تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۲:۰۵
برای: شاید،یک روزی نویسنده
همیشه کوشیدهام خویشتنِ گمشدهام را میان واژهها و در سطرهای کتابها بیابم؛ و بیشک، این نوشته یکی از آن معدود چیزهایی بود که خواندنش، مرا بیش از همیشه به خودم نزدیک کرد.
اکنون، بیش از هر چیز، مشتاقم بدانم سرنوشت جیسون چه شد؟ آیا تقدیر، سرانجام دستِ لیلی و جیسون را در دست یکدیگر گذاشت، یا سرنوشت، اینبار نیز بیرحمانه میانشان ایستاد؟
این پرسشها در ذهنم ماندهاند و دلم میخواهد پاسخشان را بدانم. پس قول بده ادامهاش بدهی؛ خواهش میکنم نگذاری سرنوشت لیلی شبیه سرنوشت من شود.
قول بده داستان را به پایان برسانی؛ من نیز قول میدهم از نخستین کسانی باشم که کتابت را میخوانند.
نویسندهٔ محبوب من؛
هنوز منتظر ادامهٔ قصهات هستم.
امضا: یونآ
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #473
892
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۰۲ برای: برای شخصیت رُمانم جیسون عزیزم، با مرگ تو تمامی کلماتم از غم و اندوهی پُر شده که شاید فقط ذرهای از آن را خوانندگان درک خواهند کرد، مرگ تو نقطه پایان و آغاز دردی غیرقابل توصیف برای لیلی بیچاره من خواهد بود و من خودم…
- ❤ 3