زیر با زبَر؟ فتحه یا کسره؟
استاد شفیعی کدکنی در گزینش و تفسیر دیوان شمس (ص ۴۰۴) ذیل توضیحی در خصوص بیت
آن باغ و بهارش بین، وان خمر و خمارش بین / وان هضم و گوارش بین، چون گلشکرم آمد
افزودهاند که قدما ماقبل ضمیر متّصل را که امروزه مفتوح میخوانیم (کتابَش، دفترَش..) مکسور میخواندهاند (کتابِش، دفترِش...) و شاهدی هم از مثنوی آوردهاند که:
این بخارا منبع دانِش بود / پس بخاراییست هرک آنِش بود
و به نظر من آنچه آوردهاند، با قیدی که خواهیم آورد، درست و دقیق نیست. به واقع مهمّ است که دایره «قدما» را کجا بدانیم، یعنی ادوار زمانی و مناطق جغرافیایی. میتوان از هر دو سو نمونههایی آورد و احتمالا نشان داد که جایی به فتحه خوانند، جایی به کسره خوانند امّا... مولانا به یک شیوه میخوانده است و ما هم اینجا بحث و شواهد را منحصر میکنیم به آثار و زبان مولانا.
چنین مینماید که برداشت استاد، و تعمیم آن، بر اساس یکی دو بیت استثناست که میتوان گفت دچار عیب قافیه هستند (و بحث قافیه درونی) امّا کاربرد عمومی و مکرّر در این خصوص با فتح است. در مقابل آن بیت، من مثالهای دیگر بیاورم.
در خصوص تلفّظ پسوند وَش به ظاهر تردیدی نداریم:
گفت کودک آن خیالِ دیووَش / گر بدو این گفته باشد مادرَش...
پس مسِ رسوا بماند دُودْوَش / زو سیهروتر بماند عاشقَش
لیک خامُش بر حوالیِ رهَش / ایستاده مُفلِسان دیواروَش
مرغ بر بالا و زیر آن سایهاش / میدود بر خاک پرّان مرغوَش
همچنین است تلفّظ قدیم خوش که محلّ بحث نیست:
تو بهاری ما چو باغِ سبزِ خوش / او نهان و آشکارا بخشِشَش
بر لبِ بام ایستاده قوم خوش / هر یکی را بر زمین بین سایهاَش
گَش:
کی کند دل خوش به حیلتهای گَش / آن که بیند حیلهٔ حق بر سرَش؟
و کلمهٔ عربی عَمَش:
این چنین آتشکُشی اندر دلَش / دیدهٔ کافر نبیند از عَمَش
و به همین بسنده کنیم.
در این زمینه، منابع دیگری هم یاری میکنند که معمولا دیده نمیشوند. فکر کنم با اطمینان بتوان بگفت که تغییر شدید لهجات در سده اخیر، پس از تجدّد و آمدن رادیو و مهاجرتهای عمده سرعت گرفته و پیش از آن خیلی کند بوده است و از این رو ضبطهای همراه با آوانویسی متعلّق به یک تا دو سده پیش تا حدّ زیادی منعکسکننده خوانش قدیم بوده است. حال اصولش را میگوییم و جای باریکبینی و چند و چون هست (و کجا نیست؟). مقصود توجه دادن به منابع دیگر جدای ضبط قوافی است.
سه نمونه آوردهام:
اولی از کازیمیریسکی ۱۸۸۳: «آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد...» و دقت میکنید که «e» برای فتحه و «e» همراه اکسان برای کسره آمده است (مق با که، اگر، ارزد و بعد جعدش...)
نمونه دیگر از دستور زبان فوربس، ۱۸۴۴ میلادی، و ضبط روشن است.
نمونه آخر قدیمیتر است، از یونس آکسفوردی، ۱۸۰۱ میلادی، و باز «e» برای فتحه و «i» برای کسر
پس شاید همان بهتر که بخوانیم: باغ و جنانَش، آبِ روانَش / سرخی سیبَش، سبزی بیدَش...
استاد جای دیگری هم بر اساس «ور تو بگوییم که نی، نی شکنم شکر برم» آورده بودند که این شاهدی است که «حرفِ نفی نی به همان گونهای تلفظ میشده است که نی به معنیِ قَصَب، نیِ در نیشکر» که براستی درست نیست و از آن در «نی و نی» جدا نوشتهام و شواهد متعددش را از قوافی و ضبط نسخ آوردهام.
.
Post #287
993
- 👍 6
- ❤ 3