چرا جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجاست؟
اقتصاد موازی و مقاوم در برابر تحریم ممکن است دلیل اصلی دوام حاکمیت در برابر محاصره اقتصادی ترامپ باشد
نویسنده: دنی زاکن
رسانه: اسرائیل هیوم
تاریخ: ۲۰ اوت ۲۰۲۶
لینک مقاله
ترجمه و تلخیص: @IranAnalyses
دونالد ترامپ با اعلام آغاز «روز دی اقتصادی» علیه ایران تهدید کرده است هر کشوری که از طریق بانکها، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی برای تهران راه نجاتی فراهم کند، با پیامدهای اقتصادی سنگین روبهرو خواهد شد. این هشدار قاچاق نفت، خطوط مبادله، انتقال پول نقد، صرافیها، ثبت کشتیها و شرکتهای پوششی را شامل میشود و هدف آن قطع کامل منابع مالی و تجاری جمهوری اسلامی است.
در عمل، کشورهای نادیدهگیرنده این خواسته با خطر تحریمهای ثانویه آمریکا مواجه میشوند. مهمترین هدف چین است که همچنان نفت ایران را خریداری و پول آن را پرداخت میکند و از این طریق یکی از حیاتیترین منابع درآمدی حکومت را زنده نگه داشته است. براساس گزارشهای مورد استناد مقاله، ایران دهها میلیون بشکه نفت به ارزش مجموعا حدود شش میلیارد دلار را در نفتکشهای «ناوگان سایه» در اقیانوس هند ذخیره کرده است.
روسیه، پاکستان، ترکیه و عراق نیز همچنان با ایران تجارت و عمدتا از مسیرهای زمینی کالا ارسال میکنند. روسیه علاوه بر مسیرهای زمینی از دریای خزر نیز استفاده میکند. نویسنده انتظار دارد چین و روسیه مانند گذشته در برابر فشار آمریکا مقاومت کنند، اما ترکیه آزمون مهمتری است، زیرا کاخ سفید آن را کشوری دوست میداند و هنوز مشخص نیست ترامپ تا چه اندازه حاضر است بر آنکارا فشار وارد کند.
امارات متحده عربی نیز برای اجرای هرگونه محاصره مالی اهمیت ویژهای دارد، زیرا شماری از نهادهای مالی ایران، از جمله بانک ملی و شرکتهای مرتبط با قرارگاه خاتمالانبیا، در آن کشور فعالیت داشتهاند. اسرائیل هیوم مدعی شده است امارات هنگام مذاکرات ایران و آمریکا بخشی از فعالیتهای مالی نهادهای ایرانی را آزاد کرده بود؛ اما ابوظبی این ادعا را قاطعانه رد کرده و آن را بخشی از یک کارزار رسانهای مغرضانه خوانده است.
پس از آنکه ایران حملات خود به امارات و نفتکشهای این کشور را از سر گرفت، ابوظبی اعلام کرد تمام روابط تجاری و مالی با ایران را تا اطلاع ثانوی متوقف میکند. مقاله میگوید اگر این قطع ارتباط ادامه یابد، میتواند ضربه اقتصادی بزرگی به تهران وارد کند، زیرا امارات یکی از مهمترین مسیرهای مالی و تجاری ایران بوده است.
عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی ایران، گفته است صادرات نفت در وضعیت کنونی تقریبا متوقف شده، اما برنامهریزی حکومت بهگونهای بوده که همچنان به منابعی از ارز خارجی دسترسی دارد. او همچنین احتمال داده است با کاهش درآمدهای نفتی، فعالیت برخی چاههای نفت متوقف شود.
براساس برآورد صندوق بینالمللی پول که در مقاله آمده، اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ بین ۵.۴ تا ۶.۱ درصد کوچک خواهد شد. تولید ناخالص داخلی اسمی نیز نسبت به سال ۲۰۱۷ حدود ۲۹ درصد کاهش یافته و نرخ دلار به حدود دو میلیون ریال رسیده است. بااینحال، پرسش اصلی مقاله این است که آیا چنین فشارهایی میتواند بهتنهایی حکومت را ساقط کند؟
ساسون حداد، سرتیپ بازنشسته و پژوهشگر مؤسسه راهبرد و امنیت اورشلیم، میگوید ایران عملا دارای دو اقتصاد موازی است: اقتصاد عمومی کشور که با سرعت در حال فرسایش است و اقتصاد اختصاصی حکومت که بسیار آهستهتر تضعیف میشود. این اقتصاد موازی به ساختار قدرت امکان میدهد منابع را از اقتصاد عمومی خارج و به نهادهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی حامی حکومت منتقل کند.
یکی از نمونههای مطرحشده، صرافی رمزارزی نوبیتکس است که بهعنوان بخشی از شبکه دورزدن تحریمها، دهها تا صدها میلیون دلار را به ایران منتقل کرده و بخشی از این منابع در اختیار سپاه پاسداران و بانک مرکزی قرار گرفته است. وزارت خزانهداری آمریکا این انتقالها را زیر نظر دارد و بهتدریج مسیرهای بیشتری را مسدود میکند.
اقتصاد سایه به حکومت اجازه میدهد بقای خود را تا اندازهای از وضعیت معیشتی مردم جدا کند. حتی هنگامی که ارزش پول ملی، مصرف خانوارها و فعالیت بخش خصوصی بهشدت کاهش مییابد، حکومت میتواند منابع موجود را برای پرداخت هزینه نهادها و مراکز قدرتی که بقای آن را تضمین میکنند، حفظ کند.
حداد نتیجه میگیرد که کاهش تولید ناخالص داخلی یا افزایش تورم بهتنهایی جمهوری اسلامی را از پا درنخواهد آورد. نقطه شکست زمانی فرا میرسد که حکومت دیگر قادر به تأمین مالی ائتلاف قدرت خود نباشد. برای رسیدن به چنین وضعیتی باید چند عامل همزمان شوند: قطع درآمدهای نفتی، دشواری طولانیمدت در دسترسی به ارز، تورمی که ارزش واقعی دستمزدها را از بین ببرد، فلجشدن فعالیتهای تجاری و مدنی و در نهایت ایجاد شکاف در ائتلاف حاکم. بنابراین، کاهش صادرات بهتنهایی احتمالا در کوتاهمدت به فروپاشی حکومت منجر نخواهد شد.
Post #1426
557