میزان
در داستانهای آفرینش آمده است که آسمان پرده حایلی بود بین دنیای زیر و بالا، صفحهای میانی میان عالم سفلی و علوی. آسمان پدید آمد تا، چنان که در سِفر پیدایش میخوانیم: «سقفی باشد در میانه آبها، و آبها را از آبها جدا سازد و چنین شد. خدا سقف را بساخت که آبهای زیر سقف را از آبهای بالای سقف جدا کند، و خدا سقف را آسمان نامید»،
آب از ورای آسمان میآید و این سقف لازم بود تا آب به قدر و اندازه بر زمین آید چنان که در قرآن آمده است: «وَ الَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ» و «وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ» و این نقش دایم آسمان است که مکرّر بدان اشاره شده است.
اینک به ابتدای سوره الرّحمن بازگردیم که از مراحل خلقت میگوید و این که خداوند «آسمان» را برافراشت و «میزان» نهاد و پس از آن، چنان که توقع میرود، پس از یک استطراد کوتاه (که محل بحث است)، از خلقت زمین میگوید.
در سایه آنچه آمد، اینک روشن است، یا دست کم بسیار محتمل است، که مقصود از میزان، درست پس از بیان خلقت آسمان، چیست. آسمان را آفرید، و آن را میزان نهاد، تا بارش آب بر زمین به قدر و مقدار باشد... نظیر آنچه مولانا در دیباچه دفتر دوم میگوید، در اشاره به همین آیه، «خاک بی آب کلوخ نشود و چون آب بسیار باشد هم کلوخ نشود وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ، به میزان دهد هر چیز را نی بیحساب و بیمیزان...»
از منظر مطالعات متنپژوهی ویرایشی، (و نه الهیاتی و ایمانی)، این فرضیه طرح شده که احتمالا در سیر جمع نهایی قرآن، چندین سال پس از شکلگیری متن اولیه، جامع یا کاتب متن به این موضع کلام که رسیده است، «میزان» را به همان معنی معمول ترازوی کسب و کار دانسته است و چون آن معنی مرتبط با آسمان و باران را در نظر نداشته، و ترازوی داد و ستد، در میان روایت خلقت زمین و آسمان، به نظرش غریب میآمده و مناسبتش روشن نبوده، دو توصیه اخلاقی افزوده است تا توضیحی باشد بر نقش میزان در آنجا.
این البته فرضیه است منتهی آنچه از متن برمیآید آن است که در این دو آیه میانی:
۱/ ضمیر تغییر کرده،
۲/ وجه جملات از خبری به امری بازگشته،
۳/ «میزان» اینک در معنای ترازوی اوزان آمده،
۴/ میزان دو بار دیگر در موضع سجع کلام تکرار شده،
۵/ آنگاه پس از آن دو آیه، سخن به «ارض» بازگشته که معطوف است به ادامه کلام پیشین در خلقت آسمان و زمین.
به واقع آن معنی تجاری «میزان» هم چند بار هم در قرآن آمده امّا همراه کیل و پیمانه، که میتوانسته موجب این تداعی باشد:
«وَ أَوْفُوا الْکيْلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ»
«فَأَوْفُوا الْکيْلَ وَ الْمِيزانَ»
«وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکيالَ وَ الْمِيزانَ»
«وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکيالَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ»...
بیفزاییم که پژوهشگران برای آن «میزان آسمان» ریشه آرامی نشان دادهاند (با تلفظی نزدیک به «مُزانیا» یا سریانی «موزانیا») و سابقه داشته است. این نکته احتمال عربی بودن آن را رد نمیکند ولی این قرابت معنایی و لفظی قابل توجه است. همچنان محلّ بحث و تحقیق است.
حق تعالی داد میزان را زبان
هین ز قرآن سورهٔ رحمان بخوان
.
پ.ن. در این خصوص همچنین رک به یادداشت «آب و آفرینش، تورات و قرآن».
.
Post #275
936
- ❤ 10
- 👍 1