از نوزده فرشتهٔ دوزخ
سوره مدّثر، پس از چند آیه خطاب به پیامبر، از کافری مغرور میگوید که گرچه خداوند به او مال بسیار داده، اما بیش از این طمع دارد، به آیات خداوند عناد میورزد، چهره در هم میکشد، متکبّرانه روی میگرداند و میگوید که این جادویی آموخته است و جز سخن بشر نیست... و بعد وعید الهی است که او به دوزخ فرستاده میشود، در آتشی که چیزی باقی نمیگذارد، «دوزخی که بر آن نوزده (نگهبان) است».
چنین مینماید که از همان ابتدا، نزد معاصران پیامبر، این عدد نوزده و معنی و چیستی آن، بحثانگیز شده و محل اشکال بوده است. از این رو، در حالی که آیات پیش و پس در حدود دو، سه یا چهار کلمه هستند، آیهای توضیحی-تفسیری در حدود چهل کلمه در این موضع وارد شده است.
این آیه ابتدا در باب چیستی آن نوزده میگوید که مقصود ملایک هستند (چنان که جای دیگر، «ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِکةٌ غِلاظٌ شِدادٌ»، تحریم، ۶). سپس در باب آن عدد نوزده میگوید که آن به واقع نوعی آزمایش است. بیماردلان در آن چون و چرا میکنند و میگویند مقصود خداوند از این مثالها چیست؟ و همان موجب فزونی ایمان و یقین مومنان است، و تعداد سپاهیان خداوند را کسی جز او نمیداند و این جز تذکاری برای بشر نیست.
چون خود آیه هم به پرسشها و واکنشها اشاره دارد، به ظاهر تردیدی نیست که این آیه توضیحی بعدی است، منتهی چه زمان؟ شاید در مدینه یا دیرتر، چنان که از اشارت «اهل کتاب» هم برمیآید.
امّا در باب عدد نوزده چه میتوان گفت؟ دو وجه آوردهاند. یکی آن که جمع دو عدد نمادین دوازده و هفت است، همچون دوازده صورت فلکی و هفت آسمان، که در ادب ما هم منعکس است:
بپرس از شمار ده و دو و هفت / که چون خواهد این کار بیداد رفت (شاهنامه)
این عدد نزد یهودیان و دیگر مکاتب گنوسی مهم بوده است.
از سوی دیگر، محتمل است که صرفا یک انتخاب «ادبی» بوده، چون رعایت سجع کلام ( َر) ایجاب میکرده که در موضع سجع عددی بین یازده تا نوزده آید که به «عشَرْ» ختم شود (احد عشر... تسعة عشر) و شاید بالاترین عدد در این محدوده انتخاب شده جهت تاکید بر تعداد زیاد نگهبانان جهنم و عدم امکان گریز از آن، «علیها تسعة عشر».
شاید هم به وجه دیگری نظر داشته منتهی میتوان فرض کرد که نمادین است و «وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ».
پ.ن.
یادداشت در خصوص سوره مزمّل.
Post #134
820
- 👍 8
- ❤ 1