چابکی در توسعه فنی یا در خلق ارزش؟
در طول تجارب حرفهای خودم با استارتاپها و سازمانهای مختلفی صحبت کردهام که بیشتر آنها هم مدعی چابکی بودهاند(استارتاپها مدعی شماره یک چابکی هستند!). اما هر کدام از خطاهای رایج در بسیاری از سازمانها، برداشت نادرست از مفهوم چابکی است. هنگامی که از «چابک بودن» یا «تحلیلمحور بودن» صحبت میشود، معمولاً با تفسیرهای متفاوتی مواجه هستیم که بخش قابلتوجهی از آنها با روح واقعی چابکی فاصله دارند. به همین منظور در اینجا سعی دارم مراحل مختلف چابکی را از نگاه خودم توضیح دهم:
گروه صفر: مقید به ساختارهای قدیمی
این شرکتها معتقد به همان راهکارهای قدیمی هستند و مراحل شناخت نیازمندی مشتری و ... را مطابق الگوهای قدیمی طی میکنند. مشکل این نگاه این است که بسیاری از محصولات با هزینه بالا به شکست خواهد انجامید. تیمها محصولاتی را توسعه میدهند که کسی نمیخواهد و زمانی این موضوع را متوجه میشوند که هزینه از دست رفته زیادی را هم متحمل شدهاند.
گروه اول: چابکی بهمثابه متدولوژی
در میان سازمانهایی که به دنبال چابکی و رشد سریع هستند برخی چابکی را صرفاً معادل استفاده از یک چارچوب اجرایی مانند اسکرام میدانند. در این رویکرد، اگرچه مراسمات، اصطلاحات، آیینها و نقشها پیادهسازی میشوند، اما ساختار قدرت، شیوه تصمیمگیری و منطق مدیریت تغییر نمیکند. در این تیمها تفویض اختیار واقعی وجود ندارد، تیمها self-managed نیستند و یادگیری تجربی جای خود را به اجرای دستوری داده است. در چنین تیمهایی، مدیر محصول یا اسکرام مستر عملاً نقش «مرجع دانای کل» را ایفا میکند. این فرد نیازمندیها را میداند، خروجی مطلوب را خودش میداند و کارها از بالا تخصیص به افراد داده میشود. نتیجه، سازمانی است با ساختار سنتی و پوستهای چابک.
گروه دوم: سرعت بدون جهت
دستهی دوم تیمهایی هستند که از نظر فنی و اجرایی بسیار سریع عمل میکنند. این تیمها چابکی را به معنای سرعت توسعه فنی محصول دانند و قادرند در زمان کوتاه، راهحلها و محصولات متعددی تولید کنند. با این حال، تمرکز اصلی آنها بر تحویل خروجی (Output) است، نه ایجاد پیامد معنادار (Outcome).
در این وضعیت، گویا یک بایاس به سمت ساختن وجود دارد و گویی تیم برای اثبات کارآمدی خود ناگزیر از تولید مداوم است، حتی اگر این تولید به حل واقعی مسئله منجر نشود. به عبارت دیگر محصول به یک موضوع فنی تقلیل داده شده است و بدون توجه به اثرات آن، کسب و کار هر محصول و شیوه رشد آن فقط کدنویسی انجام میشود. نتیجه، انباشت تجربههای فنی و مصنوعات متعدد است، بدون آنکه اثر مشخصی بر تجربه کاربر یا ارزش کسبوکار ایجاد شود.
گروه سوم: چابکی مبتنی بر یادگیری و تأثیرگذاری
چابکی واقعی زمانی شکل میگیرد که تیم بتواند با سرعت، به یادگیری معنادار و تأثیرگذاری واقعی برسد. این تیمها پیش از ساخت، تلاش میکنند مسئله را بهدرستی بفهمند، ریشههای آن را بهصورت اولیه تحلیل کنند و با کاربران خود همدلی فعال (Empathy) برقرار نمایند. این تیمها معمولا با گروه خیلی کوچکی از مشتریان (حتی 1 نفر) شروع میکنند و تلاش دارند مساله همان ذینفع را خیلی خوب درک و حل کنند.
فرآیند توسعه در این تیمها سریع است، اما این سرعت در خدمت آزمایش فرضیات، دریافت بازخورد و اصلاح مسیر قرار دارد. تیم همراه با کاربر پیش میرود و موفقیت را نه در تعداد فیچرها، بلکه در میزان حل مسئله و خلق ارزش میسنجد. از این منظر، چابکی بیش از آنکه یک روش اجرا باشد، یک قابلیت سازمانی برای یادگیری مستمر در شرایط عدم قطعیت است.
/کارخانه
#کاروکسب #رهبری #مدیریت #چابک #چابکی
@LDplus