هر یک واژهای که فرهنگستان ساخته شصت و چهار میلیارد تومان هزینه برداشته است!نمیدانم به لحاظ اداری و سازمانی میتوان فرهنگستان زبان و ادب فارسی را یک «پژوهشگاه» دانست یا نه، و نمیدانم از حیث اساسنامهای که دارد کار پژوهشی جزو وظایف آن محسوب میشود یا خیر، ولی به هر حال فرهنگستان سالهاست مشغول کار پژوهشی است و عملاً متشکل از تعدادی پژوهشکده است که در خود فرهنگستان به آنها «گروه» میگویند.
هر گروه از تعدادی پژوهشگر و چند تایی نیروهای اداری تشکیل شده. پژوهشگران هر گروه هم تعدادی هیئت علمی هستند (و به نوعی طرف حساب وزارت علوم و فناوری) و تعدادی پژوهشگر عادی (مثل خود بنده) که گمان میکنم به لحاظ اداری «کارگر» به حساب میآیند.
بزرگترین گروههای فرهنگستان «واژهگزینی» و «فرهنگنویسی» هستند. هر کدام از این دو گروه بیش از چهل نفر عضو دارند. من خودم در گروه فرهنگنویسی هستم، و در این گروه، حدود چهل نفر پژوهشگر هست، که تقریباً همه کارشناسی ارشد یا دکترای زبان و ادبیات فارسی دارند؛ هفت هشت نفر هم نیروهای اداری هستند، از قبیل منشی گروه و مسئول هماهنگی و آبدارچی و غیره.
امروز که خبر بهجتاثر گذشتن دلار از 200 هزار تومان را شنیدم، بیش از پیش شاد شدم، زیرا با این قیمت جدید، حقوق بنده (با کارشناسی ارشد ادبیات و بیش از بیست سال سابقهی کار فرهنگنویسی و ویرایش و پژوهش) به زیر 150 دلار سقوط کرد. بقیهی گروه هم کمابیش همین قدر حقوق میگیرند، برخی از من هم کمتر و دکترها و هیئتعلمیها قدری بیشتر.
حالا من اگر تعداد اعضای گروه را 45 نفر فرض کنم و حقوق میانگین را هم 40 میلیون تومان در نظر بگیرم، هزینهی ماهانهی فقط «حقوق» این افراد (فارغ از هزینهی ساختمان و آب و برق و غیره و غیره) 1 میلیارد و 800 میلیون میشود، و اگر این را در 12 ماه سال ضرب کنیم 21 میلیارد و 600 میلیون تومان میشود.
حالا همین رقم را به طور تقریبی میتوان برای گروه واژهگزینی هم در نظر گرفت. و البته گروه واژهگزینی با تعداد زیادی متخصص کار میکند (گمان میکنم چند صد متخصص) که از بیرون میآیند و عموماً متخصصان درجهی یک حوزههای مختلفی مثل ریاضیات و فیزیک و روانشناسی و جامعهشناسی و رایانه و کشتیرانی و هنر و نمایش و چی و چی و چی هستند و در ازای پولی که هزینهی کرایهی ماشینشان هم نمیشود به فرهنگستان میآیند تا برای حوزههای تخصصی خود واژه بسازند و از این راه به زبان فارسی و کشور خود خدمتی کنند.
خب، بیایید آن متخصصان را فعلاً در هزینه لحاظ نکنیم. هزینهی فقط دو گروه فرهنگنویسی و واژهگزینی میشود حدود 43 میلیارد تومان در سال. گروه دانشنامهی شبهقاره و دانشنامهی آسیای صغیر (که باید بخشی از مقالاتشان را سفارش بدهند که بیرون برایشان بنویسند) به کنار. گروههای دیگری هم هستند: زبان و رایانه، دستور، گویششناسی و زبانهای باستان، پژوهشهای ادبی، تصحیح متن، و غیره. نیروهای اداری هم هستند (خدمات و مالی و سازمانی و نگهبان و تعمیرات و چی و چی). هزینهی کتابخانه (اعم از کتابداران و هزینهی خرید کتاب و نشریه) هم هست.
خب، بودجه فرهنگستان امسال چه قدر بوده؟ ظاهراً حدود 237 میلیارد تومان.
حالا چیزی که برخی مردم میبینند: یک گروه فکر میکنند حداد عادل کل این پول را میگذارد جیبش میرود عشق و حال؛ یک گروه دیگر فکر میکنند این پول در لبنان و فلسطین خرج میشود؛ یک عدهای هم فکر میکنند فرهنگستان کل این پول را خرج واژهگزینی می کند و چون در سال احتمالاً سه چهار واژه بیشتر نمیسازد، ساخت هر واژه 64 میلیارد تومان خرج برمیدارد!
اما چیزی که ما پژوهشگران فرهنگستان میبینیم: حقوقهای 150 تا 200 دلاری، که نصفِ نصفِ درآمد یک رانندهی اسنپ هم نیست و به زور میشود با آن «فقط زنده ماند».
از این طرف شب و روزمان صرف فکر و خیال و دلشوره است که «آرد نماند» (ماجرایش را بعداً برای کسانی که نمیدانند مینویسم) و از آن طرف از خلقالله فحش میخوریم، چون خیال میکنند ماها هر کدام ماهی 400 میلیون تومان حقوق میگیریم (این عدد طنز نیست، واقعاً در فضای مجازی مطرح شده است. کاش آن دوست عزیز اجازه دهد و من آن «کامنت» را در این کانال بیاورم).
مطلب زیاده طولانی شد، مختصراً عرض میکنم که فرهنگستان فقط واژهگزینی نیست، و واژهگزینی هم چندین هزار واژه ساخته است. بنابراین این جور حرفهایی که دراین فیلم دیدید به کلی دروغ است، آن هم دروغی شاخدار.