از سموال مغربی... و کتاب او
«بذل المجهود في إفحام الیهود» کتابی است از سموال (سموئیل) بن یحیی مغربی، ریاضیدان، پزشک و منجّم قرن ششم هجری، در اصل از فاس مغرب، که در مراغه (به سال ۵۷۵ هجری) درگذشت.
سموال مغربی یهودی مسلمانشده بود و گرچه شهرتش به دلیل همان آثار علمی اوست امّا علّت تغییر دین خود را در همان کتاب «بذل...» (بذل جهد در ساکت کردن یهودیان) آورده است. آنجا سیر و سلوک دینی خود را میگوید، خوابهایی که دیده، این که ابتدا روی به مسیحیت و بعد به اسلام آورده... امّا آنچه خصوصا جالب است همان نقد اوست بر عهد عتیق.
سموال مغربی و کتابش تا حدّی در سایه نقد ابن حزم رفتهاند منتهی او که خود از سنّت یهودی میآید، به وضوح یک عالِم توراتشناس است. برخی ارجاعات و نقلقولهای تورات را به عبری امّا با حروف عربی نویسهگردانی کرده و سپس ترجمه آن را افزوده است. گاه به عهد جدید و رسالات پولس هم اشاره میکند.
در بحث از تناقضها، گاه بحثهای فقهی و کلامی دارد. مثلا تناقض بین احکام روز سبت و وجوب ختنه در روز هشتم که ممکن است به روز سبت بیفتد یا روز سبت و فریضه روزه (گرچه مراسم «صوم» به واقع پساموسی است، برگرفته از تاریخ و وقایع قوم یهود).
امّا آنچه خصوصا در نوع نقد او برجسته است، آن است که مانند محققان امروزی بحثهای تاریخی در میان آورده و «نقّادی منابع» کرده است. به مثال میگوید که این تورات به واقع کتاب عزرا است و نه کتاب خداوند چرا که فرزندان هارون، لاویان، حافظان واقعی تورات، همگی در هجوم آشوریان از بین رفتند و آنان هم که باقی ماندند، به شمشیر بخت النصر کشته شدند... امروزه هم نزد پژوهشگران در خصوص نقش عزرا در بازسازی، بازنویسی و تثبیت تورات کم و بیش توافق است. (۱)
همچنین از اختلاف، رقابت یا خصومتی میگوید که بین سبط لاویان و یهودا بوده، که باز امروزه نزد مورخان معلوم است، و میافزاید برخی نکاتی که در باب داود (ز اخلاف یهودا) آمده توسط توسط عزرا (که از لاویان بود) افزوده شده. میگوید که در عهد معبد دوم، پس از تبعید، پادشاهی به اخلاف هارون بازگشت و متعلّق به داود نبود و از این رو آن نکات بحثانگیز در باب داود و بثشبع وارد تورات شد. (۲) اشاره او به سلسله مکابیان (نزد مسیحیان) یا حشمونیان (نزد یهودیان) است که در عهد سلوکی علیه یونانیان شورش کردند.
در نقد خود حتی از نواقص و اختلافات تورات عبری میگوید با تورات سامریان، خصوصا در باب سفر تکوین، که باز مورد توجه پژوهشگران امروزی است. (۳)
اشاره کنیم که از منظر مسلمانان و به مثال ابن حزم همین حکایات منسوب به داود و برخی دیگر از پیامبران (و پادشاهان) در تورات نشان تحریف تورات بوده و از منظر یهودیان شاهد اصالت آن چون اگر قرار بر ویرایش و تهذیب و تصحیح بود به قاعده همین قطعات از آن حذف میشد. گویا اینجا هم، از نظرگاه است ای مغز وجود، اختلاف مومن و گبر و جهود...
معرّفی کوتاهی بود از این کتاب کمتر شناخته شده در مباحث مطالعات تطبیقی ادیان.
پ.ن.
۱، برخی عزرا را همان عزیر قرآن دانستهاند منتهی در این خصوص بحث بلند است. در مثنوی هم دو حکایت در باب عزیر آمده که، گرچه ذکر نشده، مرتبط است به خواب صد ساله او، از آن جهت که گویند که او به امر خدا به خوابی صد ساله رفت و بعد برخاست تا توراتی را که توسط بخت النصر از بین رفته بود به یاد آورد و بازسازی کند.
دفتر سوم:
هین عزیرا درنگر اندر خَرت / که بپوسیده است و ریزیده برت..
و بعد دفتر چهارم:
همچو پوران عُزَیر اندر گذر / آمده پُرسان ز احوالِ پدر
گشته ایشان پیر و باباشان جوان / پس پدرشان پیش آمد ناگهان
پس بپرسیدند از او کای رهگذر / از عُزَیر ما عجب داری خبر؟
که کسیمان گفت کامروز آن سَنَد / بعد نومیدی ز بیرون میرسد
۲، در باب داود و بث شبع و شباهتیابی برخی مفسّران با حکایت پیامبر و زینب بنت جحش رک «زید و خاتمیت نبوّت»
۳، یادآوری کنیم که سامریان فقط به «خمسه تورات»، یعنی پنج کتاب اوّل عهد قدیم باور دارند (و نه کتابهای پیامبران و تاریخ و حکمت). از آنها پیشتر در یادداشت گوساله سامری گفتهایم.
۴. تصویر جلد «بذل المجهود في إفحام الیهود»
.
Post #351
1.15K