از هفتهای دفتر هفتم...
مولانا در آغاز دفتر ششم که میگوید:
شش جهت را نور ده زین شش صُحُف / کَیْ یَطُوفَ حَولَه مَن لَمْ یَطُف
زود جبران میکند و میافزاید که:
عشق را با پنج و با شش کار نیست / مقصد او جز که جذبِ یار نیست...
امّا مولّف دفتر هفتم مثنوی، دو سه قرن پس از مولانا، که توقف بر عدد شش را درست نمیدانست، دفتر هفتمی هم برای مثنوی فراهم کرد تا به زعم خود آن را کامل کرده باشد. آنجا میگوید عشق که هیچ، عالم و آدم و مار و مور را با هفت کاری هست...
عدد هفت قصّه بلندی دارد اما ناظم این دفتر تلاش هفتتویی میکند که هفتگانههای تازه بیابد. سه قرن بعد از مولانا، «حسامالدّین سعید» را درس میدهد که:
سعد الاعداد است هفت ای خوشهوس / زان که تکمیل عدد هفت است بس
میبینی که تعداد حروف شمس الحق هم هفت است
ضیا الحق هم
مولی روم هم!
جنس هفت و مور هفت و مار هفت
انس هفت و نور هفت و نار هفت
بحر و نهر و زمین و جوارح هم هفت است
امّت احمد هم هفت است
و این جدای آن که
آسمان و کواکب و هفته و طبقات و درهای دوزخ و اقطاب رسول و خلاصه یار هفت و نار هفت... پس چرا مثنوی هفت دفتر نباشد؟
همچنین رک: از شش دفتر مثنوی
.
Post #31
577

- ❤ 2