یک حکومت نظامی در حال تحکیم قدرت در ایران است
رسانه: اکونومیست
بخش: خاورمیانه و آفریقا
تاریخ: ۲۰ اوت ۲۰۲۶
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
بیلبوردهای تازهای در تهران نصب شدهاند که هفت مرد قدرتمند ایران پس از کشتهشدن علی خامنهای در حمله اسرائیل در ۲۸ فوریه را نشان میدهند. نکته مهم، غیبت مجتبی خامنهای، رهبر جدیدی است که از زمان انتصاب در انظار عمومی ظاهر نشده است. نشانههای سنتی مذهبی جمهوری اسلامی نیز در این تصاویر دیده نمیشوند و از میان هفت چهره، تنها یک نفر عمامه بر سر دارد.
اکونومیست این بیلبوردها را نشانهای از تحکیم قدرت نسل تازهای از فرماندهان سپاه پاسداران میداند. این فرماندهان که تجربه جنگ و عملیات امنیتی دارند، بیش از مبانی دینی حکومت بر امنیت، کنترل و سرکوب متمرکز شدهاند و بهتدریج جمهوری اسلامی را از یک حکومت دینی به یک دیکتاتوری نظامی تبدیل میکنند. هرچند آنان احتمالا رویکردی کاملا غیرعملگرا در برابر آمریکا ندارند، حکومتهای نظامی معمولا بخشی از مشروعیت خود را از وجود دائمی تهدید جنگ میگیرند و بنابراین ممکن است از رهبران پیشین انعطافناپذیرتر باشند.
محسن رضایی در مرکز بیلبورد و در رأس مجموعهای که «قله امنیت و دفاع کشور» نامیده شده، قرار دارد. او مشاور جدید امنیت ملی، نامزد پیشین ریاستجمهوری و باسابقهترین فرمانده سپاه است که این نیرو را در جنگ ایران و عراق و دوران بازسازی پس از آن رهبری کرد. پنج نفر دیگر لباس نظامی بر تن دارند؛ از جمله فرمانده نیروی دریایی که حملات ایران به کشتیرانی خلیج فارس را مدیریت میکند.
احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، یکی دیگر از چهرههای اصلی این ساختار است. او در سرکوب جنبش زنان علیه حجاب نقش داشته و از بنیانگذاران نیروی قدس، بازوی برونمرزی سپاه و مسئول شبکه نیروهای نیابتی ایران، بوده است. حسین طائب، تنها روحانی حاضر در تصویر، پیشتر ریاست سازمان اطلاعات سپاه را برعهده داشت و اکنون فرمانده بسیج است؛ نیرویی که مأمور جلوگیری از بازگشت معترضان به خیابانها شده است.
برخی ناظران این تحولات را پیروزی کامل تندروهایی میدانند که خواهان اخراج آمریکا از منطقهاند؛ در مقابل عملگرایانی به رهبری محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، که نقش اصلی را در مذاکرات منتهی به تفاهمنامه ۱۷ ژوئن با آمریکا داشت. براساس آن تفاهمنامه، قرار بود آمریکا به حدود پنج دهه دشمنی با ایران پایان دهد، امنیت متحدان منطقهای تهران را تضمین کند، تحریمها را کاهش دهد، درآمدهای نفتی مسدودشده را بازگرداند و ۳۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی پس از جنگ فراهم کند. در مقابل، ایران باید از دستیابی به بمب هستهای صرفنظر و محاصره تنگه هرمز را متوقف میکرد.
اما تنها چند روز پس از امضای تفاهمنامه، درگیریها از سر گرفته شد و تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی به روی کشتیرانی بسته ماند. مهلت تعیینشده برای دستیابی به توافق صلح دائمی در ۱۷ اوت پایان یافت و یک روز بعد، ایران ظاهرا امارات متحده عربی را هدف حمله موشکی قرار داد. امارات نیز در پاسخ، تجارت خود با ایران را متوقف کرد.
برخی ناظران نگراناند فرماندهان سپاه، پس از آنکه خود را در برابر حملات آمریکا و اسرائیل پیروز میبینند، دوباره به کارآمدی استفاده از زور باور پیدا کرده باشند. از این دیدگاه، آنان دستاورد تفاهمنامه را که میتوانست به پایان جنگ و دریافت امتیازات اقتصادی منجر شود، هدر میدهند.
در داخل کشور نیز حکومت جدید سختگیرانهتر به نظر میرسد. گشت ارشاد با حضور گستردهتری به خیابانهای تهران بازگشته و کافههایی را که در اجرای حجاب سهلگیر دانسته میشوند، بازرسی و تعطیل میکند. اعدام علنی مخالفان حکومت از سر گرفته شده و یک عکاس که مشکلات اجتماعی ایران را ثبت میکرد، همراه با مادر و خواهرش در نزدیکی شهری در شمالغرب کشور به ضرب گلوله کشته شده است.
بااینحال، برخی منابع نزدیک به ساختار قدرت رفتار فرماندهان را نه صرفا ایدئولوژیک، بلکه نوعی محاسبه واقعگرایانه میدانند. فرماندهان سپاه تفاهمنامه قالیباف را تأیید کرده بودند، اما به این نتیجه رسیدند که بدون فشار نظامی، آمریکا آن را اجرا نخواهد کرد. واشنگتن باوجود توافق، محاصره جداگانهای در تنگه هرمز برقرار کرد و با همکاری اسرائیل برای خلع سلاح حزبالله اقدام کرد. ایران همچنین نتوانست درآمدهای مسدودشدهای را که آزادی آنها در توافق پیشبینی شده بود، دریافت کند.
این فرماندهان ممکن است همچنان خواهان توافقی باشند که منابع مالی و سرمایه خارجی را به ایران بازگرداند. محسن رضایی پس از جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بازسازی داشت و هنگام نامزدی ریاستجمهوری نیز از سرمایهگذاری خارجی و توافق هستهای حمایت میکرد. یکی از دانشگاهیان نزدیک به رهبران جدید میگوید برداشت آنان این است که ادامه انزوای ایران میتواند کشور و حکومت را از بین ببرد.
برخی ناظران همچنین معتقدند فرماندهان جدید وابستگی عمیقی به حفظ همه هنجارهای اسلامی ندارند و ممکن است سرکوب کافهها تنها امتیازی به پایگاه سنتی حکومت باشد. از این منظر، آنان میتوانند الگویی مشابه محمد بن سلمان در عربستان دنبال کنند: کاهش محدودیتهای اجتماعی، بدون پذیرش اصلاحات سیاسی و تقسیم قدرت.
جمعبندی اکونومیست این است که صرفنظر از اختلاف بر سر میزان عملگرایی فرماندهان، سبک رهبری ایران تغییر کرده است. علی خامنهای نزدیک به چهار دهه میان جناحهای رقیب، اصلاحطلبان و تندروها تعادل برقرار میکرد؛ اما فرماندهان جدید به اقدام مستقیم، نظامی و امنیتی تمایل بیشتری دارند. این تغییر میتواند هم برای جامعه ایران و هم برای امکان توافق با آمریکا پیامدهای سنگینی داشته باشد.
Post #1427
750