به خط وصال یا فرزند وصال؟
سازمان اسناد و کتابخانه ملی با همکاری فرهنگستان هنر و انجمن خوشنویسان ایران، مثنوی بسیار نفیسی را به سال ۱۳۸۵ به صورت چاپ عکسی منتشر کرده است که بر روی جلد و همچنین در شناسنامه آن آمده است: «به خطّ وصال شیرازی». استاد امیرخانی هم در مقدّمهای که آورده است، میرزا کوچک وصال را معرّفی کرده و افزوده است: «اینک آنچه پیش روست نگارخانهٔ مکنون و تمام عیاری از تاریخ هنر ایران است... به قلم سحّار وصال شیرازی»
چند سال پیش که در جستجوی منشا برخی ابیات مشهور امّا الحاقی مثنوی، نسل به نسل، دستنویسهای قرن سیزدهم را میجستم، سراغ این نسخه نفیس هم آمدم امّا با خواندن انجامه و تاریخ آن دیدم که کاتب این نسخه نه خود وصال، که فرزند او توحید است.
در آنجا به روشنی میگوید: «این کتاب مستطاب که... به مشّاطگی کلک بندهٔ ضعیف توحید عفی عنه آراسته گردید...» و پس از آن «هر وقت به مطالعه آن پردازند داعی را ملحوظ نظر مرحمت سازند و انا العبد الاقل الفقیر، تراب اقدام الفقرا، ابن المرحوم المبرور النبیل الوصال... محمّد اسمعیل متخلّص بالتّوحید...» و تاریخ آن «فی شهر ذی الحجة الحرام سنه ۱۲۸۱» هم نوزده سال پس از وفات وصال شیرازی است. در نهایت هم دو بیت افزوده و نام خود در آن آورده است:
این نامه که باشد چو نگاری دلکش / از صنعت توحید بدیع آید و خوش...
اشتباه پیش میآید، درست... منتهی عجیب است دیگر که با این همه قراین روشن، ناشران معتبر و استادان فن، کتاب را به خطّ وصال دانستهاند. عکسی از آن آوردهام.
از خود وصال چند دستنویس مثنوی باقی مانده است، از جمله نسخ مورخ ۱۲۴۳ و ۱۲۴۶ هـ ق و همچنین از فرزندان او، از جمله احمد (وقار) که نسخه بسیار زیبایی در بمبئی برای چاپ سنگی نوشته است و محمّد (داوری) و همین «ابن مرحوم وصال، محمّد اسمعیل متخلّص به توحید».
در خصوص برخی از این ابیات الحاقی مشهور، از جمله:
چند شبها خواب را گشتی اسیر؟ یک شبی بیدار شو، دولت بگیر...
که با نغمه افشاری شجریان آشنای همه ماست، و به گمان من، به اغلب احتمال، از وصال شیرازی است، اینجا نوشتهام:
دو سه بیت ماند باقی، تو بگو بر این نشانی...
.
Post #170
1.54K
- ❤ 11
- 👍 4