TGViewer
Channel Public Channel
مهدی نصیری

مهدی نصیری

@iraneazadvaabad

کانال جدید مهدی نصیری
تماس با مهدی نصیری
@mahdinasiri238
از این که فرصت پاسخ گویی و گفتگو را ندارم پوزش می خواهم.
Subscribers
15.1K
Photos
2.8K
Videos
2.2K
Links
1.5K
Recent Posts 18 shown
Post #7745 257
مارک لوین با بازنشر خبر اورشلیم پست درباره‌ی تعیین جایزه‌ی ۴۰,۰۰۰ دلاری (۱۰ میلیارد تومانی) توسط رژيم اسلامی برای کشتن یا اسارت هر سرباز آمریکایی نوشت:

"آیا این به اندازه‌ی کافی برای اینکه ما این حرامزاده‌ها را نابود کنیم تحریک‌کننده است؟ این باید یادداشت تفاهم مشترک ما باشد. ما شما را نابود خواهیم کرد، بدانید!"


https://t.me/mihanparastlink
  • 👏 10
  • 👍 2
  • ❤ 1
  • 🤩 1
Post #7743 861
توماس زدخوفسکی، نماینده کشور چک در پارلمان اروپا:

می‌گه من با تمام اپوزیسیون‌های ایرانی صحبت کردم و همه‌شان جز شاهزاده چیزی برای ارائه نداشتند.
@drmasoudzamani2
  • ❤ 36
  • 👍 25
  • 👏 4
  • 🤩 1
Post #7742 2.05K
هفتم مهرماه، روز آتش‌نشانی
٩ پهلوان. ٩ زندگی. ٩ جای خالی.

وقتی شهر و آدم‌هایش زیر آتش گلوله‌های جنگی می‌سوختند، این پهلوانان از خطر و آتش نگریختند؛ به یاری مردم شتافتند.
به سوی صداهایی که کمک می‌طلبیدند رفتند تا زخمی‌ها را از دل خطر بیرون بکشند.
آغاز روایت این ٩ پهلوان همه یکی بود:
مرام پهلوانی
و پایان قصه‌ی همه‌ی این ۹ پهلوان هم یکی بود: دی‌خون ۱۴۰۴
و تصمیم برای ایستادن تا آخرین نفس کنار مردم.

نام‌هایشان را بلند بخوانیم که حفظ نام‌ و مرامشان سوگندی‌ست بر دوش ما:

🕯 حمید مهدوی
🕯 محمد گلی
🕯 میثم کاظمی
🕯 محمد بیات
🕯 ناصر شیرازی کرامه
🕯 جواد طالبی
🕯 یوحنا میرپادیاب
🕯 میلاد عطایی
🕯 حسین رادی

پشت هر نام، دنیایی بود: خانه‌ای که هنوز چشم‌به‌راه است، دستی که هنوز در خاطر عزیزانش گرم است، و فردایی که قرار بود بیاید و راهش را گم کرد.

آن‌ها ۹ پهلوان بودند.
نه عدد بودند و نه آمار.
۹ زندگی تمام عیار بودند که تا آخرین نفس، برای دیگران ایستادند.
در حماسه‌های ایرانی، پهلوانان همیشه به گاه خطر برای یاری از راه می‌رسند.

بر این باوریم که دی‌ماه یکی از قله‌های بلند پهلوانی در تاریخ فرهنگ و تمدن ایران‌زمین‌ است.
قله‌ای چنان بلندبالا که ابعاد آن هنوز و همچنان ناشناخته مانده.
از همین‌رو، دی‌نامه می‌کوشد حافظ روایت پهلوانی دی‌خون ١۴٠۴ باشد.
فرزند ایران و جانفدای میهن...

#آتش‌نشانان
#دی‌خون۱۴۰۴
#دی_نامه
#تا_ابد_از_دی_بگو
#برای_آنکه_هیچ_نامی_فقط_یک_عدد_نماند
@deynameh__
@deynameh__
.
  • ❤ 82
  • 💔 47
Post #7741 7.12K
📢آیا به لحظه بزرگ اعتصاب نزدیک شده‌ایم؟

✍ مهدی نوذر

آنچه امروز در میان معلمان و پرستاران در حال رخ دادن است، اگرچه در ظاهر مجموعه‌ای از استعفاها و ترک شغل‌هاست، اما به نظر من باید آن را در چارچوبی بزرگ‌تر دید؛ نشانه‌ای از فرسایش توان اقتصادی جمهوری اسلامی و شروع اعتصابات دامنه دار .

وقتی معلم یا پرستار با وجود تخصص و اهمیت شغلش به جایی می‌رسد که درآمدش دیگر کفاف زندگی را نمی‌دهد و تصمیم می‌گیرد کارش را ترک کند، مسئله دیگر فقط یک نارضایتی شغلی نیست. این یعنی بخشی از نیروی انسانیِ سیستم دیگر توان ادامه دادن ندارد.

اما سؤال مهم‌تر اینجاست: اگر این روند از مدرسه و بیمارستان عبور کند و به کارخانه‌ها، صنایع فولاد، پتروشیمی، حمل‌ونقل، بنادر، نیروگاه‌ها و صنعت نفت برسد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

اینجاست که یک اعتراض صنفی می‌تواند به یک بحران اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.

تاریخ معاصر ایران یک نمونه روشن دارد. در سال ۱۳۵۷، اعتراض‌ها به‌تدریج وارد محیط‌های کاری و بخش‌های مختلف اقتصاد شدند. وقتی اعتصاب‌ها به صنایع کلیدی رسیدند و سرانجام صنعت نفت را درگیر کردند، ماجرا دیگر فقط اعتراض خیابانی نبود؛ چرخ اقتصادی کشور نیز با اختلال جدی روبه‌رو شد.


امروز اگر معلم و پرستار به دلیل فشار اقتصادی دست از کار می‌کشند، مسئله فقط خود آنها نیست. این اتفاق می‌تواند نشانه‌ای از بحرانی باشد که اگر به دیگر بخش‌های جامعه و اقتصاد سرایت کند، ابعاد بسیار بزرگ‌تری پیدا خواهد کرد.

و شاید نقطه تعیین‌کننده دقیقاً همین‌جا باشد؛ جایی که اعتراض‌های پراکنده صنفی به یکدیگر متصل شوند و بخش‌های مختلف نیروی کار کشور، هر کدام در جایگاه خود، نشان دهند که ادامه این وضعیت برایشان ممکن نیست.

در سال ۵۷، اعتصاب صنعت نفت یکی از نقاط عطف بحران بود.

شاید تاریخ دوباره به ما یادآوری کند که گاهی سرنوشت یک حکومت فقط در خیابان تعیین نمی‌شود؛ بلکه در محل کار، کارخانه، بیمارستان، مدرسه و در نهایت در چرخ‌های اقتصادی کشور رقم می‌خورد.

در پایان خاطرنشان می‌کنم که امروز وظیفه ما مردم ایران است که در کنار معلمان و پرستارانی که برای زندگی و آینده خود ایستاده‌اند بایستیم، از اعتراضات و استعفای آنان حمایت کنیم و به آنان بپیوندیم. گسترش همبستگی میان اقشار مختلف جامعه می‌تواند این اعتراضات را به نیرویی گسترده‌تر تبدیل کند و روند فروپاشی جمهوری اسلامی را شتاب بخشد.


@politicscafe
  • 👍 82
  • ❤ 9
  • 👎 1
  • 🤔 1
  • 🤡 1
Post #7740 2.63K
پهلوی یعنی مدرنیسم، سکولاریسم،
ناسیونالیسم

@iraneazadvaabad
  • ❤ 121
  • 👏 33
  • 👍 18
  • 👎 5
  • 🔥 2
  • 🤔 1
Post #7739 2.4K
نقدی بر جوایز حقوق بشری

«به مناسبت اهدای جایزه واتسلاو هاول به نسرین ستوده»

مرتضی نعمتی

اینجا در صدد نقد نگاه سیاسی نسرین ستوده یا بی‌اعتبار کردن «رنج» او در راه آزادی نیستم؛ نقدم به ماهیت و کارکرد جوایز حقوق بشری در تقلیل کنشگری اصیل به کالایی نمایشی و جشنواره‌ای است.

بگذارید ابتدا با یک گزاره‌ی خودساخته شروع کنم: «فضیلت‌های راستین در گمنامی و خاموشی متولد می‌شوند». به این اعتبار، فضیلت مقاومت و آزادی به عنوان یک امر وجودی در تضاد با «کالایی شدن» قرار می‌گیرد. این نقد به هر نوع کنش ویترینی و نمایشی وارد است. (البته استفاده از رسانه به عنوان ابزار کنش‌گری منافاتی با این نگاه ندارد.)
جایزه‌ی «واتسلاو هاول» در چرخه‌ی «صنعت حقوق بشر» در تضاد با فلسفه‌ی هاول است. «زیستن در حقیقت» چنانکه مُراد هاول است نه یک پروژه‌ی سیاسی که امری وجودی است. نمی‌دانم که طراحان این جایزه صرفا برای تزیین و جلوه‌های ویژه نام هاول را بر آن گذاشته‌اند یا پاسخی منطقی برای این پارادوکس در آستین دارند!
هاول از «گسست کامل» و «توقف در مشارکت در دروغ» دفاع می‌کند؛ در حالی که نسرین ستوده به عنوان یک وکیل حقوق بشری، تمامی تلاشش این است که از همان چارچوب حقوقی و قانونی که ابزار سرکوب هستند، به نفع موکلان خود استفاده کند. به عبارتی او در دالان کنش‌گری حقوقی و وکالت قانونی در زمینی بازی میکند که قواعد آن را قانونگذارانِ سرکوب تعیین می‌کنند. صرف‌نظر از اینکه نتیجه‌ی کار به نجات افرادی منجر شود یا نه؛ مدل فکری و کنش حقوقی او با رادیکالیسم هاول مبنی بر «زیستن در حقیقت» همخوانی ندارد.
از طرفی، تبدیل «قدرت بی‌قدرتان» به «بازی نهادهای حقوق بشری»، از یک سو تباه‌کننده‌ی محتوای اخلاقی کنش‌گری است و از سوی دیگر موجب کانالیزه شدن آن در مسیری مشخص و از پیش تعریف شده است. تبدیل امری وجودی به رقابت برای جلب ذائقه‌ی نهادهای حقوق بشری؛ جایی که در آن باید قواعدی از پیش تعیین شده را رعایت کرد تا به مقصود (کسب جایزه و تبدیل شدن به نماد) نائل آمد. زیستن در حقیقت کجا و «زیستن در پرتره‌ی حقیقت» کجا؟!
آفت دیگر جوایز حقوق بشری به حاشیه راندن و ناامید کردن بدنه‌ی اصلی کنشگران است؛ همان‌ها که در گمنامی و خاموشی سنگین‌ترین و واقعی‌ترین هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند؛ بی آنکه کسی به آنها جایزه‌ای بدهد یا مورد تشویق و تجلیل قرارگیرند. تبدیل رنجِ آزادی به «دلار» و قهرمان رسانه‌، موجب نابودی «اصالت عمل» و تبدیل پرفورمنسِ کنشگری به الگوی مسلط است.
تاریخ جوایز حقوق بشری دست‌کم در ایران- پُر از تناقض و خسارت است. سازوکاری که بیش از آنکه نتیجه‌ی اثربخشی واقعی و حقیقت کنشگری باشد، محصول چرخه‌ی معیوب نهادهای حقوق بشری و درک متوسط و نادقیق آنها از مقاومت است.
در پایان امیدوارم که نسرین ستوده بعد از این جایزه شبیه به «نرگس محمدی» نشود. نجابت و صلابت «نسرین» ستودنی است.
https://t.me/MortezaNemati1
@iraneazadvaabad
  • ❤ 43
  • 👏 21
  • 👍 8
  • 👎 4
Post #7736 2.45K
قهرمان وطن
مهندس پریسا زارعی
دختر از نازی آباد تهران
تک دختر خانواده
۳۱ ساله
۱۹ دی 🕊️🕊️🕊️

مزارش:
قلعه شیخ کهریزک

روحش شاد و یادش زنده 🥀💔🥀

#پریسا_زارعی
#جاویدنام
@iraneazadvaabad
  • 💔 112
  • 😭 18
  • 🫡 7
  • ❤ 6
  • 👎 1
  • 🔥 1
Post #7735 2.58K
⚡ تلنگر خراسانی

ایران را گروگانِ بقای حکومت نکنید

اظهارات ترامپ، بسنت و روبیو و فضای تبلیغاتی شکل‌گرفته در بیلبوردهای آمریکا را نمی‌شود ساده گرفت قطعا این بیلبوردها برای اماده شدن اذهان مردم امریکا برای یک جنگ بزرگ است، این یک هشدار با صدای بلند است: خطر گسترش جنگ واقعی است و بهای آن را مردم ایران می‌پردازند.

خطاب به حامیان جمهوری اسلامی: تا کِی قرار است هر تهدیدی را با شعار پاسخ دهید و بعد، هزینه‌اش را از جان و خانهٔ مردم بدهید؟ اگر فردا زیرساختی ویران شود، خانواده‌ای آواره شود یا جوانی جان ببازد، گفتنِ «ما فکر نمی‌کردیم» چیزی را جبران نمی‌کند.

شما مجبور نیستید برای مخالفت با حملهٔ خارجی، از سیاست‌های حکومتی دفاع کنید که کشور را در معرض ویرانی بیشتر قرار داده است. حمایت از ایران یعنی همین امروز از سرکوب، تهدید و ماجراجویی فاصله بگیرید و پایان جنگ را بخواهید.

هنوز دیر نشده است. از حکومتی که بقای خود را بر امنیت مردم مقدم می‌داند دست بکشید. ایران ملکِ هیچ حکومتی نیست که برای ماندنش به آتش کشیده شود.
  • 👍 102
  • ❤ 8
  • 👎 2
Post #7734 2.39K
.
شاهدان خاموش | ٠٠٧
شاهد: صدای اکبر چراغی

ریاست محترم دادگاه تاریخ،
من صدای اکبرم.

پیش از آن‌که شهادتم را بشنوید، باید چیزی را بدانید:
اکبر ناشنوا بود.

پس من مانند صدایی نیستم که شما از دهان کسی می‌شنوید. من در جهان او زندگی می‌کردم؛ در چشم‌هایش، در دست‌هایش، در کلمه‌هایی که برای گفتن انتخاب می‌کرد و در آن‌هایی که هنوز نگفته بود.

در چشم‌هایش یک چهره داشتم، در خواب‌هایش چهره‌ای دیگر. دنیای من، دنیای اکبر بود. بیرون از ذهن اکبر کسی نمی‌دانست من چه شکلی دارم.

جناب قاضی، در شامگاه هجدهم دی، وقتی تیراندازی آغاز شد، اکبر صدای گلوله‌ها را نشنید. دیگران با شنیدن تیرها دویدند؛ او نمی‌دانست خطر از کدام سو می‌آید.

من تمام عمر صدای دنیای درونِ اکبر بودم. آن روز، برای نخستین بار، دلم می‌خواست صدای جهانِ بیرون هم باشم؛ فریادی شوم که خطر را به او برساند. اما نمی‌توانستم. من در ذهن اکبر هم از کار افتادم، اکبر ایستاده بود و گلوله‌ها به سویش می‌آمدند.

وقتی گلوله به او رسید، من صدای درد اکبر بودم؛ در جهانی که فقط خودش راهِ رسیدن به آن را می‌دانست.

من صدایی بودم که از چشم‌های اکبر به جهان می‌رسید.

حالا او را از جهان گرفتند.
اما صدای او را هرگز.
کار من تازه آغاز شده است.

جاویدنام
#اکبر_چراغی

#دی_نامه
#تا_ابد_از_دی_بگو
#برای_آنکه_هیچ_نامی_فقط_یک_عدد_نماند

@deynameh1404
@deynameh1404
.
  • 💔 96
  • 😭 18
  • ❤ 15
  • 🫡 3
  • 👎 1
  • 🔥 1
  • 👌 1
Post #7733 2.18K

Forwarded from زهرا عبدی (Zahra Abdi)

چرا چپ‌ها با مردم چپ افتادند؟ و چرا مردم ایران عطای چپ را به لقایش بخشیده‌اند؟

یک علتش این است که وقتی مردم با نظریه جور درنمی‌آیند، آنها نظریه را از سر راه مردم کنار نمی‌زنند؛ ترجیح می‌دهند مردم را از سر راه نظریه کنار بزنند.

اکبر معصوم‌بیگی، از اعضای مدیریت کانون نویسندگان، درباره‌ی دی‌خون ۱۴۰۴ نوشته است: «دو شبی که اراذل به جان هم افتادند.»

ایشان بارها به مردم حمله کرده و بسیاری نادیده‌اش گرفته‌اند. اما وقتی حرف دی‌خون ۱۴۰۴ پیش می‌آید، مسئله دیگر نادیده‌گرفتن نیست؛ شمشیر روی مردم کشیدن است، درست وقتی که خونِ زخم تن‌شان هنوز بند نیامده.

این وقاحت از کجا می‌آید؟ مردمی را که خون‌چکان‌ترین زخمِ باز تاریخ را روی تن دارند «اراذل» می‌نامید و انتظار دارید هنوز تابع نظریات بن‌بست‌عاقبتِ شما باشند؟ چه توهمی اسماعیل، چه توهمی!

آقای معصوم‌بیگی، شرم بر من که شما را همکار نویسنده‌ی خود بنامم.

شما ۲۸ مرداد را پیش می‌کشید و بعد به «دو شبی که اراذل به جان هم افتادند» می‌رسید. این نتیجه از کجا بیرون آمد؟ چرا مغزهای شما در برقراری ساده‌ترین رابطه‌ی علّی و معلولی این‌همه ناتوان شده؟

حتی اگر برخلاف باور خودم و بنا بر باور شما، انتخاب سیاسیِ مردم در ماجرای شاه و مصدق را خطا بدانیم، بنا بر کدام استدلال منطقی و مدار اخلاقی، آن خطا معترضانِ دی‌خون ۱۴۰۴ را «اراذل» می‌کند؟ بر اساس کدام قاعده‌ی عقل و منطق، از یک قیاس تاریخی مجوزِ تغییرِ نامِ قربانی را گرفتید؟

آقای نویسنده، فاعلِ جمله‌تان کجاست؟

نویسنده بهتر از هرکس می‌داند که فعل‌ها بی‌گناه نیستند. «به جان هم افتادند» تصویری از دو طرفِ هم‌سنگ می‌سازد که متقابلاً به یکدیگر حمله کرده‌اند. در چنین جمله‌ای دیگر کسی به کسی شلیک نمی‌کند؛ هیچ‌کس فرمان نمی‌دهد؛ هیچ‌کس مسئول نیست. خشونت خودبه‌خود از دلِ «اراذل» بیرون می‌جوشد. نگویید لغزشِ قلم بوده؛ شما دقیقاً می‌خواسته‌اید همین تصویر را بسازید.

تازه چرا در این رفت‌وآمدِ مدام میان ۲۸ مرداد و امروز، از ۵۷ با چنین شتابی عبور می‌کنید؟ اگر قرار است مردمِ امروز بابت خطری که فقط توان دیدنش را در آینده دارید بازخواست شوند، بد نیست درباره‌ی خطای محاسبه‌ی جریان چپ هم حرف بزنیم؛ جریانی که اسلام‌گرایان را در مسیرِ کسب قدرت یاری کرد و فاجعه‌ای به درازای نیم‌قرن بر این مملکت نازل شد.

مسئولیتِ فکریِ آن انتخاب را هیچ‌کدام از شما هنوز نپذیرفته‌اید؟ نمی‌شود برای مردمِ دی نقشِ بازپرسِ تاریخ را بازی کنید و وقتی نوبت به پیشینه‌ی سیاسیِ خودتان می‌رسد، پرونده را ببندید.

در نوشته‌ی شما، مردم تا وقتی «مردم»اند که همان مسیری را بروند که شما برای تاریخ درست می‌دانید. اگر از جمهوری اسلامی عبور کنند اما آینده‌ای بخواهند که شما نمی‌پسندید، باید «فریب‌خورده» یا «اراذل» شوند تا نظریه‌تان همچنان درست از آب درآید.

حال مردم دیگر از این بن‌بستِ چپِ ایدئولوژیک به هم می‌خورد: به نامِ مردم حرف می‌زنید، اما وقتی خلافِ دستگاه فکری‌تان حرف می‌زنند، صلاحیتِ مردم‌بودن را از آنان می‌گیرید. بس کنید این روش شکست‌خورده را که مردم همیشه ماده‌ی خامِ تحلیل‌های طویل شما باشند، نه صاحبان اراده.

آقای معصوم‌بیگی، لازم نیست من و شما درباره‌ی مصدق، ۲۸ مرداد یا آینده‌ی ایران هم‌عقیده باشیم. اما باید بتوانید به عنوان یک انسان به دو پرسش پاسخ بدهید: اگر مردم آینده‌ای بخواهند که شما نمی‌خواهید، آیا هنوز «مردم»اند؟ و اگر نویسنده‌اید، چرا جمله‌تان چنان ساخته شده که فاعلِ کشتن در آن ناپدید شده؟

پاسخِ اول در کلمه‌ی «اراذل» پیداست؛ پاسخِ دوم در فعلِ «به جان هم افتادند». فاصله‌ی شما با جامعه از همین دو انتخاب آغاز می‌شود.

پته‌ی کوهِ نظریات صدساله‌تان بدجوری روی آب افتاده و شما به‌جای تجدیدنظر، به جان مردم افتاده‌اید. دریغا انسان که تو باشی.
#زهرا_عبدی

https://t.me/Abdinovelist
Telegram زهرا عبدی نویسنده، منتقد ادبیات و سینما، مدرس نویسندگی، بنیانگذار جایزه‌ی ادبی- فرهنگی ایرانویج و ایرانگرای عاشق ایران.
  • 👍 94
  • 👏 17
  • ❤ 6
Post #7732 2.5K
.
#نخبگان_این_سرزمین_سرمایه‌اند_نه_نیروی_فرار_از_کشور
.
شرم بر مسئولانی که حاصل سال‌ها تلاش و نبوغ جوانان این سرزمین را به جایی رسانده‌اند که فارغ‌التحصیل دانشگاه امیرکبیر، به‌جای ساختن آینده کشورش، ناچار است پیک موتوری باشد.
درد فقط پیک‌موتوری بودن یک جوان تحصیل‌کرده نیست؛ درد، هدر رفتن استعداد و کرامت انسانی اوست.
وقتی شایستگی و تخصص بی‌پناه می‌ماند و برای عده‌ای، تنها «آقازادگی» کافی‌ست، این دیگر مشکل یک جوان نیست؛ تصویری تلخ از بی‌عدالتی و تبعیض در این سرزمین است.
@iraneazadvaabad
  • 👍 70
  • 😢 28
  • 😭 15
  • 🤬 11
  • ❤ 3
Post #7731 3.11K
⚡ تلنگر خراسانی

۴۷ سال گذشته است

خمینی گفت:

«اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده ـ پانزده سال ما را بیرون کنید.»

حالا مردم چگونه شما را بیرون کنند، وقتی راه تغییر مسالمت‌آمیز قدرت را بسته‌اید و اعتراضشان را با گلوله پاسخ می‌دهید؟

۴۷ سال فرصت داشتید. حاصلش فقط بحران اقتصادی و تنش با جهان و همسایگان نیست. مردم ایران را کشته‌اید، خانواده‌ها را داغدار کرده‌اید و معترضان را به زندان انداخته‌اید. رفتارتان نشان می‌دهد مردم را بزرگ‌ترین تهدید برای بقای خود می‌بینید.

حکومتی که از رأی مردم می‌ترسد و به سوی مردم شلیک می‌کند، نمی‌تواند مدعی نمایندگی آن‌ها باشد.

از «پیروزی» سخن می‌گویید؛ اما ماندن شما در قدرت به بهای جان مردم، پیروزی ایران نیست. ایران ارثیه شما نیست و جان ایرانیان وسیله حفظ حکومت شما نیست.

اگر به همان جمله خمینی باور دارید، راه را باز کنید: زندانیان سیاسی را آزاد کنید، به سرکوب پایان دهید، فعالیت آزاد احزاب و رسانه‌ها را بپذیرید و انتخابات آزاد با نظارت نهادهای مستقل بین‌المللی برگزار کنید. قدرت را به انتخاب مردم واگذار کنید.

به رأی مردم تن دهید؛ پیش از آنکه مردم ایران بهای سنگین‌تری برای پایان حکومت شما بپردازند.
@iraneazadvaabad
  • 👍 122
  • ❤ 9
  • 👏 4
  • 👎 1
Post #7730 2.65K

Forwarded from صدای شریف

🔴دست‌وپا زدن نظام در روزهای پایانی

حسن روحانی با مثال زدن از چین و سوئیس، بحث پناهگاه‌های اتمی و شیمیایی در دل کوه‌های تهران را وسط کشیده است. هدف او از این ادعاها، نه دلسوزی برای مردم، بلکه پروژه هراس‌افکنی و مشروعیت‌بخشی به نظام در شرایط پیش‌رو است.

اندکی تفکر - 😇
اگر توجه کرده باشید، این روزها مقامات امنیتی نظام مکرراً سعی می‌کنند در جامعه القای ترس از احتمال بمباران هسته‌ای کنند. هدف آن‌ها از این موج تبلیغاتی، ۱- قدرتمند نشان دادن نظام است تا این توهم را بکارند که برای نابودی این حکومت، دشمن حتماً باید وارد یک جنگ هسته‌ای بزرگ شود. ۲- می‌خواهند با ایجاد رعب و وحشت از خطرات هسته‌ای، مردم را با سیاست‌های ضدآمریکایی و ضداسرائیلی خود همسو کنند.

زکی! خیال باطل! ۱- نظام منحوس شما به تار مویی بند است و با همین فشارهای اقتصادی و عملیات‌های نظامی پس از انتخابات نوامبر رفتنی هست. ۲- تنها پناهگاهی که ملت شریف ایران به آن نیاز دارند، پناهگاهی برای محافظت از خود در برابر حملات شما مجانین است.
– شریف
@VoiceofSharif
  • 👍 145
  • 👏 10
  • ❤ 7
  • 👎 1
  • 🤬 1
  • 🍌 1
Post #7729 2.54K

Forwarded from ایرانگرایی

تاملات

به‌آفرید: پیامبر ایرانی و کتاب گمشده اش

کتابی به زبان فارسی نوشت. نامش به‌آفرید بود. از متن کتاب حتی یک برگ باقی نمانده است. آنچه از عقایدش می‌دانیم، از نوشته‌های مخالفان و مورخانی می‌آید که چند نسل بعد زندگی می‌کردند. بااین‌حال، سایهٔ آن کتاب گمشده را می‌توان بر تاریخ خراسان دید: دهقانان به دعوت نویسنده‌اش پیوستند، موبدان از او شکایت کردند و ابومسلم خراسانی برای کشتنش سپاه فرستاد.

خراسان سال‌های ۱۲۹ تا ۱۳۱ نقطه ی ثقل تحرکات ضداموی بود. داعیان عباسی با پرچم‌های سیاه از نارضایتی ایرانیان، موالی و مخالفان سیاسی بهره می‌بردند. ابومسلم در مرو قدرت می‌گرفت و گروه‌های گوناگون می‌کوشیدند آیندهٔ منطقه را شکل دهند. به‌آفرید در چنین لحظه‌ای ظهور کرد؛ لحظه‌ای که نظم کهن نیروی سابق را نداشت و نظم تازه هنوز استقرار نیافته بود.

بر پایهٔ گزارش‌های خوارزمی، بیرونی، شهرستانی و ابن‌ندیم، به‌آفرید خود را درون جهان زرتشتی معرفی می‌کرد، اما آموزه‌هایی تازه داشت. پیروانش رو به خورشید نیایش می‌کردند. شراب و خوردن مردار را ممنوع می‌دانستند. موهای خود را بلند نگاه می‌داشتند، مهریه‌های سنگین را نمی‌پذیرفتند و ازدواج با خویشاوندان نزدیک را رد می‌کردند. قربانی‌کردن دام سودمند را روا نمی‌شمردند. به‌آفرید از پیروانش می‌خواست یک‌هفتم دارایی خود را صرف تعمیر راه‌ها، ساختن پل و کاروان‌سرا، پرستاری از بیماران و یاری نیازمندان کنند.

جزئیات گزارش‌ها یکسان نیست. برخی منابع از پنج نماز سخن می‌گویند و گروهی هفت نماز را ثبت کرده‌اند. داستان سفر هفت‌سالهٔ او به چین، پوشیدن جامهٔ سبز و نمایش مرگ و بازگشتش نیز ممکن است آمیزه‌ای از واقعیت، افسانه و جدل دینی باشد. کتاب فارسی او از میان رفته و کلام خودش در دسترس نیست. پس نمی‌توان دستگاه فکری به‌آفرید را با قطعیت بازسازی کرد.

نکات مشترک منابع، تصویری روشن‌تر می‌سازند: او آموزه‌ای ایرانی، عامه‌فهم، اخلاقی و اجتماعی عرضه کرده بود که از فضای اسلامی پیرامونش نیز اثر پذیرفته بود.

انتخاب زبان فارسی اهمیت ویژه‌ای داشت. در آن روزگار، عربی زبان دولت جدید و دانش دینی بود. متون اصلی زرتشتی نیز در اختیار روحانیانی قرار داشت که زبان و تفسیر آیینی را می‌شناختند. به‌آفرید عقایدش را به زبانی نوشت که مردم خراسان می‌توانستند بفهمند.این تصمیم، انحصار تفسیر را شکست.

کاهش مهریه، محدودکردن قربانی دام و اختصاص دارایی به راه و پل مستقیماً به زندگی روستاییان مربوط می‌شد. برای کشاورز، گاو ابزار تولید بود. برای بازرگان، پل و کاروان‌سرا زیرساخت معاش بود. برای خانوادهٔ کم‌درآمد، مهریهٔ سنگین مانع ازدواج می‌شد. آیینی که به این مسائل پاسخ می‌داد، از بحث‌های انتزاعی فراتر می‌رفت و به نظمی اجتماعی تبدیل می‌شد.

همین‌جا خطر به‌آفرید برای نخبگان آشکار شد. او آیین زرتشتی را ترک نکرده بود، اما حق تفسیر موبدان را به رسمیت انحصاری نمی‌شناخت. از اسلام تأثیر گرفته بود، اما در دستگاه عباسی حل نمی‌شد. پیروانش از طبقات روستایی و فرودست می‌آمدند. جنبشی که کتاب، پیامبر، منابع مالی و شبکهٔ اجتماعی خود را داشت، می‌توانست به قدرتی سیاسی تبدیل شود.

موبدان و هیربدان نزد ابومسلم رفتند و شکایت کردند که به‌آفرید اسلام و دین زرتشتی را تباه می‌کند. این جمله شایستهٔ درنگ است.

نگهبانان دو نظم رقیب، در وجود یک بدعت‌گذار خطر مشترکی یافتند. ابومسلم نیرو فرستاد. به‌آفرید به کوهستان بادغیس گریخت، دستگیر شد، به نیشابور انتقال یافت و در سال ۱۳۱ هجری، برابر با ۷۴۸ یا ۷۴۹ میلادی، در نزدیکی مسجد جامع به دار آویخته شد. شماری از پیروانش نیز کشته شدند.

انگیزهٔ ابومسلم را نمی‌توان به یک علت فروکاست. شاید می‌خواست حمایت بزرگان زرتشتی خراسان را به دست آورد. شاید جنبشی مستقل را تهدیدی برای انقلاب عباسی می‌دانست. احتمال مخالفت دینی نیز مطرح است. نتیجه روشن بود: انقلابی که با وعدهٔ برهم‌زدن نظم اموی نیرو گرفته بود، نخستین رقیبان مستقل خود را تحمل نکرد. چند سال بعد، خلیفه منصور خود ابومسلم را کشت.

با مرگ به‌آفرید، جنبش او پایان نیافت. منابع از حضور به‌آفریدیان در خراسان طی نسل‌های بعد خبر می‌دهند. بازماندگان آنان احتمالاً به قیام استادسیس در سال ۱۵۰ هجری پیوستند. باور به بازگشت رهبر نیز میان پیروانش رواج داشت. جسد را می‌شد بر دار نمایش داد؛ اندیشه‌ای که به نیاز واقعی مردم پاسخ می‌داد، به آسانی دفن نمی‌شد.

به‌آفرید، کشته شد و کتابش در پیچ و خم تاریخ برای همیشه از بین رفت، اما نام او همچنان بر تارک اصلاحگران اجتماعی ایران می درخشد‌‌.

@drmasoudzamani2
  • ❤ 58
  • 👍 17
  • 👎 1
  • 🤔 1
  • 🥴 1
Post #7728 2.75K
حسن نصرالله به مدت ۳۲ سال در رأس حزب‌الله قرار داشت و فردی بود که قدرت، بازدارندگی و ساختار تصمیم‌گیری این سازمان حول او شکل گرفته بود. دو سال پیش، در ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، در یک پناهگاه عمیق در قلب ضاحیه، این دوران به پایان رسید. نصرالله همراه با شماری دیگر از مقام‌های ارشد رهبری این سازمان به هلاکت رسید.

دو سالی که از آن زمان گذشته نشان داد که این تنها یک اتفاق مقطعی نبود. زنجیره فرماندهی حزب‌الله همچنان آسیب دید، فرماندهانی که جایگزین فرماندهان پیشین شدند نیز به هلاکت رسیدند و زیرساخت‌ها و توانمندی‌هایی که طی سال‌ها ایجاد شده بودند، بارها هدف حمله قرار گرفتند.

پیامی که از آن زمان روشن باقی مانده است: حتی کسی که در اعماق زمین پنهان می‌شود، حتی کسی که خود را با لایه‌های مختلف حفاظتی احاطه می‌کند و حتی کسی که تصور می‌کند خارج از دسترس است، می‌تواند به هدف تبدیل شود. توانایی ارتش اسرائیل برای ضربه زدن به اهداف، با نصرالله پایان نیافت.

ارتش دفاعی اسرائیل
https://t.me/mihanparastlink
@iraneazadvaabad
  • 👏 112
  • 👍 34
  • ❤ 7
  • 👎 2
  • 😍 2
  • 🤡 1
Post #7727 3.37K
به کسی که سن‌ پدرش را دارد میگوید مگر چقدر چایی میخورید کمتر بخورید و او به جوانکی که سن پسرش را دارد پاسخ میدهد باشه نمیخوریم اصلا ترک میکنیم !!  همین چشم گفتنهای بی ضابطه همین تسلیم بودنهای ناشیانه سنگ بنای بیچارگی کشور شد و بستری شد برای خوشبختی این نیمچه خبرنگار که بشود رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد و کاندید ریاست جمهوری و عبد الناصر همتی ! مصاحبه شونده میتوانست بگوید کشوری با اینهمه منابع و معادن لنگ دو تا قندی ست که من با چایی میخورم اما این را نگفت اگر میگفت انقلابی  به نظر نمی آمد چون اولین نشانه انقلابی بودن این بود که هر چه بگویند بگویی چشم ! هنوز هم چیزی
عوض نشده فقط کوپن اسم شیک تری دارد به نام کالا برگ وگرنه هنوز همتی دارد مصاحبه میکند و گستاخانه میگوید مگر چقدر گوشت میخورید چقدر سفر میروید چقدر ارزان میپوشید چقدر ...کمتر بخورید کمتر بنوشید کمتر مقایسه کنید کمتر نق بزنید و ما که امتداد همان مرد انقلابی هستیم میگوییم باشه همه را ترک میکنیم ! امان از ما همین مایی که بخشی از مشکل نیستیم بلکه خودِخودِخودِ مشکلیم ...


علی قاینی
@iraneazadvaabad
  • 👍 124
  • 🤬 32
  • ❤ 7
Post #7726 2.78K
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به فاکس‌نیوز گفت جمهوری اسلامی تحت رهبری «روحانیون تندروی شیعه» با دیدگاهی آخرالزمانی اداره می‌شود و چنین افرادی نباید به سلاح هسته‌ای دسترسی داشته باشند.

روبیو گفت: «افرادی با چنین دیدگاهی هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دسترسی داشته باشند، زیرا از آن برای باج‌گیری از جهان و کشتن مردم استفاده خواهند کرد.»

او این وضعیت را «خطری غیرقابل قبول» خواند و گفت هم‌زمان با تشدید کارزار تحریم‌های دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، اقتصاد ایران با سرعت به سوی «یک فاجعه عظیم» پیش می‌رود.

روبیو جمهوری اسلامی را متهم کرد که به جای صرف منابع برای ساخت بیمارستان و جاده و بهبود زندگی مردم، از پول برای تامین مالی حزب‌الله، شبه‌نظامیان در عراق، حمایت از تروریسم، ساخت سلاح و «توطئه‌های ترور» در سراسر جهان استفاده می‌کند.

وزیر خارجه آمریکا افزود تشدید تحریم‌ها و محدود کردن درآمدهای نفتی جمهوری اسلامی، دسترسی حکومت به منابع مالی برای این فعالیت‌ها را کاهش می‌دهد.

او همچنین گفت دونالد ترامپ با مقابله با برنامه تسلیحات هسته‌ای تهران، «دردسر بسیار زیادی را از سر جهان کم کرده است.»
https://iranintl
@iraneazadvaabad
  • 👍 108
  • ❤ 16
  • 🤡 1
Post #7725 2.85K
🔻از خوانندگان:

سلام و وقت بخیر
ما مردم عادی دستمان به بسیاری از مراکز تصمیم‌گیری نمی‌رسد. از شما می‌خواهیم صدای مردم ایران را به هر جا که می‌توانید برسانید.

اگر دولت آمریکا و دیگر کشورهای جهان به دنبال مذاکره و صلح با ایران هستند، یکی از موضوعات اساسی باید حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود باشد. راه روشن برای تحقق این حق، برگزاری یک رفراندوم کاملاً آزاد، شفاف و قابل راستی‌آزمایی زیر نظر نهادهای بین‌المللی است تا مردم ایران بتوانند آزادانه درباره نوع نظام سیاسی و آینده کشورشان تصمیم بگیرند.

اگر جمهوری اسلامی مدعی است که از حمایت اکثریت مردم برخوردار است، برگزاری چنین رفراندومی می‌تواند زمینه‌ای برای سنجش این ادعا فراهم کند. نتیجه هرچه باشد، رأی آزاد مردم باید مبنای تشکیل حکومت و تعیین نمایندگان واقعی ملت برای تعامل و مذاکره با جهان قرار گیرد.

این مطالبه می‌تواند نقطه مشترک طیف‌های مختلف سیاسی ــ از پادشاهی‌خواهان و جمهوری‌خواهان تا دیگر آزادی‌خواهان و ایران‌دوستان ــ باشد: تعیین آینده ایران نه از طریق جنگ، خشونت یا تصمیم قدرت‌های خارجی، بلکه با رأی آزاد مردم ایران.

جامعه جهانی نیز در هرگونه مذاکره درباره آینده ایران باید جایگاه و اراده مردم ایران را جدی بگیرد. فشارهای سیاسی و دیپلماتیک می‌تواند در جهت فراهم‌شدن شرایط یک انتخاب آزاد و مسالمت‌آمیز به کار گرفته شود، نه در مسیری که به جنگ، ویرانی، مسلح‌شدن گروه‌های مختلف یا درگیری داخلی منجر شود.

رفراندوم آزاد، در صورت فراهم بودن تضمین‌های لازم برای آزادی رأی، رقابت سیاسی، دسترسی برابر به رسانه‌ها و نظارت معتبر، می‌تواند راهی مسالمت‌آمیز برای سنجش اراده عمومی باشد و امکان گذار با کمترین هزینه انسانی و مادی را فراهم کند.

بنابراین مطالبه روشن ما این است: مردم ایران باید خود درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند. صدای آنان باید در هر مذاکره‌ای که بر سر سرنوشت ایران صورت می‌گیرد شنیده شود و هیچ قدرت داخلی یا خارجی نباید جایگزین اراده آزاد ملت ایران شود.

به امید آزادی، صلح و سربلندی ایران.
✍الف. جم
@iraneazadvaabad
  • ❤ 86
  • 👍 23
  • 💯 4
  • 👏 1
Older posts →

About this channel

How can I read @iraneazadvaabad without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for مهدی نصیری: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does مهدی نصیری have?
مهدی نصیری (@iraneazadvaabad) has 15.1K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does مهدی نصیری know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →