از نام محمّد و غزه...
اگر نه اولین، یکی از قدیمیترین اشارات به نام (یا لقب) «محمّد»، و اساسا وقایع آغاز اسلام، «در متون غیر اسلامی» به گاهنامه بسیار کهنی باز میگردد که توسط کشیشی به نام توماس به سریانی نوشته شده و مطابق شواهد به سال ۶۴۰ میلادی، معادل نوزدهم هجری، به پایان رسیده است.
پیشتر امّا دو نکته در باب نام غزّه بیاوریم که یکی از کهنترین شهرهای آن ناحیه است. نام غزّه از ریشه خیلی قدیم کنعانی برمیآید به معنی قوی و نیرومند. در عبری با عین نوشته میشود: עַזָּה «عَزَّه» که صورت مونث عزّ است به معنی قدرتمند و همریشه با عزیز و عزّت در عربی، با سوابق کهن در قرآن: فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا. وجه تسمیه آن ظاهرا به دلیل استحکامات آن بوده است.
نام غزه خیلی زود در عهد عتیق ظاهر میشود (به مثال بسیار پیش از اورشلیم)، در همان فصول ابتدایی کتاب آغازین پیدایش، باب دهم، آیه نوزده، در توصیف مرزهای سرزمین کنعانیان که میگوید «از صیدون در راستای جرار تا غزّه امتداد مییافت». و پس از آن هم مکرّر حضور دارد. یک بار هم در عهد جدید آمده، در کتاب اعمال رسولان، هشت، بیست و شش: «فرشته خداوند به فیلیپ گفت که برخیز و به جنوب برو، از راهی که از اورشلیم به غزه میرود. راهی بیابانی است».
اینک به آن گاهنامه بازگردیم.
آن نوشته مختصر، در شرح وقایع سال ۶۳۴ میلادی، با دقّت بسیار زیادی نقل میکند که «به روز جمعه چهارم فوریه ۶۳۴ میلادی (معادل ۲۹ ذی القعده ۱۲ هجری)، به ساعت نهم (سه بعد از ظهر) نبردی بین رومیان و «اعراب محمد» در دوازده فرسخی شرق غزه، در فلسطین، رخ داد که در آن رومیان شکست خوردند».
متن سریانی اصطلاح «تَیایه محمد» را استفاده میکند. تیایه، یا بگوییم طیایه، در متون سریانی به معنی اعراب است، در اصل برگرفته از نام قبیله «طی» که گویا کلمه «تازی» فارسی هم ریشه در همان دارد. این متن سریانی امروزه در کتابخانه انگلیس است واز آن ترجمههای مختلفی شده است.
این واقعه در متون اسلامی هم مذکور است و من باز دو تصویر، از فتوح البلدان بلاذری آوردهام، به عربی و ترجمه فارسی.
آن جا، در آغاز فصل «فتوح شام»، میگوید که چون «ابوبکر رض از کار اهل ردّه آسوده شد، در صدد فرستادن سپاهیان به شام برآمد... گویند که نخستین تصادم بین مسلمانان و دشمن ایشان در قریهای از قریههای غزه به نام داثن رخ داد و آن میان مسلمانان و بطْریق غزه بود. جنگ شدیدی در گرفت و در پایان، خدای تعالی دوستان خود را نصرت و دشمنانش را شکست داد و جمعشان را بپراکند».
چند گزارش مستقل از این جنس به زبانهای سریانی، ارمنی و یونانی، در این عهد براستی معاصر با آغاز اسلام وجود دارد و از برخی از آنها، و تاکید کنم که نه ضرورتا این گزارش که آوردیم، چنین برمیآید که دست کم در نظر نویسنده آن متون، پیامبر در آغاز فتوحات، که ابتدا خصوصا بیشتر سمت و سوی بیت المقدس داشت، هنوز در قید حیات بوده است.
دقّت کنیم که اینجا «محمد»، از منظر آن گاهنامهنویس عصر، همچون امیر یا مَلِک اعراب شناخته میشود. به واقع در منابع اسلامی، جدای قرآن، در سنگنوشتههای معاصر عربی آن عهد تا پیش از شصت هجری، آنهم گرافیتیها و نوشتههای غیررسمی و شخصی در گذرگاهها یا در شکاف کوهها، در عین اظهار ایمان و شهادت و ذکر نام دیگر پیامبران (بربّ ابراهیم، بربّ موسی و هرون...) نام محمّد امّا غایب است یا حضور بسیار اندک و متاخری دارد. منبع کهن دیگر قرآن است منتهی با خوانش تاریخی و نه دینی از نوع ذکر نام پیامبر که بحث مستقل میطلبد. این همه بحث منابع کهن است، آنچه هست و آنچه نیست... قدم بعدی البته بحث در باب نظریات و فرضیاتی است که بتوانند، بدون سادهسازی، این شواهد را به گونهای جمع و تبیین کنند، در کنار مهمترین تحوّل اجتماعی و سیاسی آن عهد که فتوحات برقآساست و برآمدن سریع و ناگهانی یک نظام سیاسی، دینی و اجتماعی در سطح جهانی، تغییر معادلات و نیاز به بازسازی، بازتعریف و بازشناخت بسیاری از عناصر هویتبخش قومی و دینی در تعامل و تقابل با نظامها و ادیان نهادینه شده عصر.
...
پ.ن. ۱
از غیبت نام محمّد بر سنگ نوشتههای آغازین
پ.ن. ۲
برای علاقمندان، نام کتابهای آلفرد دُ پرهمار، روبرت هویلند و استفان شومیکر را میآورم که مفصل به این متن، در کنار دیگر منابعی از این دست، پرداختهاند.
Chronicon miscellaneum ad annum Domini 724 pertinens
Les Fondations de l'Islam. Entre écriture et histoire, Alfred-Louis de Prémare
Seeing Islam as Others Saw It, Livre de Robert G. Hoyland
A Prophet Has Appeared: The Rise of Islam Through Christian and Jewish Eyes, Stephen J. Shoemaker
.
Post #241
1.48K
- ❤ 18
- 👍 3