پستخانه فقط «نیمهشب» باز است.
انتشار نامهها: بین ۲۲:۳۰ تا ۰۲:۳۰
خارج از این ساعت:
پستخانه بسته است.
نامهها در سکوت میمانند.
صندوق پستی :
@Midnightpostmanbot
Post #373
337
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۱۳ برای: نسیم گذرا سلام شب شما به خیر من آرزوی چنین خوابی رو دارم... حتما بعد از اون خواب خیلی بهش فکر کردید. نفهمیدید اون پیر مرد کی بود؟ میتونم بپرسم که شما تا حالا جز این خواب تجربه ی عرفانی دیگه ای داشتید؟ مثلا اینکه…
تاریخ: ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۳۱
برای: هاشم
شب بر شماهم آرام🪽
قبول دارم واقعا؛ موضوعی نیست که خیلی بشنویم یا ببینیم.
نه واقعا نفهمیدم کی بود.
شاید یک راهنما، شاید یک سالک، شاید خودای درونم حتی...
هرکی که بود تلنگر مهمی در اون زمان به من زد و برام فرد/چیز/فهم ارزشمندی تلقی میشه.
۱۷ سالم بود فکر کنم .
آشنا شدنم با دنیای متافیزیک و مدیتیشن و درون و مسیر خودشناسی از اون سن شروع شد برای من.
پیرو یه فرقه عرفانی واقعا بار سنگینی رو به دوش ادم میذاره .
پیرو نه؛
ولی کنجکاو و ماجراجو میشه گفت.
تجربه دیگری هم داشتم بله.
چه در تایمی که درحال مراقبه بودم، که انگار مکاشفه هم رخ داده.
چه در خواب
یا حتی بیداری ..
امضا: نسیم گذرا
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
ساعت: ۰۰:۳۱
برای: هاشم
شب بر شماهم آرام🪽
قبول دارم واقعا؛ موضوعی نیست که خیلی بشنویم یا ببینیم.
نه واقعا نفهمیدم کی بود.
شاید یک راهنما، شاید یک سالک، شاید خودای درونم حتی...
هرکی که بود تلنگر مهمی در اون زمان به من زد و برام فرد/چیز/فهم ارزشمندی تلقی میشه.
۱۷ سالم بود فکر کنم .
آشنا شدنم با دنیای متافیزیک و مدیتیشن و درون و مسیر خودشناسی از اون سن شروع شد برای من.
پیرو یه فرقه عرفانی واقعا بار سنگینی رو به دوش ادم میذاره .
پیرو نه؛
ولی کنجکاو و ماجراجو میشه گفت.
تجربه دیگری هم داشتم بله.
چه در تایمی که درحال مراقبه بودم، که انگار مکاشفه هم رخ داده.
چه در خواب
یا حتی بیداری ..
امضا: نسیم گذرا
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
- 🌚 1