازنشر شود.
تعدد مواجهه می‌تواند به‌تدریج جایگزین تعدد شواهد شود.
فراوانی مواجهه یک ادعا ممکن ست به‌اشتباه به‌عنوان شاخصی از اجماع ، اعتبار یا واقعیت تفسیر شود ، در حالی که تنها ویژگی آن ، تکرار مداوم است.

با این حال، دامنه این اثر ، مطلق نیست . شدت سوگیری به عواملی مانند میزان دانش قبلی فرد ، انگیزه برای بررسی انتقادی ، کیفیت حافظه و وجود شواهد متناقض وابسته است.

افراد متخصص نیز از این اثر مصون نیستند ، اما معمولاً در حوزه تخصص خود کمتر تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند ، زیرا دانش ساختاریافته امکان مقابله با احساس صرفِ آشنایی را فراهم می‌کند. همچنین هنگامی که افراد فرصت یا انگیزه کافی برای ارزیابی تحلیلی داشته باشند، اثر تکرار کاهش می‌یابد، هرچند به‌طور کامل از میان نمی‌رود.

مهم‌ترین نقد وارد بر این نظریه آن است که تکرار در بسیاری از موقعیت‌های واقعی با شواهد معتبر همبسته است.
گزاره‌های درست نیز معمولاً بیش از گزاره‌های نادرست تکرار می‌شوند. از این رو، استفاده ذهن از «آشنایی» به‌عنوان یک میان‌بر شناختی الزاماً غیرعقلانی نیست ، بلکه در بسیاری از محیط‌های طبیعی یک راهبرد آماری کارآمد محسوب می‌شود که تنها در شرایط خاص، مانند تبلیغات گسترده، عملیات رسانه‌ای یا انتشار سازمان‌یافته اطلاعات نادرست، به خطای نظام‌مند منجر می‌شود.

بنابراین، سوگیری حقیقت توهمی را باید نه نقصی مطلق در نظام شناختی، بلکه پیامد استفاده از یک میان‌بر تکاملی دانست که در محیط اطلاعاتی مدرن، بیش از گذشته در معرض سوءاستفاده قرار گرفته است.

⚠️نمونه هایی از حقایق توهمی

- لیبرالیسم و فلسفه های وابسته به آن ( مربوط به روشنگری) شکست خورده یا حداقل جهان شمول نیستن ، آلترناتیوهایی وجود دارند که مخالف آن هستند یا از ترکیب لیبرالیسم با جماعت گرایی ( سوسیاسیم ) ایجاد شده ند و به زودی جهان را فرا خواهند گرفت


ادعاهای مشابه این ادعا ، در فضای قرن بیستم بسیار تکرار شد و عواقب وخیمی چون جنگ جهانی ، حکومت های استبدادی در آلمان شوروی ایجاد کرد ، همچنین انقلاب هایی به پشتیبانی این گونه عقاید در جای جای جهان پا گرفته که نتیجه ای جز جنایت و عقب ماندگی و تخریب اخلاق و انسانیت به همراه نداشته.

هواداران این گونه نظریه ها در سال‌های اخیر ، به موفقیت چین در اقتصاد اشاره می‌کنند و شواهد مهم ، بزرگ و بنیادینی را نادیده می‌گیرند
نظیر این فکت که
پیشرفت چین از زمانی آغاز شد که به سمت الگوی لیبرال چرخش کرد.


#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 3
Post #53 36
⭕️فرض اضافه (۳)

تئوری توطئه

اتفاقات سیاسی و اقتصادی جهان ، جنگ ها ، کودتاها ، انقلاب ها ، رکودها و پیشرفت ها همه کم و بیش با تئوری های تجربی رایج - با همه‌‌ی نقص ها و ضعف ها - تبیین می‌شن با کمی سواد و هوش می‌شه
آینده یا حداقل روندها
رو با همین علم ناقص پیش بینی کرد .

#تئوری_توطئه یعنی اینکه فرض کنیم
یه عده مخفیانه برنامه ی جهان رو می‌ریزن یک حرف مفت و ادعای پوچ بیشتر نیست.

این پیشفرض کوچکترین کمکی به تبیین وقایع نمی‌کنه ، بلکه فقط ابهامات و فرض های اضافه تولید می کنه
مثلا در مورد انقلاب ۵۷ :

➖آمریکا و انگلیس چرا باید آنقدر احمق باشند که متحد نزدیک خودشون یعنی پهلوی رو - ولو این‌که کمی توهماتی راجع به قدرت خودش پیدا کرده بود- ساقط کنند
و یکیو بیارن سرکار که از اساس جهت ‌گیری ها و اقداماتش ضد منافعشونه ؟!

➖چرا ژاپن و کره جنوبی و امارات و خیلی کشورهای دیگه انقد پیشرفت کردند اما در اونا انقلاب ارتجاعی اتفاق نمیفته ؟

و دهها سوال دیگه .

این پیشفرض هم مثل اراده آزاد ( خطای کنترل ) ، ناشی از یک‌خطای شناختیه .

این بار خطای شناختی فرض عامل هوشمند


مثال دیگه:

صعود و نزول شاخص بورس طبق قواعد تکنیکال و فاندامنتال قابل تبیینه
اگر کسان زیادی این قواعد رو اونطور که باید نفهمیدن یا اصلا نمیدونن چی هست و میان می‌گن
« دولت فعلا پشت بورسه »
و به هشدار کارشناسان گوش نمی‌دن و خسارت می‌بینن

بحثی دیگه ست .


⚠️ تئوری توطئه ، جایگزین زمینی تر برای « خدای رخنه گیر » هست.

▪️خدای رخنه گیر اشاره باین موضوع داره که
انسانها در طول تاریخ رخنه های دانش شون رو با « خواست خدا » « حکمت خدا » و چیزهایی ازین قبیل پر می کردند ...


#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👍 2
Post #51 34
⛔️ عواقب گلوبالیسم

پیشفرض‌ها

۱- گلوبالیسم یا جهانی سازی امری ناگزیر ست.
و امکان جداسازی گلوبالیسم اقتصادی از سیاسی نیست.

۲- گلوبالیسم اقتصادی بصورت ساده یعنی
انتقال کارخانجات تولیدی به کشورهای کمتر توسعه یافته مانند چین و مالزی و هند و ..‌.

و گلوبالیسم سیاسی یعنی برداشتن مرزها


▫️آثار و نتایج گلوبالیسم اقتصادی

۱- کاهش احتمال جنگ هایی مثل جنگ های جهانی به علت همکاری و شراکت اقتصادی کشورها
۲- کاهش هزینه های تولید محصولات بخاطر کارگر ارزان قیمت
۳- بهره بردن افراد بیشتری در جهان از کالاهای صنعتی ، افزایش رفاه عمومی جهان
۴- افزایش سود سرمایه گذاران و افزایش امکان سرمایه‌گذاری های جدید
۵- تولید ثروت بیشتر در جهان و کاهش فقر جهانی
۶- رفع بیکاری و رونق اقتصادی کشور‌های میزبان
۷- پایین آمدن نسبی کیفیت کالاها بخاطر تفاوت مهارت و کیفیت کاری کارگران کشورهای توسعه یافته

۸- افزایش بیکاری در کشورهای پیشرفته جهان مانند آمریکا خصوصا افزایش بیکاری بین افراد بی تخصص
۹- افزایش شکاف طبقاتی در کشورهای پیشرفته با افزایش بیکاری
۱۰- افزایش گرایشات پوپولیستی و نژاد پرستی در این کشورها : قدرت گیری افرادی مانند ترامپ
۱۱- احتمال بروز دیکتاتوری در کشورهای پیشرفته و وقوع جنگ در اثر خودسری راست گرایان افراطی
۱۲- افزایش بیش از پیشِ قدرت اقتصادی چین و تبعات بزرگ برای جهان ، در صورت مهار نشدن

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 2
  • 👍 1
Post #50 28
نوزایش فکری ( فرهاد صبا ) ⭕️فرض اضافه بخش اول ویلیام اُکام رو آخرین فیلسوف و پایان‌بخش #قرون_وسطی معرفی می‌کنند : کسی که تاریکی رو پایان داد و آغاز گر عصر روشنایی شد . اکام بخاطر نظریه اش در معرفت شناسی معروف به #تیغ_اکام معروفه . می‌شه گفت اکام این نظریه رو با الگوبرداری از روش…
⭕️فرض اضافه

بخش دوم

اختیار یا اراده‌ آزاد یک فرض اضافه است.

رفتار انسان با سه عامل
- ژنتیک
- تجریبات تاریخچه
و
- درصدی تصمیمات تصادفی ( چیزی شبیه یا از جنس تصادف در دنیای کوانتوم ) تبیین می‌شه ، اگر هم نادانسته ای بمونه ، دلیل بر اراده‌ی آزاد نمی‌شه.

اراده‌ی آزاد هم از نظر علمی مردوده ، هم از نظر عقلی ( منافی علیته )

▪️از نظر نتیجه‌ی عملی: کشورهایی که در برخورد با جرم و جنایت فرض رو بر جبر می‌گذارند ، در کنترل جرم موفق تر عمل کردند.

اراده آزاد یک فرض اضافه ، یک حرف پوچ و یک عامل مزاحم بی مصرف در مسائل مربوط به تبیین و پیش بینی رفتار انسانه ،
اگر بخواهیم بحث منطقی کنیم و از بحث و تحقیق راجع به رفتار انسان فایده ای ( قدرت پیش بینی) بدست بیاریم ، باید این فرض رو کنار بگذاریم.
اما اگر بخواهیم به دنبال هوس خود ( که میل داریم فکر کنیم چیزهایی در کنترل ماست.) بریم ، بحثی دیگه‌ست.

#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 2
Post #49 27
🌿دیوید هیوم پدر روانکاوی

دیوید هیوم (1711–1776) فیلسوف اسکاتلندی و از چهره‌های برجسته‌ی عصر روشنگری بود. او در حوزه‌های گوناگونی چون انسان شناسی ، معرفت‌شناسی، فلسفه‌ی اقتصاد و فلسفه‌ی سیاسی آثار اثرگذاری بر جای گذاشت و بر بزرگ‌ترین و اثرگذارترین متفکران تاریخ اندیشه نظیر کانت ، شوپنهاور ، جان استوارت میل و ... تأثیر گذاشت.
هیوم در کنار فیلسوفان مهمی مانند بیکن ، جان لاک و جان استوارت میل از پایه‌گذاران جریان نیرومند روشنگری انگلیسی به شمار می‌رود.

📌 دیوید هیوم ؛ پدر روان‌شناسی جدید

🔸 بر خلاف دعاوی رایج ، نه فروید بلکه این دیوید هیوم بود که برای اولین بار در دوران جدید ، در لایه‌های پنهان و عمیق روان انسان دست به کاوش عمیق و گستاخانه‌ی فلسفی زد.

👁️‍🗨️ هیوم در تأملات خود صراحتا بیان کرد که اخلاق و علم (معرفت/شناخت) نه بر عقل انتزاعی یا آن‌جهانی ، بلکه بر غریزه و تمایل به لذت و پرهیز از رنج استوار است
و شناخت انسان ، معرفت و اخلاق انسانی را باید از روانِ منفعت طلب آسایش جو ، و غریزه‌ی لذتجوی انسان آغاز کرد.

عقل چیزی جز برده‌ی غرایز نیست.

نه تنها مهمترین ، که تنها وظیفه‌ی عقل ، محاسبه‌ی سود و زیان یا لذت و رنج و ارائه‌ی پیشنهاد برای تثبیت و تکثیر و تداوم بخشی به لذت و کاهش رنج ست .


ربشه‌ی اندیشه های فروید که ناخودآگاه را صورت‌بندی کرد و نیچه که از غریزه و زندگی سخن گفت ، در نوشته‌های هیوم بصورت محکم و جدی وجود داشت
با این تفاوت که نظریات هیوم نسبت به فروید و نیچه سنجش‌پذیرتر و شفافیت تر و خلاصه تر بیان شده بود .


#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👍 3
  • ❤ 1
Post #47 34
⭕️فرض اضافه

بخش اول

ویلیام اُکام رو آخرین فیلسوف و پایان‌بخش #قرون_وسطی معرفی می‌کنند :
کسی که تاریکی رو پایان داد و آغاز گر عصر روشنایی شد .
اکام بخاطر نظریه اش در معرفت شناسی معروف به #تیغ_اکام معروفه .
می‌شه گفت اکام این نظریه رو با الگوبرداری از روش های حل مسائل ریاضی ، ارائه کرده.
یک تعبیر از تیغ اکام اینه که
« اگر می‌خواهیم به جواب برسیم فرض های اضافه رو باید از مسئله زدود »

اگر هدف اصلی و نهایی ما از اشتغال به ریاضی ، حل مسئله و یافتن پاسخ نباشه ، بحث دیگه ایه.

تیغ اکام -هرچند هنوز راجع بهش بحث هست- ولی راهگشای بیرون اومدن از سیاهی قرون وسطی شد .

وقتی نیک بنگریم همه‌ی تحولات حوزه‌ی فکر بشر در دوران مدرن تحت تاثیر این نظریه بوجود اومده.

▪️ خدای مداخله گر

مهم‌ترین و مضرترین فرض اضافه‌ای که باعث رکود و جمود علم شده بود ، فرض #خدای_رخنه_گیر /خدای دخالت‌گر در جهان ، بود که
این فرض گند می‌زد به هرچی مسئله‌ی علمیه

با تیغ اکام بود که نگاه دترمینیستی به جهان ، نگاه غالب و مسلط شد.

دانشمندان فهمیدند و گفتند :

وقتی جهان با #فیزیکالیسم ، قابل تبیین و پیش بینیه چه کاریه که مدام فرض کنیم که مثلا

«خدا بیکار نشسته ببینه کدوم قوم گناه می‌کنه براش عذاب بفرسته»


و بخواهیم زلزله و سیل رو با این‌گونه فرض ها تبیین کنیم .

پیامد چنین فرضی اینه که
مدام به تضاد می‌خوریم و متوجه نمی‌شیم

چرا فلان ساعت روز یکشنبه که نصف مردم تو‌ کلیسا مشغول عبادت بودند زلزله اومد

و
بعد مدام دنبال ماله یا یک فرض اضافه‌ی دیگه‌‌ می‌گردیم که این تعارض رو ماست‌مالی کنیم !
.
.
.
▪️بعدها - برای این‌که نه سیخ بسوزه نه کباب - نظریه‌ی #خدای_ساعت_ساز مطرح شد .

« نه که خدا اصلا وجود نداشته باشه ، ولی مثه یک ساعت ساز که وقتی ساعت‌شو ساخت کوکش می‌کنه و دیگه کاری باهاش نداره و ساعت خودش کار می‌کنه ، خدا هم جهان رو خلق کرده و این جهان براساس قوانین فیزیکی کار می کنه و دیگه نیازی به دخالت خدا و نمایندگان مفت خورش نیست که چرخ دنیا رو بچرخونن »
.
.
#فرهاد_صبا ✍

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👍 4
  • ❤ 1
Post #44 62
🔰🔰 آخرش چی‌‌ می‌شه ؟!
چی بشه بهتره ؟! (۲)

فرهاد صبا ✍

تغییر حکومت با دخالت مستقیم خارجی ؟!


بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج باین گزینه دل بستند
و اون رو ، نه تنها گزینه ای محتمل می‌دونن ، به شدت چنین پیشامدی ر‌و مثبت تلقی می‌کنند و گمون می‌کنند که
در صورت سقوط حکومت با دخالت/حمله‌ی مستقیم خارجی ( آمریکا و اسرائیل) اوضاع کشور به سرعت به سمت اوضاعی شبیه دوران پهلوی - اونم سالهای شکوفایی اقتصاد یعنی دهه‌ی چهل تا سال ۱۳۵۴ - خواهد رفت .
اما تجربه های تاریخیِ این یکصد سال به ما چی‌ می‌گن ؟!

۱- در دهه های اخیر ، فارغ از هر نیت خیرخواهانه یا بدخواهانه
حتی یک مورد سراغ نداریم که

دخالت آمریکا در کشور ما و تحت فشار قرار دادن حکومت ، نتیجه‌ی خوبی برای مردم داشته باشه و به تضعیف‌ جدی حکومت منجر شده باشه و نزدیک شدنش به سقوط رو رقم زده باشه .
چه بسا بشه گفت
همه فعالیت‌های غرب علیه نظام ، به نحوی به زیان مردم شده و همزمان به تحکیم و بقای استبداد کمک کرده .


- فشار کارتر به شاه برای رعایت حقوق بشر ، منجر به انقلاب ۵۷ شد.

- تحریم ها که اوائل انقلاب شروع شد ، تنها به مشکلات مردم دامن زده و اگر در مواردی منجر به عقب نشینی حکومت شده ، نفعش تنها به غربی ها رسیده که با تهدیدات امنیتی کمتری مواجه شدند .

- جنگ عراق که تا حدی با سکوت یا حمایت غرب صورت گرفت ، هیچ نفعی برای مردم نداشت.

- فعال شدن مکانیسم ماشه و جنگ ۱۲ روزه رو هم که شاهد بودیم ، تنها به افرایش گرفتاری مردم منجر شده .

علت این موضوع هرچه باشه در اصل موضوع و نتیجه ، تفاوتی ایجاد نمی‌کنه
همون‌طور که
نیت خارجی ها
از کارهایی مثل تحریم و حمله به تأسیسات نظامی و هسته‌ای و ترور ها هرچی باشه تو اصل موضوع تفاوتی نداره .
همچنین اینکه
غربی ها - فارغ از عواقب این اقدامات برای مردم - ناگزیر بودند در جهت تقویت امنیت ملی شون
این اقدامات رو انجام بدن


ادامه دارد

@NOWzayesh | نوزایش فکری
  • 👏 4
  • 👎 1
Older posts →

About this channel

How can I read @nowzayesh without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نوزایش فکری ( فرهاد صبا ): recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نوزایش فکری ( فرهاد صبا ) have?
نوزایش فکری ( فرهاد صبا ) (@nowzayesh) has 26 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نوزایش فکری ( فرهاد صبا ) know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →