عنوان: همه راهها به تهران ختم میشود؛ چهار جبهه اسرائیل در انتظار نقطه عطف بعدی
نویسنده: دنی زاکن
تاریخ انتشار: ۱۱ اوت ۲۰۲۶
منبع: اسرائیل هیوم
لینک: مطالعه گزارش در اسرائیل هیوم
خلاصه
نویسنده میگوید نزدیک به سه سال پس از حمله هفتم اکتبر و پس از دو جنگ علیه ایران، اسرائیل همچنان در چهار جبهه ایران، غزه، لبنان و سوریه درگیر است. این چهار جبهه به یکدیگر پیوند خوردهاند و از دید نویسنده، به درجات مختلف از تهران هدایت میشوند. آینده همه آنها نیز تا حد زیادی به دو رویداد وابسته است: انتخابات اسرائیل در اواخر اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در اوایل نوامبر.
هیچیک از این درگیریها در آستانه پایان قطعی قرار ندارد، هرچند مذاکرات و فرایندهایی در هر چهار جبهه جریان دارد که ممکن است در نهایت زمینه بازگشت اسرائیل به شرایط عادی را فراهم کند.
ایران؛ کلید اصلی همه جبههها
شرایط کنونی نوعی «بازی برای خریدن زمان» است. همه طرفها تلاش میکنند تصمیم نهایی را به تعویق بیندازند و موقعیت خود را برای مرحله بعدی تقویت کنند.
ترامپ فعلاً تصمیم درباره آغاز یک عملیات گستردهتر علیه ایران را عقب انداخته است؛ زیرا حمله شدید نظامی لزوماً به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر نمیشود.
انتخابات میاندورهای آمریکا نیز در محاسبات ترامپ اهمیت زیادی دارد. افزایش دوباره درگیریها، بهویژه اگر موجب بالا رفتن قیمت بنزین شود، ممکن است اکثریت جمهوریخواهان در کنگره را از بین ببرد.
حفظ اکثریت کنگره برای ادامه برنامههای داخلی ترامپ و همچنین ادامه جنگ علیه ایران ضروری است. اسرائیل نگران است که پیروزی دموکراتها، ترامپ را درگیر نبردهای سیاسی داخلی کند و مانع حلوفصل مسئله ایران شود.
کاهش ذخایر موشک، بمب و بهویژه موشکهای رهگیر آمریکا نیز از دیگر دلایل تأخیر در عملیات نظامی گستردهتر است.
در مقابل، نویسنده فروپاشی اقتصادی ایران را عامل امیدوارکنندهای برای اسرائیل و آمریکا میداند. او با استناد به آمارهای بیرونی مدعی است حدود ۵۵ درصد مردم ایران زیر خط فقر قرار گرفتهاند، حقوق کارکنان بخش دولتی و مستمری بازنشستگان نصف شده و شرکت ملی نفت ایران نیز با بدهیهای گسترده مواجه است.
انتظار برخی محافل در واشنگتن و خاورمیانه این است که اگر فعالیت بخشهای اقتصادی متوقف شود و حکومت دیگر توان پرداخت کامل حقوق اعضای سپاه و بسیج را نداشته باشد، ساختار جمهوری اسلامی از درون دچار فروپاشی شود.
حکومت ایران نیز از این خطر آگاه است. ازاینرو، نگرانیهایی وجود دارد که تهران دیگر نتواند مذاکرات را برای مدت طولانی ادامه دهد و برای تغییر شرایط، حملات علیه نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز را افزایش دهد.
هدف احتمالی ایران از این اقدام میتواند وادارکردن آمریکا به واکنش نظامی و ایجاد بحرانی باشد که با افزایش قیمت انرژی، به موقعیت ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آسیب بزند.
به نوشته مقاله، در حال حاضر تنگه هرمز به روی کشتیرانی ایران بسته و برای سایر کشورها بهصورت محدود باز است.
وضعیت ایران بر سه جبهه دیگر اسرائیل نیز تأثیر مستقیم دارد. نویسنده معتقد است تا زمانی که مسئله ایران حل نشود، درگیریهای غزه، لبنان و سوریه نیز باز خواهند ماند؛ زیرا این جبههها بهطور کامل یا جزئی از تهران هدایت میشوند.
غزه؛ خلع سلاح واقعی یا تاکتیک حماس؟
نفوذ ایران در غزه کمتر از لبنان است. این موضوع ممکن است یکی از دلایل موافقت غیرمنتظره حماس با توافقی باشد که ظاهراً تحویل سلاحهای این گروه را پیشبینی میکند.
«مقاومت مسلحانه» عنصر اصلی هویت حماس است؛ بنابراین، حتی موافقت ظاهری آن با تحویل سلاحها تحولی مهم محسوب میشود.
نویسنده این تصمیم را نتیجه دستاوردهای نظامی اسرائیل در غزه و ایران میداند که فشار زیادی بر حماس وارد کرده و آن را به این نتیجه رسانده است که راهی جز توافق ندارد.
براساس توافق با «هیئت صلح»، سلاحهای حماس تحت نظارت دولت تکنوکرات فلسطینی و نیروهای بینالمللی از مراکش، اوگاندا و کوزوو قرار خواهد گرفت؛ اما این سلاحها ممکن است عملاً همچنان در دسترس حماس باقی بمانند.
نیکولای ملادنوف، مدیرکل هیئت صلح، میگوید اگر خلع سلاح به شیوهای رضایتبخش اجرا نشود، مراحل بعدی شامل بازسازی غزه و عقبنشینی ارتش اسرائیل آغاز نخواهد شد.
اجرای برنامه قرار است از مناطق آزمایشی آغاز شود. نخستین منطقه احتمالی رفح است؛ جایی که کنترل حماس ضعیفتر و نفوذ قبایل مخالف آن بیشتر است.
باوجود اعلام مخالفت صریح نتانیاهو با طرح ۱۵ مادهای، ارتش اسرائیل به نزدیکی «خط زرد» عقب رفته و عملیات تهاجمی گسترده خود را عملاً متوقف کرده است.
اسرائیل و آمریکا درباره ایجاد سازوکارهای مؤثر نظارت و راستیآزمایی خلع سلاح مذاکره میکنند؛ اما تحویل واقعی سلاحها در آینده نزدیک بعید است، زیرا توافق نهایی حاصل نشده و نیروهای خارجی هنوز آماده ورود به غزه نیستند.
فشار همهجانبه ترامپ بر نتانیاهو نیز بعید به نظر میرسد، زیرا در داخل اسرائیل مخالفت گستردهای با عقبنشینی بدون غیرنظامیشدن کامل غزه وجود دارد.
لبنان؛ خوشبینی محتاطانه و احتمال تشدید تنش
جبهه لبنان نسبتاً امیدوارکنندهتر است؛ اما بهدلیل ابهام درباره مراحل بعدی، همچنان ظرفیت بالایی برای تشدید درگیری دارد.
دولتهای اسرائیل و لبنان با استفاده از تضعیف شدید حزبالله، براساس توافقی که حدود دو ماه پیش در واشنگتن امضا شد، در حال مذاکره هستند.
این مسیر مذاکرات تحت هدایت مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، قرار دارد. رویکرد روبیو بر تلاش جیدی ونس برای پیوندزدن پرونده لبنان با جبهه ایران غلبه کرده است.
چارچوب کلی توافق شامل پایان کنترل نظامی حزبالله بر لبنان و سپس عقبنشینی ارتش اسرائیل است؛ اما ضعف ارتش لبنان اجرای آن را دشوار کرده است.
اسرائیل فعلاً اجازه اجرای طرحهای آزمایشی در چند روستای کوچک جنوب لبنان را داده است. نیروهای ارتش لبنان باید این مناطق را از حضور و تسلیحات حزبالله پاکسازی کنند؛ اما هنوز با مقاومت مستقیم و جدی حزبالله مواجه نشدهاند.
ارتش لبنان در شرایط کنونی توان واقعی خلع سلاح حزبالله را ندارد. گزینههای جایگزین شامل استفاده از نیروهای خارجی، حضور نیروهای فرانسوی یا ایتالیایی و تقویت ارتش لبنان از طریق آموزش و تجهیزات است.
پیشنهاد استفاده از نیروهای وابسته به دولت احمد الشرع در سوریه نیز مطرح شده، اما تاکنون پذیرفته نشده است.
فرانسه بهدنبال راهحلی اقتصادی است تا نیروهای ردهپایین حزبالله را به پیوستن به ارتش رسمی لبنان تشویق کند. یکی از مشکلات آن است که حزبالله چند برابر ارتش لبنان به نیروهای خود حقوق میدهد.
ارتش اسرائیل همچنان در منطقه حائل حضور دارد و تونلها و مخفیگاههای حزبالله را کشف میکند. حزبالله نیز از ترس حملات شدید اسرائیل علیه مواضعش در بیروت و دره بقاع، تاکنون از واکنش گسترده خودداری کرده است.
اسرائیل نیز با هماهنگی آمریکا عملیات خود در این مناطق را محدود کرده تا مذاکرات با دولت لبنان ادامه یابد.
نویسنده انتظار پیشرفت چشمگیری را پیش از تعیین تکلیف رویارویی با ایران ندارد، زیرا تهران همچنان مهمترین منبع قدرت، حمایت و تأمین مالی حزبالله است.
سوریه؛ آرامترین جبهه
سوریه آرامترین جبهه از چهار جبهه معرفی شده است، زیرا شبهنظامیان و گروههای وابسته به ایران، بهویژه در مناطق نزدیک اسرائیل، تقریباً بهطور کامل از بین رفتهاند.
ارتش اسرائیل همچنان چند نقطه راهبردی، بهخصوص قله کوه حرمون را در کنترل دارد. این موقعیت امکان نظارت بر مناطقی تا نزدیکی دمشق را فراهم میکند.
اسرائیل قصد ندارد بدون یک توافق امنیتی دقیق و قابلاجرا از این مناطق عقبنشینی کند.
نفوذ ترکیه بر دولت دمشق یکی از نگرانیهای اسرائیل است. اسرائیل همچنین به احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، اعتماد ندارد و به سابقه اسلامگرایانه و مسلحانه او اشاره میکند.
بااینحال، الشرع و کشورهای عربی منطقه بهدلیل ملاحظات اقتصادی و شرایط ناشی از جنگ ایران، خواهان حفظ آرامش در سوریه هستند.
سوریه قرار است در پروژهای برای دورزدن تنگه هرمز نقش محوری داشته باشد. براساس این طرح، خطوط لولهای از کشورهای خلیج فارس به بندر بانیاس سوریه احداث خواهد شد.
شرکتهای آمریکایی، از جمله شورون، قراردادهای مربوط به این پروژه را امضا کردهاند و ساخت خطوط لوله را آغاز کردهاند. نویسنده معتقد است این موضوع یکی از دلایل حمایت «بیشازحد گرم» و دوستانه ترامپ از احمد الشرع است.
مذاکرات اسرائیل و سوریه متوقف شده است، زیرا دولت دمشق حاضر نیست تضمینهای موردنظر اسرائیل برای حفاظت از دروزیها و کردها را ارائه کند. اسرائیل نیز بدون تضمین جلوگیری از حملات از خاک سوریه حاضر به عقبنشینی نیست.
باوجود این اختلافها، حوادث امنیتی همچنان محدود است و احتمال ارائه ابتکار جدید پیش از انتخابات اسرائیل و آمریکا پایین ارزیابی میشود.
نتیجهگیری
استدلال اصلی مقاله این است که تعیین تکلیف رویارویی با ایران، پیششرط حلوفصل پایدار سه جبهه دیگر اسرائیل است. تا زمانی که پرونده ایران باز بماند، درگیریهای غزه، لبنان و سوریه نیز بهطور کامل خاتمه نخواهند یافت.
آمریکا ممکن است برای ایجاد یک دستاورد دیپلماتیک پیش از انتخابات میاندورهای، در یکی از جبهههای غزه، لبنان یا سوریه ابتکاری ارائه کند؛ اما منابع دیپلماتیک مورد استناد مقاله احتمال چنین اقدامی را بالا نمیدانند. انتظار میرود تلاشهای آمریکا بیشتر بر پیشبرد فرایندهای موجود، مانند طرح هیئت صلح در غزه، متمرکز باشد.
Post #1394
937