🔰ترامپیسم ، نقطهی عطف تمدنی
برای فهم موضوع این مقایسه را در نظر بگیریم
▪️ جرج بوش
[ موضوع افغانستان رو باید کنار بذاریم چون القاعده در اونجا مامن گزیده بود و با توجه به حملات ۱۱ سپتامبر ، هر رئیس جمهور دیگهای هم بود ، حتمالاً همین کار - یعنی حمله به افغانستان و ساقط کردن طالبان را انجام میداد.
مثل ماجرای حمله ژاپن به پرل هاربر که باعث ورود آمریکا به جنگ جهانی شد و اگرچه بسیار پرهزینه بود.]
اما بوش میتونست جنگ عراق رو شروع نکنه
یا با روش کم هزینهتری صدام رو از بین ببره.
اما احتمالاً دون شأن خودش میدونست که صدام را ترور کنه و شاید با محاسبات فایده و هزینه ، در نهایت احساس کرد که حمله و اشغال هزینه کمتری داره تا کاری مانند ترور صدام.
در قضیه مواجهه با جمهوری اسلامی میشه گفت آشکارا راه خطایی رفت.
در حالی که در ایران محمد خاتمی بر سر کار بود و به هر حال ظاهر نرمتری داشت ، او از تهدید مستقیم و واژهی محور شرارت استفاده کرد و در حالی که تهدیدش رو عملی نکرد ، باعث شد نیروهای تندرو در ایران دست بالا بگیرند.
▪️ اوباما
اوباما خود رو در نقش یک پیامبر صلح میدید ، از مواجهه مستقیم و احتمالاً نظامی با تهدیداتی که علیه آمریکا بود ، ابا داشت و در نهایت باعث جری شدن کشورهایی شد که برای آمریکا تهدید محسوب می شدند.
▪️در سوی دیگه رهبرانی مانند شیجیپینگ رو داریم با سیاست های کلان و روشهای حکومت داری ، روشهایی ارتجاعی ، خطرناک ، ظالمانه و فساد ساز.
این رهبران - اگرچه همواره جهان متمدن را تهدید به جنگ و نابودی میکنند اما - عموما از وارد کردن کوچکترین آسیب به آمریکا عاجزند و می دانند که در صورت جنگ احتمالی ، شکست قطعی با انان ست
اما از تنها ابزاری که روی میز و دم دستشان دارند - یعنی کنترل و زور - حداکثر استفاده را در داخل کشور و علیه آزادی مردم انجام میدهند.
▪️اما ترامپ - صرفنظر از شخصیت خودشیفته و خاستگاه محافظه کارش که باعث شده تمایلات زیادی برای استفاده از ابزارهای قدیمی تر برای مواجهه با مشکلات داشت و دارد - اما در مجموع ، سیستم لیبرال آمریکا ، او را به سمتی کشانده که به یک عملگرا ، با حداکثر بلوغ تبدیل شود.
او همه ابزارها را روی میز آماده نگه میدارد و با محاسبه فایده ها و هزینه ها به آنها اولویت می دهد.
اولین اولویتش دیپلماسی ست
اما نشان می دهد که از استفاده از ابزارهای دیگر از جمله ( قدرت نظامی و اطلاعاتی آمریکا) هیچ ابایی ندارد .
و شاید نکته مهم این باشد که او از فنون و نظریههای مطرح شده جدید در حوزه روانشناسی و رابطه ، مانند مجموعه ای که به روانشناسی سیاه معروف شده ( بازیهای روانی ، دستکاری روانی ، غافلگیری ) هم به خوبی استفاده میکند .
▪️از نکات جالب دیگر اینست که
ترامپ وقتی احساس میکند با بی انصافی مواجه ست ، ابایی ندارد که خود ، به بیان مکرر دستاوردهایش بپردازد و در مقابل منتقدان - با این انگیزه که نکند بگویند خودشیفته است که دائم از خود تعریف میکند - در لاک دفاعی فرو نمی رود .
و حتی گاهی بازیگوشی های کودکانه ( اما بی ضرر) هم انجام میدهد و درصد این نیست که انسان بودن خود را مخفی کند و برای خود هاله ای قدسی و بیش از حد محترمانه بسازد.
⚠️ نکتهی تاسف بار برای جامعه خبرنگاری اینست که روزنامه نگاران و تحلیلگران و سیاستمدارانی که هنوز در قرن بیستم زندگی می کنند ، او را به جهت استفاده ازین ابزارها تمسخر میکنند
بی آنکه به عمق موضوع فکر کنند و دستاوردهای - عموما کم هزینهی - ترامپ را بصورت منصفانه در نظر بگیرند.
▪️ترامپ ( دورهی دوم که که به نسبت دوره قبل بالغانه رفتار کرده است ) نماد تغییر و دگرگونی و تکامل سیاست در پیشرفته ترین کشور جهان ست .
تکرار این مدل به همین صورت در کشورهای دیگر ممکن نیست .
[ نمایش مرد دیوانه مستلزم داشتن قدرت کافی هم هست و الا همه می گویند: هرکاری دلت می خواهد بکن ]
اما تا همین جا ، خبر از این میدهد که :
مدل لیبرال آمریکایی ، فقط در اقتصاد و تکنولوژی و صنایع دفاعی پیشرفتهترین نیست .
با این توضیحات بلوغ تمدنی را میشود اینطور تعریف کرد :
افزایش توان یک تمدن یا نظام سیاسی برای کنترل هیجان ، حفظ همه ابزارهای ممکن، و انتخاب هر ابزار بر اساس محاسبه دقیق هزینه ، فایده و پیامدهای بلندمدت ، نه بر اساس خشم ، غرور ، ایدئولوژی یا ترس
✅ ترامپ - اگرچه خود چندان دلی در گرو برخی ارزشهای روشنگری و لیبرالیسم کلاسیک نداشت - برگ برندهی لیبرالیسم ، یعنی تغییر در جهت سازگاری را ، به معرض نمایش گذاشته.
▪️فرهنگ های سیاسی دیگر میتوانند به این تغییرات توجه کرده و با فهم ریشه ای ، با آن سازگار شوند
یا
- آن را تمسخر کرده
- برای مقابله هزینه بپردازند و در انتها
بصورت تحقیر آمیز و کم هزینه ای حذف شوند ...
#فرهاد_صبا ✍
@NOWzayesh | نوزایش فکری
Post #56
37
- 🔥 3