تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۶
برای: 💌 نامهای به تو که شاید هیچوقت نبینمت…
سلام به تویی که این نامه رو میخونی؛ نمیدونم امروز حالت چطوره، دلت گرفته یا از ته دل میخندی، اما دلم میخواد بدونی که تو همونقدر که هستی، ارزشمندی. 🫂🤍
گاهی زندگی اونقدر ما رو درگیر خودش میکنه که یادمون میره ما هم حق داریم خسته بشیم، گریه کنیم و گاهی هیچ کاری نکنیم…
ولی یادت باشه، هیچ شبی تا ابد تاریک نمیمونه و هیچ غمی قرار نیست برای همیشه مهمون قلبت باشه. 🌱
امیدوارم یه روزی برسه که وقتی به گذشته نگاه میکنی، بهجای اشک، لبخند بزنی و با خودت بگی: «بالاخره گذشت… بالاخره روزهای خوب منم رسیدن!» 🥹✨
از ته قلبم آرزو میکنم دلت آروم باشه، خندههات واقعی باشن و آدمهایی کنارت باشن که بودنت رو نه از روی عادت، بلکه از ته دل بخوان.
و اگه امروز کسی اینو بهت نگفته، من میگم: مواظب خودت باش؛ تو همون آدمی هستی که دنیا به بودنش نیاز داره. 🩷
با آرزوی قشنگترین اتفاقها برای تویی که این نامه رو تا آخر خوندی… 💌🕊
امضا: از یک دوست
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1303
72
- ❤ 2
- 🕊 2
- 😢 1