اسرائیل نیز نباید درست زمانی که واشنگتن میخواهد نشان دهد بدون جنگ تازه میتواند به اهداف خود برسد، آمریکا را به گسترش عملیات نظامی سوق دهد. هر پیشنهاد برای حمله جدید باید نهتنها براساس میزان خسارتی که میتواند به ایران وارد کند، بلکه بر مبنای توانایی آن برای نزدیککردن جنگ به پایان، کاهش تهدید بلندمدت و محدودکردن نیاز به تعهد طولانی آمریکا ارزیابی شود.
نتیجه نهایی مقاله این است که «عملیات طرد اقتصادی» مرحله جدیدی در سیاست ترامپ است، اما جایگزین کامل نیروی نظامی نیست. قدرت نظامی همچنان پسزمینهای است که آمریکا با اتکا به آن میخواهد برتری مالی خود را بدون گسترش فوری جنگ به کار گیرد. این راهبرد برای موفقیت به صبر، استمرار و آمادگی برای تحمل هزینههای دیپلماتیک نیاز دارد؛ ویژگیهایی که همیشه با تمایل ترامپ به کسب نتایج سریع و تغییر ناگهانی شدت فشار هماهنگ نیستند.
تناقض مرکزی این است که هرچه فشار اقتصادی مؤثرتر و کنترل ایران بر هرمز ضعیفتر شود، انگیزه تهران برای استفاده از اهرم نظامی باقیمانده بیشتر خواهد شد. اگر ترامپ بتواند ایران را از تشدید جنگ بازدارد، تحریمها را علیه شرکای اصلی آن اجرا کند و همزمان مسیر معتبری برای دیپلماسی باقی بگذارد، زمان میتواند به سود آمریکا عمل کند. در غیر این صورت، جمهوری اسلامی خواهد کوشید نشان دهد که بیمیلی ترامپ به ورود دوباره به جنگ، مهمترین نقطهضعف سیاست واشنگتن است.
Post #1448
489