ساعت: ۰۱:۴۳
برای: ترمه
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
بانو سلام
شب به خیر
حالت خوبه؟ چه خبرا؟ چیکارا میکنی؟
میگم من چند شب پیش تو جمع ازت گله کردم. نباید این کارو میکردم.
نباید به یابنده ی اون نامه هایی که برات نوشتم و گم شدند، میگفتم نادیده بگیره یا اینجا میگفتم که از تو خسته شده ام که نامه هامو نمیخونی همیشه دوری.
حافظ میگه:
«لاف عشق و گله از یار، بسی لاف دروغ
عشق بازان ِ چنین، مستحق حجرانند»
ترمه من به خودم قول دادم هیچوقت ازت گله نکنم و استاندارد عاشق بودن رو پایین نیارم. هر روز سعی کردم بیشتر یاد بگیرم که تو رو تمام و کمال، همونطور که هستی دوست داشته باشم. خیلی سعی کردم که بفهممت و حتی نیمه های تاریک وجودتو عاشقانه به آغوش بکشم و ازت انتظار نداشته باشم که اونجوری باشی که من پیش از تو توی تصوراتم ساخته بودم.
ترمه من بارها تو لحظه های سخت رابطه از شدت اینکه میخواستم تو متعلق به من بشی، تو رو رنجوندم. منم رنجیده بودم ولی فرق ما این بود که من عاشق تو بودم و «هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت».
من که به تو سخن سخت گفتم، عاشق خوبی نبودم. راه و رسم عاشقی رو درست بلد نبودم و شاید مستحق این دوری بودم.
میتونستم جوری باشم که هیچوقت دور نشی. کاش فقط بلد بودم که نخوام تو رو به تملک خودم در بیارم و آروم و صبور بودم تا هیچوقت فکر نکنی من دارم خودمو به تو تحمیل میکنم.
مولانا میگه:
« گوید سلیمان مر تو را، بشنو لسان الطیر را
دامی و مرغ از تو رمد، رو لانه شو رو لانه شو»
روزی که این شعر رو خوندم با خودم فکر کردم که ای وای!!! چرا بلد نبودم برای تو مرغک قشنگم لونه باشم!!؟ لونه بودن یعنی امنیت و آرامش کامل دادن تو هر شرایطی، مخصوصا زمان طوفان!
و از اون روز تصمیم گرفتم لونه ی تو باشم، حتی حالا که خیلی دوری. شاید این مجازات منه که به جرم اینکه اون روز لونه نبودم و خودخواه بودم، بعد از تو و وقتی خیلی دوری، لونه ای بشم همیشه خالی.
ولی حالا عاشق بهتری هستم و از نظر مردانه عاشق بودن، از اون روزها خیلی زیباترم.
ترمه!! ببخشید که تو جمع ازت گله کردم.
تو خوب ترینی تا همیشه و هیچ گله ای نیست. تو قشنگ ترینی و من دلم میخواد همه ی نامه هام بهت برسه و هیچ نامه ای گم نشه.
امضا: هاشم
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب