Post #2449
1.05K
خلاصهای از مسیر طی شده و دلیل مطالعه دو کتاب بالا:
یه تقسیمبندی کتاب و فیلم میتونه این طور باشه:
۱. به درد نمیخورن؛ یا چیز جدیدی ندارن یا حتی بدتر، خرافات هستن؛
۲. مطالب جدید دارن، اما بیشتر روی نظریهها و چارچوبهای کتابهای دیگه سوار شدن؛
۳. نظریههای ناب دارن و چارچوب فکری ما رو متحول میکنن و البته خوشبختانه یا متاسفانه تعدادشون گویا خیلی کمه. اینجا جایی هست که ارزش حرف زدن بیشتر از سکوته!
(به نظرم همین تقسیمبندی واسه تحلیلها و … هم کاربرد داره)
چرا به این دو کتاب بالا که عنوان و فایل صوتی یکیشون رو واستون فرستادم خیلی علاقهمند شدم؟ به دلیل دو سوال شخصی:
سوال اول — تو هوش مصنوعی یه سؤال اصلی وجود داره: یه عامل (ایجنت) هوش مصنوعی چطوری در تعامل با جهان پیرامون خودش عقلایی انتخاب میکنه و تصمیم میگیره؟ یعنی تو رفتار و تصمیمگیریش هم ویژگیهای ذهنی خودش مهمه و هم ویژگیهای محیطی و هم تعامل این دو.
همین موضوع باعث شد برام این سؤال پیش بیاد که ما انسانهای دارای هوش طبیعی چطوری در تعامل با جهان اطراف فکر میکنیم، قضاوت میکنیم، انتخاب میکنیم و تصمیم میگیریم، مخصوصاً موقعی که سوال دوم مدتها بود که تو ذهنم پرسه میزد.
سوال دوم— سؤال بعدی که نهایتاً منو به این دو کتاب رسوند این بود که چرا تحلیلگرهای بنیادی و کارشناسهای ارزشگذاری — حداقل بر اساس چیزی که این چند سال دیدم — معمولاً معاملهگرهای خوبی از آب درنمیان.
(این رو هم بگم که همزمانی این دو تا سوال در ذهنم حاصل “شانس/بخت/تصادف/یا هر عنوان مشابه دیگه” بود تا حاصل یه برنامه مشخص!)
دو کتاب «تفکر سریع و آهسته» (دنیل کانمن) و «فریفته تصادف» (نسیم طالب) تو درک نسبی جواب این دو تا سوال خیلی برام مفید بودن؛ البته هم تو زندگی شخصی، هم کاری و هم اجتماعی هم خیلی به دردم خوردن؛ حداقل تا این جای کار..!
بعد از خوندن این دو کتاب، بهنظرم درکمون از تصمیمگیری تحت شرایط عدم قطعیت یه مقدار عمیقتر میشه. به نظرم ارزشگذاری، سرمایهگذاری و معاملهگری همگی زیر چتر تصمیمگیری تحت شرایط عدم قطعیت قرار میگیرن.
واسه من یه جورایی این سه مسیر فکریِ جدید چند سال اخیرم کنار مسیر قبلتر در بازار سرمایه به یه مقصد مشترک ختم شدن؛ چهار مسیر:
۱. تصمیمگیری تحت شرایط عدم قطعیت
۲. هوش مصنوعی در جهان امروز
۳. بلاکچین، بیتکوین و توکنسازی داراییها
هر سه مسیر نسبتاً جدید در نهایت به مسیر بازار سرمایه، ارزشگذاری، سرمایهگذاری و معاملهگری مرتبط شدن.
و مقصد هر ۴ مسیر بهنظرم یکسانه: انتخاب تحت شرایط عدم قطعیت
و اینکه برای من شروع این روایت به ظاهر منسجم و مقصد مشترک حوزههایی که واستون گفتم بیشتر حاصل “شانس“ بوده تا حاصل یک مسیر برنامهریزی شده از پیش تعیین شده!
عباس گمار
۱۲ مهر ۱۴۰۵
https://t.me/Irvaluation
Telegram شبکه کارشناسان ارزشگذاری خانواده حرفهای ارزشگذاری در بازار سرمایه کشور (۱۳۹۶/۱۲/۰۱). یه تقسیمبندی کتاب و فیلم میتونه این طور باشه:
۱. به درد نمیخورن؛ یا چیز جدیدی ندارن یا حتی بدتر، خرافات هستن؛
۲. مطالب جدید دارن، اما بیشتر روی نظریهها و چارچوبهای کتابهای دیگه سوار شدن؛
۳. نظریههای ناب دارن و چارچوب فکری ما رو متحول میکنن و البته خوشبختانه یا متاسفانه تعدادشون گویا خیلی کمه. اینجا جایی هست که ارزش حرف زدن بیشتر از سکوته!
(به نظرم همین تقسیمبندی واسه تحلیلها و … هم کاربرد داره)
چرا به این دو کتاب بالا که عنوان و فایل صوتی یکیشون رو واستون فرستادم خیلی علاقهمند شدم؟ به دلیل دو سوال شخصی:
سوال اول — تو هوش مصنوعی یه سؤال اصلی وجود داره: یه عامل (ایجنت) هوش مصنوعی چطوری در تعامل با جهان پیرامون خودش عقلایی انتخاب میکنه و تصمیم میگیره؟ یعنی تو رفتار و تصمیمگیریش هم ویژگیهای ذهنی خودش مهمه و هم ویژگیهای محیطی و هم تعامل این دو.
همین موضوع باعث شد برام این سؤال پیش بیاد که ما انسانهای دارای هوش طبیعی چطوری در تعامل با جهان اطراف فکر میکنیم، قضاوت میکنیم، انتخاب میکنیم و تصمیم میگیریم، مخصوصاً موقعی که سوال دوم مدتها بود که تو ذهنم پرسه میزد.
سوال دوم— سؤال بعدی که نهایتاً منو به این دو کتاب رسوند این بود که چرا تحلیلگرهای بنیادی و کارشناسهای ارزشگذاری — حداقل بر اساس چیزی که این چند سال دیدم — معمولاً معاملهگرهای خوبی از آب درنمیان.
(این رو هم بگم که همزمانی این دو تا سوال در ذهنم حاصل “شانس/بخت/تصادف/یا هر عنوان مشابه دیگه” بود تا حاصل یه برنامه مشخص!)
دو کتاب «تفکر سریع و آهسته» (دنیل کانمن) و «فریفته تصادف» (نسیم طالب) تو درک نسبی جواب این دو تا سوال خیلی برام مفید بودن؛ البته هم تو زندگی شخصی، هم کاری و هم اجتماعی هم خیلی به دردم خوردن؛ حداقل تا این جای کار..!
بعد از خوندن این دو کتاب، بهنظرم درکمون از تصمیمگیری تحت شرایط عدم قطعیت یه مقدار عمیقتر میشه. به نظرم ارزشگذاری، سرمایهگذاری و معاملهگری همگی زیر چتر تصمیمگیری تحت شرایط عدم قطعیت قرار میگیرن.
واسه من یه جورایی این سه مسیر فکریِ جدید چند سال اخیرم کنار مسیر قبلتر در بازار سرمایه به یه مقصد مشترک ختم شدن؛ چهار مسیر:
۱. تصمیمگیری تحت شرایط عدم قطعیت
۲. هوش مصنوعی در جهان امروز
۳. بلاکچین، بیتکوین و توکنسازی داراییها
هر سه مسیر نسبتاً جدید در نهایت به مسیر بازار سرمایه، ارزشگذاری، سرمایهگذاری و معاملهگری مرتبط شدن.
و مقصد هر ۴ مسیر بهنظرم یکسانه: انتخاب تحت شرایط عدم قطعیت
و اینکه برای من شروع این روایت به ظاهر منسجم و مقصد مشترک حوزههایی که واستون گفتم بیشتر حاصل “شانس“ بوده تا حاصل یک مسیر برنامهریزی شده از پیش تعیین شده!
عباس گمار
۱۲ مهر ۱۴۰۵
https://t.me/Irvaluation
- ❤ 12
- 👏 1



