مشروعیت رهبر اپوزیسیون به میزان پذیرش او از سوی گروههای مختلف مخالف حکومت و آمادگی آنان برای همکاری، تبعیت یا واگذاری موقت نقش هماهنگکننده به او گفته میشود.
مشروعیت در این معنا با محبوبیت یکسان نیست. یک رهبر ممکنست محبوبیت زیادی در میان بخشی از جامعه داشته باشد، اما به دلیل ایجاد نگرانی یا دشمنی در میان سایر گروههای مخالف، نتواند نقش هماهنگکنندهای در یک ائتلاف گسترده ایفا کند.
در مبارزات سیاسی، بهویژه مبارزات غیرخشونتآمیز، رهبر اپوزیسیون الزاماً نباید همهٔ جریانها را به هواداران خود تبدیل کند. مسئلهٔ مهمتر
ایجاد شرایطی است که گروههای متفاوت، با وجود اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی، بتوانند بدون احساس تهدید متقابل با یکدیگر همکاری کنند یا لااقل روبروی آن رهبر نایستند.
جنبهٔ سلبی مشروعیت
جنبهٔ سلبی مشروعیت به نبود عواملی اشاره دارد که موجب طرد رهبر از سوی بخش بزرگی از اپوزیسیون میشوند.
رهبر مشروع الزاماً کسی نیست که بیشترین هوادار را دارد؛ بلکه یکی از ویژگیهای مهم او میتواند این باشد که
کمترین میزان دشمنی و نفرت را در میان مخالفان ایجاد کند.
برای مثال ، اگر رهبر اپوزیسیون از پیش اعلام کند که پس از سقوط حکومت، مخالفان سیاسی خود را حذف خواهد کرد، یا شکل حکومت آینده را بدون مراجعه به رأی مردم تعیینشده بداند، بخشی از مخالفان ممکن است او را نه وسیلهای برای پایان دادن به حکومت موجود، بلکه تهدیدی برای آیندهٔ خود تلقی کنند. در این وضعیت، حتی افزایش محبوبیت رهبر در میان هواداران خودش الزاماً به افزایش ظرفیت ائتلافی او منجر نمیشود.
از این منظر ، یکی از معیارهای مهم مشروعیت سلبی این پرسش است:
آیا اختلاف با این رهبر و نگرانی از قدرت گرفتن او میتواند به حدی برسد که برخی مخالفان حکومت، برای جلوگیری از قدرتگیری او، حتی حاضر به سکوت یا همکاری با حکومت شوند؟
هرچه پاسخ به این پرسش منفیتر باشد، ظرفیت ائتلافی رهبر بیشترست.
بنابراین رهبر اپوزیسیون برای مشروعیت یافتن لزوماً به حداکثر محبوبیت نیاز ندارد؛ بلکه باید تا حد امکان از ایجاد حداکثر دشمنی پرهیز کند.
▪️جنبهٔ ایجابی مشروعیت
جنبهٔ ایجابی به ویژگیهایی مربوطست که باعث میشوند گروههای مختلف، علاوه بر مخالفت نکردن با رهبر، به همکاری با او اعتماد کنند.
مهمترین این ویژگیها عبارتاند از:
▫️پذیرش رقابت سیاسی: رهبر بپذیرد که پس از گذار، جایگاه سیاسی او باید در معرض رقابت و انتخاب قرار گیرد.
▫️پذیرش محدودیت قدرت: رهبر متعهد شود که قدرت خود را به نهادهای قانونی، انتخابات، دادگاه مستقل و سایر سازوکارهای مهار قدرت محدود کند.
▫️عدم انحصار نمایندگی: ادعا نکند که تنها نمایندهٔ واقعی مردم یا تنها سخنگوی جنبش است.
▫️پذیرش تکثر سیاسی: گروههایی با عقاید متفاوت بتوانند در ائتلاف باقی بمانند، بدون آنکه مجبور شوند در همهٔ مسائل با رهبر توافق کنند.
▫️ توانایی حل اختلاف: اختلاف میان اعضای اپوزیسیون از طریق مذاکره و سازوکارهای مورد توافق مدیریت شود، نه از طریق حذف یا بیاعتبار کردن طرف مقابل.
▫️توانایی ایجاد همکاری عملی:
حمایت از رهبر فقط در سطح افکار عمومی و شبکههای اجتماعی باقی نماند و بتواند به همکاری سازمانیافتهٔ گروههای سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
اهمیت این ویژگیها در مرحلهٔ گذار بیشتر میشود. ائتلافی که برای کنار زدن یک حکومت شکل میگیرد، الزاماً دربارهٔ حکومت بعدی توافق ندارد.
پژوهشهای جدید دربارهٔ ائتلافهای مخالف حکومت نشان میدهند که اختلافات ایدئولوژیک و منافع متفاوت اعضای ائتلاف میتواند پس از پیروزی به اختلافات شدید سیاسی و کاهش اعتماد عمومی منجر شود. بنابراین توانایی تشکیل ائتلاف و توانایی ادارهٔ آن پس از پیروزی دو مسئلهٔ متفاوتاند.
▪️کمینهکردن دشمنی؛ یک معیار مهم
در یک اپوزیسیون متکثر ، انتظار اینکه یک رهبر همهٔ گروهها را به هوادار خود تبدیل کند واقعبینانه نیست. یک رهبر ممکن است طرفدار سلطنت، جمهوریخواه، لیبرال، محافظهکار، چپگرا یا گروههای قومی و مذهبی مختلف را نتواند همزمان به حامی خود تبدیل کند.
اما ممکن است بتواند شرایطی ایجاد کند که این گروهها بگویند:
«با او موافق نیستیم، اما حضور او را در ائتلاف میپذیریم و او را تهدیدی برای موجودیت سیاسی خود نمیدانیم.»
#فرهاد_صبا ✍
@NOWzayesh | نوزایش فکری