『 هر خواستنی توانستن نیست 』
❒ عبارتِ «خواستن توانستن است» در زمرهٔ آن دسته از جملاتِ اقناعی قرار میگیرد که به سببِ سادگیِ صوری و بارِ عاطفیِ مثبت، به سرعت در فرهنگِ عامه و حتی برخی رویکردهایِ روانشناسیِ خودیاری رسوخ کرده است. اما یک انسان آگاه، پیش از هرگونه پذیرشی، این جمله را به مثابهٔ یک دادهٔ پدیدارشناختی بررسی میکند: آیا تجربهٔ زیستهٔ انسانها با این گزاره همخوانی دارد؟
✍پاسخِ پدیدارشناختی، منفی است. ما پیوسته با شکافِ میان «افقِ خواسته ها» و «دامنه ی تواناییها» مواجهیم. این شکاف، نه نقصِ انسان، که ذاتِ زیستِ محدودِ او در جهانی است که همواره از پیشِ دستِ او ساخته نشده.
❒ بازتعریف «خواستن» از منظر پدیدارشناسی
🌱«خواستن» در فلسفهٔ پدیدارشناسی (از هوسرل تا سارتر) یک آهنگِ وجودی است، نه یک فرمان روانی. وقتی میگوییم «میخواهم»، در واقع داریم از «فقدانی» سخن میگوییم که التیام آن را در آینده جستجو میکنیم. اما این التیام، هیچگاه با خودِ «آهنگ» حاصل نمیشود؛ چراکه:
● خواستن، امری درونی و آنی است.
● توانستن، امری بیرونی، زمانمند و انباشتی است.
سارتر میگوید: «انسان محکوم به آزادی است.» اما او در همانجا هشدار میدهد که این آزادی، یعنی مسئولیتِ انتخابِ روشِ مواجهه با محدودیتها، نه یعنی قدرتِ مطلقِ دگرگون سازیِ جهان.
❒ نقدِ اخلاقیِ شعارِ «خواستن توانستن است»؛جامعه ای که این جمله را تقدیس میکند، در واقع:
● نقشِ سرمایهٔ فرهنگی (بر اساس نظریهٔ بوردیو) را نادیده میگیرد.
● تأثیرِ پیشینیِ ساختارهای اقتصادی سیاسی بر کنشِ فردی را انکار میکند.
و بارِ شکست را به دوشِ «ارادهٔ ناقص» فرد می اندازد، در حالی که اغلب، شکست حاصلِ نبودِ امکانات عینی است.
🧠 از دیدگاهِ روانکاویِ لکانی، «خواستن» همواره خواستِ «دیگریِ بزرگ» است؛ یعنی ما چیزی را میخواهیم که فرهنگ، خانواده یا نظامِ اجتماعی به ما القا کرده که «ارزشِ خواستن» را دارد. اما تواناییِ تحقق، درگیرِ امر واقعیِ بیرونی است که هیچ نمادپردازی آن را در بر نمیگیرد. پس بسا کسی چیزی را میخواهد که اصلاً متعلق به سرشتِ وجودیِ او نیست؛ او خواستِ دیگری را میخواهد، نه خواستِ خویش را.
❒ «خِرد عملی» در برابر «شورِ نظری»: در اخلاقِ ارسطویی، «خواستن» با «اپیتومیا» (شوق) همنشین است، اما «توانستن» با فرونسیس (خردِ عملی یا تدبیرِ حکیمانه).
تفاوت در این است که:
● شوق کور است و زمان را در یک نقطهٔ خیالی فشرده میکند.
●خردِ عملی، افق های زمانی و ابزار را می سنجد و به تعبیرِ نیچه، با چکشِ پرسشگری به سراغِ هر موضوع میرود.
«واقعیت، همواره تحت تأثیر عاملیتِ مشاهدهگر است؛ جایی که بنبستهای صلب با ابزارِ اراده به دریچههایی شفاف برای نگریستن به امکانهای تازه بدل میشوند.»
📚پس اگر کسی بپرسد: «چرا خواستم ولی نشد؟»؛ پاسخِ این است: چون میانِ «عزمِ رمانتیک» و «عقلِ استراتژیک» فاصلهٔ یک عمرِ تجربهٔ زیسته قرار دارد.شما هر چه را که در چارچوبِ ظرفیتهای عینی و ذهنیِتان بگنجد، خواهید توانست؛ و آنچه نگنجد، نه نقصِ شماست، نه تقصیرِ شما؛ بلکه نشانه ای است برای بازتعریفِ خواستنِ هوشمندانه تر. این، همان بالندگیِ راستین است.
┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━
Post #3736
2.46K