از ثبت شطرنج کهن...
گفتهاند که این قدیمیترین چیستان یا چالش شطرنجی ثبت شده است، «منسوب» به خلیفه معتصم بالله، فرزند هارون و برادر مأمون، که البته دانش و فرهنگ آنها را نداشت امّا مانند آن دو به شطرنج علاقمند بود. این نسبت البته درست نیست ولی به هر شکل یک ثبت کهن است ار بازی شطرنج نزد مسلمانان.
امّا نکته جالب این چالش کهن جای دیگر است. سفید آغاز میکند و در نُه حرکت سیاه را مات میکند. امّا چطور؟ به نظر ما که خیلی ساده میآید. با این چیدمان، دو حرکت هم برای کیش و مات کافیست! امّا نه، چنان که در یادداشت فرزین کژرو هم آوردم، قواعد شطرنج قدیم متفاوت بوده است و آن را در این چالش میتوان دید. این بازی را فوربس در کتاب تاریخ شطرنج چاپ ۱۸۶۰ آورده است منتهی با روش ثبت قدیمی انگلیسی که خودش معماییست. برای علاقمندان شطرنج و ادب و تاریخ، آن را با روش ثبت امروزی همراه توضیحاتی بیاورم:
...
۱/ رخ چپ سفید اسب سیاه را میگیرد و کیش / اسب سیاه، رخ را میگیرد.
۲/ رخ سفید به ردیف هشتم میرود، کیش / شاه سیاه به a7
(اینجا فیل سیاه میتوانست از روی اسب بپرد و رخ سفید را بگیرد امّا کارش سختتر میشد)
۳/ اسب سفید به b5، کیش / شاه سیاه ناچار است که اسب b6 را بگیرد و بنابراین به ردیف ششم میآید.
(فیل سیاه نمیتواند اسب یا مهره کناری را بگیرد چرا که فیل قدیم یکی در میان میپریده یا به قول صاحب راحة الصدور «یکی را بگذارد و در دوم نشیند (یا) ضرب کند»)
۴/ رخ به ردیف ششم میآید و دوباره کیش / شاه سیاه ناچار است که اسب را بگیرد و به ردیف پنجم بیاید.
۵/ فیل سفید بهd7، کیش (فیل از روی رخ به شاه کیش میدهد) / شاه سیاه به b4
۶/ رخ به ستون b میآید و کیش / شاه سیاه به کنار وزیر سفید میآید! خانه c5
(میبینید که وزیر سفید حرکت یا تهدیدی به صورت راست یا عمودی ندارد. فقط مورب، آنهم یک خانه)
۷/ رخ به b5، کیش / شاه به زیر وزیر میآید، خانه d4
۸/ پیاده e2 یک خانه جلو میرود و کیش / شاه به ناچار یک خانه دیگر جلو میآید، خانه d3
۹/ فیل سفید به b5، کیش و مات (به قول قدما شَه شَه...)
.
.
گفت شَه شَه و آن شَهِ کبرآورش / یک یک از شطرنج میزد بر سرش...
که بگیر اینک شَهَت ای قَلتَبان / صبر کرد آن دلقک و گفت الامان
دست دیگر باختن فرمود میر / او چنان لرزان که عور از زمهریر
باخت دست دیگر و شَه مات شد / وقت شَه شَه گفتن و میقات شد
برجهید آن دلقک و در کُنج رفت / شش نمد بر خود فگند از بیمْ تفت
زیرِ بالشها و زیرِ شش نمد / خُفت پنهان تا ز زخمِ شه رهد
گفت شه هی هی چه کردی؟ چیست این؟ / گفت شَه شَه، شَه شَه ای شاهِ گزین
کی توان حق گفت جز زیرِ لحاف / با تو ای خشمآور آتشسِجاف؟
ای تو مات و من ز زخمِ شاه، مات / میزنم شَه شَه به زیر رختهات...
.
پ.ن
از حرکت فرزین در شطرنج قدیمی و برخی خاطرات شطرنجی از عهد نوجوانی
.
از شطرنجباز استفان تسوایگ
.
Post #200
4.69K
- ❤ 10
- 👍 2