تاریخ: ۲۵ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۳۰
برای: برای طولانیترینفکر
این را برای تو مینویسم، تو که در ذهنم و در قلبم طولانی ترین بودی و تویی که نباید باشی.
باید بروی، دور شوی و از ذهنم و از قلبم و از تمامِ من فاصله بگیری چرا که نمیشود، هرگز آنچه که میخواهم نمیشود و من این میان دارم آرام آرام آب میشوم و شعله قلبم رو به خاموشی میرود.
میخواهم که یا چنان بیایی که انگار هرگز نبودنی در کار نبوده و چنان مرا بنگری که انگار چشمانت فقط توانایی نگاه به من را دارند و یا چنان از تمام من دور شوی انگار هیچوقت در قلب و ذهنم و جانم رسوخ نکرده بودی و خانهای کوچک آن گوشه کنار ها برای خودت نساخته بودی.
امضا: ماهک.
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1302
57
- 💔 1