از حدیث مورخان تا قرآن مورخان...
چند سال پیش سمینار بلکه وبیناری در فرانسه با عنوان «زبانهای سیاسی اسلام» برگزار شده بود که یکی از آنها به «تاریخ و زبان قرآن» اختصاص داشت.
یکی از میهمانان عیاض بن عاشور بود، از نویسندگان و شخصیتهای فرهنگی پیشرو در تونس، و همچنین چهرهای بین المللی صاحب جوایز متعدد. بن عاشور میگفت که جامعه مسلمانان، و بیشتر نظر به اهل سنت داشت، هنوز آمادگی برخورد نقادانه و تاریخی با قرآن و احادیث را ندارد. آثاری چون «قرآن مورخان» مهم هستند امّا هنوز «خارجی» (و به تعبیر رایج) «استشراقی» محسوب میشوند. برای مسلمانان ساده است که بگویند این نویسندگان انگیزه دیگری دارند و آن را کناری بگذارند یا نادیده بگیرند. در عین حال تاکید میکرد که مشکل بیشتر سیاسی و اجتماعی است تا عقیدتی، چون این برخوردها عمدتا در قلمروهای حاکمیتی خاصی است و تفاوتیست بین نوع رویکردهای مسلمانان داخل کشورهای اسلامی و بیرون آن. از نظر او، آنچه این اواخر در مباحث اسلامی بیشتر شکل گرفته و از محدوده «تابو» یا ممنوعه خارج شده، رویکردهای تاریخی به حدیث است منتهی رویکرد مشابه به قرآن «بسیار بسیار» پیچیدهتر است. میگفت آن زمان خواهد رسید، اما فعلا پرسشگری یا نقّادی در این خصوص مقدّماتی میخواهد که در افق دید نیست.
احتمالا میتوان پرسید که در خصوص ایران هم چنین است؟ آری و نه، چون بحثها در باب قرآن بسیار گشودهتر است، امّا از آن سو حساسیتهای عمده حول احادیث و سیره مرتبط به مذهب و ارکان شیعه است.
به هر شکل، در همان سمینار، در اشاره به بحث نقد حدیث نزد اهل سنّت، سخن از کتاب رشید اَیلال شد که حدود هفت سال پیش منتشر شد و بحثها و جدلهای بسیاری در بین مسلمان اهل سنت برانگیخت.
«صحیح البخاری، نهایة اسطوره»، نقد تندیست بر این کتاب بسیار مهم اهل سنت از چند وجه، از جمله اعتبار اسناد آن، شیوه شکلگیری آن که از منظر نویسنده در فاصله چند نسل پاره پاره به آن افزوده شده، سابقه و تاریخ کهنترین نسخ آن و البته نقد محتوایی آن تا حتی اعتبار نسبتِ آن به امام بخاری. کتاب در مغرب، کشور نویسنده، ممنوع شد منتهی در تونس با برخی اضافات منتشر شد.
بحث و جدل در خصوص این کتاب بسیار بوده که اینجا مورد توجه ما نیست جز اینکه دیدم در یک صفحه آن، درست ذکر دو حدیث آمده که بارها در مباحث نواندیشی دینی ایران ذیل عنوان «دین و قدرت» هم تکرار شد با همه حواشی آن که آیا براستی اعتباری دارند یا نه و اگر هم نه، درک تاریخی مسلمانان از آنها چه بوده است. دو روایت از قول پیامبر، یکی «لقد جئتکم بذبح» خطاب به مشرکان عصر و دیگر «امرتُ ان اقاتل الناس حتی یشهدوا...» که جای تکرار و تفصیل نیست. نویسنده همین دو حدیث را از صحیح بخاری در کنار هم آورده و میگوید که تا وقتی اینها را پارهای از اصول اسلام میدانید، توقع اسلام رحمانی نداشته باشید که نظایر آن در ذیل آن مباحث پیشگفته در ایران هم مطرح بود.
پ.ن.
در باب محمّد بن اسماعیل بخاری، و فصل «جمع قرآن» در صحیح، و البته رنج و تبعید و عاقبت خود او بر سر اختلاف موضعش در برابر «روایتهای رسمی»، و آنجا در خصوص قرآن.
.
Post #375
1.45K
- ❤ 8
- 👍 3