از یهودیت و آتئیسم
فیلم «آخرین جلسه فروید» بر محور گفتگوهای زیگموند فروید است، این «یهودی بیباور»، در چند ماه آخر عمر، با یک استاد مومن الهیات مسیحی از دانشگاه آکسفورد.
سال ۲۰۱۹ هم مستندی ساخته شده بود به نام «فروید، یک یهودی بیخدا»، و من اینجا، به بهانه این فیلم و آن مستند، نکتهای بیاورم که آیا «یهودی بیباور» ممکن است و چطور.
برای ما، دست کم امروزه، جمع آتئیسم و اسلام قابل تصوّر نیست، و عنوان «مسلمان آتئیست» گویی تناقض گفتنیست. «ربّ العالمین» و توحید در مرکز «اصول» باور اسلامی نشسته و به واقع نقطه آغازین تعریف اسلام است. حال خودِ این تعریف «اصول دین» هم بدیهی نیست و سابقهای دارد و به مسیحیت باز میگردد. از همان ابتدا در حلقه اورشلیمِ پس از مسیح، تا شوراهای بزرگ کلیسایی همچون نیقیه در بحث مسیحشناسی. مثل اسلام، تصوّر مسیحی بیباور به خداوند هم ساده نیست. منتهی خلاف این دو، تصور یهودی آتئیست در عمل و نظر ممکن است.
در یهودیت تعریف اصول و دگم یا نبوده، یا اگر بعدها شکل گرفته، تاثیر مسیحیت و اسلام بوده، خصوصا توسط ابن میمون فیلسوف بزرگ یهودی که بسیار متاثر بود از فلاسفه و متکلمین اسلامی چنان که عینا اصطلاح عربی «کلام» و «اعتقاد» را در «دلالة الحائرین» آورده است. امّا او در حاشیه جریان اصلی یهودیت مانده است. آنچه پایه اساسی یهودیت را شکل میدهد، تورات و تلمود است و نه وحدانیت و حضور خداوند. مقصود آن نیست که خداوند یا مفهوم آن نبوده، این را که در همان اولین آیات عهد عتیق میتوان دید اما آن خدایی است نظیر خدایان یونانی یا خدایان رومی این شهر یا آن شهر، منتهی اینجا در پیوستگی با یک قوم. باور به خداوند واحد عالَم یک ضرورت قطعی در تاریخ یهودیت نبوده است و اصول دیگر هم. ما در خود انجیل میبینیم که تا چه حد بین فریسیان و صدوقیان اختلاف است و به مثال صدوقیان با پرسشهای خود از مسیح «حشر» و «آخرت» را مسخره میکنند و میگویند زنی که با هفت برادر پی در پی ازدواج کرده، در قیامت با کدامین محشور خواهد شد؟
یهودیت بیش از اصول اعتقادی، به تاریخ و رسوم و سنّتهای قوم و احکام تورات و حفظ و میراثداری آن شناخته میشود. در مقام قیاس، بر خلاف مسیحیت و اسلام، در مراسم «تشرّف به یهودیت»، مطابق حکم تلمود، از کسی نمیخواهند که ایمان خود به خداوند را شهادت دهد. میپرسند که به تورات و احکام آن پایبند خواهد بود؟ به نقش قوم یهود در حفظ این میراث واقف است؟ آیا رنجهای این تکلیف ابدی و پیمان همیشگی را میپذیرد؟
حکایت مشهوری است در تلمود بابلی که دو ربی، العازر و یهوشوع، در باب حرام و حلال بحث میکردند. العازر خسته میشود و میگوید که اگر من درست بگویم، خدا خود نشانهای بفرستد و از قضا آن آیت هم میرسد و ظرف آب واژگون میشود! دیگری نمیپذیرد. باز بحث و رسیدن آیت دوم. سومین بار ندایی از آسمان میرسد که بس است دیگر، حق با العازر است! و یهوشوع میگوید که تو به کار ما دخالت نکن! تورات الان در آسمان نیست*، نزد ماست و معیار اینک دلیل و تفسیر ماست! خداوند قانع بلکه شرمسار میشود و میگوید آری، شما را با تورات و تورات را با شما گذاشتم! یادآور الگوی ثقلین... منتهی معنی نمادین حکایت روشن است که اصل تورات است و تفسیر ربیها که در حکم «تورات شفاهی» است، در مقابل تورات مکتوب. باز قصّهٔ چون پیمانه دیگری هست، نزد یهودیان، که یک کودک نوآموز یهودی به مدرسه مذهبی مسیحی میرود. چون برمیگردد، میپرسد که اینها خداوندِ پدر دارند، پسر، روح القدس، ما چه؟ و ربی میگوید که ما از اینها نداریم! یک خدا داریم که الان هم با او کاری نداریم!
آنری آتلان، از یهودیان دانشمند معاصر میگوید که صورتبندی کنونی «دین یهود»، نزد مورخان دین، خود متاثر از الگوی مسیحیت و اسلام است و نه واقعیت تاریخ یهودیت. خود کلمه «دین» هم در یهودیت معادلی نداشته و بعدهاست که کلمه فارسی «دَت דת» (احتمالا از «داد» که مکرر در کتاب استر در خصوص فرمان اردشیر آمده) در این مقصود استفاده شده است. البته گاه یهودیان، در باز تعریف خود در مقابل این دو دین غالب، (همچون مثال ابن میمون)، سعی کردهاند خود را در آن قالب ببینند.
باز در مثالی دیگر، مناخم کلنر، یک ربی یهودی در آمریکا، سال ۲۰۰۶ کتابی منتشر کرد با این عنوان و پرسش که «آیا یک یهودی باید به امری معتقد باشد؟» و پاسخش منفی بود. این پرسش و پاسخ را به معنی عامیانه نباید گرفت. همان است که آنچه یهودیت را به دور محور واحدی جمع میآورد، اصول اعتقادی نیست، اشتراک سنت است و هویت تاریخی. به همین دلیل در یهودیت آن شاخههای بزرگ اختلاف دینی در مسیحیت و اسلام، که موجب نزاعهای عمده دروندینی هم بوده، شکل نگرفته و در این میان در اقلیت بودن هم موثر بوده است.
* در باب نزول تورات در قالب فرشته حقیقت رک: خلقت آدم و فرشتگان
** اسامی و عناوین را ذیل عکس آوردم.
.
Post #279
1.85K