تاریخ: ۲۳ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۲:۰۷
برای: از قلم افتاد
مرام دنیا، گاه گاهی رسیدن است
به دیدگاه دنیا، رسیدن، آرمیدن است
نگویم ای دوست که غمِ آن مخور
چرا که غمت، کار هر شب و روز من است
غمت دریافتم و غمم یافتم، ای همدرد
همغمِ من، پیریز دنیا بر نارسیدن است
روزی چند در این دارِ بیوفا میهمانایم
امان ازین میزبان که کارش عاشق کشتن است
فراق یار در این دنیا را نیافتم هیچ پیوند
شاید در آن جای دگر، بنابر عاشقی کردن است
آن دم که پیوندِ جانان بدینجا شدنی مباد
چاره چه جز جُستِ یار بدانجا گشتن است؟
آن جای دیگر، پر است از چشم به راهان
که آرمانشان پیوند دوباره را دیدن است
آخرین واژگانم درسیست از همین دنیا
که تنها در راه عشق، خواستن نتوانستن است!
امضا: سِپیم
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #437
210
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۰۷ برای: آن که دیر رسید این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است… به تو، که شاید در این جهان نرسیدنت را تجربه کردم، اما هنوز در جهان دیگری به رسیدنت امید بستهام. نرسیدن، دردناک است؛ اما گمان میکنم انتظار، زخمِ نرسیدن را عمیقتر…