از زمین تبکرده...
در میان مصایب و بحرانهای دایم، میتوان از زمین تبکرده و سوخته گفت؟ زمین که سالهاست دچار تب و گرمی است، اینک دچار تشنجهای دایم شده است، یک سو خشکی و کمآبی و آتشسوزی، سوی دیگر سیل و ویرانی.
مدتهاست که زمین بین یک تا یک و نیم درجه گرمتر شده است. جدای دیگر عوامل تخریب محیط زیست، پرتوهای مادون قرمز منعکس شده از سطح زمین، به دلیل افزایش گازهای گلخانهای چون دی اکسید کربن، در جوّ این کره آبی و خاکی محبوس میشوند و دما به طور دایم بالاتر میرود. یک درجه به نظر افزایش اندکی میآید، اما این میزان متوسط است، در برخی مناطق بسیار بالاتر، و تاثیرات همین حدّ هم بسیار شدید است. گازهای گلخانهای که به جو میروند را نمیتوان به سادگی دوباره جمع کرد، کم و بیش یک فرایند غیرقابل برگشت است. اینک اما این حدّ از تراکم همچنان با سرعت تمام رو به افزایش است. یک درجه، ابتدای فاجعه است، اگر همین شیوه تولید گازها ادامه یابد، دما میتواند تا سه و نیم درجه بالاتر رود که ناحیه بزرگی از زمین غیرقابل سکونت خواهد بود. اگر توافق پاریس چند سال پیش براستی اجرا شود، که بعید است، شاید دما در حد دو و نیم درجه باقی بماند، شاید...
گرمای زمین، نواحی خشک را خشکتر میکند و نواحیِ تر را دچار بارشهای شدیدتر. شواهدش را دیگر هر روزه میبینیم. با افزایش اختلاف دمای زمین و طبقات بالای جو، و تقابل این دو، طوفانها و گردبادهای سهمگینتری شکل میگیرد. کاهش یخهای سطحی و مناطق پوشیده از برف، سطح بازتابدهنده نور خورشید را کمتر و بنابراین جذب پرتوهای آن را بیشتر میکند و چرخه معیوب سرعت میگیرد. کاهش سطح یخها، متان و دی اکسید کربن محبوس مانده از سدههای پیشین را هم به جمع گازهای تولیدی از صنعت و مصرف سوختهای فسیلی قرون اخیر میفرستد و باز بدتر.
اقیانوسها ظرفیت جذب دمای محدودی دارند، جدای مشکلات اسیدی شدن آب، افزایش حرارت، حجم آب را اندکی بیشتر میکند که در ابعاد اقیانوسها حجم بسیار زیادی خواهد بود. این در کنار آب شدن یخچالها، سطح آب را افزایش میدهد. افزایش سطح آب به معنی پیشروی آب در مناطق ساحلی خواهد بود. جدای پیشآمدن موجهای تخریبگر، بسیاری از تاسیسات غذایی، صنعتی و حمل و نقل از دیرباز در مناطق ساحلی است و تخریب یا انتقال آنها برای آدمی بسیار پرهزینه است. موج و شدت گرما، کاهش مواد غذایی حاصل از کشاورزی، دامداری، تولید و صید دریایی نتیجه طبیعی این تغییرات خواهد بود و این همه در کنار مشکلات کمبود آب و افزایش جمعیت، نزاعهای محلی و منطقهای را در سطوح محتلف بیشتر خواهد کرد و از آنجا مهاجرتها و کوچهای جمعیتی و تنازعهای دیگر و ما هنوز فقط از تاثیر آن بر آدمی گفتیم و یکی از هزار نگفتهایم.
اگر انبیای پیشین از فرارسیدن قیامت میگفتند، امروز هم این نبأ عظیم است، مطالعات در خصوص تاثیرات زنجیرهای همافزاینده این تخریبات دایم بسیار است، به گونهای که تصویری آخرالزمانی به چشم ما میآورد. سخن عالمان راسخ در علوم طبیعی را باور کنیم که از نشانههای مصیبت بزرگ میگویند و بلایای طبیعت که قرار است به ما تذکر و پیامی بدهند.
اینجا هم گناه و سهم تاریخی همگان یکسان نیست، امّا خشکی و آتش و سیل و ویرانی و جنگها، چون دیگر شرور عالم، گزینش نمیکنند. مصایب سیاسی ما با حکومتهای جاهل و جائر، نباید موجب شود که آنچه در ابعادی بزرگتر رخ میدهد فراموش کنیم. البته که این حکومتها بر مشکلات افزودهاند، اما سیاسی دیدن یا کردن همه آنچه در ابعادی جهانی رخ میدهد، خود غفلت دیگر است. در فاصله دو قرن، جمعیت و اقتصاد و میزان تولید و مصرف چندین برابر شده است و در این فاصله ابعاد زمین به همان اندازه است که بود!
در تاریخ شرح اقوامی را خواندهایم که زمین سوخته بجا میگذاشتند، اینک این قوم ماییم و زمین سوختهتری که برای نسلهای بعد باقی میگذاریم. این که چه باید کرد البته نکته دیگر است منتهی ابتدا ایمان بیاوریم به پیام این زمین خسته و زخمی و تنهای تبکرده و آنچه با آدمی میگوید که هنوز چندان پشیمان از کرد و کار خویش نیست...
پ.ن.
+ «هوش تو کو؟ نیست اندر خانه کس؟»
.
Post #357
1.27K
- 👍 12
- ❤ 6