میان ایران، غزه و ترکیه
ارزیابی رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل از راهبرد ایران در هرمز، سیاست انتخاباتی نتانیاهو در غزه و خطر تبدیل رقابت با ترکیه به دشمنی مستقیم
مهمان: سرلشکر ذخیره تمیر هیمن، مدیر اجرایی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رئیس پیشین اطلاعات نظامی ارتش
مجری: اوفیر دایان، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل
برنامه: Brief.IL، مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)
تاریخ انتشار: ۲ سپتامبر ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
تمیر هیمن معتقد است ایران خود را پیروز جنگ میداند و تصور میکند آمریکا، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای، تمایلی به بازگشت به جنگ گسترده ندارد. بر همین اساس، تهران میکوشد از اختلال در تنگه هرمز بیشترین امتیاز را بگیرد، مذاکرات هستهای را به تأخیر بیندازد، توان موشکی خود را بازسازی کند و فعالیتهای احتمالی هستهای، بهویژه در مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ»، را پیش ببرد. از نگاه او، ایران برای جلوگیری از خفگی اقتصادی و ناآرامی داخلی ممکن است دوباره تنش در هرمز یا سراسر منطقه را افزایش دهد و در برابر فروپاشی اقتصاد خود منفعل نخواهد ماند.
هیمن راهبرد کنونی ترامپ را ترکیبی از «نه توافق و نه جنگ گسترده» همراه با فشار حداکثری اقتصادی توصیف میکند. به اعتقاد او، جنگ نظامی در آمریکا و منطقه نامحبوب است، درحالیکه تحریم و محاصره کمتر در صدر اخبار قرار میگیرد و تا زمانی که افزایش قیمت بنزین محدود باشد، هزینه سیاسی تحملپذیری برای ترامپ دارد. بااینحال، آمریکا ممکن است برای جلوگیری از مینگذاری یا بستهشدن دوباره هرمز حملات محدودی انجام دهد. هیمن این رویکرد را شبیه راهبرد اسرائیلی «چمنزنی» میداند: حملات مکرر زیر آستانه جنگ برای جلوگیری از بازسازی تهدید.
به گفته هیمن، نیروهای آمریکایی توانستهاند مینهای موجود در یکی از مسیرهای بینالمللی هرمز را پاکسازی و گذرگاهی محدود برای عبور کشتیها باز کنند. این کشتیها عمدتاً شبانه، با خاموشکردن سامانههای شناسایی و تحت حفاظت حرکت میکنند. بنابراین هرمز کاملاً باز نیست، اما ادعای بستهنبودن کامل آن نیز تا حدی درست است. دولت ترامپ امیدوار است محاصره صادرات ایران و فشار اقتصادی ناشی از آن، بحران داخلی را تشدید و شاید نظام را به سوی فروپاشی سوق دهد.
نگرانی اصلی هیمن این است که تمرکز واشنگتن و تهران بر هرمز، مسئله اساسی برنامه هستهای را به حاشیه رانده است. او با استناد به تحلیل انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک امارات، راهبرد «نه حمله و نه توافق» را خطرناک میداند، زیرا ایران میتواند از فاصله میان این دو گزینه برای بازسازی توان هستهای و موشکی استفاده کند. او میگوید حتی اگر اطلاعات قطعی درباره فعالیتهای جدید هستهای وجود نداشته باشد، اسرائیل باید فرض کند تهران از زمان موجود برای پیشرفت استفاده میکند.
هیمن سه تحول را خط قرمز اسرائیل میخواند: انتقال اورانیوم با غنای بالا به مکانی دیگر، بازسازی تأسیسات تبدیل اورانیوم از حالت گازی به جامد و فعالشدن کوه کلنگ بهعنوان یک مرکز زیرزمینی غنیسازی. به باور او، اسرائیل در صورت مشاهده هرکدام از این اقدامات باید حتی بدون مشارکت آمریکا و با پذیرش خطر آغاز دوباره جنگ، مستقیماً وارد عمل شود. او احتمال میدهد اسرائیل در پشت صحنه اطلاعات خود را با واشنگتن به اشتراک میگذارد، اما اگر آمریکا اقدامی نکند، نباید محدودیتهای واشنگتن مانع حمله اسرائیل شود.
هیمن معتقد است مجتبی خامنهای تندروترین عنصر در ساختار کنونی حکومت ایران است و ممکن است برای جلوگیری از تحقیر تازه و بهرهبرداری از آنچه مقاومت موفق ایران در جنگ میداند، خطر تشدید درگیری را بپذیرد. به گفته او، ایران معمولاً در پاسخ به حمله صرفاً مقابلهبهمثل نمیکند، بلکه سطح واکنش را افزایش میدهد تا طرف مقابل عقبنشینی کند. بنابراین هر حمله محدود آمریکا ظرفیت تبدیلشدن به جنگی گسترده را دارد، هرچند در شرایط فعلی تهران و واشنگتن هر دو ترجیح میدهند درگیری در محدوده هرمز و زیر آستانه جنگ تمامعیار باقی بماند.
از نظر هیمن، ادامه وضعیت اضطراری برای حکومت ایران مزیت داخلی نیز دارد؛ زیرا میتواند غیبت رهبر از عرصه عمومی، محدودیتهای سیاسی و سرکوب اعتراضات را با تهدید امنیتی توجیه کند. در عین حال، او نسبت به پیامدهای بینالمللی جنگ هشدار میدهد: آمریکا و اسرائیل ممکن است بهعنوان آغازگران جنگ دیده شوند و ایران در جایگاه قربانی قرار گیرد؛ تحولی که میتواند فشار جهانی بر اسرائیل و آمریکا را افزایش و مطالبه از تهران برای محدودکردن برنامه هستهای را کاهش دهد.
در پاسخ به اظهارات داوید بارنئا، رئیس پیشین موساد، درباره حتمیبودن سقوط حکومت ایران، هیمن محتاطتر است. او میگوید در تاریخ معاصر نمونه روشنی وجود ندارد که یک حکومت صرفاً بر اثر فشار اقتصادی سقوط کرده باشد؛ در شوروی، رومانی و دیگر موارد، اقتصاد تنها یکی از چند عامل فروپاشی بود. بحران اقتصادی، تورم شدید و کمبود نیازهای اولیه ممکن است اعتراضات گستردهای در ایران ایجاد کند، اما تهران تجربه و شبکهای پیچیده برای دورزدن تحریمها دارد و جنگ نیز کنترل حکومت بر جامعه را تقویت کرده است. بنابراین فشار اقتصادی میتواند مؤثر باشد، اما احتمالاً نه ظرف چند ماه یا یک سال.
در موضوع غزه، هیمن استدلال میکند که دولت اسرائیل عملاً ادامه طرح ترامپ را به تأخیر میاندازد، اما نمیخواهد مسئول شکست آن شناخته شود؛ بنابراین حملات خود را با ضرورت تعقیب فرماندهان حماس و عاملان حمله هفتم اکتبر توجیه میکند. نیکلای ملادنوف در تلاش است نقشه راهی ۱۵مادهای در چارچوب طرح ۲۰مادهای «هیئت صلح» را اجرا کند. براساس این طرح، حماس با ورود کمیته ملی اداره غزه، یعنی یک دولت تکنوکرات، به شهر غزه موافقت کرده و کابینه امنیتی اسرائیل نیز استقرار نیروی بینالمللی ثبات را پذیرفته است.
اجرای مرحله بعدی مستلزم ۱۴ روز توقف کامل حملات اسرائیل است. تا زمانی که اسرائیل حمله میکند، شمارش این دوره آغاز نمیشود، کمیته اداره غزه نمیتواند مستقر شود و ورود نیروی بینالمللی نیز به تعویق میافتد. هیمن معتقد است این تأخیر برای دولت نتانیاهو سودمند است، زیرا اسرائیل اکنون حدود ۶۰ درصد غزه و یک منطقه حائل را در اختیار دارد و در آستانه انتخابات، یک حماس ضعیف اما باقیمانده را به عقبنشینی و پذیرش محدودیتهای یک نیروی بینالمللی ترجیح میدهد.
اگر کمیته تکنوکرات اداره غزه مستقر و انتقال حتی نمادین سلاحهای حماس به آن آغاز شود، اسرائیل باید از «خط زرد» عقبنشینی کند. چنین عقبنشینیای پیش از انتخابات برای ائتلاف راستگرای نتانیاهو از نظر سیاسی پرهزینه است. ازاینرو، تعقیب عاملان هفتم اکتبر ــ اقدامی برخوردار از حمایت گسترده در جامعه اسرائیل ــ به دولت امکان میدهد پیشرفت طرح ترامپ را بدون پذیرش مسئولیت مستقیم آن به تعویق بیندازد.
بااینحال، هیمن ادامه حاکمیت حماس بر دو میلیون فلسطینی را بدترین گزینه میداند. از نظر او، واگذاری اداره غیرنظامی به کمیتهای تکنوکرات زیر نظر هیئت صلح، حتی اگر ناقص و همراه با حضور بینالمللی، ترکیه و قطر باشد، از تداوم کنترل حماس بهتر است. او تأکید میکند اجرای طرح ترامپ حق اسرائیل برای اقدام دفاعی علیه تهدیدهای آینده را کاملاً از میان نمیبرد و تنها اداره غیرنظامی را از حماس منتقل میکند.
دایان و هیمن سپس اخراج احتمالی هلند، بریتانیا و چند کشور دیگر از مرکز هماهنگی کریات گات را بررسی میکنند. آنان این اقدام را واکنش دولت اسرائیل به مخالفت اروپاییها با ساختوساز در منطقه E1 میان اورشلیم و معاله آدومیم میدانند. این منطقه از نظر توافق اسلو در محدوده «ج» قرار دارد و تحت کنترل اسرائیل است، اما ساختوساز در آن میتواند پیوستگی سرزمینی یک کشور آینده فلسطینی میان کرانه باختری شمالی و جنوبی را قطع کند. تهدید برخی دولتهای اروپایی به تحریم محصولات شهرکها و تشدید اقدامات علیه اشغال، زمینه تلاش اسرائیل برای محدودکردن نقش آنها در سازوکار هماهنگی غزه را فراهم کرده است.
در موضوع خشونت شهرکنشینان افراطی، هیمن هشدار میدهد که حملات یهودیان افراطی به فلسطینیان به نقطه جوش رسیده است. او این افراد را «تروریستهای یهودی» مینامد و میگوید اقداماتشان خلاف قانون و ارزشهای یهودی است، تمرکز ارتش را از تهدیدهای امنیتی منحرف میکند و منابع آن را فرسوده میسازد. به اعتقاد او، چند بازداشت پس از تلاش برای آتشزدن مسجد کافی نیست و دولت باید یک نیروی ویژه با مشارکت شینبت، پلیس و یگانهای مرزی برای ازمیانبردن این شبکهها تشکیل دهد.
دایان، که خود در شهرکهای کرانه باختری بزرگ شده، میگوید در برخی تپهها نوعی «خودمختاری ضدصهیونیستی» شکل گرفته است. این گروهها دولت و ارتش اسرائیل را قبول ندارند و بهدنبال نظم مذهبی متفاوتی هستند. او رهبری شهرکها را متهم میکند که سالها در برابر این جریان سکوت کرده و اکنون از قدرت اجتماعی آن هراس دارد. به گفته دایان، شهرکنشینان میانهرو باید آشکارا از ورود پلیس، ارتش و شینبت حمایت، افراطگرایان را از جوامع و کنیسهها طرد و روشن کنند که آنان نماینده اکثریت راستگرایان نیستند. در غیر این صورت، همین خشونتها ممکن است فشار بینالمللی برای خروج کامل اسرائیل از کرانه باختری را افزایش دهد.
Post #1469
741