Post #2030
32
Channel Public Channel
ای - Subscribers
- 853
- Photos
- 574
- Videos
- 445
- Links
- 388
Recent Posts 20 shown
Post #2029
36
Post #2028
27
Forwarded from مهدی نصیری

این روزها مصادف با سالگرد تبعید رضاشاه از ایران است. در حد امکان، به پاس خدمات او به ایران، با بازنشر این نوشته مردم بیشتری را با شرایط ایران در آغاز و پایان دوران رضاشاه آشنا کنیم.
ایران هنگامی که رضاشاه به قدرت رسید:
میرزا کوچکخان در رشت، با کمک روسیه، «جمهوری شوروی گیلان» را راه انداخته و خود را رئیسجمهور نامیده و به نام خود تمبر چاپ میکرد... (این کار تجزیهطلبی و خیانت به ایران بوده است.)
در مازندران مرکزی، امیر مؤید سوادکوهی قدرت داشت و تهران را تهدید میکرد...
مازندران شرقی و بخشهایی از شمال خراسان در دست دو طایفه ترکمن بود...
شمال غربی خراسان در دست سردار معزز بجنوردی و ایل شادلو بود...
آذربایجان شمالی و نواحی هممرز با روسیه در دست اقبالالسلطنه ماکویی بود...
غرب ارومیه و کردستان در دست اسماعیلآقا سمیتقو بود که پرچمی برای خود ساخته بود و شیعیان را قتلعام میکرد...
آذربایجان در دست عشایر ایل بزرگ شاهسون و همدان در دست عشایر کرد بود...
در جنوب، بلوچها خودگردان بودند. دوستمحمدخان، سرکرده بلوچها، سکه به نام خودش میزد و چیزی نمانده بود دیار رستم دستان نیز برای همیشه تجزیه شده، به بلوچستان پاکستان بپیوندد...
ایرانیان برای رفتن به استان مستقل خوزستان میبایست ویزا میگرفتند و حاکم آنجا (شیخ خزعل، زیر تحریک اعراب و انگلیس) سالها بود به تهران مالیات نمیداد... و خیال جداسازی خوزستان از ایران را داشت.
ترکمنها راههای خراسان را غارت میکردند...
مرکز ایران محل جولان یاغیان و لرهای شورشی بود.
نایب حسین کاشی در کاشان از دولت مرکزی باج میگرفت و هر جنایتی بر مردم روا میداشت...!
رضاخان جوزدانی و جعفرقلیخان چرمهینی در نجفآباد و لنجان (اصفهان) به راهزنی مشغول بودند.
شمال کشور در دست روسها بود و جنوب در دست انگلیسیها!
انگلیسیها اسکناس ایران را چاپ میکردند و از دولت ایران حق توحش میگرفتند...
تراخم و سوزاک و مالاریا، نه در سطح خانواده که در ابعاد یک «کشور»، بیداد میکرد...
۹۵ درصد مردم روستانشین یا عشایر بودند و آن اندک شهرهایمان هم فرقی با روستا نداشت...
۹۸ درصد مردم سواد خواندن و نوشتن نداشتند...
راه و امنیت، آرزوی دستنیافتنی ایرانیان بود...
مردم برای رفتن به مشهد باید به روسیه و برای رفتن به خوزستان باید به عراق میرفتند...
ارتش و بانک و شیلات و شهربانی و گمرک و... در دست اجنبی بود...
ایران یک شبهمستعمره بود که مردمانش منتظر ضربت آخر نشسته بودند؛ ضربتی که معلوم نبود از شمال میآید یا از جنوب...؟!
و...
ایران هنگامی که دوران رضاشاه به پایان رسید:
برای ایران بانک ملی و سپه، ارتش نوین (نیروی دریایی، هوایی و زمینی)، رادیو، مدرسه، قانون مدنی، راهآهن سراسری، صنایع، فرهنگستان، ژاندارمری و پلیس، دانشسرای عالی، دانشگاه، کارخانه هواپیماسازی، ثبت اسناد و احوال، بیمه، موزه، فرودگاه، فدراسیون فوتبال و... ساخته شده بود.
تمام امتیازات استعماری کشورهای بیگانه در ایران لغو شده بود...
زنان، که نیمی از جمعیت بودند، فعالانه وارد اجتماع شده بودند...
عشایر اسکان داده شده و خانسالاری برافتاده بود.
دادگستری راهاندازی شده بود و نهتنها سیستم قضا، که اوقاف و مکتبخانه و سیستم ازدواج و تمام اینها و بسیاری خدمات دیگر، مانند احیای اماکن باستانی و ملی، تنها در مدت ۱۶ سال و بدون بودجه نفت به انجام رسیده بود...!
ارتجاع سرخ و سیاه به مردم القا کردند که به رضاشاه بگویند: «بیسوادِ قلدر»!؟
بسیار خوب؛ او بیسواد بود، اما دانشگاه تهران را ساخت... و قلدر بود، اما ارتش منظم را برای ایران ساخت و تجهیز کرد.
رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، در پی اشغال ایران توسط نیروهای بریتانیا و شوروی، ناچار به کنارهگیری از سلطنت شد و ایران را به مقصد تبعید ترک کرد.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
@iraneazadvaabad
ایران هنگامی که رضاشاه به قدرت رسید:
میرزا کوچکخان در رشت، با کمک روسیه، «جمهوری شوروی گیلان» را راه انداخته و خود را رئیسجمهور نامیده و به نام خود تمبر چاپ میکرد... (این کار تجزیهطلبی و خیانت به ایران بوده است.)
در مازندران مرکزی، امیر مؤید سوادکوهی قدرت داشت و تهران را تهدید میکرد...
مازندران شرقی و بخشهایی از شمال خراسان در دست دو طایفه ترکمن بود...
شمال غربی خراسان در دست سردار معزز بجنوردی و ایل شادلو بود...
آذربایجان شمالی و نواحی هممرز با روسیه در دست اقبالالسلطنه ماکویی بود...
غرب ارومیه و کردستان در دست اسماعیلآقا سمیتقو بود که پرچمی برای خود ساخته بود و شیعیان را قتلعام میکرد...
آذربایجان در دست عشایر ایل بزرگ شاهسون و همدان در دست عشایر کرد بود...
در جنوب، بلوچها خودگردان بودند. دوستمحمدخان، سرکرده بلوچها، سکه به نام خودش میزد و چیزی نمانده بود دیار رستم دستان نیز برای همیشه تجزیه شده، به بلوچستان پاکستان بپیوندد...
ایرانیان برای رفتن به استان مستقل خوزستان میبایست ویزا میگرفتند و حاکم آنجا (شیخ خزعل، زیر تحریک اعراب و انگلیس) سالها بود به تهران مالیات نمیداد... و خیال جداسازی خوزستان از ایران را داشت.
ترکمنها راههای خراسان را غارت میکردند...
مرکز ایران محل جولان یاغیان و لرهای شورشی بود.
نایب حسین کاشی در کاشان از دولت مرکزی باج میگرفت و هر جنایتی بر مردم روا میداشت...!
رضاخان جوزدانی و جعفرقلیخان چرمهینی در نجفآباد و لنجان (اصفهان) به راهزنی مشغول بودند.
شمال کشور در دست روسها بود و جنوب در دست انگلیسیها!
انگلیسیها اسکناس ایران را چاپ میکردند و از دولت ایران حق توحش میگرفتند...
تراخم و سوزاک و مالاریا، نه در سطح خانواده که در ابعاد یک «کشور»، بیداد میکرد...
۹۵ درصد مردم روستانشین یا عشایر بودند و آن اندک شهرهایمان هم فرقی با روستا نداشت...
۹۸ درصد مردم سواد خواندن و نوشتن نداشتند...
راه و امنیت، آرزوی دستنیافتنی ایرانیان بود...
مردم برای رفتن به مشهد باید به روسیه و برای رفتن به خوزستان باید به عراق میرفتند...
ارتش و بانک و شیلات و شهربانی و گمرک و... در دست اجنبی بود...
ایران یک شبهمستعمره بود که مردمانش منتظر ضربت آخر نشسته بودند؛ ضربتی که معلوم نبود از شمال میآید یا از جنوب...؟!
و...
ایران هنگامی که دوران رضاشاه به پایان رسید:
برای ایران بانک ملی و سپه، ارتش نوین (نیروی دریایی، هوایی و زمینی)، رادیو، مدرسه، قانون مدنی، راهآهن سراسری، صنایع، فرهنگستان، ژاندارمری و پلیس، دانشسرای عالی، دانشگاه، کارخانه هواپیماسازی، ثبت اسناد و احوال، بیمه، موزه، فرودگاه، فدراسیون فوتبال و... ساخته شده بود.
تمام امتیازات استعماری کشورهای بیگانه در ایران لغو شده بود...
زنان، که نیمی از جمعیت بودند، فعالانه وارد اجتماع شده بودند...
عشایر اسکان داده شده و خانسالاری برافتاده بود.
دادگستری راهاندازی شده بود و نهتنها سیستم قضا، که اوقاف و مکتبخانه و سیستم ازدواج و تمام اینها و بسیاری خدمات دیگر، مانند احیای اماکن باستانی و ملی، تنها در مدت ۱۶ سال و بدون بودجه نفت به انجام رسیده بود...!
ارتجاع سرخ و سیاه به مردم القا کردند که به رضاشاه بگویند: «بیسوادِ قلدر»!؟
بسیار خوب؛ او بیسواد بود، اما دانشگاه تهران را ساخت... و قلدر بود، اما ارتش منظم را برای ایران ساخت و تجهیز کرد.
رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، در پی اشغال ایران توسط نیروهای بریتانیا و شوروی، ناچار به کنارهگیری از سلطنت شد و ایران را به مقصد تبعید ترک کرد.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
@iraneazadvaabad
- 👍 3
Post #2027
182

تاملات
تاجی که بزرگان ایران برگزیدند
سال ۲۹۳ میلادی، گروهی از شاهزادگان، بزرگان خاندانها و فرمانروایان محلی در گذرگاهی میان فلات ایران و دشت میانرودان انتظار میکشیدند. محل دیدار پایکولی بود؛ در هفتاد کیلومتری جنوب سلیمانیهٔ امروزی، بر راهی که به تیسفون میرسید. آنان برای استقبال تشریفاتی از شاه نیامده بودند. آمده بودند تا نرسه، شاه ارمنستان و پسر شاپور یکم، را به پذیرفتن تاج ایران فراخوانند.
بهرام دوم درگذشته بود. وهنام، یکی از صاحبمنصبان دربار، پسر جوان او را با نام بهرام سوم بر تخت نشانده بود. کتیبهٔ پایکولی میگوید این تاجگذاری پنهانی و بدون اعلام موافقت بزرگان انجام شد. همین فقدان، مشروعیت پادشاه تازه را سست کرد. بخشی از اشراف پارسی و خاندانهای پارتی به نرسه نامه نوشتند و از او خواستند از ارمنستان به سوی ایرانشهر حرکت کند.
نرسه درخواست آنان را پذیرفت. در کتیبه میگوید پس از دیدن نامه، به نام اهورامزدا، ایزدان و آناهید بانو از ارمنستان رهسپار ایرانشهر شد. مخالفانش عقب نشستند و وهنام دستگیر شد. سپس جلسهای از بزرگان برای تعیین شاه برپا شد. پس از رأی و تأیید آنان، نرسه اعلام کرد که با یاری ایزدان بر «تخت پدر و نیاکان» مینشیند.
این صحنه با تصویر رایج «استبداد شرقی» سازگار نیست. شاه ساسانی تاج را از یک دیوانسالار درباری یا فرماندهای که زودتر به کاخ رسیده بود دریافت نمیکرد. پادشاه از خاندان ساسانی برمیخاست، اما نسب بهتنهایی کافی نبود. شاهزادگان، بزرگان، خاندانهای صاحب زمین، آزادان و شاهان تابع در استقرار سلطنت نقش داشتند. تاج موروثی بود؛ اما حق جانشینی درون شبکهای از آیین، رضایت نخبگان و توانایی فرمانروایی به رسمیت شناخته میشد.
کتیبه معیارهای شاه شایسته را نیز بیان میکند. بزرگان باید تشخیص میدادند کدام نامزد در برابر ایزدان درستکردارتر است، توان بیشتری برای حفظ آرامش ایرانشهر دارد و بهتر میتواند کار ایرانیان را سامان دهد. اینجا پادشاهی از میراث خانوادگی به یک امر تمام عیار سیاسی تبدیل می شود. شاه باید کشور را نگاه دارد، امنیت برقرار کند و میان اجزای شاهنشاهی پیوند بسازد. فرّه شاهانه در اندیشهٔ ایرانی از داد و توانایی پاسداری از ایران جدا نبود.
نرسه فرمان داد یاد آن واقعه را بر بنایی سنگی ثبت کنند. نوشته بر دو نمای برج قرار گرفت: یک نسخه به فارسی میانه و نسخهای به زبان پارتی. کاربرد زبان پارتی نشانهای از دوام جایگاه خاندانهای بزرگ اشکانی در شاهنشاهی ساسانی بود. اشراف پارتی، فرماندهان، شاهان ناحیهای و خاندانهای کهن در ساختار قدرت باقی ماندند. پادشاهی ایران ظرفیت جذب سنتهای دودمانی گوناگون را درون یک نظم شاهنشاهی داشت.
در بخشهای پایانی کتیبه، نام ۳۷ تن از حامیان نرسه ثبت شده است. ترتیب نامها نیز معنا داشت؛ جایگاه هر فرد در سلسلهمراتب سیاسی را نشان میداد. کتیبه، صورتجلسهای سنگی از ائتلاف سازندهٔ پادشاهی است. شاه ایران آنقدر نیرومند بود که برج پیروزی برپا کند و آنقدر به ساختار سیاسی کشور توجه داشت که نام کسانی را که تاجش را به رسمیت شناخته بودند، برای آیندگان حفظ کند.
پایکولی متن تبلیغاتی نرسه نیز بود. او پیروز کشمکشی دودمانی شده بود و طبیعی بود که بهرام سوم را فاقد مشروعیت و حرکت خود را بازگرداندن نظم معرفی کند. این خصلت از ارزش سند نمیکاهد. فهرست مقامها، زبانهای کتیبه، آیین شورای بزرگان و استدلال مشروعیت نشان میدهد پادشاهی ساسانی چه تصوری از حکومت درست داشت. نرسه برای توجیه پادشاهی اش به رضایت بزرگان تکیه کرد، زیرا این رضایت در فرهنگ سیاسی ایران اعتبار داشت.
مقایسه با روم همان عصر نیز آموزنده است. امپراتوری روم میان سالهای ۲۳۵ و ۲۸۴ نزدیک به پنجاه فرمانروا و مدعی امپراتوری دید؛ بیشتر آنان با مرگ خشونتآمیز از قدرت کنار رفتند. سپاهیان در گوشهای از امپراتوری فرماندهی را امپراتور اعلام میکردند و لژیون دیگر نامزد دیگری برمیگزید. ایران نیز کشمکش جانشینی داشت، اما پایکولی نشان میدهد که برای حل آن زبان نهادی ساخته بود: خاندان پادشاهی، شورای بزرگان، شایستگی شاه، وفاداری فرمانروایان ناحیهای و پاسداری از ایرانشهر.
جمهوری اسلامی این ترتیب را وارونه کرده است. ولایت فقیه مشروعیت را از تفسیر یک طبقهٔ روحانی میگیرد و نهادهای انتخابی را زیر اقتدار آن قرار میدهد. پایکولی، با وجود قدمت هفدهقرنیاش، فهمی سیاسیتر از مشروعیت عرضه میکند: فرمانروا باید برای نگاهبانی ایران شایسته شناخته شود و نیروهای سازندهٔ کشور باید پادشاهی او را بپذیرند.
برج پایکولی امروز شکسته و سنگهای نوشتهدارش پراکندهاند. بعضی قطعات در موزهٔ سلیمانیه نگهداری میشوند. اما، پیام سیاسی آن هنوز استوار است. پادشاه بر اریکه ی قدرت تکیه زد، چرا بزرگان ایران او را برای پاسداری از ایرانشهر فراخواندند.
@drmasoudzamani2
تاجی که بزرگان ایران برگزیدند
سال ۲۹۳ میلادی، گروهی از شاهزادگان، بزرگان خاندانها و فرمانروایان محلی در گذرگاهی میان فلات ایران و دشت میانرودان انتظار میکشیدند. محل دیدار پایکولی بود؛ در هفتاد کیلومتری جنوب سلیمانیهٔ امروزی، بر راهی که به تیسفون میرسید. آنان برای استقبال تشریفاتی از شاه نیامده بودند. آمده بودند تا نرسه، شاه ارمنستان و پسر شاپور یکم، را به پذیرفتن تاج ایران فراخوانند.
بهرام دوم درگذشته بود. وهنام، یکی از صاحبمنصبان دربار، پسر جوان او را با نام بهرام سوم بر تخت نشانده بود. کتیبهٔ پایکولی میگوید این تاجگذاری پنهانی و بدون اعلام موافقت بزرگان انجام شد. همین فقدان، مشروعیت پادشاه تازه را سست کرد. بخشی از اشراف پارسی و خاندانهای پارتی به نرسه نامه نوشتند و از او خواستند از ارمنستان به سوی ایرانشهر حرکت کند.
نرسه درخواست آنان را پذیرفت. در کتیبه میگوید پس از دیدن نامه، به نام اهورامزدا، ایزدان و آناهید بانو از ارمنستان رهسپار ایرانشهر شد. مخالفانش عقب نشستند و وهنام دستگیر شد. سپس جلسهای از بزرگان برای تعیین شاه برپا شد. پس از رأی و تأیید آنان، نرسه اعلام کرد که با یاری ایزدان بر «تخت پدر و نیاکان» مینشیند.
این صحنه با تصویر رایج «استبداد شرقی» سازگار نیست. شاه ساسانی تاج را از یک دیوانسالار درباری یا فرماندهای که زودتر به کاخ رسیده بود دریافت نمیکرد. پادشاه از خاندان ساسانی برمیخاست، اما نسب بهتنهایی کافی نبود. شاهزادگان، بزرگان، خاندانهای صاحب زمین، آزادان و شاهان تابع در استقرار سلطنت نقش داشتند. تاج موروثی بود؛ اما حق جانشینی درون شبکهای از آیین، رضایت نخبگان و توانایی فرمانروایی به رسمیت شناخته میشد.
کتیبه معیارهای شاه شایسته را نیز بیان میکند. بزرگان باید تشخیص میدادند کدام نامزد در برابر ایزدان درستکردارتر است، توان بیشتری برای حفظ آرامش ایرانشهر دارد و بهتر میتواند کار ایرانیان را سامان دهد. اینجا پادشاهی از میراث خانوادگی به یک امر تمام عیار سیاسی تبدیل می شود. شاه باید کشور را نگاه دارد، امنیت برقرار کند و میان اجزای شاهنشاهی پیوند بسازد. فرّه شاهانه در اندیشهٔ ایرانی از داد و توانایی پاسداری از ایران جدا نبود.
نرسه فرمان داد یاد آن واقعه را بر بنایی سنگی ثبت کنند. نوشته بر دو نمای برج قرار گرفت: یک نسخه به فارسی میانه و نسخهای به زبان پارتی. کاربرد زبان پارتی نشانهای از دوام جایگاه خاندانهای بزرگ اشکانی در شاهنشاهی ساسانی بود. اشراف پارتی، فرماندهان، شاهان ناحیهای و خاندانهای کهن در ساختار قدرت باقی ماندند. پادشاهی ایران ظرفیت جذب سنتهای دودمانی گوناگون را درون یک نظم شاهنشاهی داشت.
در بخشهای پایانی کتیبه، نام ۳۷ تن از حامیان نرسه ثبت شده است. ترتیب نامها نیز معنا داشت؛ جایگاه هر فرد در سلسلهمراتب سیاسی را نشان میداد. کتیبه، صورتجلسهای سنگی از ائتلاف سازندهٔ پادشاهی است. شاه ایران آنقدر نیرومند بود که برج پیروزی برپا کند و آنقدر به ساختار سیاسی کشور توجه داشت که نام کسانی را که تاجش را به رسمیت شناخته بودند، برای آیندگان حفظ کند.
پایکولی متن تبلیغاتی نرسه نیز بود. او پیروز کشمکشی دودمانی شده بود و طبیعی بود که بهرام سوم را فاقد مشروعیت و حرکت خود را بازگرداندن نظم معرفی کند. این خصلت از ارزش سند نمیکاهد. فهرست مقامها، زبانهای کتیبه، آیین شورای بزرگان و استدلال مشروعیت نشان میدهد پادشاهی ساسانی چه تصوری از حکومت درست داشت. نرسه برای توجیه پادشاهی اش به رضایت بزرگان تکیه کرد، زیرا این رضایت در فرهنگ سیاسی ایران اعتبار داشت.
مقایسه با روم همان عصر نیز آموزنده است. امپراتوری روم میان سالهای ۲۳۵ و ۲۸۴ نزدیک به پنجاه فرمانروا و مدعی امپراتوری دید؛ بیشتر آنان با مرگ خشونتآمیز از قدرت کنار رفتند. سپاهیان در گوشهای از امپراتوری فرماندهی را امپراتور اعلام میکردند و لژیون دیگر نامزد دیگری برمیگزید. ایران نیز کشمکش جانشینی داشت، اما پایکولی نشان میدهد که برای حل آن زبان نهادی ساخته بود: خاندان پادشاهی، شورای بزرگان، شایستگی شاه، وفاداری فرمانروایان ناحیهای و پاسداری از ایرانشهر.
جمهوری اسلامی این ترتیب را وارونه کرده است. ولایت فقیه مشروعیت را از تفسیر یک طبقهٔ روحانی میگیرد و نهادهای انتخابی را زیر اقتدار آن قرار میدهد. پایکولی، با وجود قدمت هفدهقرنیاش، فهمی سیاسیتر از مشروعیت عرضه میکند: فرمانروا باید برای نگاهبانی ایران شایسته شناخته شود و نیروهای سازندهٔ کشور باید پادشاهی او را بپذیرند.
برج پایکولی امروز شکسته و سنگهای نوشتهدارش پراکندهاند. بعضی قطعات در موزهٔ سلیمانیه نگهداری میشوند. اما، پیام سیاسی آن هنوز استوار است. پادشاه بر اریکه ی قدرت تکیه زد، چرا بزرگان ایران او را برای پاسداری از ایرانشهر فراخواندند.
@drmasoudzamani2
- ❤ 11
- 👍 1
- 👏 1
Post #2026
145
Forwarded from العربیه فارسی

تلاش میانجیگران طی روزهای گذشته نتوانسته به پیشرفتی در مذاکرات ایران و آمریکا منجر شود. سه مقام مطلع به «آکسیوس» گفتند تهران و واشینگتن همچنان حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نیستند.
به گزارش آکسیوس، برخی مقامهای آمریکایی میگویند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ممکن است پس از انتخابات میاندورهای بار دیگر عملیات نظامی گسترده علیه ایران را آغاز کند.
دو مقام آمریکایی گفتند قطر به تلاشهای میانجیگرانه خود ادامه خواهد داد، اما مقامهای این کشور از مواضع دو طرف بهطور فزایندهای ناامید شدهاند.
یک منبع مطلع نیز گفت علی الذوادی، میانجی قطری، دوشنبه در نیویورک با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و هیئت همراه او دیدار کرد. این نشست چند ساعت ادامه داشت.
بهگفته این منبع، دو طرف درباره پیشنهاد دو صفحهای قطر برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشینگتن گفتوگو کردند. این پیشنهاد به درخواست ایران برای رفع محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر این کشور و در مقابل، درخواست واشینگتن برای دریافت امتیازاتی از تهران در زمینه برنامه هستهای میپرداخت.
https://ara.tv/g2bof
به گزارش آکسیوس، برخی مقامهای آمریکایی میگویند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ممکن است پس از انتخابات میاندورهای بار دیگر عملیات نظامی گسترده علیه ایران را آغاز کند.
دو مقام آمریکایی گفتند قطر به تلاشهای میانجیگرانه خود ادامه خواهد داد، اما مقامهای این کشور از مواضع دو طرف بهطور فزایندهای ناامید شدهاند.
یک منبع مطلع نیز گفت علی الذوادی، میانجی قطری، دوشنبه در نیویورک با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و هیئت همراه او دیدار کرد. این نشست چند ساعت ادامه داشت.
بهگفته این منبع، دو طرف درباره پیشنهاد دو صفحهای قطر برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشینگتن گفتوگو کردند. این پیشنهاد به درخواست ایران برای رفع محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر این کشور و در مقابل، درخواست واشینگتن برای دریافت امتیازاتی از تهران در زمینه برنامه هستهای میپرداخت.
https://ara.tv/g2bof
Post #2025
113
Forwarded from Vahid Online وحید آنلاین

قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کرد دو نفر را که در اعتراضهای دیماه سال گذشته در مشهد بازداشت شده بودند، بامداد چهارشنبه اعدام کرده است.
بر پایه اعلام مرکز رسانه قوه قضائیه، علی همتی سیستانیان و مجید نیکاندیش پس از تأیید حکم در دیوان عالی کشور اعدام شدند. قوه قضائیه آنان را به دست داشتن در کشته شدن چهار نفر از نیروهای امنیتی در منطقهای در مشهد متهم کرده بود.
در ادعای قوه قضائیه آمده است دو متهم در بازجویی و در دادگاه به حمله به یک فروشگاه زنجیرهای، آتش زدن آن با کوکتل مولوتف، آتش زدن یک بانک و تخریب اموال عمومی اعتراف کردهاند.
هیچ اطلاعاتی درباره روند دادرسی، دسترسی متهمان به وکیل انتخابی یا شرایط اخذ اعترافات منتشر نشده است. اعترافات تلویزیونی در پروندههای امنیتی جمهوری اسلامی بارها از سوی نهادهای حقوق بشری به اخذ تحت فشار متهم شده است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
بر پایه اعلام مرکز رسانه قوه قضائیه، علی همتی سیستانیان و مجید نیکاندیش پس از تأیید حکم در دیوان عالی کشور اعدام شدند. قوه قضائیه آنان را به دست داشتن در کشته شدن چهار نفر از نیروهای امنیتی در منطقهای در مشهد متهم کرده بود.
در ادعای قوه قضائیه آمده است دو متهم در بازجویی و در دادگاه به حمله به یک فروشگاه زنجیرهای، آتش زدن آن با کوکتل مولوتف، آتش زدن یک بانک و تخریب اموال عمومی اعتراف کردهاند.
هیچ اطلاعاتی درباره روند دادرسی، دسترسی متهمان به وکیل انتخابی یا شرایط اخذ اعترافات منتشر نشده است. اعترافات تلویزیونی در پروندههای امنیتی جمهوری اسلامی بارها از سوی نهادهای حقوق بشری به اخذ تحت فشار متهم شده است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
- 💔 7
Post #2024
166
Post #2023
164
ارزیابی موسسه مطالعات جنگ بر این است که ممکن است جمهوری اسلامی در روزهای آتی حملات خود علیه زیرساختهای منطقهای یا کشتیرانی را گسترش دهد؛ زیرا صادرات نفت کشورهای دیگر از تنگه هرمز در حال افزایش است، در حالی که توانایی ایران برای فروش نفت خود بهطور فزایندهای کاهش مییابد.
والاستریت ژورنال در ۲۸ سپتامبر گزارش داد که صادرات نفت خاورمیانه در ماه سپتامبر به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که بیش از نیمی از سطح پیش از جنگ است.
@drmasoudzamani2
والاستریت ژورنال در ۲۸ سپتامبر گزارش داد که صادرات نفت خاورمیانه در ماه سپتامبر به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که بیش از نیمی از سطح پیش از جنگ است.
@drmasoudzamani2
- ❤ 2
Post #2022
205
موسسه مطالعات جنگ
ابومجاهد عساف، مسئول امنیتی کتائب حزبالله عراق، در بیانیهای در ۲۸ سپتامبر تهدید کرد که اگر دولت فدرال عراق علیه منافع ایران و گروههای شبهنظامی عراقی مورد حمایت ایران عمل کند، این گروه «به هر وسیلهای» دولت را سرنگون خواهد کرد.
عساف همچنین تهدید کرد که شبهنظامیان «بنادر» همه کشورهایی را که در «محاصره» پروازهای ایران مشارکت دارند خواهند بست و هر هواپیمای متخاصمی را در حریم هوایی عراق سرنگون خواهند کرد. اشاره عساف به تصمیم دولت عراق برای بستن فرودگاههای این کشور به روی هواپیماهای ایرانی، پیش از آن صورت گرفت که ایالات متحده یک معافیت ۳۰روزه از تحریمها برای پروازهای شرکت هواپیمایی عراق صادر کند تا زائران شیعه را میان ایران و نجف جابهجا کند.
@drmasoudzamani2
ابومجاهد عساف، مسئول امنیتی کتائب حزبالله عراق، در بیانیهای در ۲۸ سپتامبر تهدید کرد که اگر دولت فدرال عراق علیه منافع ایران و گروههای شبهنظامی عراقی مورد حمایت ایران عمل کند، این گروه «به هر وسیلهای» دولت را سرنگون خواهد کرد.
عساف همچنین تهدید کرد که شبهنظامیان «بنادر» همه کشورهایی را که در «محاصره» پروازهای ایران مشارکت دارند خواهند بست و هر هواپیمای متخاصمی را در حریم هوایی عراق سرنگون خواهند کرد. اشاره عساف به تصمیم دولت عراق برای بستن فرودگاههای این کشور به روی هواپیماهای ایرانی، پیش از آن صورت گرفت که ایالات متحده یک معافیت ۳۰روزه از تحریمها برای پروازهای شرکت هواپیمایی عراق صادر کند تا زائران شیعه را میان ایران و نجف جابهجا کند.
@drmasoudzamani2
Post #2021
163
موسسه مطالعات جنگ
بنا بر گزارشها، حوثیها و نیروهای همسو با دولت یمن هر دو دستور بسیج عمومی صادر کردهاند تا خطوط مقدم در سراسر یمن را تقویت کنند. این اقدام ممکن است نشاندهنده قصد بلندمدت حوثیها برای ادامه پیشروی در استان تعز و در امتداد ساحل دریای سرخ باشد و احتمالاً در سوی مقابل، نشاندهنده قصد دولت یمن برای معکوس کردن پیشرویهای حوثیهاست.
@drmasoudzamani2
بنا بر گزارشها، حوثیها و نیروهای همسو با دولت یمن هر دو دستور بسیج عمومی صادر کردهاند تا خطوط مقدم در سراسر یمن را تقویت کنند. این اقدام ممکن است نشاندهنده قصد بلندمدت حوثیها برای ادامه پیشروی در استان تعز و در امتداد ساحل دریای سرخ باشد و احتمالاً در سوی مقابل، نشاندهنده قصد دولت یمن برای معکوس کردن پیشرویهای حوثیهاست.
@drmasoudzamani2
Post #2020
167
This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram
Post #2019
135
Forwarded from مهدی نصیری
📢آیا به لحظه بزرگ اعتصاب نزدیک شدهایم؟
✍ مهدی نوذر
آنچه امروز در میان معلمان و پرستاران در حال رخ دادن است، اگرچه در ظاهر مجموعهای از استعفاها و ترک شغلهاست، اما به نظر من باید آن را در چارچوبی بزرگتر دید؛ نشانهای از فرسایش توان اقتصادی جمهوری اسلامی و شروع اعتصابات دامنه دار .
وقتی معلم یا پرستار با وجود تخصص و اهمیت شغلش به جایی میرسد که درآمدش دیگر کفاف زندگی را نمیدهد و تصمیم میگیرد کارش را ترک کند، مسئله دیگر فقط یک نارضایتی شغلی نیست. این یعنی بخشی از نیروی انسانیِ سیستم دیگر توان ادامه دادن ندارد.
اما سؤال مهمتر اینجاست: اگر این روند از مدرسه و بیمارستان عبور کند و به کارخانهها، صنایع فولاد، پتروشیمی، حملونقل، بنادر، نیروگاهها و صنعت نفت برسد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اینجاست که یک اعتراض صنفی میتواند به یک بحران اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.
تاریخ معاصر ایران یک نمونه روشن دارد. در سال ۱۳۵۷، اعتراضها بهتدریج وارد محیطهای کاری و بخشهای مختلف اقتصاد شدند. وقتی اعتصابها به صنایع کلیدی رسیدند و سرانجام صنعت نفت را درگیر کردند، ماجرا دیگر فقط اعتراض خیابانی نبود؛ چرخ اقتصادی کشور نیز با اختلال جدی روبهرو شد.
امروز اگر معلم و پرستار به دلیل فشار اقتصادی دست از کار میکشند، مسئله فقط خود آنها نیست. این اتفاق میتواند نشانهای از بحرانی باشد که اگر به دیگر بخشهای جامعه و اقتصاد سرایت کند، ابعاد بسیار بزرگتری پیدا خواهد کرد.
و شاید نقطه تعیینکننده دقیقاً همینجا باشد؛ جایی که اعتراضهای پراکنده صنفی به یکدیگر متصل شوند و بخشهای مختلف نیروی کار کشور، هر کدام در جایگاه خود، نشان دهند که ادامه این وضعیت برایشان ممکن نیست.
در سال ۵۷، اعتصاب صنعت نفت یکی از نقاط عطف بحران بود.
شاید تاریخ دوباره به ما یادآوری کند که گاهی سرنوشت یک حکومت فقط در خیابان تعیین نمیشود؛ بلکه در محل کار، کارخانه، بیمارستان، مدرسه و در نهایت در چرخهای اقتصادی کشور رقم میخورد.
در پایان خاطرنشان میکنم که امروز وظیفه ما مردم ایران است که در کنار معلمان و پرستارانی که برای زندگی و آینده خود ایستادهاند بایستیم، از اعتراضات و استعفای آنان حمایت کنیم و به آنان بپیوندیم. گسترش همبستگی میان اقشار مختلف جامعه میتواند این اعتراضات را به نیرویی گستردهتر تبدیل کند و روند فروپاشی جمهوری اسلامی را شتاب بخشد.
@politicscafe
✍ مهدی نوذر
آنچه امروز در میان معلمان و پرستاران در حال رخ دادن است، اگرچه در ظاهر مجموعهای از استعفاها و ترک شغلهاست، اما به نظر من باید آن را در چارچوبی بزرگتر دید؛ نشانهای از فرسایش توان اقتصادی جمهوری اسلامی و شروع اعتصابات دامنه دار .
وقتی معلم یا پرستار با وجود تخصص و اهمیت شغلش به جایی میرسد که درآمدش دیگر کفاف زندگی را نمیدهد و تصمیم میگیرد کارش را ترک کند، مسئله دیگر فقط یک نارضایتی شغلی نیست. این یعنی بخشی از نیروی انسانیِ سیستم دیگر توان ادامه دادن ندارد.
اما سؤال مهمتر اینجاست: اگر این روند از مدرسه و بیمارستان عبور کند و به کارخانهها، صنایع فولاد، پتروشیمی، حملونقل، بنادر، نیروگاهها و صنعت نفت برسد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اینجاست که یک اعتراض صنفی میتواند به یک بحران اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.
تاریخ معاصر ایران یک نمونه روشن دارد. در سال ۱۳۵۷، اعتراضها بهتدریج وارد محیطهای کاری و بخشهای مختلف اقتصاد شدند. وقتی اعتصابها به صنایع کلیدی رسیدند و سرانجام صنعت نفت را درگیر کردند، ماجرا دیگر فقط اعتراض خیابانی نبود؛ چرخ اقتصادی کشور نیز با اختلال جدی روبهرو شد.
امروز اگر معلم و پرستار به دلیل فشار اقتصادی دست از کار میکشند، مسئله فقط خود آنها نیست. این اتفاق میتواند نشانهای از بحرانی باشد که اگر به دیگر بخشهای جامعه و اقتصاد سرایت کند، ابعاد بسیار بزرگتری پیدا خواهد کرد.
و شاید نقطه تعیینکننده دقیقاً همینجا باشد؛ جایی که اعتراضهای پراکنده صنفی به یکدیگر متصل شوند و بخشهای مختلف نیروی کار کشور، هر کدام در جایگاه خود، نشان دهند که ادامه این وضعیت برایشان ممکن نیست.
در سال ۵۷، اعتصاب صنعت نفت یکی از نقاط عطف بحران بود.
شاید تاریخ دوباره به ما یادآوری کند که گاهی سرنوشت یک حکومت فقط در خیابان تعیین نمیشود؛ بلکه در محل کار، کارخانه، بیمارستان، مدرسه و در نهایت در چرخهای اقتصادی کشور رقم میخورد.
در پایان خاطرنشان میکنم که امروز وظیفه ما مردم ایران است که در کنار معلمان و پرستارانی که برای زندگی و آینده خود ایستادهاند بایستیم، از اعتراضات و استعفای آنان حمایت کنیم و به آنان بپیوندیم. گسترش همبستگی میان اقشار مختلف جامعه میتواند این اعتراضات را به نیرویی گستردهتر تبدیل کند و روند فروپاشی جمهوری اسلامی را شتاب بخشد.
@politicscafe
- 🔥 8
- ❤ 1
- 👍 1
Post #2018
824
توماس زدخوفسکی، نماینده کشور چک در پارلمان اروپا:
من با تمام اپوزیسیونهای ایرانی صحبت کردم و همهشان جز شاهزاده چرت و پرت میگفتن
@drmasoudzamani2
من با تمام اپوزیسیونهای ایرانی صحبت کردم و همهشان جز شاهزاده چرت و پرت میگفتن
@drmasoudzamani2
- 👍 17
- 🤣 3
- 👎 1
- 🖕 1
Post #2017
307

تاملات
کارخانه ای به نام وطن
بیستودوم فروردین ۱۳۱۵، نمایشگاه محصولات ایران در تهران گشوده شد. رضاشاه از غرفهها بازدید میکرد و نمونههای تولید داخلی را میدید؛ کالاهایی که یک دهه پیش بخش بزرگی از آنها باید از روسیه، بریتانیا یا هند وارد میشد. در غرفهٔ کارخانهٔ وطن اصفهان، محمدجعفر کازرونی پارچههای کارخانهٔ خانوادگی را پیش روی شاه گذاشت. رضاشاه کیفیت منسوجات را ستود و دربارهٔ پارچهٔ مورد نیاز ارتش پرسید. پاسخ کازرونی این بود که کارخانه بهزودی پارچهٔ پالتوی نظامیان را نیز تولید خواهد کرد.
در پس این گفتوگوی کوتاه، یکی از بزرگترین دگرگونیهای اقتصادی ایران نهفته بود: تاجر ایرانی از واسطهٔ کالای خارجی به سازندهٔ کالای ملی تبدیل میشد.
کارخانهٔ وطن در حدود سال ۱۳۰۰ به ابتکار فضلاللهخان عطاءالملک دهش شکل گرفت و در ۱۳۰۴ تولید را آغاز کرد. انتقال ماشینآلات از آلمان، عبور آنها از راههای کوهستانی و نصب تجهیزات چند سال طول کشید. سرمایهٔ لازم نیز بیش از توان یک نفر بود. حاج محمدحسین کازرونی، بازرگان سرشناس و مشروطهخواه اصفهانی، به طرح پیوست و سرانجام ادارهٔ کارخانه را در دست گرفت. نام "وطن" برنامهٔ اقتصادی این بنگاه تولیدی را اعلام میکرد: پارچهای که ایرانی میپوشد باید در ایران تولید شود.
کازرونی از نسلی میآمد که شکست اقتصادی ایران را با چشم خود دیده بود. اصفهان قرنها مرکز بافندگی، قلمکار، زری و پارچههای مرغوب بود. ورود انبوه منسوجات کارخانهای اروپا بازار بسیاری از بافندگان ایرانی را از میان برد. بازرگان ایرانی کالا وارد میکرد، مصرفکننده پول میپرداخت و ارزش افزوده در کارخانههای منچستر پدید میآمد. حتی جرج کرزن با لحنی آمیخته به رضایت نوشته بود که منچستر جامهدار عمومی اصفهان شده است.
بازرگانان اصفهان پیشتر شرکت اسلامیه را برای تولید و فروش منسوجات داخلی تأسیس کرده بودند. آن تجربه سرانجام کامیاب نشد، ولی اندیشهاش باقی ماند: استقلال سیاسی بدون توان تولید، همیشه در معرض فرسایش است. ملتی که لباس سرباز، ابزار کشاورز و کالای روزانهاش را نمیسازد، بخشی از اختیار خود را هنگام خرید به بیرون از مرز واگذار میکند.
تفاوت کارخانهٔ وطن با کوششهای پیشین در محیط سیاسی تازه بود. دولت رضاشاه امنیت راهها را برقرار کرد، ماشینآلات صنعتی را از عوارض گمرکی معاف ساخت، حملونقل را گسترش داد و برای تولید داخلی بازار پدید آورد. زمانی که میان دهش و کازرونی اختلاف افتاد و آیندهٔ کارخانه مبهم شد، رضاشاه که هنوز سردارسپه بود، برای حفظ طرح میانجیگری کرد و سفارش بزرگی برای لباس ارتش داد. این سفارش سرمایهدار را از خطر نخستین سالهای تولید عبور داد و به او اطمینان داد که دولت ملی خریدار کالای ملی خواهد بود.
نتیجه را در همان نمایشگاه سال ۱۳۱۵ میشد دید. کارخانهای که کار خود را با ۱۲ دستگاه آغاز کرده بود، حالا، ۸۵ دستگاه داشت و برای افزایش شمار آنها به ۱۱۲ برنامهریزی میکرد. تولید سالانهاش به ۶۵۰ هزار متر پارچه رسیده بود. وطن دیگر کارگاهی آزمایشی نبود؛ بنگاهی صنعتی بود که میتوانست
دربارهٔ تأمین پوشاک ارتش مذاکره کند.
کارخانهٔ وطن به الگویی برای سرمایهگذاران دیگر اصفهان تبدیل شد. کارخانههای ریسندگی، بافندگی و صنایع پشم یکی پس از دیگری برپا شدند. تا پایان سلطنت رضاشاه، اصفهان لقب «منچستر ایران» گرفته بود؛ این بار نه به سبب تسلیم بازارش به منچستر انگلستان، بلکه به سبب تراکم کارخانههای ایرانی. شمار کارگران نساجی مدرن کشور که در حدود ۱۹۲۰ نزدیک به هزار نفر بود، در ۱۹۴۰ به ۲۴۵۰۰ نفر رسید. سرمایهٔ خصوصی بیش از هر بخش صنعتی دیگر به نساجی روی آورد.
کازرونی سرمایهاش را در صندوق پنهان نکرد و به خرید خانه و زمین بسنده نکرد. آن را به ماشین، دستمزد، پارچه و مهارت تبدیل کرد. سود او پاداش پذیرش خطر بود.
پس از انقلاب ۵۷، با ملی کردن بسیاری صنایع و مصادره ی اموال، همان بلایی بر سر صنعت نساجی آمد که دامنگیر همه ی اقتصاد کشور شده بود. کارخانهٔ مصادرهشده ممکن است مدتی با مدیر منصوب اداره شود؛ اما منطق کارآفرینی را نمیتوان با حکم شورای انقلاب حفظ کرد. کارخانه ی متروک کازرونی با دیوارهای بلند غمگین اش واقع در خیابان نظر اصفهان، هنوز بر این واقعیت تلخ گواهی می دهند.
داستان وطن روایتگر لحظهای است که حاکمیت ایران، بازار و سرمایهدار ایرانی هدفی مشترک یافتند: بازپسگرفتن بازار ایران برای تولید ایران. رضاشاه میدان را ساخت و بازرگان اصفهانی در آن سرمایه گذاشت. کارگر ایرانی ماشین را به حرکت درآورد. پارچهای که از دستگاه بیرون آمد، غرور ملی بود که میشد آن را برید، دوخت و بر تن کرد.
@drmasoudzamani2
کارخانه ای به نام وطن
بیستودوم فروردین ۱۳۱۵، نمایشگاه محصولات ایران در تهران گشوده شد. رضاشاه از غرفهها بازدید میکرد و نمونههای تولید داخلی را میدید؛ کالاهایی که یک دهه پیش بخش بزرگی از آنها باید از روسیه، بریتانیا یا هند وارد میشد. در غرفهٔ کارخانهٔ وطن اصفهان، محمدجعفر کازرونی پارچههای کارخانهٔ خانوادگی را پیش روی شاه گذاشت. رضاشاه کیفیت منسوجات را ستود و دربارهٔ پارچهٔ مورد نیاز ارتش پرسید. پاسخ کازرونی این بود که کارخانه بهزودی پارچهٔ پالتوی نظامیان را نیز تولید خواهد کرد.
در پس این گفتوگوی کوتاه، یکی از بزرگترین دگرگونیهای اقتصادی ایران نهفته بود: تاجر ایرانی از واسطهٔ کالای خارجی به سازندهٔ کالای ملی تبدیل میشد.
کارخانهٔ وطن در حدود سال ۱۳۰۰ به ابتکار فضلاللهخان عطاءالملک دهش شکل گرفت و در ۱۳۰۴ تولید را آغاز کرد. انتقال ماشینآلات از آلمان، عبور آنها از راههای کوهستانی و نصب تجهیزات چند سال طول کشید. سرمایهٔ لازم نیز بیش از توان یک نفر بود. حاج محمدحسین کازرونی، بازرگان سرشناس و مشروطهخواه اصفهانی، به طرح پیوست و سرانجام ادارهٔ کارخانه را در دست گرفت. نام "وطن" برنامهٔ اقتصادی این بنگاه تولیدی را اعلام میکرد: پارچهای که ایرانی میپوشد باید در ایران تولید شود.
کازرونی از نسلی میآمد که شکست اقتصادی ایران را با چشم خود دیده بود. اصفهان قرنها مرکز بافندگی، قلمکار، زری و پارچههای مرغوب بود. ورود انبوه منسوجات کارخانهای اروپا بازار بسیاری از بافندگان ایرانی را از میان برد. بازرگان ایرانی کالا وارد میکرد، مصرفکننده پول میپرداخت و ارزش افزوده در کارخانههای منچستر پدید میآمد. حتی جرج کرزن با لحنی آمیخته به رضایت نوشته بود که منچستر جامهدار عمومی اصفهان شده است.
بازرگانان اصفهان پیشتر شرکت اسلامیه را برای تولید و فروش منسوجات داخلی تأسیس کرده بودند. آن تجربه سرانجام کامیاب نشد، ولی اندیشهاش باقی ماند: استقلال سیاسی بدون توان تولید، همیشه در معرض فرسایش است. ملتی که لباس سرباز، ابزار کشاورز و کالای روزانهاش را نمیسازد، بخشی از اختیار خود را هنگام خرید به بیرون از مرز واگذار میکند.
تفاوت کارخانهٔ وطن با کوششهای پیشین در محیط سیاسی تازه بود. دولت رضاشاه امنیت راهها را برقرار کرد، ماشینآلات صنعتی را از عوارض گمرکی معاف ساخت، حملونقل را گسترش داد و برای تولید داخلی بازار پدید آورد. زمانی که میان دهش و کازرونی اختلاف افتاد و آیندهٔ کارخانه مبهم شد، رضاشاه که هنوز سردارسپه بود، برای حفظ طرح میانجیگری کرد و سفارش بزرگی برای لباس ارتش داد. این سفارش سرمایهدار را از خطر نخستین سالهای تولید عبور داد و به او اطمینان داد که دولت ملی خریدار کالای ملی خواهد بود.
نتیجه را در همان نمایشگاه سال ۱۳۱۵ میشد دید. کارخانهای که کار خود را با ۱۲ دستگاه آغاز کرده بود، حالا، ۸۵ دستگاه داشت و برای افزایش شمار آنها به ۱۱۲ برنامهریزی میکرد. تولید سالانهاش به ۶۵۰ هزار متر پارچه رسیده بود. وطن دیگر کارگاهی آزمایشی نبود؛ بنگاهی صنعتی بود که میتوانست
دربارهٔ تأمین پوشاک ارتش مذاکره کند.
کارخانهٔ وطن به الگویی برای سرمایهگذاران دیگر اصفهان تبدیل شد. کارخانههای ریسندگی، بافندگی و صنایع پشم یکی پس از دیگری برپا شدند. تا پایان سلطنت رضاشاه، اصفهان لقب «منچستر ایران» گرفته بود؛ این بار نه به سبب تسلیم بازارش به منچستر انگلستان، بلکه به سبب تراکم کارخانههای ایرانی. شمار کارگران نساجی مدرن کشور که در حدود ۱۹۲۰ نزدیک به هزار نفر بود، در ۱۹۴۰ به ۲۴۵۰۰ نفر رسید. سرمایهٔ خصوصی بیش از هر بخش صنعتی دیگر به نساجی روی آورد.
کازرونی سرمایهاش را در صندوق پنهان نکرد و به خرید خانه و زمین بسنده نکرد. آن را به ماشین، دستمزد، پارچه و مهارت تبدیل کرد. سود او پاداش پذیرش خطر بود.
پس از انقلاب ۵۷، با ملی کردن بسیاری صنایع و مصادره ی اموال، همان بلایی بر سر صنعت نساجی آمد که دامنگیر همه ی اقتصاد کشور شده بود. کارخانهٔ مصادرهشده ممکن است مدتی با مدیر منصوب اداره شود؛ اما منطق کارآفرینی را نمیتوان با حکم شورای انقلاب حفظ کرد. کارخانه ی متروک کازرونی با دیوارهای بلند غمگین اش واقع در خیابان نظر اصفهان، هنوز بر این واقعیت تلخ گواهی می دهند.
داستان وطن روایتگر لحظهای است که حاکمیت ایران، بازار و سرمایهدار ایرانی هدفی مشترک یافتند: بازپسگرفتن بازار ایران برای تولید ایران. رضاشاه میدان را ساخت و بازرگان اصفهانی در آن سرمایه گذاشت. کارگر ایرانی ماشین را به حرکت درآورد. پارچهای که از دستگاه بیرون آمد، غرور ملی بود که میشد آن را برید، دوخت و بر تن کرد.
@drmasoudzamani2
- ❤ 18
- 👏 5
Post #2016
3.29K

شرمآور: تام فلچر، دیپلمات پیشین بریتانیایی که اکنون ریاست نهاد امدادرسان سازمان ملل را بر عهده دارد، در برابر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تعظیم میکند؛ وزیر خارجهٔ حکومتی که در ماه ژانویه دهها هزار معترض را قتلعام کرد. فلچر بارها مواضع و ادبیات جمهوری اسلامی علیه ایالات متحده و اسرائیل را بازتاب داده است.
@drmasoudzamani2
@drmasoudzamani2
- 🤬 18
Post #2015
236
Post #2014
246
از بی شرمی این آدم، همین بس که جمهوری لسلامی را در مجامع بین المللی قربانی تروریسم می خواند و وقتی با گزارشها درباره اعدام ۹۰۰ ایرانی توسط رژیمش روبهرو می شود، لبخند می زند.
@drmasoudzamani2
@drmasoudzamani2
- 🤬 16
Post #2013
169
Forwarded from مهدی نصیری

فوری: ترامپ خبر اکسیوس در کاهش تحریمها را تکذیب کرد
ترامپ دقایقی پیش نوشت:
«اکسیوس هماکنون خبری منتشر کرده مبنی بر اینکه "ترامپ" به ایران پیشنهاد لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده را داده است.
این غیرواقعی است. من هیچ چیز به آنها پیشنهاد ندادهام.
خبر اکسیوس، مانند اکثر اخبار دیگر، یک فریب و شایعه است که تنها با هدف ارضای سندرم اختلال روانی علیه ترامپ (TDS) استفاده میشود.
آنها باید این خبر جعلی را بلافاصله پس بگیرند.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ»
https://t.me/mihanparastlink
ترامپ دقایقی پیش نوشت:
«اکسیوس هماکنون خبری منتشر کرده مبنی بر اینکه "ترامپ" به ایران پیشنهاد لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده را داده است.
این غیرواقعی است. من هیچ چیز به آنها پیشنهاد ندادهام.
خبر اکسیوس، مانند اکثر اخبار دیگر، یک فریب و شایعه است که تنها با هدف ارضای سندرم اختلال روانی علیه ترامپ (TDS) استفاده میشود.
آنها باید این خبر جعلی را بلافاصله پس بگیرند.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ»
https://t.me/mihanparastlink
- ❤ 3
Post #2012
262
آکسیوس
شکاف میان مواضع دو طرف روشنتر شده است: ایران میخواهد مذاکرات بر تنگه هرمز، محاصره دریایی، تحریمهای نفتی و داراییهای مسدودشده متمرکز باشد. در مقابل، واشنگتن خواستار امتیازدهی ایران در پرونده هستهای است. مایک والتز، سفیر آمریکا، علناً درخواست تهران برای برخورداری از گشایشهای گسترده پیش از آغاز مذاکرات را غیرقابلقبول توصیف کرده است.
@drmasoudzamani2
شکاف میان مواضع دو طرف روشنتر شده است: ایران میخواهد مذاکرات بر تنگه هرمز، محاصره دریایی، تحریمهای نفتی و داراییهای مسدودشده متمرکز باشد. در مقابل، واشنگتن خواستار امتیازدهی ایران در پرونده هستهای است. مایک والتز، سفیر آمریکا، علناً درخواست تهران برای برخورداری از گشایشهای گسترده پیش از آغاز مذاکرات را غیرقابلقبول توصیف کرده است.
@drmasoudzamani2
- 👍 7
Post #2011
443
About this channel
- How can I read @drmasoudzamani2 without a Telegram account?
- TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ایرانگرایی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
- How many subscribers does ایرانگرایی have?
- ایرانگرایی (@drmasoudzamani2) has 853 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
- Does ایرانگرایی know I viewed it here?
- No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
