TGViewer
Iran 2026 Iran 2026 @irananalyses · 1.9K subscribers
Post #1438 574
فشار حداکثری علیه ایران شکست خواهد خورد
نویسنده: نیت سوانسون
رسانه: فارن افرز
تاریخ انتشار: ۲۵ اوت ۲۰۲۶
لینک مقاله
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
نیت سوانسون، پژوهشگر ارشد مقیم شورای آتلانتیک و مدیر پروژه راهبرد ایران در این اندیشکده است. او بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ مدیر امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا بود و در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز در تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ با ایران حضور داشت.
استدلال اصلی سوانسون این است که جنگ و کارزار تازه فشار اقتصادی، نه‌تنها ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد، بلکه اعتبار آمریکا و اهرم‌های فشار آن را نیز تضعیف کرده است. به اعتقاد او، جنگ شش‌ماهه محدودیت‌های قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا را برای تهران آشکار ساخته و امکان بازگشت به راهبردی را که ۴۷ سال بر سیاست واشنگتن در قبال ایران حاکم بود، از بین برده است.
ایران و شکست‌های سیاسی رؤسای‌جمهور آمریکا
جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته برای رؤسای‌جمهور آمریکا مشکل‌آفرین بوده است. بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹ به شکست جیمی کارتر در انتخابات کمک کرد. ماجرای ایران‌کنترا در دهه ۱۹۸۰ به سابقه سیاست خارجی رونالد ریگان آسیب زد. توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ نیز چنان مناقشه‌برانگیز شد که کنگره آمریکا از بنیامین نتانیاهو دعوت کرد برای مخالفت با سیاست رئیس‌جمهور آمریکا در واشنگتن سخنرانی کند.
ترامپ در ماه فوریه مدعی بود این الگو را برای همیشه خواهد شکست. او جنگ را با هدف نابودی توان نظامی ایران و تغییر حکومت آغاز کرد و گفت برخلاف رؤسای‌جمهور پیشین، فقط درباره تهدید ایران حرف نمی‌زند، بلکه آن را پایان می‌دهد.
شش ماه بعد، ترامپ خود به رئیس‌جمهور دیگری تبدیل شده که در معرض تحقیر سیاسی از سوی ایران قرار دارد. پیامدهای جنگ می‌تواند به موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آسیب برساند. دولت اکنون از سر استیصال می‌کوشد حلقه محاصره اقتصادی را دور ایران تنگ‌تر کند؛ اما سوانسون معتقد است این عملیات بیش از آنکه اقتصاد ایران را تهدید کند، اعتبار آمریکا را به خطر می‌اندازد.
ادامه همان راهبرد ۴۷ساله
جنگ چندوجهی ترامپ برخلاف ادعای دولت، گسستی از گذشته نیست؛ بلکه شدیدترین شکل همان راهبردی است که از سال ۱۹۷۹ بر سیاست آمریکا مسلط بوده است.
جمهوری اسلامی دارای تناقض‌هایی است که سیاست‌گذاران آمریکایی در فهم آنها مشکل داشته‌اند. حکومت هم‌زمان ایدئولوژیک و معامله‌گر است. تهران همچنان به مؤلفه‌های اصلی ایدئولوژی انقلابی، از جمله مخالفت با آمریکا و اسرائیل، پایبند است؛ اما هنگام ضرورت می‌تواند عمل‌گرا باشد. ایران در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های معناداری بر برنامه هسته‌ای خود پذیرفت و در سال ۲۰۲۳ نیز به چند دهه خصومت با عربستان پایان داد و روابط خود با ریاض را عادی کرد.
ایران از طریق برنامه هسته‌ای، گروه‌های نیابتی و تهدید کشتیرانی در دریای سرخ، منافع آمریکا را به خطر می‌اندازد. بااین‌حال، برای بیشتر مردم آمریکا کشوری دوردست و مسئله‌ای فرعی است. جنگ، زیرساخت‌های ایران را ویران، اقتصاد آن را مختل و هزاران فرمانده، نظامی و غیرنظامی را کشته است؛ اما مهم‌ترین تأثیر ملموس آن بر زندگی آمریکایی‌ها افزایش قیمت بنزین بوده است.
واشنگتن برای مواجهه با تناقض‌های جمهوری اسلامی، پیچیدگی مسئله را کنار گذاشت و فشار را به ابزار اصلی سیاست خود تبدیل کرد. این راهبرد دو پایه داشت: تهدید معتبر نظامی و اجبار اقتصادی. تشدید هر دو ابزار در دوره ترامپ، تناقض‌های موجود را حل نکرد، بلکه آنها را عمیق‌تر ساخت.
اعتراض‌های گسترده ژانویه نشان داد ایران از درون مستعد انفجار است، اما جنگ نیز ثابت کرد جمهوری اسلامی تاب‌آوری بالایی دارد و تسلیم نخواهد شد. حملات هوایی توان نظامی حکومت را کاهش داد، ولی جایگاه داخلی آن را تقویت کرد. تهران می‌داند به کاهش تحریم‌ها نیاز دارد، اما هم‌زمان آموخته است که با کنترل تنگه هرمز می‌تواند در برابر هر فشار آمریکا، هزینه‌ای متقابل تحمیل کند.
ایران؛ یک کشور یا یک آرمان انقلابی؟
هنری کیسینجر در سال ۲۰۰۶ گفته بود رهبران ایران باید تصمیم بگیرند نماینده «یک کشور» هستند یا «یک آرمان». منظور او این بود که تهران باید میان ثبات و رفاه مردم از یک سو و جاه‌طلبی‌های انقلابی سال ۱۹۷۹ از سوی دیگر انتخاب کند.
این دیدگاه برای چند دهه مبنای سیاست آمریکا بود. واشنگتن تلاش می‌کرد ایران را با ترکیبی از چند مشوق و تعداد زیادی مجازات، به کنارگذاشتن ریشه‌های انقلابی و رفتاری مانند یک دولت متعارف وادار کند. بزرگ‌ترین ابزار فشار نیز تهدید به حمله یا اشغال نظامی بود.
اما جمهوری اسلامی هیچ‌گاه خود را ملزم به انتخاب یکی از این دو هویت ندیده است. تهران می‌تواند هم‌زمان یک آرمان انقلابی و یک دولت محاسبه‌گر باشد. حکومت با وجود شعارهای تند، برای سال‌ها از درگیری مستقیم با آمریکا اجتناب می‌کرد.
در سال ۱۹۸۸، پس از ورود آمریکا به درگیری‌های مستقیم دریایی با ایران و افزایش احتمال همسویی رسمی ریگان با صدام حسین، روح‌الله خمینی پایان جنگ ایران و عراق را پذیرفت. پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نیز تهران از ترس اینکه هدف بعدی باشد، راه‌هایی برای کاهش تنش با دولت جورج بوش جست‌وجو کرد؛ از جمله توقف برنامه تسلیحات هسته‌ای و فرستادن پیام‌هایی برای بررسی امکان تنش‌زدایی.
اولویت مذاکره‌کنندگان ایرانی چه بود؟
سوانسون می‌گوید هنگامی که در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ عضو تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ بود، متوجه شد مذاکره‌کنندگان ایرانی کمتر از آنچه انتظار داشت بر کاهش تحریم‌ها متمرکز بودند. اولویت مهم‌تر آنان گرفتن تضمین عدم تعرض از آمریکا و اسرائیل بود.
ترس از جنگ مستقیم با آمریکا یکی از دلایل ایجاد شبکه گروه‌های نیابتی ایران بود. جمهوری اسلامی می‌دانست در یک نبرد مستقیم پیروز نمی‌شود؛ بنابراین برای کسب برتری به عرصه‌های غیرمستقیم روی آورد.
اما جنگ امسال سه درس تازه به تهران آموخته است.
نخست، جمهوری اسلامی فهمید که می‌تواند از حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، کشته‌شدن رهبران و تخریب بخش‌های مهم زیرساخت نظامی و غیرنظامی جان سالم به در ببرد. با وجود خسارت‌ها، توان موشکی و پهپادی ایران به‌اندازه‌ای باقی مانده که بتواند تلافی کند و رفت‌وآمد دریایی در هرمز را متوقف سازد.
دوم، ایران دریافت آمریکا تمایلی به اعزام نیروی زمینی ندارد. واشنگتن و اسرائیل در آغاز جنگ عملیات زمینی برای خارج‌کردن مواد هسته‌ای را بررسی کردند، اما به دلیل خطر بالا و تأثیر اندک احتمالی بر تصمیم‌های حکومت، آن را کنار گذاشتند.
جنگ نشان داد تغییر حکومت بدون حمله زمینی امکان‌پذیر نیست، اما حتی تندروترین سیاست‌گذاران آمریکایی نیز چنین اقدامی را علناً توصیه نمی‌کنند. در نتیجه، تهران به این جمع‌بندی رسیده است که توان آمریکا برای شکست نظامی جمهوری اسلامی محدود است.
سوم، ایران شرط بست که در یک جنگ فرسایشی بیشتر از آمریکا دوام خواهد آورد و این محاسبه تاکنون درست بوده است. حکومت ایران آماده است درد و فشار اقتصادی بسیار بیشتری را به مردم خود تحمیل کند، درحالی‌که جامعه آمریکا جنگ را اختیاری و به‌طور فزاینده‌ای یک باتلاق می‌بیند.
ترامپ چند بار تهدید به تشدید حملات کرد، اما با افزایش قیمت انرژی عقب نشست. بنابراین، اعتبار تهدید نظامی آمریکا نسبت به پیش از جنگ کاهش یافته و تهدیدهای مکرر ترامپ از زمان نخستین آتش‌بس در ماه آوریل، تأثیر چندانی بر رفتار تهران نداشته است.
تحریم‌هایی که به هدف سیاسی نرسیدند
دومین ستون سنتی سیاست آمریکا، اجبار اقتصادی است. برخی تحریم‌ها، به‌ویژه محدودیت‌های صادرات نفت، آسیب عمیقی به اقتصاد ایران زده‌اند؛ اما در بیشتر موارد نتوانسته‌اند تغییرات سیاسی موردنظر واشنگتن را ایجاد کنند.
پس از اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۹۷۹، دولت کارتر سرمایه‌گذاری و تجارت آمریکا با ایران را تحریم کرد. این اقدام به روابط گسترده تجاری و دفاعی دو کشور پایان داد، اما صادرات ایران به دیگر نقاط جهان را به میزان چشمگیری محدود نکرد.
کنگره در سال ۱۹۹۶ با تصویب قانون تحریم‌های ایران، سرمایه‌گذاری شرکت‌های غیرآمریکایی در بخش انرژی ایران را نیز هدف قرار داد. در سال ۲۰۱۲، آمریکا و اتحادیه اروپا درآمد نفتی و بانک مرکزی ایران را تحریم کردند و صادرات نفت را تقریباً یک‌شبه به نصف رساندند.
این محدودیت‌ها پس از توافق هسته‌ای کاهش یافتند، اما آمریکا در سال ۲۰۱۸ پس از خروج ترامپ از توافق آنها را بازگرداند. اروپا نیز در سال ۲۰۲۵ با فعال‌شدن سازوکار بازگشت تحریم‌ها، محدودیت‌ها را دوباره اعمال کرد.
فشار حداکثری دولت نخست ترامپ ابتدا ابزاری برای رسیدن به توافق هسته‌ای بهتر معرفی شد. پس از آنکه توافقی حاصل نشد، تحریم‌کردن ایران به هدفی مستقل تبدیل شد. اکنون بیش از سه هزار مورد تحریمی آمریکا تقریباً تمام بخش‌های حکومت و اقتصاد ایران را پوشش می‌دهد.
این تحریم‌ها عمداً پیچیده، چندلایه و متکی بر اختیارات حقوقی متفاوت طراحی شده‌اند و در نتیجه رفع آنها بسیار دشوار است. درعین‌حال، بسیاری از آنها بیشتر نمادین‌اند. تحریم به سیاست پیش‌فرض و آسان واشنگتن تبدیل شد، زیرا ظاهر اقدام قاطعانه داشت و هزینه مستقیمی بر مردم آمریکا تحمیل نمی‌کرد.
محاصره و بازگشت هزینه فشار به آمریکا
ترامپ در جنگ کنونی با محاصره بنادر ایران، فشار اقتصادی را به بالاترین سطح رساند. اما این بار ایران تنگه هرمز را بست و زیرساخت‌های انرژی کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داد. اختلال در انتقال جهانی انرژی باعث شد هزینه سیاست فشار برای نخستین‌بار مستقیماً به مردم آمریکا بازگردد.
  • 👍 1
More from @irananalyses
  1. Sep 28, 2026امارات سفر نتانیاهو را تأیید کرد؛ نمایندگان دو کشور بدون رابطه با اسرائیل نیز در نشست حضور…
  2. Sep 28, 2026معضل ترامپ در برابر ایران؛ توافق بزرگ با خطوط قرمز تهران برخورد کرده است دنی سیترینوویچ، پ…
  3. Sep 28, 2026جنگ ایران یک فرض بنیادین نظامی آمریکا را نابود کرد آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا در برابر م…
  4. Sep 28, 2026ایرانیان بیش از گذشته خواهان تغییرات بنیادین‌اند؛ از ۸ درصد در دو دهه پیش تا حدود ۶۷ درصد…
  5. Sep 28, 2026فشار میانجی‌ها بر ایران برای امتیاز هسته‌ای و احیای مذاکرات با آمریکا پس از رد پیشنهاد آتش…
  6. Sep 27, 2026در این معنا، «میل به منجی» را نباید صرفاً یک ویژگی روان‌شناختی یا فقدان آگاهی سیاسی دانست.…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →