ساعت: ۲۳:۴۱
برای: نانا ، کسی که قلبمو بهش دادم
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
اممم خب اره!
میدونم میدونم یادمه که گفتی نامه دادن برای ما شاید لوس باشه.. ،
اما خب بازم باید میگفتمشون!
شایدم تو هیچوقت اصلا ندیدیش
میدونی..
نانا ،
من بارها بارها بارها و بارها حرفای دیشبمونو خوندمشون
من می خوندمشون
و هر بار..
وای!
تو کی انقدر برای من مهم شدی :)؟
بین ستاره ها حرف میزدیم!
بین ستاره ها
من خوشالم که تورو تو دنیام دارم :»
و خوشالم از اینکه میدونم که منم برات واقعا امنم و این فقط درمورد من نیست
اینکه مراقبمی!
اینکه واقعا به معنای کلمه همیشه هستی!!
و اما درمورد قلب شیشه ت
نانای من
گربه لوس
تدی (این نیکنیم جدیده هااا)
راضی نیستم حتی یه خش کوچیک روش بیفته
میدونی که راضی نیستم حتی خم به ابروت بیاد
میدونی که دوست دارم همیشه جات پیش من امن باشه
اما خب چیکار کنم عزیزم؟
هوم؟ چیکار کنم از حرفایی که ناگذیرم از زدنش
که اگر نه، خودمم که اروم اروم ازت دور میشم بابت نگفتنشون..
که نه من دوسش دارم نه تو .
و متنفرم وقتی میبینم که یه کوچولو حتی بابتش بی حوصله میشی یا حتی یه کوچولو مکدر
و نکته بعدی ؛
من هستممممممممممم!
من کنارت هستم خیلی جدی میگم اینو و قرارم نیست که برم
تازه تو قراره بیایو داستانا شروع بشهه
پس کجا اصلا میتونم برمم!؟
پ.ن : این در همیشه بازه!
امضا: شین
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب