از جفر و عددسازی...
پیرو یادداشت پیشین در باب سوره مدثر، و آن «نوزده فرشته دوزخ»، این نکته را جدا بیاورم که بهاء الدین خرمشاهی در پانویس ترجمه قرآن خود آورده که «در عصر جدید، بر محور این آیه جریان قرآنپژوهی نیرومندی در جهت اثبات اعجاز ریاضی قرآن به رهبری رشاد خلیفه درگرفته است» و پس از ذکر چند مثال از مضارب نوزده میگوید «اشکال کار او این است که عدد نوزده به خاطر کاربرد بهائیان از آن بدنام است». ببینیم دیگر جنس «قرآنپژوهی عصر جدید» و نوع اشکال و نقد را... از مطالعات عصر جدید توقّع میرود که به پژوهشهایی بپردازد که پیشتر در دسترس نبوده است، یا به دلیل کمبود منابع متنی و مادّی، یا روش، دانش، ابزار و بلکه نوع بینش تحلیلی. تحقیقات نسخهشناسی و تحلیلهای متنپژوهانه، مطالعات بینامتنی، زیرمتن، فرامتن، بافتار و ساختار و تحوّلات تاریخی و نظایر آن تا پرداختن به شبهعلمهای جفر و عددسازی.
از منظری دیگر، این میل به کشف (و به واقع خلق و فرض) برخی نسبتهای خاص ریاضی در متون، بیش از آن که نکتهای در باب آن متون بگشایند، خبر از نوع ذهنیت علاقمندان و دلبستگان و باورمندان به این مباحث میدهند، و روش خوانش و مواجهه و توقّع و اعتبارجویی و بلکه معنییابیشان از یک متن خاص، و شیوه تحلیل و بلکه تحمیل غیر علمی این اعداد مفروض، در کنار ضعف کلّی و بلکه غیبت بینش و دانش تاریخی در باب شیوه شکلگیری و تحولات متن و متون پیش از نهایی و رسمی شدن آنها.
همواره میتوان نوعی از تناسبات یا تداعیات را در هر موقعیتی یافت یا فرض کرد. حتی بر اساس تعداد دگمههای پیراهن افراد حاضر در یک مهمانی! نکته آنجاست که این نوع تناسبیابیها بر اساس چه نوع قاعده محتملی است، از چه برمیآید، قدرت پیشبینی آن چیست، شیوه ابطال آن فرضیه چیست، چه نکاتی را فرونهاده است، تکلیف صورتهای دیگر که در این قالب تحلیل نمیشوند یا پاسخ نمیگیرند چه میشود. و بعد البته آنجا که بحث شکلگیری یا تحول تاریخی یک متن هم در کار است، از حرف و کلمه و جمله و فصل و خط و متن و ترتیب و اینها که دیگر اعتبار این نوع فرضیات روشن است، گرچه آن ذهنیت، در فقدان نگاه انتقادی و علمی، برای همه موقعیتهای محتمل تفسیری دارد.
من از قضا بسیار به مباحث تحلیلهای ریاضی-آماری متون علاقمندم و جدای بررسیهای آماری متون کلاسیک فارسی، یادداشت بلندی در خصوص این نوع مطالعات در ادبیات فرانسه، به مثال مقایسه آثار کورنی و مولیر آوردهام و به نظرم آن شیوههای تحلیل، که هنوز در قدمهای اولیه خود است، راه خود را به بررسی همه متون خواهد گشود و قطعا، در کنار مطالعات دیگر، دادههای خود را خواهد داشت. منتهی آنها به کل مبدا و مقصد و فرضیات و روشهای تحلیلی متفاوتی دارند.
به هر شکل، در این زمینه، و ربطها و فرضهای ذهنی از جنس یافتن و بلکه ساختن مضارب دلبخواهی از این جنس، عبارتی از کتاب «آونگ فوکو» امبرتو اکو خواندنیست:
«گفت آقایان، شما را دعوت میکنم که ابعاد این دکه روزنامه فروشی را اندازه بگیرید. خواهید دید که طول دکه ۱۴۹ سانتیمتر است، یعنی یکصد میلیونم فاصله زمین تا خورشید. ارتفاع بخش پشتی، تقسیم بر عرض ورودی، ۱۷۶ بر ۵۶، معادل عدد پی میشود. پیشانی جلویی ۱۹ سانتیمتر است، یعنی طول دوره سالهای قمری یونانی. جمع ارتفاع دو لبه پشتی میشود ۷۳۲ که سال پیروزی در جنگ پوآتیه است...»
«امبرتو اکو، آونگ فوکو، فصل ۴۸»
.
پ.ن.
یادداشت پیشین در باب سوره مدّثر و نوزده فرشته دوزخ
.
Post #135
961
- 👍 10
- ❤ 4