تحت حمایت بنیاد کبیر پرشیا
🔱 مجامع حمایتی روانشناسی 👇
🏆 https://t.me/IranaPsychologicalAssociation/789 🎓
با نظارت مستقیم I.P.A (انجمن روانشناسی ایرانا)
@IranaPsychologicalAssociation
۰۷/۰۱/۲۵۸۲
Post #3748
678
『 در حصار خو یشتن 』
❒ دیوار روانی همیشه از ترس ساخته نمیشود؛ گاهی از تجربه ساخته میشود.
انسان در برابر جهان صرفاً گشوده نیست؛
او باید بیاموزد چه چیزی را به درون راه دهد، از چه چیزی فاصله بگیرد و تا کجا به دیگری اجازهی نزدیک شدن بدهد.به همین دلیل، هر مرزی در روان را نمیتوان بیماری دانست.
گاهی مرز، شرطِ سلامت است.
گاهی دفاع، شرطِ بقاست.
و گاهی همان دفاعی که زمانی زندگی را حفظ کرده، چنان تثبیت میشود که دیگر اجازهی زندگی کردن نمیدهد.
❒ وقتی دفاع برای حفظ انسجام روان ساخته میشود:
🧠در روانکاوی فرویدی، انسان با تعارضهای درونی و اضطراب مواجه است و «دفاع» یکی از شیوههای دستگاه روانی برای مقابله با این فشارهاست.واپسرانی، انکار، جابهجایی، فرافکنی و دیگر سازوکارهای دفاعی را میتوان بهعنوان شیوههایی فهمید که روان به کمک آنها تجربهای را که در لحظه تحمل آن دشوار است، مدیریت میکند.
❒ دیوار میان «میل به نزدیکی» و «ترس از نزدیکی»
💞در نظریهی دلبستگی بالبی، انسان از آغاز موجودی رابطهمند است. نزدیکی به مراقب، در شرایط اولیه، بخشی از سازوکار بقاست.اما اگر تجربهی رابطه برای کودک با بیثباتی، طرد، عدم دسترسپذیری یا پاسخهای نامطمئن همراه شود، ممکن است الگوهایی شکل بگیرند که بعدها در روابط نیز تکرار شوند.
❒ دیواری که ابتدا «محیط امن» بود
🍃وینیکات مفهوم بسیار مهمی دارد:«محیط نگهدارنده»؛کودک برای رشد روانی به محیطی نیاز دارد که بتواند در آن بدون فروپاشی ناشی از هجوم محرکها و اضطراب، به تدریج خود را سازمان دهد.در شرایط مناسب، کودک از وابستگی مطلق به سوی استقلال نسبی حرکت میکند.اما اگر محیط به اندازهی کافی قابلاعتماد نباشد، ممکن است سازگاری با محیط بر خودانگیختگی غلبه کند.اینجاست که مفهوم خودِ کاذب اهمیت پیدا میکند.
فرد ممکن است یاد بگیرد:
«آنگونه باش که محیط از تو میخواهد.»
و کمکم میان خودِ زنده و خودِ سازگارشده فاصله ایجاد شود.
❒ «پوست روانی» به جای دیوار
🪞دیدیه آنزیو با مفهوم Moi-peau / Ego-Skin استعارهی بسیار دقیقی برای فهم این مسئله ارائه میکند.پوست، مرز میان بدن و جهان است؛ اما مرزی زنده و نفوذپذیر.اگر پوست نباشد، بدن نمیتواند از خود محافظت کند.اما اگر پوست به دیواری کاملاً نفوذناپذیر تبدیل شود، دیگر رابطه با محیط نیز مختل میشود.
❒ وقتی دیوار تبدیل به «سبک زندگی» میشود:
🧩در طرحوارهدرمانی جفری یانگ، برخی الگوهای اولیهی ناسازگار میتوانند در طول زندگی فعال شوند و فرد برای مقابله با آنها راهبردهایی مانند اجتناب، تسلیم یا جبران افراطی به کار ببرد.برای مثال، اگر فرد در عمق روان خود انتظار طردشدن داشته باشد، ممکن است پیش از آنکه دیگری فرصت طرد کردن پیدا کند، خودش رابطه را ترک کند.
❒ دیوار همیشه بیرون از ما نیست
🌀در روانکاوی لاکانی، مسئله را میتوان از زاویهای دیگر دید.سوژه از ابتدا در شبکهای از زبان، دیگری و میل شکل میگیرد. ما خودمان را خارج از رابطه با دیگری نمیسازیم.اما همین دیگری میتواند سرچشمهی اضطراب نیز باشد.سوژه برای اینکه بتواند خود را سازمان دهد، مرزهایی نمادین میسازد؛ «من» را از «دیگری» جدا میکند، برای تجربههای خود معنا میسازد و جهان را از طریق نظام نشانهها قابلتحمل میکند.اما چیزی همیشه از این نظم نمادین بیرون میماند؛ چیزی که نمیتوان بهسادگی نامگذاری یا کنترل کرد.
«امر واقع»
به همین دلیل انسان گاهی تلاش میکند با ساختن نظم، کنترل و فاصله، خود را از چیزی که نمیتواند کاملاً نمادین کند، محافظت کند.اما مشکل اینجاست: هرچه بیشتر بخواهیم زندگی را کاملاً کنترل کنیم، با بخشی از زندگی مواجه میشویم که اساساً قابلکنترل نیست.عشق، فقدان، مرگ، میل، دیگری و آینده، همیشه مقداری ناشناختگی در خود دارند.
❒ در روانشناسی اگزیستانسیال، انسان با آزادی، مسئولیت، تنهایی، مرگ، معنا و عدم قطعیت مواجه است.انسان میخواهد امنیت داشته باشد؛ اما جهان انسانی هرگز امنیت مطلق ارائه نمیکند.اگر بخواهیم همهچیز را کنترل کنیم، بخشی از امکانهای زندگی را نیز کنترل کردهایم.زیرا هر گشودگی، همراه با ریسک است.
عشق یعنی امکان فقدان.
اعتماد یعنی امکان خیانت.
پس مسئله این نیست که چگونه جهانی بسازیم که هیچ خطری نداشته باشد.مسئله این است که چگونه انسانی شویم که بتواند با مقداری از عدم قطعیت زندگی کند.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
❒ دیوار روانی همیشه از ترس ساخته نمیشود؛ گاهی از تجربه ساخته میشود.
انسان در برابر جهان صرفاً گشوده نیست؛
او باید بیاموزد چه چیزی را به درون راه دهد، از چه چیزی فاصله بگیرد و تا کجا به دیگری اجازهی نزدیک شدن بدهد.به همین دلیل، هر مرزی در روان را نمیتوان بیماری دانست.
گاهی مرز، شرطِ سلامت است.
گاهی دفاع، شرطِ بقاست.
و گاهی همان دفاعی که زمانی زندگی را حفظ کرده، چنان تثبیت میشود که دیگر اجازهی زندگی کردن نمیدهد.
❒ وقتی دفاع برای حفظ انسجام روان ساخته میشود:
🧠در روانکاوی فرویدی، انسان با تعارضهای درونی و اضطراب مواجه است و «دفاع» یکی از شیوههای دستگاه روانی برای مقابله با این فشارهاست.واپسرانی، انکار، جابهجایی، فرافکنی و دیگر سازوکارهای دفاعی را میتوان بهعنوان شیوههایی فهمید که روان به کمک آنها تجربهای را که در لحظه تحمل آن دشوار است، مدیریت میکند.
❒ دیوار میان «میل به نزدیکی» و «ترس از نزدیکی»
💞در نظریهی دلبستگی بالبی، انسان از آغاز موجودی رابطهمند است. نزدیکی به مراقب، در شرایط اولیه، بخشی از سازوکار بقاست.اما اگر تجربهی رابطه برای کودک با بیثباتی، طرد، عدم دسترسپذیری یا پاسخهای نامطمئن همراه شود، ممکن است الگوهایی شکل بگیرند که بعدها در روابط نیز تکرار شوند.
❒ دیواری که ابتدا «محیط امن» بود
🍃وینیکات مفهوم بسیار مهمی دارد:«محیط نگهدارنده»؛کودک برای رشد روانی به محیطی نیاز دارد که بتواند در آن بدون فروپاشی ناشی از هجوم محرکها و اضطراب، به تدریج خود را سازمان دهد.در شرایط مناسب، کودک از وابستگی مطلق به سوی استقلال نسبی حرکت میکند.اما اگر محیط به اندازهی کافی قابلاعتماد نباشد، ممکن است سازگاری با محیط بر خودانگیختگی غلبه کند.اینجاست که مفهوم خودِ کاذب اهمیت پیدا میکند.
فرد ممکن است یاد بگیرد:
«آنگونه باش که محیط از تو میخواهد.»
و کمکم میان خودِ زنده و خودِ سازگارشده فاصله ایجاد شود.
❒ «پوست روانی» به جای دیوار
🪞دیدیه آنزیو با مفهوم Moi-peau / Ego-Skin استعارهی بسیار دقیقی برای فهم این مسئله ارائه میکند.پوست، مرز میان بدن و جهان است؛ اما مرزی زنده و نفوذپذیر.اگر پوست نباشد، بدن نمیتواند از خود محافظت کند.اما اگر پوست به دیواری کاملاً نفوذناپذیر تبدیل شود، دیگر رابطه با محیط نیز مختل میشود.
❒ وقتی دیوار تبدیل به «سبک زندگی» میشود:
🧩در طرحوارهدرمانی جفری یانگ، برخی الگوهای اولیهی ناسازگار میتوانند در طول زندگی فعال شوند و فرد برای مقابله با آنها راهبردهایی مانند اجتناب، تسلیم یا جبران افراطی به کار ببرد.برای مثال، اگر فرد در عمق روان خود انتظار طردشدن داشته باشد، ممکن است پیش از آنکه دیگری فرصت طرد کردن پیدا کند، خودش رابطه را ترک کند.
❒ دیوار همیشه بیرون از ما نیست
🌀در روانکاوی لاکانی، مسئله را میتوان از زاویهای دیگر دید.سوژه از ابتدا در شبکهای از زبان، دیگری و میل شکل میگیرد. ما خودمان را خارج از رابطه با دیگری نمیسازیم.اما همین دیگری میتواند سرچشمهی اضطراب نیز باشد.سوژه برای اینکه بتواند خود را سازمان دهد، مرزهایی نمادین میسازد؛ «من» را از «دیگری» جدا میکند، برای تجربههای خود معنا میسازد و جهان را از طریق نظام نشانهها قابلتحمل میکند.اما چیزی همیشه از این نظم نمادین بیرون میماند؛ چیزی که نمیتوان بهسادگی نامگذاری یا کنترل کرد.
«امر واقع»
به همین دلیل انسان گاهی تلاش میکند با ساختن نظم، کنترل و فاصله، خود را از چیزی که نمیتواند کاملاً نمادین کند، محافظت کند.اما مشکل اینجاست: هرچه بیشتر بخواهیم زندگی را کاملاً کنترل کنیم، با بخشی از زندگی مواجه میشویم که اساساً قابلکنترل نیست.عشق، فقدان، مرگ، میل، دیگری و آینده، همیشه مقداری ناشناختگی در خود دارند.
❒ در روانشناسی اگزیستانسیال، انسان با آزادی، مسئولیت، تنهایی، مرگ، معنا و عدم قطعیت مواجه است.انسان میخواهد امنیت داشته باشد؛ اما جهان انسانی هرگز امنیت مطلق ارائه نمیکند.اگر بخواهیم همهچیز را کنترل کنیم، بخشی از امکانهای زندگی را نیز کنترل کردهایم.زیرا هر گشودگی، همراه با ریسک است.
عشق یعنی امکان فقدان.
اعتماد یعنی امکان خیانت.
پس مسئله این نیست که چگونه جهانی بسازیم که هیچ خطری نداشته باشد.مسئله این است که چگونه انسانی شویم که بتواند با مقداری از عدم قطعیت زندگی کند.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
- ❤ 1
- ❤🔥 1
- 🔥 1
